آیه اصلاح ذات بین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه اصلاح ذات بین
مشخصات آیه
نام آیه: اصلاح ذات بین
واقع در سوره: حجرات
شماره آیه: ۹
جزء: ۲۶
شماره صفحه: ۵۱۶
شأن نزول: درگیری اوس و خزرج
مکان نزول: مدینه
موضوع: اخلاقی
درباره: آشتی مؤمنان
آیات مرتبط: آیه اخوت

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بین


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البین


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیدستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادهالمراقبات

آیه اصلاح ذات بین آیه نهم سوره حجرات است. این آیه برای حفظ و اصلاح جامعه اسلامی و حمایت از جان، مال و ناموس مسلمانان و عدم هتک حرمت اشخاص دستوراتی ارائه داده است. ایجاد صلح و سازش میان دو گروه مؤمن متخاصم، مبارزه با گروه یاغی و اصلاح ذات بین بر اساس معیارهای عادلانه از این دستورات است.
از این آیه چند فرع فقهی استفاده شده است. وجوب کفایی اصلاح ذات البین، عدم ضمانت گروه مصلح در برابر جان و اموال گروه یاغی، ضمانت گروه یاغی در برابر جان و مال گروه مصلح و لزوم اجازه از حاکم شرع برای اعمال قدرت جهت ایجاد صلح و سازش، از جمله این فروع است.
این آیه در ماجرای درگیری میان قبایل اوس و خزرج نازل شد.

متن و ترجمه

وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَ‌ىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ‌ اللَّـهِ ۚ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٩﴾
و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفه‌اى‌] كه تعدّى مى‌كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مى‌دارد.

معرفی و شأن نزول

آیه نهم سوره حجرات در مقام بیان راهکارهایی جهت ایجاد سازش و اصلاح میان دو گروه از مؤمنان متخاصم است. درباره شان نزول این آیه دو نقل آمده است:‌ طبرسی نزول این آیه را درباره دو طایفه اوس و خزرج می‌داند که میان آنان جنگی با لیف خرما و نعلین اتفاق افتاد[۱] و برخی نیز نزول آیه را درباره ماجرای عبدالله بن ابی و عبدالله بن رواحه می‌دانند. طبق این نقل روزی انس به پیامبر اسلام(ص) پیشنهاد می‌کند به دیدن عبدالله بن ابی برود. پیامبر نیز سوار بر الاغی به سوی عبدالله حرکت کرد و زمانی که به نزدیک او رسید، عبدالله به پیامبر گفت دور شو که بو و گرد و خاک مرکبت مرا آزار می‌دهد و این سخن با واکنش عبدالله بن رواحه انصاری و حمایت اقوام آن دو به نزاعی شدید میان دو گروه منجر شد و با چوب و سنگ و کفش به یکدیگر حمله کردند که این آیه نازل شد و از مؤمنان خواست میان ایشان صلح و آشتی برقرار کنند.[۲]

محتوای آیه

صلح و برادری صادقانه را از لوازم ایمان دانسته‌اند به همین دلیل حفظ آن برای حفظ جامعه اسلامی امری اجتناب ناپذیر تلقی شده است.[۳] این آیه را از جمله آیاتی دانسته‌اند که برای حفظ و اصلاح جامعه اسلامی، حمایت از جان، مال و ناموس انسان‌ها در مقابل تجاوزگری دیگران، حفظ آزادی مردم و عدم هتک حرمت اشخاص، دستوراتی صادر کرده است: ۱- اگر میان دو گروه از مومنان درگیری و دشمنی ایجاد شد میان آنها اصلاح و سازش ایجاد کیند؛ چراکه اصلاح ذات البین طبق حدیثی از پیامبر(ص) از بهترین و با فضیلت‌ترین کارهای امت معرفی شده، تا جایی که آن را از نظر درجه از نماز و روزه و صدقه بالاتر دانسته است.[۴] ۲- اگر یک طرف دچار ظلم و تجاوزگری شد همراه گروه مظلوم با آنها بجنگید تا به سازش و اصلاح و به فرمان خدا بازگردد. ۳- زمانی که جنگ تمام شد میان آنها عادلانه حکم کنید.[۵]
در این آیه خداوند از مؤمنان می‌خواهد هرگاه میان دو گروه از مؤمنین درگیری، نزاع و جنگ درگرفت یا زمینه‌های درگیری وجود داشت حتی اگر به جنگ هم ختم نشده است، با احساس مسئولیت از وقوع نزاع پیشگیری کرده میان آن دو گروه سازش و صلح برقرار سازند و این امر را یک واجب کفایی قلمداد می‌کنند.[۶]
برقراری صلح میان دو گروه متخاصم را به صورت مرحله‌ به مرحله دانسته‌اند با این توضیح که در ابتدا با زبان نصیحت و موعظه و دعوت به حکم با آنها برخورد شود و اگر موثر نبود به صورت عملی درگیری را خاتمه دهند.[۷]
در انتهای آیه خداوند دستور به اصلاح ذات بین بر اساس معیارهای عادلانه داده است. علامه طباطبایی اصلاح ذات بین بر اساس عدل را به این معنا می‌داند که بعد از اتمام جنگ عوارض بعدی آن را نادیده نگیرید و احکام الهی را در مورد هر کسی که به او تجاوز شده و حقی از او ضایع شده مثلا کسی از او کشته شده یا مال و ناموس او تضییع شده به اجرا در آورید و از طرف مقابل حق او را استیفا کنید.[۸]

احکام فقهی مستفاد از آیه

برخی از مفسران با استناد به فرازهای این آیه چند فرع فقهی استفاده کرده‌اند:

  • اصلاح میان گروه‌های متخاصم مسلمانان یک امر واجب کفایی است.
  • مبارزه مسلحانه با گروه یاغی پس از طی کردن مراحل اولیه گفتگو و عدم تاثیر آن جایز است.
  • خون‌های یاغیان و متجاوزان و اموال آنها که در این راه از بین می‌رود برای طرف مقابل ایجاد ضمانت نمی‌کند.
  • در مراحل اصلاح از طریق گفتگو اجازه حاکم شرع لازم نیست ولی در مرحله شدت عمل به ویژه جایی که به خون‌ریزی منجر می‌شود گرفتن اجازه حاکم شرع لازم است.
  • در صورتی که گروه یاغی خونی از گروه مصلح بریزد یا اموالی را تضییع کند، ضامن آن است.
  • در مبارزه چون هدف اصلاح دو گروه از مؤمنان است، مساله اسیران جنگی و غنائم مطرح نیست و پس از اتمام جنگ اسیران آزاد گشته و اموال هر طرف بازگردانده می‌شود.[۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۹۹.
  2. واحدی، اسباب نزول القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۴۰۸-۴۰۹.
  3. صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۶ق، ج۲۷، ص۲۳۵.
  4. پاینده، نهج الفصاحه، ۱۳۸۲ش، ص۲۴۰.
  5. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۱۱۳.
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۶۶-۱۶۸.
  7. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۵۰.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۸، ص۴۶۹.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۷۰-۱۷۲.

منابع

  • پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، ۱۳۸۲ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، تفسیر الصافی، تهران، مکتبه الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب العلمیه، ۱۳۷۱ش.
  • واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، محقق كمال بسيونى زغلول، ‏بیروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۱ق.