ابراهیم بن موسی بن جعفر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اِبْراهیمِ‌ بْنِ موسی عَلَوی، فرزند امام موسی بن جعفر(ع)، معروف به جزّار و ملقب به مرتضی یکی از ائمه زیدیه است. او در قیام ابن طباطبا با وی بیعت کرد و پس از مرگ ابن طباطبا از سوی محمد بن محمد بن زید علوی و به نقلی از طرف ابوالسرایا حاکم یمن شد اما پس از مدتی از یمن خارج شده و به مکه رفت. ابراهیم بار دیگر از طرف مأمون عباسی بر یمن حکومت کرد و مدتی نیز حاکم مکه شد. او در نهایت در سال ۲۱۰ هجری قمری در بغداد مسموم شد و از دنیا رفت. مجلسی وی را از راویان ممدوح به‌شمار آورده است.

نسب

یعقوبی،[۱] ابن بابویه،[۲] مفید،[۳] ابن شهر آشوب[۴] و دیگران از شخصی بنام ابراهیم، در میان فرزندان امام موسی کاظم(ع) نام برده‌اند، اما برخی نوشته‌اند که امام موسی‌ بن جعفر(ع) دارای ۲ فرزند به نام ابراهیم بوده است: ابراهیم اکبر که در یمن به حکومت رسید[۵] و ابراهیم اصغر که ملقب به مرتضی بود.[۶]


فرزندان و ویژگی ها

بنابر نظر ابن عنبه، از ابراهیم فرزندی باقی نماند،[۷] ولی خواندمیر نوشته است که وی دارای دو پسر به نام‌های موسی و جعفر بوده است.[۸] بعضی نیز برای وی ۹فرزند نقل کرده‌اند که نسل ابراهیم از آنها بجای ماند.[۹]

برخی از نویسندگان، ابراهیم را مردی کریم، دلیر و بخشنده معرفی کرده‌اند.[۱۰] ابن زهره وی را محدّثی دانسته که از پدران خود روایت کرده است.[۱۱] مجلسی وی را از راویان ممدوح به‌شمار آورده است.[۱۲] شهرت وی به جزّار از آن روست که در حمله به یمن بسیاری از مردم آنجا را کشت یا اسیر کرد.[۱۳]

بیعت با ابن طباطبا

در ۱۹۸ق/۸۱۴م محمد بن ابراهیم علوی معروف به ابن طباطبا (د ۱۹۹ق) به یاری سرّی‌ بن منصور شیبانی معروف به ابوالسرایا (درگذشت ۲۰۰ق) در کوفه قیام کرد[۱۴] و اکثر علویان و طالبیان با وی بیعت کردند. ابراهیم بن موسی نیز با او بیعت کرد[۱۵] اما دیری نپایید که ابن طباطبا چشم از جهان فروبست و ابوالسرایا با محمد بن محمد بن زید(درگذشت ۲۰۰ق) مشهور به محمد محروق[۱۶] یا محمد بن زید[۱۷] بیعت کرد و هریک از یاران، مأمور گرفتن شهری شدند. ابراهیم نیز به محمد پیوست و مأمور گرفتن یمن شد.[۱۸] بعضی نوشته‌اند که وی از جانب ابوالسرایا به حکومت یمن برگزیده شد.[۱۹]

حکومت یمن

ابراهیم در جریان قیام ابن طباطبا و پس از او محمد بن محمد بن زید و ابوالسرایا، در مکه به سر می‌برد. هنگامی که از قیام آنان و انتصاب خویش به حکومت یمن آگاه شد با جمعی از یاران و خاندان و سپاهیان خود به سوی این سرزمین شتافت.[۲۰] در آن زمان اسحاق‌ بن موسی‌ بن عیسی‌ بن ماهان از جانب مأمون عباسی بر یمن حکومت می‌کرد. چون وی از نزدیک شدن ابراهیم و یارانش به شهر صنعا باخبر شد، همراه نزدیکان و یاران خود از یمن بیرون آمد و به مکه رفت.[۲۱]

ابن کثیر از جنگ های بسیار ابراهیم در یمن خبر داده،[۲۲] ولی نگفته است که این جنگ‌ها با چه کسی و در کجا و چگونه بوده است. ابراهیم در سال ۲۰۰ هجری قمری پس از استقرار در یمن به گفته طبری[۲۳] مردی از فرزندان عقیل‌ بن ابی‌ طالب را به عنوان امیرالحاج همراه سپاهیان بسیار به مکه فرستاد. طبری داستانی از مقابله این مرد با معتصم برادر مأمون آورده است.[۲۴]

برکناری از حکومت

در اینکه چگونه ابراهیم‌بن موسی(ع) از حکومت یمن کنار گذاشته شد سخنان مختلفی گفته‌اند. یعقوبی نوشته است که حسن‌ بن سهل که از جانب مأمون به حکومت عراق دست یافته بود، پس از ورود به مدائن، حمدویه‌ بن علی‌ بن عیسی‌ بن ماهان را به حکومت یمن گماشت. ابراهیم در جنگ از او شکست خورد و روانه مکه شد.[۲۵]

ابن خلدون نوشته است که مأمون لشکریان خود را به یمن فرستاد. سپاهیان وی نواحی گوناگون یمن را تسخیر کردند و جمع بسیاری از بزرگان یمن را با خود نزد مأمون بردند. در میان آنان، محمد زیادبن عبدالله‌ بن ابی‌سفیان بود که مأمون وی را به حکومت یمن برگماشت و به وی فرمان داد تا با علویان بجنگد و یمن را فتح کند.[۲۶]

بعضی نوشته‌اند که احمد بن یزید بن عبدالرحمن قشیبی شاعر یمنی که مخالف ابراهیم‌ بن موسی بود، در هنگام هجوم ابراهیم به یمن اسیر شد. وی بعداً گریخت و با اشعار شورانگیز خود مردم یمن را علیه ابراهیم شوراند و آنان به سرکردگی عبدالله‌ بن محمد بن ماهان(در ۲۰۱ق/۸۱۶م) قیام کردند و ابراهیم را از یمن بیرون راندند.[۲۷]

ورود به مکه

ابراهیم‌ بن موسی پس از خروج یا فرار از یمن به مکه رفت. در آن زمان یزید بن محمد بن حنظله مخزومی که به نیابت از حمدویه‌ بن علی‌ بن عیسی‌ بن ماهان[۲۸] یا به نمایندگی از عیسی بن یزید جلودی[۲۹] بر مکه فرمان می‌راند، برای مقابله با ابراهیم از مکه بیرون آمد، اما شکست خورد و به قتل رسید و ابراهیم وارد مکه شد.[۳۰]

حمدویه‌ بن علی‌ بن عیسی‌ بن ماهان پس از استقرار در یمن به دلایلی به فرمان مأمون از مقام خود برکنار گردید و مأمون بار دیگر ابراهیم‌ بن موسی(ع) را به حکومت یمن منصوب کرد و به عیسی جلودی فرمان داد که برای مقابله با حمدویه بن علی که از فرمان مأمون سرپیچی کرده بود، همراه ابراهیم به یمن برود. جلودی همراه ابراهیم نرفت و ابراهیم خود با یارانش به یمن شتافت. در ابتدا ابراهیم بر فرزند حمدویه چیره شد و بسیاری از سپاهیان وی را کشت و به سوی شهر صنعا پیش رفت. حمدویه خود برای مقابله با ابراهیم از صنعا خارج شد و جنگ سختی میان آنان درگرفت که به شکست ابراهیم انجامید و بار دیگر ابراهیم به مکه گریخت.[۳۱]

حاکم مکه

در سال ۲۰۲ هجری قمری مأمون وی را به حکومت مکه گمارد[۳۲] و امیرالحاج کرد.[۳۳] ابراهیم در مراسم حج آن سال مردم را به ولایتعهدی برادر خود امام رضا(ع) فرا خواند.[۳۴]

اقامت در بغداد

عیسی بن یزید جلودی که پس از ابراهیم‌بن موسی از جانب مأمون به حکومت یمن منصوب شده بود، نخست به مکه آمد و ابراهیم‌بن موسی را به بغداد فرستاد و به جای وی عبیدالله‌بن حسن علوی را به حکومت مکه گمارد.[۳۵] برخی نوشته‌اند که ابراهیم و علویان متفرق شده بودند. از این روی به بغداد رفت و امان خواست و مأمون وی را امان داد، یا به قولی امام رضا(ع) نزد مأمون از وی شفاعت کرد.

درگذشت

ابراهیم تا سال ۲۱۰ هجری قمری در بغداد ساکن بود و سرانجام بر اثر مسمومیت از دنیا رفت.[۳۶] و در حرم کاظمین که به قبرستان قریش معروف بود دفن شد.[۳۷]

پانویس

  1. ج۲،ص۴۱۵
  2. ص ۲۵
  3. ص ۵۸۸
  4. ج۲،ص۳۲۴
  5. ابن عِنّیه، عمده الطالب، ۱۹۷، ۲۰۱
  6. عمدة الطالب، ۲۰۱؛ ابن عِنّیه، الفصول الفخریه، ۱۳۴
  7. ابن عنبه، عمده الطالب، ۲۰۱
  8. ج۱،ص۸۱و۸۲
  9. المعقبون، ج۲ص ۸۱
  10. مفید، ۵۸۹؛ طبرسی، ۳۰۱
  11. ص ۸۷
  12. ص ۱۴۳
  13. طبری، ج۸،ص۵۳۶
  14. یعقوبی، ج۲،ص۴۴۵
  15. شامی، فضیله عبدالامیر، ۲۱۲
  16. یعقوبی، ج۲،ص۴۴۵
  17. مفید، ۵۸۹
  18. یعقوبی، ج۲،ص۴۴۵
  19. ابن اثیر، ج۶، ص۳۰۵
  20. طبری، ج۸، ص۵۳۶
  21. طبری، ج۸،ص۵۳۶
  22. ج۱۰، ص۲۴۶
  23. تاریخ الطبری،ج۸، ص۵۴۰
  24. تاریخ الطبری،ج۸، ص۵۴۰
  25. ج۲،ص۴۴۷.
  26. ج۴، ص۴۵۴و۴۵۳.
  27. شامی، احمدمحمد، ۲۶۴-۲۶۶.
  28. یعقوبی، ج۲، ص۴۴۸
  29. فاکهی، ج۲، ص۱۹۰
  30. یعقوبی، ج۲، ص۴۴۸
  31. یعقوبی، ج۲، ص۴۴۹
  32. فاکهی، ج۲،ص۱۹۱
  33. ابن خلدون، ج۳،ص۵۳۲
  34. طبری، ج۸، ص۵۶۷
  35. یعقوبی، ج۲،ص۴۴۵
  36. شامی، فضیله عبدالامیر، ص۲۱۴-۲۱۵
  37. بحار، ج۴۸، ص۳۰۷

منابع

  • ابن اثیر، الکامل، بیروت، ۱۹۶۵.
  • ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا، ترجمه محمدتقی اصفهانی، تهران، علمیه اسلامیه.
  • ابن خلدون، العبر؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش محمد محیی‌الدین، عبدالحمید، قاهره، ۱۹۴۸م.
  • ابن زهره، تاج‌الدین ابن محمد، غایه الاختصار، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ۱۳۸۲ق.
  • ابن شهر آشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی‌طالب، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ۱۳۷۹ق.
  • ابن عنبه، احمدبن علی، عمده الطالب، به کوشش محمدحسن آل الطالقانی، قم، ۱۳۶۲ش.
  • ابن عنبه، احمدبن علی، الفصول الفخریه، به کوشش جلال‌الدین محدّث ارموی، تهران، ۱۳۴۶ش.
  • ابن کثیر، اسماعیل‌بن عمر، البدایه والنهایه، قاهره، ۱۹۳۲م.
  • خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب السیر، به کوشش محمددبیر سیاقی، تهران، ۱۳۵۳ش.
  • شامی، احمد محمد، قصه الادب فی‌الیمن، بیروت، ۱۹۶۸م.
  • رجایی، مهدی، المعقبون، موسسه عاشورا، قم، ۱۳۸۵.
  • شامی، فضیله عبدالامیر، تاریخ الفرقه الزیدیه، نجف، ۱۹۷۴م.
  • طبرسی، فضل‌بن حسن، اعلام الوری، بیروت، ۱۹۷۹م.
  • طبری، محمدبن جریر، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۶ق.
  • فاکهی، محمدبن اسحاق، المنتقی، لایپزیک، ۱۸۵۹م.
  • قلقشندی، احمدبن عبدالله، مآثرالانافه فی معالم الخلافه، به کوشش عبدالستّار احمد فراج، کویت، ۱۹۶۴م.
  • مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار،لبنان، موسسه الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ه ق.
  • مجلسی، محمدباقر، وجیزه، تهران، ۱۳۱۱ق.
  • مفید، محمدبن محمد، الارشاد، ترجمه محمدباقر ساعدی، تهران، ۱۳۵۱ش.
  • یعقوبی، احمدبن واضح، تاریخ، بیروت، ۱۹۶۰م.

پیوند به بیرون