ابن سنان خفاجی
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| خویشاوندان سرشناس | سنان بن ابیمحمد |
| زادروز | اوایل نیمه نخست سده ۵ق |
| محل زندگی | شام • حلب |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابونصر منازی • ابوالعلاء معری |
| آثار | سر الفصاحه • الاصوات و مخارج الحروف العربیه • دیوان شعر الخفاجی |
| اطلاعات دیگر | |
اَبومُحَمَّد عَبْدُاللّٰهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سِنانِ خُفاجی (۴۲۳-۴۶۳ یا ۴۶۴ق، بنابر برخی منابع ۴۶۶ق)،[۱] معروف به اِبْنسِنان خًفاجی از ادیبان شیعی، شاعر، نویسنده و از چهرههای ادبی و سیاسی در شام در سده پنجم هجری قمری بود. منابع، او را از خاندان بنیخفاجه و از اشراف این قبیله دانستهاند. وی ادبیات را نزد ابوالعلاء معری،[۲] ابونصر منازی و دیگر استادان فراگرفت[۳] و گفته شده است برای بهرهگیری از درس ابوالعلاء به معرّه رفت و مورد استقبال او قرار گرفت.[۴] ابنسنان از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت[۵] و در مناسبتهای مختلف، از جمله در سوگ مخلصالدوله منقذی ( (۴۹۴-۵۷۳ق) برادر او و مادرش، مرثیههایی سرود.[۶] دیوان او افزونبر ارزش ادبی، از منابع مربوط به تاریخ آل مرداس و روابط آنان با بیزانس و خلفای فاطمی دانسته شده است.[۷]
براساس گزارش منابع تاریخی، ابنسنان با امیران شیعی شام و جزیره، بهویژه آلمرداس، ارتباط داشت و در سال ۴۵۳ق بهعنوان سفیر آنان به قسطنطنیه رفت و پس از آن لقب «امیر» یافت.[۸] مدتی نیز از سوی حکومت، ولایت قلعه عزاز از نواحی حلب را بر عهده داشت؛[۹] اما در آنجا با امیر محمود بن نصر اختلاف پیدا کرد و از فرمان او سرپیچی کرد. در پی این اختلاف، دستور قتل وی صادر شد و مخالفانش با نیرنگ، خوراکی به نام «خشکنانه» را به سم آغشته کردند و به او خوراندند که در پی آن درگذشت.[۱۰] سپس پیکرش را به حلب منتقل کردند. تاریخ وفات او در منابع ۴۶۳ یا ۴۶۴ق و در برخی منابع ۴۶۶ق گزارش شده است.[۱۱]
به گفته پژوهشگران، مهمترین اثر ابنسنان«سِرُّ الْفَصَاحَة» است که در آن مباحث فصاحت و بلاغت، زبانشناسی، آواشناسی، صرف، نحو، منطق و کلام بررسی شده است.[۱۲] «دیوان شعر» و «الْأَصْواتُ وَمَخَارِجُ الْحُرُوفِ الْعَرَبِیَّة» نیز از آثار چاپشده اوست. از آثار مفقود وی نیز میتوان «الصَّرْفَة»، «الْعَرُوض» و «فِی رُؤْیَةِ الْهِلال» را نام برد.[۱۳]
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰م، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، ۱۹۷۴م، ج۲، ص۲۲۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰م، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۷، ص۵۰۴.
- ↑ ابنخلکان، وفیات، دارالفکر، ج۵، ص۲۷۰و۲۷۳.
- ↑ ابنخلکان، وفیات الأعیان، ۱۹۹۴م، ج۵، ص۲۷۳.
- ↑ زکار، اماره حلب، ص۲۵-۲۶
- ↑ ابنقلانسی، تاریخ دمشق، ۱۹۰۸ق، ص۹۱؛ زکار، اماره حلب، ص۲۶، ۲۲۱-۲۲۲
- ↑ ابنعدیم، زبده الحلب، ۱۳۷۳ق، ج۲، ص۳۶-۳۷.
- ↑ ابنعدیم، زبده الحلب، ۱۳۷۳ق، ج۲، ص۳۷-۳۹؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۷، ص۵۰۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰م، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ ابنسنان، سرّالفصاحه، ۱۳۷۲ق، ص۵-۲۱.
- ↑ ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، ۱۹۷۳م، ج۲، ص۲۲۲؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۷، ص۵۰۵.
منابع
- ابنخلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، بیروت، دار الفکر، بیتا.
- ابنسنان، عبدالله بن محمد، سرالفصاحه، به کوشش عبدالمتعال صعیدی. قاهره. ۱۳۷۲ق / ۱۹۵۳م.
- ابنشاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۳م.
- ابنعدیم، عمر بن احمد، زبدة الحلب من تاریخ حلب، به کوشش سامی الدهان، دمشق، بینا، ۱۳۷۳ق.
- ابنقلانسی، حمزه بن اسد، تاریخ دمشق، تخقیق: سهیل زکار، بیروت، ۱۹۰۸م.
- امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- زرکلی، محمود بن محمد، الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۰م.
- زکار، سهیل. اماره حلب. دمشق. دارالکتاب العربی.
- صفدی، خلیل بن ابیک. الوافی بالوفیات. به کوشش دوروتیاکر افولسکی. بیروت، دار النشر فرانز شتاینر، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دایره المعارف بزرگ اسلامی