منزلة بین المنزلتین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مَنزِلةٌ بَینَ المَنزِلَتَین به جایگاه مرتکب گناه کبیره از منظر معتزله اشاره دارد. چنین شخصی، نه مومن است و نه کافر بلکه فاسق است و در آخرت، به عذاب معمولی مبتلا می‌شود. منزلة بین المنزلتین از اصول مذهب معتزله است که در برابر عقاید وعیدیه و مرجئه مطرح شد. شیعه امامیه انجام گناه کبیره را سبب کفر و عذاب قطعی مسلمان نمی‌داند.

مفهوم‌شناسی

منزلة بین المنزلتین (جایگاهی میان دو جایگاه) اصطلاح کلامی معتزله برای اشاره به اعتقاد معتزله درباره جایگاه اخروی کسانی است که مرتکب گناهان کبیره می‌شوند، نه مومن است و نه کافر بلکه میان آن دو هستند و به همین جهت، سرنوشت اخروی او نیز نه پاداش است و نه عذاب شدید بلکه عذاب معمولی است.[۱]

قاضی عبدالجبار معتزلی در توضیح این نظریه، از این دسته‌بندی استفاده می‌کند که مکلف، یا مستحق پاداش است و یا مستحق عذاب. اگر مستحق پاداش عالی است، پیامبر و برگزیده خدا است؛ و اگر مستحق پاداش معمولی است، مومن صالح و نیکوکار است. اگر مستحق عذاب شدید است، کافر (خواه مرتد باشد خواه منافق و غیره) است؛ و اگر مستحق عذاب معمولی است، فاسق است. بنابراین، فاسق نه اسمش، مومن و کافر است؛ و نه سرنوشت اخرویش، سرنوشت مومن و کافر. فاسق از ایمان خارج می‌شود اما کافر نمی‌شود و جایگاه و منزلتش بین این دو (منزلة بین المنزلتین) است.[۲]

این واژه گاهی برای اشاره به دیدگاه شیعیان در باب جبر و اختیار، و به جای اصطلاح «الامر بین الامرین» نیز به کار می‌رود که غیراز آن چیزی است که معتزله از آن در نظر داشتند.[۳]

پیشینه

وعیدیه (گروهی از خوارج) معتقدند که عمل صالح بخشی از ایمان است؛[۴] و به همین جهت، کسی که گناه کبیره انجام می‌دهد، ایمان ندارد و کافر است و در نتیجه، برای همیشه در عذاب باقی می‌ماند[۵].

مرجئه در مقابل وعیدیه است و معتقدند که عمل صالح بخشی از ایمان نیست و کسی که گناه کبیره انجام می‌دهد، به ایمانش لطمه وارد نمی‌شود و بهشتی و جهنمی بودنش در آخرت مشخص می‌شود و فعلا مشخص نیست.[۶]

اما معتزله در واکنش به وعیدیه و مرجئه، نظریه «منزلة بین المنزلتین» (جایگاهی میان دو جایگاه کفر و ایمان) را مطرح کردند: فاسق نه مومن است و نه کافر بلکه جایگاهش بین آن دو است؛ و به همین جهت، سرنوشت اخروی او نیز نه پاداش عالی است و نه عذاب شدید بلکه عذاب معمولی است.[۷]
این نظریه برای معتزله آنقدر مهم است که به تعبیر شیخ مفید، معیار معتزلی بودن است حتی اگر شخص در سایر امور با اکثر معتزلی‌ها موافق نباشد؛ همانطور که اعتقاد به امامتِ بدون فاصله علی(ع)، معیار شیعه بودن است حتی اگر شخص در سایر امور با اکثر شیعیان موافق نباشد[۸].
اولین کسی که نظریه «منزلة بین المنزلتین» را مطرح کرد، واصل بن عطاء، از متکلمان قرن دوم هجری قمری و موسس مکتب اعتزال- بود[۹].

اما شیعه امامیه با نظریه «منزلة بین المنزلتین» مخالفت کرده و انجام گناه کبیره را عامل خروج مسلمان از ایمان و اسلام نمی‌داند. به باور شیعه امامیه، مسلمان بعد از انجام گناه کبیره، فاسق می‌شود و از ایمان خارج نمی‌شود؛ و چون خلود(جاودانگی عذاب) مختص به کافر است؛ پس ممکن است مسلمان، فاسق و مستحق عذاب باشد اما در جهنم جاودانه باقی نمی‌ماند.[۱۰]

البته هیچ اختلافی نیست که اگر فاسق در دنیا توبه کند، خداوند او را می‌بخشاید و هدایت می‌نماید و به خلود در عذاب گرفتار نمی‌شود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به سوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است(با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»[۱۱]

استدلال

عبدالجبار معتزلی، از متکلمان برجسته معتزله، در اثبات اصل «منزلة بین المنزلتین» (فاسق نه مومن است و نه کافر) این استدلال را بیان می‌کند:

  • منزلت فاسق، منزلت مومن نیست، چون شرعاً (مستند به قرآن و سنت و سیره صحابه) مومن مستحق ستایش و بزرگداشت است اما فاسق با انجام گناه کبیره، مستحق سرزنش و خواری است؛ پس فاسق، مومن نیست.[۱۲]
  • منزلت فاسق، منزلت کافر نیست، چون شرعاً (مستند به قرآن و سنت و سیره صحابه) کافر مستحق عذاب شدید و احکام خاصی -همچون منع ازدواج با کافر و یا منع دفن او در قبرستان مسلمانان و غیره- است اما فاسق مستحق این عذاب و احکام نیست؛ پس فاسق، کافر نیست.[۱۳]

پانویس

  1. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱.
  2. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  3. علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۵۴.
  4. طوسی، قواعد العقائد، ۱۴۱۳ق، ص۱۰۶.
  5. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۳۲.
  6. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۲.
  7. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  8. شیخ مفید، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ۱۴۱۳ق، ص۳۸.
  9. رازی، تبصرة العوام، ۱۳۶۴ش، ص۴۷؛ شیخ مفید، أوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۳۷.
  10. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۴-۲۷۶؛ سبحانی، محاضرات فی الإلهیات، ۱۴۲۸ق، صص۴۶۱-۴۶۳.
  11. سوره تحریم، آیه ۸.
  12. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۴.
  13. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۱.

منابع

  • قرآن
  • رازی، سید مرتضی بن داعی حسنی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الأنام، انتشارات اساطیر، ۱۳۶۴ش.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، انتشارات الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، نصیرالدین، قواعد العقائد، انتشارات دار الغربۀ، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.