مقاله قابل قبول
استناد ناقص

سید مرتضی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از سید مرتضى)
پرش به: ناوبری، جستجو
علی بن حسین بن موسی بن محمد

مرقد منسوب به سید مرتضی در کاظمین
زادروز ۳۵۵ق.
درگذشت ۴۳۶ق.
آرامگاه کاظمین و به قولی کربلا
محل زندگی بغداد
استادان شیخ مفید و أبوعبدالله محمد بن عمران مرزبانی بغدادی
شاگردان شیخ طوسی، سلار دیلمی، ابن براج، محمد بن علی کراجکی.
نقش‌های برجسته فقیه، متکلم، اصولی، شاعر
لقب سید مرتضی، شریف مرتضی و علم الهدی
دین اسلام
مذهب شیعه
آثار الانتصار، الشافی فی الامامة، المحکم و المتشابه، تنزیه الانبیاء، دیوان المرتضی، الغرر و الدرر (یا امالی مرتضی)، الذریعة الی اصول الشریعة.
خویشاوندان سید رضی، حسین ‌بن موسى علوى


علی بن حسین بن موسی (۳۵۵-۴۳۶ق) معروف به سیدِ مرتضی، شریف مرتضی و علم الهدی، فقیه و متکلم امامی و از شخصیت‌های پرنفوذ اجتماعی شیعه در دوره آل بویه بود. سید مرتضی مانند پدر و برادرش سید رضی، مدتی نقیب طالبیان، امیرالحاج و رئیس دیوان مظالم بود و در بغداد زندگی می‌کرد و نزد خلفای عباسی و حاکمان آل بویه احترام ویژه‌ای داشت.

سید مرتضی بر حجیت عقل در عقاید و مباحث کلامی تأکید داشته و علاوه بر آن، در اندیشه‌های فقهی خود نیز رویکردی عقل‌گرایانه داشته است. وی از پیشگامان روش اجتهادی در فقه شیعه دانسته شده است که بر خلاف اخباریان، در استنباط احکام از ادله عقلی بهره می‌برده است.

آثار بسیاری در فقه، اصول فقه، تفسیر قرآن از او بر جای مانده است. سید مرتضی همانند استادش شیخ مفید، حجیت خبر واحد را انکار می‌کرده است. به باور او، استناد به خبر واحد نه‌تنها در موضوعات اعتقادی جایز نیست، بلکه در استنباط احکام فقهی نیز راهی ندارد.

زندگی‌نامه

علی بن حسین بن موسی، از نوادگان ابراهیم در سال ۳۵۵ق در بغداد به دنیا آمد.[۱] کنیه‌اش ابوالقاسم و مشهور به سید مرتضی بود.[۲] پدرش حسین ‌بن موسى علوى از علمای سرشناس شیعه و نزدیک به دستگاه خلافت و حاکمان آل بویه بود که منصب نقابت علویان، ریاست دیوان مظالم و منصب امیرالحاج را بر عهده داشت.[۳]

مادر سید مرتضی، فاطمه دختر حسن (یا حسین)، از نوادگان امام سجاد(ع) بوده است.[۴]

لقب‌ها

سید مرتضی القاب متعدد و مشهوری دارد؛ از آنجا که نسب او، هم از سوی پدر و هم از سوی مادر حسینی است، به او «شریف» می‌گویند. همچنین او به «علم‌الهدی» معروف است. بنابر گزارشی، یکی از بزرگان معاصرِ سید مرتضی، امام علی(ع) را در خواب دید که سید مرتضی را با لقب علم الهدی خواند و آن شخص او را به این لقب خطاب کرد.[۵] از دیگر القاب او ذُوالمَجدَین است که به دستور بهاءالدوله بویه‌ای به او داده شد.[۶]

وفات

بنابر نقل نجاشی، سید مرتضی در سال ۴۳۶ق درگذشت.[۷] پسرش بر او نماز خواند و در خانه خودش در محله کرخ بغداد (کاظمین) دفن شد.[۸]

در برخی از منابع قرن دوازدهم و سیزدهم هجری آمده است که جسد سید مرتضی و برادرش سید رضی مدتی پس از دفن در کرخ بغداد، به کربلا منتقل شده و در حرم امام حسین(ع) به خاک سپرده شده است.[۹] ابن میثم بحرانی از علمای قرن هفتم نیز محل دفن دو برادر را در نزدیکی قبر امام حسین(ع) دانسته است.[۱۰]

امروزه در کاظمین بارگاهی منسوب به سید مرتضی وجود دارد؛ ولی در کربلا نام و نشانی از قبری منسوب به وی مشاهده نمی‌شود.[۱۱]

حیات علمی

سید مرتضی به همراه برادرش شریف رضی، در کودکی لغت و مبادی را نزد شاعر ادیب، ابن نباته سعدی و فقه و اصول را نزد شیخ مفید آموخت. سید مرتضی در شعر و ادب شاگرد ابوعبیدالله مرزبانی بود و در کتاب امالی، روایات بسیاری را از او نقل می‌کند.[۱۲]

از دیگر اساتید و مشایخ او می‌توان به مواردی اشاره کرد؛ از جمله حسین بن علی بن بابویه، برادر شیخ صدوق، سهل بن أحمد دیباجی، ابن جندی بغدادی و أحمد بن محمد بن عمران کاتب.[۱۳]

شاگردان

سید مرتضی در زمان حیاتش مشهور بود و گفته‌اند مجالس درس پررونقی داشته است و برخی از مشاهیر دوران مانند ابوالعلاء معری و ابواسحاق صابی و عثمان بن جنی به مجالس درسش می‌رفته‌اند.[۱۴] بنابر برخی روایات، وی خانه‌ای بزرگ داشت که آن را به مدرسه تبدیل کرده بود و طلاب فقه، کلام، تفسیر، لغت، شعر و دیگر علوم مانند علم فلک و حساب در آن به تحصیل مشغول بوده‌اند.[۱۵]

برخی از شاگردان سید مرتضی عبارتند از: شیخ طوسی، سلار دیلمی، ابوالصلاح حلبی، عبدالعزیز حلبی و ابوالفتح کراجکی.[۱۶]

حیات اجتماعی و سیاسی

سید مرتضی رابطه نزدیکی با سلاطین آل بویه و خلفای عباسی داشت. او در اشعارش خلیفة القائم و تعداد دیگری از خلفای عباسی را مدح کرده است.[۱۷]

شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی سلطان آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و رئیس دیوان مظالم شد؛ مناصبی که پیش از او پدر و برادرش شریف رضی بر عهده داشتند.[۱۸]

همکاری با سلاطین

سید مرتضی در رساله‌ای با عنوان «فی العمل مع السلطان» به پرسشی از مشروعیت همکاری با دستگاه حکومت پاسخ می‌دهد.[۱۹] همکاری با حاکم عادل که همان امام معصوم است جای بحثی ندارد و مسئله اصلی که برای فقهای شیعه و از جمله سید مرتضی مطرح بوده این است که آیا همکاری با سلطان ستمگر در عصر غیبت امام و پذیرش مسئولیت در چنین حکومتی صحیح است؟ به نظر سید مرتضی همکاری با حاکم ستمگر در صورتی که این همکاری فایده‌های عقلی و شرعی داشته باشد، یعنی فرد بتواند در مسئولیت خود رفع ظلم و اقامه عدل کند یا حدود الهی را اجرا کند، صحیح است.[۲۰]

برخی نویسندگان شیعه همکاری سید مرتضی با حکومت عباسیان و آل بویه را بر اساس همین مبنا تبیین می‌کنند و نزدیکی او به خلفا و ستایش آنها را در راستای هدف او برای ماندن در دستگاه حکومتی و خدمت به جامعه شیعه ارزیابی کرده‌اند.[۲۱]

اندیشه و آثار

سید مرتضی از بزرگترین علمای شیعه امامی بوده و در بسیاری از علوم عصر خویش از جمله کلام، فقه، اصول، تفسیر و فلسفه و انواع علوم ادبی به نگارش آثاری دست زده است.[۲۲] مسئله محوری دراندیشه سید مرتضی، پیروی او از مکتب عقل‌گرایی است که در جنبه‌های مختلف اندیشه کلامی و فقهی او تأثیر گذاشته و اندیشه‌های او را به افکار استادش شیخ مفید نزدیک کرده است.

عقل‌گرایی و اندیشه کلامی

سید مرتضی متفکری عقل‌گرا بود. از دیدگاه سید مرتضی جستجوی عقلی و استدلالی در مباحث مرتبط به خداشناسی واجب است؛ چرا که شناخت خدا بدیهی نیست و در شناخت خدا نمی‌توان به شنیده‌ها و دلایل سمعی (روایات و متون دینی) استناد کرد؛ زیرا حجیت متون دینی حاصل اعتقاد به وجود خداوند و شناخت اوست. به عقیده سید مرتضی اعتقاد به خداوند تنها بر مبنای تقلید و پذیرش سخن دیگری بدون هیچ حجت و استدلالی، قابل قبول نیست.[۲۳]

سید مرتضی بر حجیت عقل در عرصه عقاید و مباحث کلامی تأکید داشته و هر چیزی را که مخالف عقل باشد باطل می‌شمرد. از این رو، وی در هنگام تعارض روایات با عقل، جانب عقل را می‌گرفت و معتقد بود همه روایات وارد شده در متون صحیح نیستند. برای نمونه او روایاتی که مستلزم قول به تشبیه و جبر و رؤیت خداوند و قدیم بودن صفات اوست و نیز روایاتی را که برخی خرافات مانند فرشته بودن رعد و برق را تأیید می‌کنند، نمی‌پذیرفت و به تاویل آیاتی که با اصول عقلی ناسازگار به نظر می‌رسند می‌پرداخت.[۲۴]

سید مرتضی و معتزله: اندیشه‌های سید مرتضی از نظر رویکرد عقل‌گرایانه، به معتزله نزدیک بود، چنانکه برخی از اهل سنت او را از معتزله به حساب آورده‌اند. در عصر زندگی سید مرتضی، اندیشه معتزله در بغداد که محل زندگی سید بود رواج زیادی داشت و سید مرتضی از این شرایط تأثیر پذیرفت.[۲۵] با این حال، او در مقام متفکری شیعه در برخی از مبانی فکری با معتزله مخالفت داشت و در کتاب الشافی به نقد اندیشه قاضی عبدالجبار معتزلی پرداخت و در عقایدی مانند امامت، عصمت پیامبران، منزلة بین المنزلتین و اراده الهی با معتزله هم‌رأی نبود.[۲۶]

در اندیشه سید مرتضی، متون نقلی و روایات دینی در موضوعات کلامی کاملا بی‌استفاده نیستند و در کنار عقایدی که تنها از طریق عقل به دست می‌آید، برخی از باورهای کلامی از طریق نقل و عقل قابل دریافت است؛ مانند امامت. در پاره‌ای از اندیشه‌های کلامی نیز نقل تنها دلیل است. برای نمونه از نظر سید مرتضی جاودانه بودن ثواب و عقاب از راه عقل اثبات‌پذیر نیست و مرجع این اعتقاد تنها نقل است.[۲۷]

آثار کلامی:آثار کلامی سید مرتضی از مهم‌ترین تألیفات اوست:

اندیشه فقهی

سید مرتضی نه‌تنها در اندیشه کلامی خود، بلکه در عرصه اندیشه فقهی نیز رویکردی عقل‌گرایانه داشته و به حجیت عقل در کشف احکام -در صورت نبود قراین نقلی- باور داشته است. او همچنین یکی از پیشگامان روش اجتهادی در فقه شیعه است.[۲۸] در استنباط احکام، از ادله اصول لفظیه و عقلیه استفاده می‌کرده و با محدّثان و اخباریان موافق نبوده است.[۲۹] او در برخی مسایل فقهی که به گفته او با استناد به اصول عقلی قابل دریافت بوده است، استناد به دلایل سمعی را لازم نمی‌دانسته، گرچه با این حال به جواز استفاده از نقل در حیطه فروع دین اعتقاد داشته و اثبات برخی از احکام و حتی عقاید را تنها از طریق نقل ممکن می‌دانسته است. برای نمونه به اعتقاد او امر به معروف و نهی از منکر وجوب شرعی دارد، نه عقلی.[۳۰]

عدم حجیت خبر واحد

سید مرتضی مانند استادش شیخ مفید، حجیت خبر واحد را نمی‌پذیرفت. به عقیده او استناد به خبر واحد نه تنها در موضوعات اعتقادی[۳۱] بلکه در فقه نیز جایز نیست.[۳۲] به نظر او، عدالت راوی در حجیت خبر واحد شرط است و یکی از شروط عدالت این است که راوی جزء فرقه‌های انحرافی شیعه نباشد؛ در حالی که بسیاری از روایات فقهی را این گروه از راویان، از جمله راویان واقفی یا غالی نقل کرده‌اند، از این رو ،شرایط اعتماد به خبر واحد برآورده نمی‌شود.[۳۳] پژوهشگران معتقدند انکار حجیت خبر واحد، سید مرتضی را به استناد بیش از اندازه به اجماع برای دریافت احکام فقهی واداشته است.[۳۴]

از آثار فقهی سید مرتضی کتاب الانتصار شامل احکامی است که اختصاص به شیعه دارد. این اثر از نخستین نمونه‌های کتب فقهی است که به مسایل مورد اختلاف شیعه و اهل سنت می‌پردازد. دیگر اثر مهم فقهی سید مرتضی، کتاب الناصریات است. سید مرتضی این کتاب را در شرح نظریات فقهی جدّ خود حسن اطروش نگاشته است. بخش دیگری از آرای فقهی سید مرتضی، در رسالاتی بیان شده که او در پاسخ به نامه‌ها و پرسش‌ها نگاشته است.[۳۵]

سید مرتضی تألیفاتی در علم اصول فقه نیز داشته که مهمترین آنها الذریعة الی اصول الشریعة است. این اثر نخستین کتاب مفصل و جامع شیعیان در علم اصول است.[۳۶] سید مرتضی در این کتاب نظرات اهل سنت را بیان و درباره آنها داوری کرده و نظر خود را طرح کرده است. از این رو، این کتاب را سرآغاز شکل‌گیری علم اصول شیعه و استقلال آن از علم اصول اهل سنت به شمار آورده‌اند.[۳۷]

تفسیر قرآن

مرقد سید مرتضی در کاظمین.jpg

سید مرتضی رسالات و کتاب‌هایی در موضوع مرتبط با علوم قرآن دارد؛ مانند کتابی که درباره اعجاز قرآن با عنوان «الموضح عن وجه اعجاز القرآن» نگاشته است. افزون بر آن، مباحث متعددی در تفسیر قرآن کریم از سید مرتضی به صورت پراکنده در آثار گوناگون او به جای مانده است. افزون بر رسالات کوتاه سید مرتضی در تفسیر برخی آیات قرآن، بخش عمده‌ای از تفسیرهای او در کتاب الامالی جمع‌آوری شده است که در آن حدود ۱۴۰ آیه قرآن را شرح و تفسیر کرده است. او همچنین در کتاب تنزیه الانبیاء به تفسیر آیات قرآن در باب انبیای الهی پرداخته است.[۳۸] در سایر آثار سید مرتضی از جمله آثار کلامی او مانند الشافی نیز برخی آیات مورد بررسی قرار گرفته است.[۳۹]

سید مرتضی همانند رویکرد عقلی‌اش در مباحث کلامی و فقهی، در تفسیر قرآن نیز روشی عقل‌گرایانه دارد و بر اساس اصول عقلی به تاویل آیاتی می‌‌پردازد که در ظاهر با اصول عقلی تعارض دارند.[۴۰] وی همچنین در تفسیر قرآن رویکردی کلامی دارد و بیشتر به تفسیر آیات اعتقادی پرداخته و تفسیر آیات در آثار وی با هدف تقویت اندیشه‌های کلامی شیعه صورت می‌گیرد.[۴۱] ویژگی دیگر تفسیر سید مرتضی، رویکرد ادبی او و رجوع به قالب‌های زبان و بیان عربی و نیز مباحث گسترده لغت‌شناسانه برای فهم معانی قرآنی است.[۴۲]

آثار ادبی

سید مرتضی ادیبی ممتاز و سرشناس بود.[۴۳] از سید مرتضی آثار ادبی متعددی به جای مانده است. از جمله شعرهای او در شش جلد و همچنین کتاب مشهوری با عنوان «الدرر و الغرر» شامل مباحث ادبی و واژه‌شناختی و نحوی.[۴۴] افزون بر آن، سید مرتضی رساله‌هایی در نقد آثار ادبی پیش از خود نوشته است.[۴۵]

پانویس

  1. آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، نشر اسماعیلیان، ج۲، ص۱۲۰-۱۲۱.
  2. آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، نشر اسماعیلیان، ج۲، ص۱۲۰-۱۲۱.
  3. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۱۸۲؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۱۹.
  4. محامی، ترجمة الشریف المرتضی، ۱۴۱۵ق، ص۱۱-۱۲.
  5. خوانساری، روضات الجنات، انتشارات اسماعیلیان، ج۴، ص۲۹۵.
  6. ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۵۴.
  7. نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۷۱.
  8. نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۷۱.
  9. قزوینی، کتاب المزار، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۳-۲۵۴.
  10. ابن میثم البحرانی، شرح نهج البلاغة، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۸۹.
  11. قزوینی، کتاب المزار، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۴.
  12. آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، نشر اسماعیلیان، ج۲، ص۱۲۰-۱۲۱.
  13. محامی، ترجمة الشریف المرتضی، ۱۴۱۵ق، ص۲۴.
  14. اسعدی، متکلمان شیعه: سید مرتضی، ۱۳۹۱ش، ص۵۲-۵۳.
  15. محامی، ترجمة الشریف المرتضی، ۱۴۱۵ق، ص۲۲.
  16. محامی، ترجمة الشریف المرتضی، ۱۴۱۵ق، ص۴۷-۴۸.
  17. نصر، «تحلیل فقهی رابطه سلطان و علمای دین از دیدگاه علم الهدی»، ص۱۷۲-۱۷۳.
  18. ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۱۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۲۶۳.
  19. سید مرتضی، «رسالة فی العمل مع السلطان».
  20. علیخانی و همکاران، اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵، ۱۶۰-۱۶۱.
  21. نصر، «تحلیل فقهی رابطه سلطان و علمای دین از دیدگاه علم الهدی»، ص۱۷۳.
  22. طوسی، الفهرست، المکتبة الرضویة، ص۹۹؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۷۰.
  23. اسعدی، متکلمان شیعه: سید مرتضی، ۱۳۹۱ش، مقدمه.
  24. شریعتی نیاسر، «عقل و نقل در دیدگاه سید مرتضی»، ص۷۶ و ۸۱-۸۲.
  25. شریعتی نیاسر، «عقل و نقل در دیدگاه سید مرتضی»، ص۷۵.
  26. اسعدی، متکلمان شیعه: سید مرتضی، ۱۳۹۱ش، ص۹۱-۹۴.
  27. برنجکار و هاشمی، «عقل‌گرایی در مدرسه امامیه بغداد و معتزله»، ص۷۰-۷۱.
  28. اسعدی، متکلمان شیعه: سید مرتضی، ۱۳۹۱ش، ص۵۰ و ۹۰.
  29. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۸۵ش، ص۱۴۹-۱۴۸.
  30. شریعتی نیاسر، «عقل و نقل در دیدگاه سید مرتضی»، ص۸۴-۸۷.
  31. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۰.
  32. جعفری، مقایسه‌ای میان دو مکتب فکری شیعه در قم و بغداد، ۱۴۱۳ق، ص۲۲-۲۳.
  33. ضمیری، دانشنامه اصولیان شیعه، ۱۳۸۴ش، ص۱۵۲.
  34. ضمیری، دانشنامه اصولیان شیعه، ۱۳۸۴ش، ص۱۵۲-۱۵۳.
  35. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۵-۱۶۸.
  36. ضمیری، دانشنامه اصولیان شیعه، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۰.
  37. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۳۸۵ش، ص۱۷۳.
  38. قربانی زرین، «مبانی ادبی-کلامی سید مرتضی در تفسیر قرآن کریم»، ص۱۹.
  39. شکرانی، «مقدمه‌ای بر مباحث تفسیری سید مرتضی»، ص۵۱-۵۲.
  40. شکرانی، «مقدمه‌ای بر مباحث تفسیری سید مرتضی»، ص۵۸.
  41. شکرانی، «مقدمه‌ای بر مباحث تفسیری سید مرتضی»، ص۵۷؛ قربانی زرین، «مبانی ادبی-کلامی سید مرتضی در تفسیر قرآن کریم»، ص۲۲.
  42. قربانی زرین، «مبانی ادبی-کلامی سید مرتضی در تفسیر قرآن کریم»، ص۲۰-۲۲.
  43. ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۲۹۴.
  44. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۱۳.
  45. محدثی، «شخصیت ادبی سید مرتضی»، ص۶۱-۶۳.

منابع

  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، قم، نشر اسماعیلیان، بی‌تا.
  • ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر -دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغة، قم، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • اسعدی، علیرضا، متکلمان شیعه: سید مرتضی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.
  • امین، محسن، أعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • برنجکار، رضا، و ریحانه هاشمی، «عقل‌گرایی در مدرسه امامیه بغداد و معتزله»، در مجله فلسفه دین، بهار ۱۳۹۳.
  • جبرئیلی، محمدصفر، سیر تطور کلام شیعه: دفتر دوم از عصر غیبت تا خواجه نصیر طوسی، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ‏‏‏۱۳۸۹ش.
  • جعفری، سید محمدمهدی، سید رضی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۵ش.
  • جعفری، یعقوب، مقایسه‌ای میان دو مکتب فکری شیعه در قم و بغداد، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید‏‏، ۱۴۱۳ق.
  • خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، تحقیق اسدالله اسماعیلیان، قم، انتشارات اسماعیلیان، بی‌تا.
  • سید مرتضی، «رسالة فی العمل مع السلطان»، در فصلنامه علوم سیاسی، ترجمه محمود شفیعی، شماره ۱۴، تابستان ۱۳۸۰.
  • شریعتی نیاسر، حامد، و مجید معارف و محمدرضا شاهرودی، «عقل و نقل در دیدگاه سید مرتضی»، در مجله پژوهش‌های قرآن و حدیث، تهران، دانشگاه تهران، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۳.
  • شکرانی، رضا، «مقدمه‌ای بر مباحث تفسیری سید مرتضی»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۵۹، فروردین و اردیبهشت ۷۴.
  • ضمیری، محمدرضا، اصولیان شیعه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۴ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، تحقیق سید محمدصادق آل بحر العلوم، نجف، المکتبة الرضویة، بی‌تا.
  • علیخانی و همکاران، اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، تهران، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۹۰.
  • قربانی زرین، باقر، «مبانی ادبی- کلامی سید مرتضی در تفسیر قرآن کریم»، مجله صحیفه مبین، شماره ۵۱ ، بهار و تابستان ۱۳۹۱.
  • قزوینی، مهدی، کتاب المزار، تحقیق جودت قزوینی، بیروت، دار الرافدین، ۱۴۲۶ق.
  • گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، تهران، سمت، ۱۳۸۵ش.
  • محامی، رشید الصفار، ترجمة الشریف المرتضی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۱۵ق.
  • محدثی، جواد، «شخصیت ادبی سید مرتضی»، در مجله آینه پژوهش، شماره ۱۹، خرداد و تیر ۱۳۷۹.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • نصر، علی، «تحلیل فقهی رابطه سلطان و علمای دین از دیدگاه علم الهدی»، در مجله پژوهشنامه انقلاب اسلامی، اصفهان، دانشگاه اصفهان، شماره ۴، تابستان ۱۳۷۹.