مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
شناسه ارزیابی نشده
نارسا

قناعت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه استرجاعآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه اذن


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمزهدشجاعتعفتانصاف


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیدستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادهالمراقبات


قناعت، به معنای اکتفا کردن به‌اندک و در مقابل زیاده‌خواهی است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای، صحیح مصرف کردن نیز آمده، که در ادبیات اقتصادی امروز جهان با واژگانی مانند بهره‌وری، کارآیی، بهینه‌سازی مصرف و صرفه‌جویی بیان می‌شود.


وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکم مِن شَعَائِرِ‌ اللَّهِ لَکمْ فِیهَا خَیرٌ‌ ۖ فَاذْکرُ‌وا اسْمَ اللَّهِ عَلَیهَا صَوَافَّ ۖ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَکلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ‌ ۚ کذَٰلِک سَخَّرْ‌نَاهَا لَکمْ لَعَلَّکمْ تَشْکرُ‌ونَ﴿۳۶﴾ (ترجمه: و شتران فربه را برای شما از [جمله‌] شعایر خدا قرار دادیم: در آنها برای شما خیر است. پس نام خدا را بر آنها -در حالی که برپای ایستاده‌اند- ببَرید و چون به پهلو درغلتیدند از آنها بخورید و به تنگدست [سائل‌] و به بینوا[ی غیر سائل ]بخورانید. این گونه آنها را برای شما رام کردیم، امید که شکرگزار باشید.)

حج، ۳۶.

در لغت و اصطلاح

قناعت در لغت به معنای بسنده کردن به‌اندکی از آنچه مورد نیاز انسان است.[۱][۲] در عربی، «قَنِعَ» را به «رَضِی» و «قَناعت» را به «الرِّضا بالقِسم»، (رضایت داشتن به قسمت) معنا کرده‌اند.[۳] در فرهنگ فارسی نیز قناعت در معنای خرسند بودن به قسمت و بسنده کردن به مقدار اندک، گفته شده است.[۴]

در اصطلاح دینی: صفتی است که با تکرار و تمرین در انسان به صورت ملکه‌ای در می‌آید که باعث خشنودی و راضی شدن به چیز کم و نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی است. شرع مقدس حد و حدود هر چیزی را در مصرف شخص تعیین کرده است. باید توجه داشت که بیشتر از آن حدی که معین شده و بیشتر از حد لزوم صرف و خرج نشود. به بیان دیگر می‌توان گفت: قناعت، رضایت به کم و حسن تدبیر معاش است بدون دوست داشتن زیاده از حد در زندگانی.

اهمیت و ضرورت آن در اسلام

قناعت در فرهنگ اسلامی یکی از شاخص‌های بالندگی و آفرینندگی و خلاقّیت و عزّت بوده که ممکن است در فرد یا یک ملت تحقق یابد. هر کس می‌تواند با توجه به شرایط و وضعیتی که در آن قرار دارد طبق این اصل الهی رفتار کند، و به اقتصاد جامعه کمک کند. حضرت علی(ع) سفارشات زیادی به کارگزاران و فرمانداران خود نسبت به پرهیز از اسراف و تبذیر دارند و آنان را ملزم به صرفه‌جویی و مصرف صحیح بیت المال می‌کند.ایشان می‌فرمایند: نوک قلم‌ها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده‌روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید زیرا که اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.[۵]

در علم اخلاق

در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص استعمال میشود. صفت قناعت موجب میشود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد.[۶]

آثار و برکات قناعت





مراتب قناعت

قناعت دارای دو مرتبۀ عالی و اعلی است؛ مرتبۀ نخست راضی بودن به حد ضرورت و کفاف و مرتبۀ دوم رضایت به کمتر از آن است.[۱۴] قناعت تنها جنبۀ آخرتی ندارد بلکه از نظر سیاسی و اقتصادی نیز ریشه امور است، بسیاری از جهت گیری‌های سیاسی در روابط بین‌الملل بر میزان قناعت صورت می‌گیرد، آبروی سیاسی و اقتصادی و خود کفایی یک مملکت را نیز قناعت حفظ می‌کند.[۱۵]

تفاوت معترّ و قانع

در تفسیر آیه ۳۶ سوره حج آورده‌اند: فرق میان «قانع» و «معتر» این است که قانع به کسی گویند که اگر چیزی به او بدهی قناعت می‌کند و راضی و خشنود می‌گردد و اعتراض و ایراد و خشمی نمی‌گیرد، اما معتر کسی است که به سراغ تو می‌آید و سؤال و تقاضا می‌­کند وای بسا به آنچه می‌دهی راضی نشود و اعتراض کند.[۱۶] برخی گویند قانع کسی است که سؤال می‌کند و معتر کسی است که خود را در معرض اطعام قرار می‌دهد و سؤال نمی‌کند.[۱۷] تفسیر اول طبق روایت صحیح‌تر به نظر می‌رسد.[۱۸] نکتۀ مهم اینکه مقدم شدن قانع بر معتر نشانۀ آن است که آن دسته از محرومانی که عفیف النفس و خویشتن دارند، باید در مقام اول و قبل از دیگران مورد توجه قرار گیرند.[۱۹]

در نگاه امام علی(ع)

امام علی علیه‌السلام:
کفی بِالقَناعَهِ مُلکاً و بِحُسنِ الخلقِ نعیما (ترجمه: پادشاهی در قناعت است و حسن خلق برای انسان کفایت می‌کند.)

نهج البلاغه فیض الاسلام. حکمت ۲۲۰.

امام علی(ع) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به‌اندازه کفایت و رفع نیاز می‌داند. ایشان در تفسیر و ویژگی انسان قانع می‌فرماید: کسی که به‌اندازه کفایت زندگی، از دنیا بردارد به آسایش دست یابد و آسوده‌خاطر گردد درحالی‌ که دنیا‌پرستی کلید دشواری و مرکب رنج و گرفتاری است.[۲۰] برخلاف تعریفی که در کتب لغت آمده است، امام علی(ع) ملاک قناعت را مقدار و بهره‌مندی کم از دنیا نمی‌داند بلکه بهره‌مندی به‌اندازه کفاف و رفع نیاز را ملاک قناعت بیان می‌فرماید و توجه به دنیا بیش از حد نیاز، رسیدن به مرحله دنیاپرستی است که این مرحله انسان را گرفتار می‌سازد هرچند بیان اهل لغت به این معنا که انسان راضی به قسمت خود باشد را نمی‌توان بی‌ارتباط با این احکام دانست.

حرص و طمع نقطه مقابل قناعت؛ امام علی(ع) حرص را که از رذائل اخلاقی به شمار می‌رود، نقطه مقابل و مانع قناعت دانسته و برای رسیدن به قناعت، ریشه‌کنی حرص را گام نخست شمرده ‌است. بنا به فرموده حضرت: «قناعت به دست نمی‌آید مگر اینکه حرص نابود شود».[۲۱] حرص از طریق احساس محرومیت از چیزی ایجاد می‌شود در این صورت فعالیت‌های انسان برای بدست آوردن آن متمرکز خواهد شد.

نشانه افراد قانع

امام علی علیه‌السلام:
مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومُ القَناعَةِ (ترجمه: پایبندی به قناعت، از والایی همّت است.)

تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص۳۹۱، ح ۸۹۹۹

در احادیث شیعی برای افراد قانع، نشانه‌های مختلفی از جمله: آزادگی، مردانگی، همت بلند و سپاسگزارترین مردم ذکر شده است. در روایتی از حضرت علی(ع) آمده است: قانع‌ترین مردم باش تا شکرگزارترین آنان باشی.[۲۲] همچنین در حدیث دیگری آن حضرت فرموده‌اند: زندگی با قناعت نشانه همت بلند است.[۲۳]

پانویس

  1. مفردات راغب، کتاب قاف، ص۴۱۳.
  2. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص۳۸۴
  3. ابن منظور، ۱۹۹۷: ذیل واژه قَنَعَ
  4. معین، ۱۳۸۰: ۷۶۹؛ معلوف، ۱۳۸۳: ۶۵۷
  5. بحارالانوار. ج۴۱. ص۱۰۵.
  6. رجوع کنید به: نراقی، ملا مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص۱۰۴
  7. امام صادق(ع) می‌فرمایند: هر که به معاش اندک خدا راضی گردد خدا هم به عمل اندک او راضی شود.اصول کافی. ج۳. ص۲۰۷. حدیث ۳.
  8. حضرت علی(ع) عزّت و سربلندی انسان را نتیجه قناعت می‌دانند.میزان الحکمه. ج۸. ح ۱۶۸۶۰.
  9. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: اِقنَع بِما اوتیتَهُ یخفَّ علیکَ الحساب (ترجمه: به آنچه داده شدی قناعت ورز تا حساب روز قیامت بر تو سبک و آسان گردد.میزان الحکمه. ج۸. ص۲۸۳ - ۲۸۲.)
  10. رسول خدا(ص) فرمودند: هر که می‌خواهد بی‌نیازترین مردم باشد باید به آنچه در دست خداست اعتمادش بیشتر از آنچه در دست دیگرانست بوده باشد.اصول کافی.ج۳. ص۲۰۹. حدیث ۸.
  11. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خوشا به حال آنکه با اسلام هدایت شود و معیشت او به حد کفاف باشد و قناعت کند. نهج الفصاحه. شماره ۱۹۸۰.
  12. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: هیچ گنجی غنی‌تر از قناعت نیست. جلوه‌های حکمت. اصغر ناظم زاده. ص۴۴۷.
  13. هر مرد و زن با ایمانی که کار نیکی انجام دهد او را زندگی پاکیزه خواهیم بخشید.از حضرت علی(ع) در رابطه با آیه۹۷ سوره نحل، (مَن عمل صالحاً من ذکرٍ او اُنثی و هو مومنَ فلنحیینّهُ حیاهً طیبه) پرسیدند که منظور خداوند از حیاه طیبه چیست؟ آن حضرت فرمودند: هی القناعهِ.
  14. نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۶۳۶.
  15. اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، ص۳۵۸.
  16. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.
  17. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  18. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  19. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.
  20. دشتی، ۱۳۸۴: ۷۰۴
  21. تمیمی آمدی، ۱۳۸۴: ۵ / ۶۶
  22. ارشاد القلوب. جزء اول. ص۱۱۸.
  23. میزان الحکمه. ج۲. ح ۱۶۸۶۳.

منابع

  • قرآن
  • نهج البلاغه
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، جلد: ۱،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، بیروت.
  • پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، علمی، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، ۱۳۸۷ش.
  • خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۲ش.
  • دشتی، محمد، نهج‌البلاغه، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، قم، ۱۳۸۴ش.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب (ترجمۀ طباطبایی)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۶ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل؛ تفسیر مجمع البیان، ترجمه مترجمان، فراهانی، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین (۶ جلد)، مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی - ترجمه کمرهای (۶ جلد)، اسوه، قم، ۱۳۷۵ش.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار (۱۱۱ جلد)،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌جا.
  • محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة (با ترجمه فارسی)، ۱۴ جلد، موسسه علمی فرهنگی‌ دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، قم، ۱۳۸۹ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، نوبت چاپ: بیست و ششم.
  • مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، بی‌جا، چاپ ششم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • ناظم‌زاده قمی، اصغر، جلوه‌های حکمت: گزیده موضوعی کلمات امیرالمومنین علی(ع) در ۲۲۵ موضوع. غرر الحکم و درر الحکم. نهج البلاغه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۵ش.
  • نراقی، مهدی بن ابی‎ذر، جامع السعادات (۳ جلد)، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت.