پرش به محتوا

عقود اسلامی

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از عقود شرعی)

عقود اسلامی یا عقود شرعی به قراردادها[۱] و پیمان‌های دوسویه‌ای[۲] اطلاق می‌شود که از نظر فقهی محکم و بی‌قید و شرط هستند[۳] و شامل روابط مالی و غیرمالی می‌شوند.[۴] این عقود در فقه اسلامی به‌عنوان احکام امضایی شناخته می‌شوند.[۵] در مورد مشروعیت عقود جدید، فقها نظرات متفاوتی دارند؛ برخی صحت آن‌ها را به انطباق با قراردادهای عصر معصومین(ع) موکول می‌کنند،[۶] درحالی‌که گروه دیگری معتقدند رعایت قواعد کلی شرعی برای تأیید شارع کافی است.[۷]

عقود دارای سه رکن‌اند: رکن اول طرفین قرارداد، رکن دوم «صیغه عقد» (شامل ایجاب و قبول) و رکن سوم «موضوع یا چیزی که عقد بر آن واقع می‌شود» مثل جنسی که در معامله خرید و فروش معامله می‌گردد.[۸] هر یک از این ارکان شرایطی دارند؛ برخی مربوط به واقعیت بیرونی‌اند و برخی مربوط به امور درونی عقد.[۹] از شروط مربوط به طرفین، بلوغ و عقل[۱۰] و اختیار و نیز قصد واقعی داشتن است.[۱۱] همچنین «ملکیت» و «قدرت تصرف» بر مال نیز ذکر می‌شود.[۱۲]

شرایط مربوط به صیغه عقد شامل داشتن ایجاب و قبول است؛ مانند واژه‌های «خریدم» و «فروختم» در عقد بیع.[۱۳] بنا‌بر نظر اکثر فقها لازم نیست ایجاب حتماً پیش از قبول باشد،[۱۴] و نیز نباید میان ایجاب و قبول فاصله ایجاد شود[۱۵] هرچند برخی این شرط را نمی‌پذیرند.[۱۶] تصریح به الفاظ عقد نیز از شروط صیغه دانسته شده،[۱۷] عربی بودن در صیغه جز در عقد نکاح ضروری نیست[۱۸] و همچنین صیغه باید با جمله‌های گذشته‌زمانی (ماضی) خوانده شود.[۱۹] «تنجیز» (غیرمعلق بودن عقد به شرط یا صفت دیگر) نیز از شرایط صیغه است.[۲۰] رکن سوم نیز شروطی دارد: از جمله اینکه مورد معامله ارزش مالی داشته باشد[۲۱] و در عقودی مانند اجاره که درباره کار خاص است، باید منفعت و سود داشته باشد.[۲۲]

ردیف نوع تقسیم‌بندی توضیح / تفاوت
۱ عقد صحیح و عقد فاسد صحیح: همه شرایط عقد رعایت شده است.
فاسد: شرایط عقد رعایت نشده است.[۲۳]
۲ عقد جایز و عقد لازم جایز: امکان فسخ دارد.
لازم: امکان فسخ ندارد.[۲۴]
۳ اذنی و عهدی اذنی: باید بین دو طرف الزام و التزام وجود داشته باشد.
عهدی: الزام و التزام ضروری ندارد.[۲۵]
۴ مالی و غیرمالی مالی: موضوع عقد مال است (مثل خریدوفروش).
غیرمالی: موضوع، منافع یا امر غیرمالی است (مثل ازدواج).[۲۶]
۵ تنجیزی و عقد تعلیقی تعلیقی: اجرای عقد وابسته به تحقق چیزی است.
تنجیزی: بدون وابستگی و شرط، انجام می‌شود.[۲۷]
۶ معاوضی و غیرمعاوضی (مَجّانی) معاوضی: تبادل عوض و مُعوَّض وجود دارد.
غیرمعاوضی (مجانی): این تبادل وجود ندارد.[۲۸]
۷ تملیکی و غیرتملیکی بر اساس وجود یا عدم وجود ویژگی تملیک در عقد.[۲۹]
۸ قولی یا فعلی قولی: انجام با صیغه و لفظ.
فعلی: انجام صرفاً با عمل (مانند معامله معاطاتی).[۳۰]

پانویس

  1. ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۴۲۱.
  2. ↑ حائری، فقه العقود، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۸۴.
  3. ↑ خوئی، مصباح الفقاهة، انصاریان، ج۳، ص۶۸.
  4. ↑ سلار، المراسم، منشورات حرمین، ص۱۴۳؛ شهید اول، القواعد والفوائد، مکتبه المفید، ج۱، ص۳۵؛ حائری، فقه العقود، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۹۳.
  5. ↑ خوئی، معتمد العروه، لطفی، ج۱، ص۱۴۷.
  6. ↑ حلی، بحوث فقهیه، المنار، ص۳۸.
  7. ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، دارالتفسیر، ج۱۸، ص۲۲۱.
  8. ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۵َ، ص۴۱۲.
  9. ↑ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۱.
  10. ↑ نجفی، جواهر الکلام،‌ دار إحیاء التراث العربی، ج۲۲، ص۲۶۵.
  11. ↑ نجفی، جواهر الکلام،‌ دار إحیاء التراث العربی، ج۲۲، ص۲۶۰
  12. ↑ سبزواری، مهذب الاحکام،‌ دار التفسیر، ج۱۶، ص۲۹۶.
  13. ↑ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۱.
  14. ↑ حسینی، العناوین الفقهیة، جامعه مدرسین، ج۲، ص۱۶۸؛ حلی، تحریر الأحکام، مؤسسه آل البیت، ج۱، ص۱۶۴.
  15. ↑ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الأعظم، ج۳، ص۱۵۷.
  16. ↑ خوئی، مصباح الفقاهة، انصاریان، ج۳، ص۵۸.
  17. ↑ خوئی، مصباح الفقاهة، انصاریان، ج۳، ص۱۱؛ انصاری، مکاسب، تراث الشیخ الأعظم، ج۳، ص۱۱۷ و ۱۱۹.
  18. ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسه نشر اسلامی، ج۲۳، ص۱۶۹.
  19. ↑ انصاری، مکاسب، تراث الشیخ الأعظم، ج۳، ص۱۳۸و ۱۳۹
  20. ↑ انصاری، مکاسب، تراث الشیخ الأعظم، ج۳، ص۱۶۲
  21. ↑ حسینی، العناوین الفقهیة، جامعه مدرسین، ج۲، ص۲۰۹.
  22. ↑ حسینی، العناوین الفقهیة، جامعه مدرسین، ج۲، ص۲۱۰.
  23. ↑ حسینی، العناوین الفقهیة، جامعه مدرسین، ج۲، ص۴۵۸.
  24. ↑ حسینی، العناوین الفقهیة، جامعه مدرسین، ج۲، ص۴۱.
  25. ↑ خوانساری، منیة الطالب، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۹.
  26. ↑ آملی، کتاب المکاسب والبیع، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۲.
  27. ↑ آملی، کتاب المکاسب والبیع، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۲.
  28. ↑ آملی، کتاب المکاسب والبیع، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۲.
  29. ↑ آملی، کتاب المکاسب والبیع، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۲.
  30. ↑ آملی، کتاب المکاسب والبیع، جامعه مدرسین، ج۱، ص۸۲.

منابع

  • آملی، محمدتقی، کتاب المکاسب والبیع، قم، جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • انصاری، مرتضی، مکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.
  • بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسه نشر اسلامی، بی‌تا.
  • حسینی حائری، سید کاظم، فقه العقود، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۲۳ق.
  • حسینی، سید میر عبد الفتاح، العناوین الفقهیة، قم، جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • حلی، محمدحسین، بحوث فقهیه، نجف، المنار، بی‌تا.
  • خوئی، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، قم، انصاریان، بی‌تا.
  • خوئی، سید ابوالقاسم، معتمد العروه، لطفی، بی‌تا.
  • سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام فی بیان حلال و الحرام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.
  • سلار، حمزه بن عبدالعزیز، المراسم، قم، منشورات حرمین، بی‌تا.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد والفوائد، قم، مکتبه المفید، بی‌تا.
  • مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، احکام معاملات، قم، محبان الحسین، ۱۳۹۰ش.
  • نجفی خوانساری، موسی بن محمد، منیة الطالب، قم، جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.