آب حیات

آب حَیات آب چشمهای برشمرده شده که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید آسیبناپذیر و جاودانه میشود. در روایات و داستانهای اسلامی نام سه تن آمده که در پی آب حیات رفتهاند؛ دو تن از ایشان، الیاس و خضر، از آن آشامیدند و زندگی جاودان یافتند و یکی، ذوالقرنین، ناکام بازگشته است.
در فرهنگ اسلامی، سرچشمهٔ پدیدآمدن اندیشهٔ آب حیات آیاتی از سورهٔ کهف (آیات ۶۰-۹۸)، آیات مربوط به داستان موسی و خضر و آیات مربوط به داستان ذوالقرنین، دانسته شده است. در قرآن سخنی از آب حیات نیست، اما در منابع روایی شیعه و اهلسنت و گزارشهای تاریخی از این مفهوم زیاد یاد شده است. ازاینرو، برخی گفتههای مفسران و قصهسرایان تاریخی درباره آب حیات، فاقد مستند قرآنی دانسته شده است.
ایدهٔ آب حیات و یافتن زندگانی جاویدان ایدهای با پیشینهای بهدرازی عمر آدمی در جهان و فراگیر در اکثر فرهنگهای بشری دانسته شده است. علت پیدایش چنین ایدهٔ فراگیری گریزناپذیری مرگ برشمرده شده است. مفهوم آب حیات در متون صوفیانهٔ اسلامی، بهخصوص ادب عرفانی فارسی، بسیار بهکار رفته است. در تصوف، آب حیات نماد عشق و محبت الهی دانسته شده که جاودانی است و هرکه از آن بچشد هرگز فانی نمیشود.
قصص الانبیاء نیشابوری (قرن پنجم قمری):
خضر و الیاس تا روز قیامت نمیرند كه هر دو آب زندگانی خوردهاند. و خضر همه روز در بیابانها گردد و الیاس در میان دریاها گردد تا كسی كه راه را غلط كرده بود، به راه باز آرند، و شب به سد ذوالقرنین روند و تا روز آنجا عبادت كنند خدای تعالی را، و تا قیامت شغل ایشان است.[۲]
جایگاه در فرهنگ اسلامی
در فرهنگ و اعتقادات اسلامی آب حیات آب چشمهای برشمرده شده که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید آسیبناپذیر و جاودانه میشود.[۳] گفته شده که در روایات و داستانهای اسلامی نام سه تن آمده است که در پی آب حیات رفتهاند؛[۴] دو تن از ایشان، الیاس (یا ادریس) و خضر، از آن آشامیدند و زندگی جاودان یافتند و یکی، ذوالقرنین (یا اسکندر)، ناکام بازگشت.[۵]
بهنظر برخی محققان، سرچشمهٔ پدیدآمدن اندیشهٔ آب حیات در فرهنگ اسلامی آیاتی از سورهٔ کهف (آیات ۶۰-۹۸)، آیات مربوط به داستان موسی و خضر و آیات مربوط به داستان ذوالقرنین، است.[۶] بهنظر محمد استعلامی، عرفانپژوه ایرانی، برخی روایات این سه جاودانه در فرهنگ اسلامی با یکدیگر و با روایات و افسانههای دیگری در فرهنگ مشرقزمین آمیخته شده است.[۷]
گفته شده که مفهوم آب حیات بازتاب گستردهای در فرهنگ، هنر، تصوف و ادب اسلامی داشته است.[۸] برای نمونه، در میان آثار اسلامی و شیعی آثاری با عناوین مرتبط با اصطلاح آب حیات گزارش شده است؛ از جمله در آثار شیعی، آثار متعدد با عنوان عین الحیات (از جمله کتاب عین الحیات دربارهٔ اخلاق از محمدباقر مجلسی)[۹] و آب حیات (از جمله رسالهای دربارهٔ کلام شیعی از محمدجعفر شريعتمدار استرآبادی، درگذشت: ۱۲۶۳ق)[۱۰] گزارش شده است.
همچنین، در قصههای نقلشده در کتابهای قصص القرآن، مفهوم آب حیات در قصهٔ الیاس(ع) و خضر(ع) آمده است.[۱۱] دربارهٔ الیاس(ع) آمده که او با خوردن آب حیات تا قیامت زنده خواهد ماند و خداوند او را مسئول دریاها کرده تا در آنجا بگردد و گمشدگان را راهنمایی کند.[۱۲] دربارهٔ خضر(ع) هم آمده که با خوردن آب حیات تا قیامت زنده خواهد ماند و خداوند او را مسئول خشکیها کرده تا گمشدگان را راهنمایی کند.[۱۳] همچنین، در هنر اسلامی، برای نمونه در نگارگری، نگارههایی با مضمون آب حیات در داستان الیاس و خضر و ذوالقرنین (برای نمونه در نسخههای اسکندرنامه از نظامی گنجوی) گزارش شده است.[۱۴]
در روایات
مفهوم آب حیات در منابع روایی شیعه و اهلسنت و برخی روایات تاریخی آمده است؛[۱۵] در یک پژوهش آمده که بیشتر احادیث شیعه در این زمینه با احادیث اهلسنت همانند است.[۱۶] ازجمله این روایات به این موارد اشاره شده است:
- در داستان موسی(ع) و یوشع بن نون(ع): در برخی از این منابع، آبی که به ماهی نمکسودشده میرسد و موجب زندهشدن آن میشود، همان آب حیات دانسته شده است.[۱۷]
- دربارهٔ خضر(ع): در روایتی از امام رضا(ع)، خضر(ع) از جمله نوشندگان آب حیات برشمرده شده که زندگانی طولانی دارد و تا نفخ صور نخواهد مرد.[۱۸]
- در داستان خضر(ع) و ذوالقرنین: در روایتی طولانی از امام علی(ع) نقل شده که خضر از جمله کسانی بوده که ذوالقرنین او را برای یافتن آب حیات و چشمهٔ آن میفرستد. خضر(ع) پس از یافتن آن چشمه در مکانی تاریک، در آب غوطهور میشود و عمر طولانی مییابد. پس از آن ذوالقرنین برای یافتن آن چشمه تلاش میکند و موفق به یافتن آن نمیشود.[۱۹]
- دربارهٔ امام زمان(ع): در یکی از دعاهای شیعی به امام زمان(ع) با عنوان عین الحیات (چشمهٔ زندگانی) سلام داده شده است.[۲۰] حسین وحید خراسانی، مرجع تقلید شیعه، در تفسیر این عبارت با تکیه بر آیه ۳ سورهٔ ملک آب حیات را علم الهی دانسته که در سینهٔ امام زمان(ع) قرار دارد و با ظهور او جریان خواهد یافت.[۲۱]
- دربارهٔ آب نهری در قیامت: در روایتی در صحیح بخاری از پیامبر(ص) آمده که آب حیات آب نهری در دروازهٔ بهشت است که برخی از سوختگان جهنم را، که مورد شفاعت قرار گرفتهاند، با آن حیات دوباره میبخشند.[۲۲]
بدانست کان چشمهٔ جانفزای
به آب حیات آمدش رهنمای
بخورد آب حیوان به فرخندگی
بقای ابد یافت در زندگی
همان یار خود را خبردار کرد
که او نیز خورد آب از آن آبخَورْد
سکندر که جست آب حیوان ندید
نجسته به خضر آب حیوان رسید[۲۳]
در قرآن
در پژوهشی گفته شده که در قرآن سخنی از آب حیات در تاریکی و اشتیاق برای نوشیدن آن نیست؛[۲۴] این بهرغم آن است که مفهوم آب حیات در روایات و تفاسیر اسلامی در ذیل داستان موسی و خضر از سورهٔ کهف آمده است.[۲۵]
از نظر سید محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، در این آیات سخنی از آب یا چشمهٔ حیات نیامده است و گزارش برخی مفسران و قصهسرایان تاریخی دربارهٔ آن، مستند قرآنی معتبری ندارد.[۲۶] از نظر او، تجربه حسى هم وجود این چشمه را تأييد نمیکند؛ زیرا در هيچ نقطهای از كره زمين چنين چشمهاى يافت نشده است.[۲۷]
در تصوف اسلامی
بنابر برخی پژوهشها، مفهوم آب حیات در متون صوفیانهٔ اسلامی، بهخصوص ادب عرفانی فارسی، بسیار بهکار رفته و تنوع مفهومی فراوانی یافته است.[۲۸] در تصوف، آب حیات نماد عشق و محبت الهی دانسته شده که جاودانی است و هرکه از آن بچشد هرگز نابود نمیشود.[۲۹] براین اساس، برخی احتمال دادهاند که دلیل معرفی خضر(ع) در متون صوفیانه بهعنوان انسان کامل و راهنمای سالکان دستیابی او به آبِ حیاتِ عشق و محبت الهی است.[۳۰]
همچنین، در تفسیر عرفانی دیگر از این مفهوم، سید حیدر آملی، از عارفان شیعه، چشمهٔ آب حیات را باطن اسم «حی» برشمرده که هرکس از آن بنوشد هرگز نمیمیرد.[۳۱] از نظر او، در حقیقت این چشمهْ چشمهٔ ولایت و نبوت است که در ظلمات دنیا قرار گرفته است.[۳۲] سید حیدر آملی راه رهایی سالک از تاریکی دنیا را رسیدن به آن چشمه و نوشیدن از آب آن میداند.[۳۳]
بهنوشتهٔ استعلامی، در ادب صوفیانهٔ فارسی، مخصوصاً در کلام مولوی و حافظ، آب حیات بهمعنای معرفت جهان آخرت و دریافتهای اهل معنا از عالم غیب بهکار رفته است؛[۳۴] آنچنان که در مثنوی معنوی آمده است:
یا در دیوان حافظ چنین آمده است:
جایگاه در دیگر فرهنگها و ریشهٔ فراگیری فرهنگی آن
در فرهنگهای دیگر، آب حیات آب چشمهای در تاریکی دانسته شده است که نوشیدن آن یا شستوشوی بدن با آن، موجب جوانی، زندگی همراه با شادکامی، جاودانگی یا طول عمر میشود.[۳۷] ایدهٔ آب حیات و یافتن زندگانی جاویدان ایدهای با پیشینهای بهدرازی عمر آدمی در جهان و فراگیر در اکثر فرهنگهای بشری دانسته شده است.[۳۸]
نظر به فراگیری فرهنگی این مفهوم، در فرهنگهای مختلف از آن با نامهای متفاوت یاد شده است: آب زندگانی، آب زندگی، آب جاودانگی، آب جوانی، آب حيوان، آب خضر، چشمهٔ خضر، نوش، انوش، نوشابه، آب بقاء، عين الحيوة، نهر الحيوة، ینبوع الشباب، Fountain of Youth و Water of Life.[۳۹]
علت پیدایش چنین ایدهٔ فراگیری گریزناپذیری مرگ برشمرده شده است.[۴۰] گفته شده میل به جاودانگی و گریزناپذیری مرگ در انسان موجب شد که او در افسانه و تاریخ راههایی به سوی عمر ابدی بجوید و دستکم در خیال خود آن را محقق کند.[۴۱] مفهوم آب حیات در فرهنگ ملل مختلف نشان داده شده است، از جمله در برخی حماسههای هندی، حماسهای از بین النهرین دوران باستان (حماسهٔ گیلْگَمش)، حماسهٔ ملی ایرانیان (در شاهنامه)، حماسهای از یونان باستان (ایلیاد هومر) و ادیان سامی (در مسیحیت و اسلام).[۴۲] برای نمونه در مسیحیت این مفهوم در مکاشفهٔ یوحنا در عهد جدید آمده است.[۴۳]
پانویس
- ↑ «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources.
- ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶.
- ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱-۱۲.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۳۶۹-۳۷۰.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱.
- ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
- ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
- ↑ نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources.
- ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
- ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۷۴۲؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۱، ص۱۵.
- ↑ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۹۰.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۱-۴۲.
- ↑ سید بن طاووس، جمال الاسبوع، قم، ص۳۷.
- ↑ «عین الحیاة کیست؟ حضرت آیتالله وحید خراسانی تشریح کردند»، در تارنمای شفقنا.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۲۹.
- ↑ نظامی گنجوی، گزیدهٔ اسکندرنامه، ۱۳۷۳ش، ص۲۷۶-۲۷۷.
- ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۱-۴۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲.
- ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱.
- ↑ سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۴۲۶ق، ص۳۸۱.
- ↑ سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۴۲۶ق، ص۳۸۱-۳۸۲.
- ↑ سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۴۲۶ق، ص۳۸۲.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
- ↑ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، ص۸۴۱.
- ↑ حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۷۲.
- ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱؛ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
- ↑ عهد جدید، کتاب مکاشفه، باب ۵، آیهٔ ۲۲، ص۱۱۸۱.
منابع
- استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق محمد زهير بن ناصر الناصر، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
- بخش ادبیات، «آب حیات»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی (ج۱)، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- حافظ شیرازی، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، تحقیق پرویز ناتل خانلری، تهران، انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۲ش.
- خسروانی شریعتی، سید محمود، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، در نشریهٔ مشکوة، شمارهٔ ۳۰، بهار ۷۰.
- «خمسهٔ نظامی. ۱۰۲۷ق»، در کانال تلگرامی MDHN HQ Resources، درج: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ش، بازدید: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ش.
- سجادی، سید جعفر، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، کتابخانهٔ طهوری، ۱۳۵۴ش.
- سید بن طاووس، علی بن موسی، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، قم، منشورات الرضی، بیتا.
- سید حیدر آملی، حیدر بن علی، جامع الاسرار و منبع الانوار، تحقیق هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۲۶ق.
- صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۲ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی و سید فضلالله یزدی طباطبایی، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.
- عهد جدید ( براساس کتاب مقدس اورشلیم)، ترجمهٔ پیروز سیار، تهران، نشر نی، ۱۳۹۷ش.
- «عین الحیاة کیست؟ حضرت آیتالله وحید خراسانی تشریح کردند»، در تارنمای شفقنا، درج: ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ش، بازدید: ۲۲ مهر ۱۴۰۵.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- مولوی، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، تحقیق توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۳ش.
- نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف، گزیدهٔ اسکندرنامه، بهکوشش عبدالمحمد آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،۱۳۷۳ش.
- نیشابوری، ابراهیم بن منصور، قصص الانبیاء، تحقیق حبیب یغمایی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،۱۳۸۲ش.
- یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و داستانوارهها در ادبیات فارسی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۱ش.