زهد

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه استرجاعآیه اطعامآیه نبأ


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراج


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمبیشتر


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهادامه


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقبیشتر


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیدستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادهالمراقباتادامه


مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنْیَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَام (ترجمه: امام صادق(ع) فرمود: كسى كه بدنیا زاهد و بى‌رغبت باشد، خدا حكمت را در قلبش بر جا دارد و زبانش را به آن گویا سازد، و او را به عیب‌هاى دنیا و درد و دوایش بینا گرداند، و او را از دنیا سالم بیرون كند و به بهشت دار السلام در آورد.)

کلینی، الكافی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۲۸.

زهد، از فضایل اخلاقی به معنای بی‌رغبتی به دنیا. زهد حالتی نفسانی است که موجب توجه به آخرت، بریدن از غیر خدا و روی آوری به خداوند می‌شود. در قرآن آراسته‌ترین افراد زاهدان معرفی شده و در روایات شیعه، برای زهد آثاری چون نورانیّت قلب، گشایش زبان به حکمت، متوجه شدن به عیوب دنیا و عزیمت سالم از دنیا به آخرت ذکر شده است.

واژه شناسی

زهد در لغت ضد رغبت و حرص به دنیاست،[۱] ولی در اصطلاح به معنای پشت کردن به دنیا و توجه به آخرت و بلکه بریدن و قطع نظر کردن از غیر خدا و روی آوری به خداوند است.[۲] در قرآن از آن تعبیر به فرار به سوی خداوند شده است (فَفرّوا الی الله).[۳]

اهمیت و ضرورت

در آیات و روایات درباره اهمیت زهد مطالبی آمده است. خداوند در سخنی با حضرت موسی(ع)، آراسته‌ترین افراد را زاهدان معرفی کرده[۴] و امام علی(ع) این صفت را از اوصاف اولیه رهبران و اسوگان می‌داند.[۵] همچنین پیامبر اسلام این ویژگی را مایه سعادت[۶] و آسودگی[۷] امت برشمرده است.

زهد در قرآن

امام علی(ع) فرمود تمام زهد بين دو كلمه از قرآن است: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ، وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»[۸]يعنى تا هرگز بر آنچه از دست‌تان رفته اندوه مخوريد، و بر آنچه به شما داد شادى نكنيد، و كسی كه بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شاد نگشت پس زهد را از دو سمت آن (بى اعتنائى به گذشته و آينده) دريافته است.[۹]

زهد در روایت

آنچه در روایات درباره زهد وارد شده، ناظر بر عدم دلبستگی‌ به دنیا، اسراف و زیاده‌روی نکردن و استفاده صحیح از نعمت‌ها و شکر آنها و کوتاهی آرزوها، پرهیز از محرمات و عدم غرور و تکبر است.[۱۰]

در نقلی امام صادق(ع) فرمود: «همه خوبی­‌ها در خانه­‌ای استقرار یافته و کلیدش زهد و بی‌­رغبتی به دنیا قرار داده شده است»[۱۱]

در علم اخلاق

در علم اخلاق زهد در مقابل تعلق به دنیا استفاده می‏‌شود. صفت زهد موجب می‏‌شود که شخص علی رغم برخورداری از دنیا، نسبت به آن بی‌رغبت و بی‌تعلق باشد و در استفاده به قدر كفایت بسنده کند.[۱۲] حالت روحی زاهدانه موثرتر و مهم تر از بعد عملی آن است. به فرموده امام صادق(ع) زاهد حلال خداوند را بر خود حرام نمی‌کند اما اعتمادش به آنچه از مال دنیا دارد بیشتر از اعتمادش به خداوند نیست.[۱۳]

همچنین علمای اخلاق تاکید می‌کنند که زهد در اسلام به معنای رهبانیت و جدا شدن از مردم نیست. شهید مطهری در تفاوت زاهد و راهب به این موضوع اشاره می‌کند که زاهد بر خلاف راهب اجتماع و مسئولیت‌های مدنی خود را ترک نمی‌کند. زاهد بر خلاف راهب به نعمت هایی مثل داشتن همسر و فرزند،‌ سلامت و نظافت پشت نمی‌کند.[۱۴]

آثار زهد

در روایتی از پیامبر برای زهد چهار اثر نورانیّت قلب، گشایش زبان به حکمت، متوجه شدن به عیوب دنیا و عزیمت سالم از دنیا به آخرت ذکر شده است. [۱۵]

مراتب زهد

در روایات برای زهد مراتبی ذکر شده است:

در فقه

طبق نظر برخی از فقها مستحب است در بین مستحقان زکات، در مقدار پرداخت کسانی که از ویژگی زهد برخور دارند بر دیگران ترجیح داده شوند.[۱۷] همچنین بنابر قول برخى از شرایط قاضی، زاهد بودن است.[۱۸] گفته شده هرگاه دو طرف اختلاف، جداگانه به فقیهى رجوع کنند و هر یک از آن دو، خلاف دیگرى حکم صادر کند حکم آن که عالم‌تر و زاهدتر است، نافذ خواهد بود.[۱۹]

نشانه‌های زهد

در روایات شیعه برای زهد نشانه‌هایی چون صبر در برابر حرام[۲۰]، رغبت به کارهای خداپسندانه[۲۱]، بی‌اعتنایی به دنیا[۲۲] و همچنین توجه به آخرت[۲۳] ذکر شده است.

زهد در ادبیات فارسی

ویژگی زهد در ادبیات فارسی و اشعار شاعرانی چون حافظٰٰ[۲۴]، سعدی کاربرد داشته، بیت زیر از مولوی نمونه‌ای از آن است:

گفتا کجاست ایمن، گفتم که زهد و تقوا گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت[۲۵]

تک نگاری‌ها

  1. زهـد در كلام معصومين عليهم السلام، محسن على نجيمى، قم، مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما، ۱۳۸۲ش.
  2. حماسه زهد، بررسی مفهوم و کارکردهای زهد در آرای متفکران مسلمان، علی‌اکبر کیوانفر، تهران، جهاد دانشگاهی، ۱۳۹۳ش.
  3. فقر و زهد، برگرفته از ترجمه المحجه البیضاء، محمدبن‌شاه‌مرتضی فیض‌کاشانی، به‌اهتمام:محمدعلی علی‌دوست، مشهد۷ آستان ‌قدس‌ رضوی، ‌بنیاد پژوهشهای‌ اسلامی، ۱۳۹۴ش.
  4. زهد چیست؟ زاهد کیست؟ تحقیق و ترجمه کتاب الزهد، حسین بن سعید کوفی اهوازی، عبدالله صالحی نجف آبادی، قم، نشر نورالسجاد، ۱۳۹۱ش.
  5. زهد،سید محمد مهدی حسینی همدانی، تهران، نشر اسوه، ۱۳۹۳ش.

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب ج۵، ص۹۷.
  2. مصطفوی، التحقیق، ۱۴۱۶ق، ذیل واژه زهد، ج۴، ص۳۱۱.
  3. سوره ذاریات، آیه۵۰.
  4. ری شهری، میزان الحکمه، ۱۳۷۷- ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۱۶۶، ح۷۶۸۶.
  5. نهج‌البلاغه، خطبه۸۱.
  6. محمد قمی، تفسير كنز الدقائق، ج۷، ص۳۰۱.
  7. طوسی،امالى صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۲۷.
  8. سوره حدید، آیه۲۳.
  9. فیض الاسلام، شرح و ترجمه نهج البلاغه، ج۶، صفحه۱۲۹۱.
  10. ری شهری، میزان الحکمه، ۱۳۷۷-۱۳۷۸ش، ج۵، ص۲۲۲۸و۲۲۲۷.
  11. کلینی، اصول کافی، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۱۰۴.
  12. ابوالفَتح آمدِی، غرر الحكم، ۱۳۹۳ش، ص۴۸، مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۵۲.
  13. مجلسی،‌ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۰.
  14. مطهری،‌ سیری در نهج البلاغه، ص۲۲۱.
  15. مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۱، ح۱۷۴.
  16. کلینى، اصول کافی، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۶۸.
  17. حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۳۳۸.
  18. حلی، السرائر، ج۳، ص۵۳۸.
  19. حلی، تحریرالأحکام، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۱۹.
  20. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۱۳.
  21. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۴۲۷.
  22. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۴۲۷.
  23. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۱۵.
  24. https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh37/ سایت گنجور حافظ، غزل۳۷.
  25. http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh436/ سایت گنجور، غزلیات شمس، غزل شمارهٔ۴۳۶.

منابع

  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه: محمدعلی انصاری، قم، امام عصر(عج)، ۱۳۹۳ش.
  • ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۷-۱۳۷۸ش.
  • صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، قم، نشر مؤسسه بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، آل‌البیت، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریرالأحکام، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، آل‌البیت، ۱۴۱۴ق.
  • قمی مشهدی،محمد، تفسير كنزالدقائق، قم، دار الغدیر، ۱۴۲۳ق.
  • کلینى، محمدبن يعقوب، اصول كافى، چاپ على‌اكبر غفارى، بيروت، ۱۴۰۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۶ق.