پرش به محتوا

آب حیات

از ویکی شیعه
الیاس(ع) و خضر(ع) بر سر چشمهٔ آب حیات و اسکندر در پی آن، از دستنویس خمسهٔ نظامی نسخهٔ لیون فرانسه.[۱]

آب حَیات آب چشمه‌ای برشمرده شده که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید آسیب‌ناپذیر و جاودانه می‌شود. در روایات و داستان‌های اسلامی نام سه تن آمده که در پی آب حیات رفته‌اند؛ دو تن از ایشان، الیاس و خضر، از آن آشامیدند و زندگی جاودان یافتند و یکی، ذوالقرنین، ناکام بازگشته است.

در فرهنگ اسلامی، سرچشمهٔ پدیدآمدن اندیشهٔ آب حیات آیاتی از سورهٔ کهف (آیات ۶۰-۹۸)، آیات مربوط به داستان موسی و خضر و آیات مربوط به داستان ذوالقرنین، دانسته شده است. در قرآن سخنی از آب حیات نیست، اما در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت و روایات تاریخی از این مفهوم زیاد یاد شده است. بر این اساس گفته شده که گفته بعضى از مفسران و قصه‌سرايان از اهل تاريخ ماخذى اصيل و قرآنى ندارد.

ایدهٔ آب حیات و یافتن زندگانی جاویدان ایده‌ای با پیشینه‌ای به‌درازی عمر آدمی در جهان و فراگیر در اکثر فرهنگ‌های بشری دانسته شده است. علت پیدایش چنین ایدهٔ فراگیری گریزناپذیری مرگ برشمرده شده است. مفهوم آب حیات در متون صوفیانهٔ اسلامی، به‌خصوص ادب عرفانی فارسی، بسیار به‌کار رفته است. در تصوف، آب حیات نماد عشق و محبت الهی دانسته شده که جاودانی است و هرکه از آن بچشد هرگز فانی نمی‌شود.

چیستی، علت پیدایش و جایگاه

آب حیات آب چشمه‌ای در تاریکی دانسته شده که هر‌کس از آن بخورد یا در آن سروتن بشوید یا جوان می‌شود یا زندگانی همراه با شادکامی خواهد داشت یا زندگانی جاویدان می‌یابد یا عمری دراز پیدا می‌کند.[۲] ایدهٔ آب حیات و یافتن زندگانی جاویدان ایده‌ای با پیشینه‌ای به‌درازی عمر آدمی در جهان و فراگیر در اکثر فرهنگ‌های بشری دانسته شده است.[۳]

نظر به فراگیری فرهنگی این مفهوم، در فرهنگ‌های مختلف از آن با نام‌های متفاوت یاد شده است: آب زندگانی، آب زندگی، آب جاودانگی، آب جوانی، آب حيوان، آب خضر، چشمهٔ خضر، نوش، انوش، نوشابه، آب بقاء، عين الحيوة، نهر الحيوة، ینبوع الشباب، Fountain of Youth و Water of Life.[۴]

علت پیدایش چنین ایدهٔ فراگیری گریزناپذیری مرگ برشمرده شده است.[۵] گفته شده میل به جاودانگی و گریزناپذیری مرگ در انسان موجب شد که او که در افسانه و تاریخ راه‌هایی به‌سوی عمر ابدی بگشاید و اگر نه در عالم واقع، لااقل در اندیشه و خیال خود برای تحقق آن بکوشد.[۶] در فرهنگ ملل مختلف، مفهوم آب حیات از جمله در ادیان هند، حماسه‌ای از بین النهرین دوران باستان (حماسهٔ گیلْگَمش)، حماسهٔ ملی ایرانیان (در شاهنامه)، حماسه‌‌ای از یونان باستان (ایلیاد هومر) و ادیان سامی (در مسیحیت و اسلام) نشان داده شده است.[۷]

قصص الانبیاء نیشابوری (قرن پنجم قمری):
خضر و الیاس تا روز قیامت نمیرند كه هر دو آب زندگانی خورده‌اند. و خضر همه روز در بیابان‌ها گردد و الیاس در میان دریاها گردد تا كسی كه راه را غلط كرده بود، به راه باز آرند، و شب به سد ذوالقرنین روند و تا روز آنجا عبادت كنند خدای تعالی را، و تا قیامت شغل ایشان است.[۸]

در فرهنگ اسلامی

در فرهنگ و اعتقادات اسلامی آب حیات آب چشمه‌ای برشمرده شده که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید آسیب‌ناپذیر و جاودانه می‌شود.[۹] گفته شده که در روایات و داستان‌های اسلامی نام سه تن آمده است که در پی آب حیات رفته‌اند؛[۱۰] دو تن از ایشان، الیاس (یا ادریس) و خضر، از آن آشامیدند و زندگی جاودان یافتند و یکی، ذوالقرنین (یا اسکندر)، ناکام بازگشت.[۱۱]

به‌نظر برخی محققان، سرچشمهٔ پدیدآمدن اندیشهٔ آب حیات در فرهنگ اسلامی آیاتی از سورهٔ کهف (آیات ۶۰-۹۸)، آیات مربوط به داستان موسی و خضر و آیات مربوط به داستان ذوالقرنین، است.[۱۲] به‌نظر محمد استعلامی، عرفان‌پژوه ایرانی، برخی روایات این سه جاودانه در فرهنگ اسلامی با یکدیگر و با روایات و افسانه‌های دیگری در فرهنگ مشرق‌زمین آمیخته شده است.[۱۳]

گفته شده که مفهوم آب حیات بازتاب گسترده‌ای در فرهنگ، هنر، تصوف و ادب اسلامی داشته است.[۱۴] برای نمونه، در میان آثار اسلامی و شیعی آثاری با عناوین مرتبط با اصطلاح آب حیات گزارش شده است؛ از جمله در آثار شیعی، آثار متعدد با عنوان عین الحیات (از جمله عین الحیات دربارهٔ اخلاق از محمدباقر مجلسی)[۱۵] و آب حیات (از جمله رسالهٔ دربارهٔ کلام شیعی از محمدجعفر شريعتمدار استرآبادی، درگذشت: ۱۲۶۳ق)[۱۶] گزارش شده است. همچنین، در هنر اسلامی، برای نمونه در نگارگری، نگاره‌هایی با مضمون آب حیات در داستان الیاس و خضر و ذوالقرنین (برای نمونه در نسخه‌های اسکندرنامه از نظامی گنجوی) گزارش شده است.[۱۷]

در روایات

گفته شده که در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت و روایات تاریخی مفهوم آب حیات در روایات و داستان‌های بسیاری نقل‌شده آمده است؛[۱۸] در یک پژوهش آمده که بیشتر احادیث شیعه در این زمینه با احادیث اهل‌سنت همانند است.[۱۹] ازجمله این روایات و داستان‌ها به این موارد اشاره شده است:

  • دربارهٔ الیاس(ع): دربارهٔ او در قصص قرآن آمده که او با خوردن آب حیات تا قیامت زنده خواهد ماند.[۲۰] بر این اساس، خداوند او را مسئول دریاها کرده تا در آنجا بگردد و گمشدگان را راهنمایی کند.[۲۱]
  • در داستان موسی(ع) و یوشع بن نون(ع): در برخی از این منابع، آبی که موجب زنده‌شدن ماهی نمک‌سودشده موسی(ع) و همراهش یوشع بن نون می‌شود آب حیاتی دانسته شده که به آن ماهی می‌رسد.[۲۲]
  • دربارهٔ خضر(ع): دربارهٔ او هم در قصص قرآن آمده که با خوردن آب حیات تا قیامت زنده خواهد ماند و خداوند او را مسئول خشکی‌ها کرده تا گمشدگان را راهنمایی کند.[۲۳] در روایتی از امام رضا(ع)، خضر(ع) از جمله نوشندگان آب حیات برشمرده شده که زندگانی طولانی دارد و تا نفخ صور نخواهد مرد.[۲۴]
  • در داستان خضر(ع) و ذوالقرنین: در روایتی طولانی از امام علی(ع) نقل شده که خضر از جمله کسانی بوده که ذوالقرنین او را برای یافتن آب حیات و چشمهٔ آن می‌فرستد. خضر(ع) پس از یافتن آن چشمه در مکانی تاریک، در آب غوطه‌ور می‌شود و عمر طولانی می‌یابد. پس از آن ذوالقرنین برای یافتن آن چشمه تلاش می‌کند و موفق به یافتن آن نمی‌شود.[۲۵] در برخی روایات‌ها از این داستان، الیاس و خضر با یکدیگر مأمور می‌شوند و به آب حیات می‌رسند و زندگی طولانی می‌یابند و اسکندر در یافتن این آب ناکام می‌ماند.[۲۶]
  • در برخی روایات مربوط به قیامت: در روایتی از پیامبر(ص) آمده که آب حیات آب نهری در دروازهٔ بهشت است که برخی از سوختگان جهنم را، که مورد شفاعت قرار گرفته‌اند، با آن حیات دوباره می‌بخشند.[۲۷]
یافتن چشمهٔ آب حیات توسط خضر و الیاس در اسکندرنامهٔ نظامی گنجوی

بدانست کان چشمهٔ جان‌فزای
به آب حیات آمدش رهنمای
بخورد آب حیوان به فرخندگی
بقای ابد یافت در زندگی
همان یار خود را خبردار کرد
که او نیز خورد آب از آن آب‌خَورْد
سکندر که جست آب حیوان ندید
نجسته به خضر آب حیوان رسید[۲۸]

در قرآن

در پژوهشی گفته شده که در قرآن سخنی از آب حیات در تاریکی و اشتیاق برای نوشیدن آن نیست؛[۲۹] این به‌رغم آن است که مفهوم آب حیات در روایات و تفاسیر اسلامی در ذیل داستان موسی و خضر از سورهٔ کهف آمده است.[۳۰]

از نظر سید محمدحسین طباطبایی،‌ مفسر شیعه، در این آیات خبری از داستان آب و چشمهٔ حیات نیست و گفته بعضى از مفسران و قصه‌سرايان از اهل تاريخ ماخذى اصيل و قرآنى كه بتوان به آن استناد جست ندارد.[۳۱] از نظر او، وجدان حسى هم وجود این چشمه و آبی را تأييد نمی‌کند؛ زیرا در هيچ ناحيه‌ای از كره زمين چنين چشمه‌اى يافت نشده است.[۳۲]

در تصوف اسلامی

بنابر برخی پژوهش‌ها، مفهوم آب حیات در متون صوفیانهٔ اسلامی، به‌خصوص ادب عرفانی فارسی، بسیار به‌کار رفته و تنوع مفهومی فراوانی یافته است.[۳۳] در تصوف، آب حیات نماد عشق و محبت الهی دانسته شده که جاودانی است و هرکه از آن بچشد هرگز معدوم و فانی نمی‌شود.[۳۴] براین اساس، برخی احتمال داده‌اند که دلیل معرفی خضر(ع) در متون صوفیانه به‌عنوان انسان کامل و راهنمای سالکان دستیابی او به آبِ حیاتِ عشق و محبت الهی است.[۳۵]

به‌نوشتهٔ استعلامی، در ادب صوفیانهٔ فارسی، مخصوصاً در کلام مولوی و حافظ، آب حیات به‌معنای معرفت جهان آخرت و دریافت‌های اهل معنا از عالم غیب به‌کار رفته است؛[۳۶] آنچنان که در مثنوی معنوی آمده است:

جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر
تا که در هر کوزه چه بْوَد آن نگر
کوزهٔ آن تن پر از آب حیات
کوزهٔ این تن پر از زهر ممات[۳۷]

یا در دیوان حافظ چنین آمده است:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند[۳۸]


پانویس

  1. ↑ «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources.
  2. ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱؛ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  3. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  4. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  5. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  6. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
  7. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  8. ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
  9. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
  10. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶.
  11. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  12. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  13. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
  14. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱-۱۲.
  15. ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۳۶۹-۳۷۰.
  16. ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱.
  17. ↑ برای نمونه نگاه کنید: «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources.
  18. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
  19. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
  20. ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
  21. ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
  22. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۷۴۲؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۱، ص۱۵.
  23. ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
  24. ↑ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۹۰.
  25. ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۱-۴۲.
  26. ↑ نظامی گنجوی، گزیدهٔ اسکندرنامه، ۱۳۷۳ش، ص۲۷۶-۲۷۷.
  27. ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۲۹.
  28. ↑ نظامی گنجوی، گزیدهٔ اسکندرنامه، ۱۳۷۳ش، ص۲۷۶-۲۷۷.
  29. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۸.
  30. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۸.
  31. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
  32. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
  33. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲.
  34. ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱.
  35. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱.
  36. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
  37. ↑ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، ص۸۴۱.
  38. ↑ حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۷۲.

منابع

  • استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق محمد زهير بن ناصر الناصر، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • بخش ادبیات، «آب حیات»، در دایرة‌ المعارف بزرگ اسلامی (ج۱)، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • حافظ شیرازی، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، تحقیق پرویز ناتل خانلری، تهران، انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۲ش.
  • خسروانی شریعتی، سید محمود، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، در نشریهٔ مشکوة، شمارهٔ ۳۰، بهار ۷۰.
  • «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources، درج: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ش، بازدید: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ش.
  • سجادی، سید جعفر، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، کتابخانهٔ طهوری، ۱۳۵۴ش.
  • شریفی، محمد، فرهنگ ادبیات فارسی، تهران، فرهنگ نشر نو و انتشارات معین، ۱۳۸۷ش.
  • صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۲ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی و سید فضل‌الله یزدی طباطبایی، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • مولوی، جلال‌الدین محمد، مثنوی معنوی، تحقیق توفیق هاشم‌پور سبحانی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف، گزیدهٔ اسکندرنامه، به‌کوشش عبدالمحمد آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،۱۳۷۳ش.
  • نیشابوری، ابراهیم بن منصور، قصص الانبیاء، تحقیق حبیب یغمایی، تهران،‌ انتشارات علمی و فرهنگی،۱۳۸۲ش.
  • یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۱ش.