محمد مجذوب تبریزی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

شمس الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از علما و شعرای معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. وی شاعری صوفی مسلک و پایبند به اصول مذهب شیعه بود و در مدح ائمه اطهار شعر می‌سرود. وی مولف کتاب الهدایا لشیعة ائمة الهدی است که در شرح اصول کافی نگاشته است.

اختلاف در اسم و نسب

مصادر بر این اینکه اسم او محمد مجذوب تبریزی است متفق هستند اما در اوصاف و عناوین او اختلاف نظر است و برای او اسماء و اوصاف دیگری ذکر کرده‌اند:

  • قصص خاقانی: مولی میرزا محمّد با تخلص مجذوب.
  • تذکرة نصرآبادی: میرزا محمّد مجذوب با تخلص تبریزی.
  • ریاض العلماء: مولی میرزا محمّد تبریزی معروف به مجذوب.
  • بنا بر آنچه در اول نسخه کتاب الهدایا آمده گفته شده: «جلد سوم از کتاب الهدایا و سرّ من رأی، تألیف مولی الفضلاء المیرزا محمّد مشهور بمجذوب التبریزی، دام ظلّه و أیام إفاداته

همچنین محمدعلی خان تربیت از دانشمندان آذربایجان گفته که لقب او شرف الدین و اسم پدرش محمدرضا است. این گفته او از مصادر قدیمی به دست نمی‌آید تا جایی که مدرس تبریزی در ریحانه الادب در اسم او بین «محمد» و «محمدرضا» تردید کرده است.[۱]

زندگی نامه

اطلاعات کافی از زندگیش در دست نیست تنها فقط اطلاعاتی که نصر آبادی و ولی قلی شاملو که از معاصرین او بودند در موردش ذکر کرده‌اند: او در شعر و شاعری ید طویلی داشته است در اشعارش متخلص به مجذوب بوده است و به سبک حافظ شیرازی شعر می‌سروده است.

در تبریز مدرسه‌ای برای طلاب آن شهر داشت و شاگردان بسیاری در درس او حضور داشتند و در ریاض العلماء چنین گفته شده که او از شاگردان خلیل بن غازی قزوینی بود. او شاعر صوفی مسلک بوده و بر اصول مذهب شیعی خود نیز محافظت می‌کرد.

او دو بار به حج سفر کرده و عتبات در نجف اشرف و کربلا را زیارت کرده و اشعاری را در مدح اهل بیت(ع) سروده است.

او در تبریز مدت زیادی زیست و در آنجا مشغول به تدریس بود. او در سال ۱۰۸۵ق از تبریز به سمت قزوین به قصد دیدار با سلطان سلیمان صفوی عزیمت کرد و سلطان سلیمان صفوی او را مدرس در شهر شماخی قرار داد و به آنجا مسافرت کرد و مشغول به تدریس شد و در همانجا نیز کتاب روضه الاذکار را تلخیص کرد و نام او را ریاض الزاهدین نامید.[۲]

اساتید

به خاطر اینکه مجذوب از معاصرین علامه مجلسی می‌باشد احتمال داده شده که بعضی از مشایخ علامه مجلسی جزء مشایخ او نیز باشند اما بعضی از اساتید او چنین است:

  1. مولی خلیل بن غازی قزوینی
  2. میرزا محمد استرابادی
  3. سید حسن قائنی
  4. مولی احمد ساوجی.[۳]

کتابخانه مجذوب

مجذوب در تبریز کتابخانه شخصی داشت که محضرش پیوسته مجمع طالب علمان و دانش پژوهان بوده است. در منزلش که به صورت خانقاه در تبریز دائر بوده کتابخانه‌ای فراهم آورده بود که مورد استفاده طالبان علم قرار می‌گرفت. مثنوی معروف به شاهراه نجات از اوست که به سال ۱۰۶۳ سروده است. کتابهایی از کتابخانه متعلق به کتابخانه مجذوب تبریزی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[۴]

آثار

آثار او به نظم و نثر تقسیم می‌گردد:

  1. دیوان شعرش مشتمل بر ۵۰۰۰ بیت.
  2. مثنوی عرفانی راه نجات یا شاهراه نجات مشتمل بر ۳۰۰۰ بیت.
  3. خزائن الفوائد منظومه‌ای بزرگ درباره توحید و نبوت و امامت.
  4. ساقی نام
  5. منهاج الحقائق منظومه‌ای عرفان
  6. مسلک النجاة منظومه‌ای عرفان
  7. روضة الاذکار در اعمال شبانه روز، هفته، ماه، زیارات و ادعیه مختلف به زبان فارسی.
  8. التاییدات درباره توحید و احادیث دال بر امامت ائمه اطهار.
  9. ریاض الزاهدین در خلاصه روضة الاذکار.
  10. حاشیه امالی صدوق.
  11. حاشیه عیون اخبار الرضا.
  12. کتاب المزار.
  13. مناسک الحج.
  14. حاشیه تفسیر فخر رازی.
  15. الهدایا لشیعة ائمة الهدی شرحی مفصل بر کتاب کافی.[۵] [۶]

اشعار

او در وزن و قافیه از حافظ تقلید کرده و در غزل خود را تابع خواجه حافظ شیرازی می‌داند. اشعار زیادی در مدح ائمه اطهار(ع) دارد. این بیت از جمله اشعار او در مدح امامان است:

نجف است این دگر چه می‌پرسی؟ عرش اینجا نشسته بر کرسی

از جمله اشعارش این بیت است:

آسمان را سجده خاک درت مدهوش کرد روز و شب را شوق این در، کربلایی پوش کرد

و از اشعار مشهور اوست:[۷]

یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله چون مشغول کار خویش شد هر نئی شمع مزار خویش شد
شعله‌سان آتش زبانی زان گروه با دلی پر از شکایت کوه کوه
نی به آتش گفت کاین آشوب چیست مر تو را زین سوختن مطلوب چیست
گفت آتش بی‌سبب نفروختم دعوی بی‌معنیت را سوختم
زان که میگفتی نی ام با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود
با چنین دعوی چرا‌ای کم عیار برگ خود میساختی هر نوبهار
همچو نی مجذوب برگ خود مساز چون حریفان زبانی کج مباز
مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی‌دردی علاجش آتش است

وفات

مجذوب در سال ۱۰۹۳ق درگذشت. در مورد محل دفن او نیز مطلبی یافت نشده و قبر او نیز نامعلوم است. سید حسین نخجوانی درباره وفات او این چنین سروده است:[۸]

مجذوب از آن رفت به صد خوشحالی در باغ نعیم بوده جایش خالی
تاریخ وفاتش از خرد پرسیدم گفتا آسود در بهشت عالی

پانویس

  1. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۷و۸.
  2. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ص۹.
  3. مجذوب تبریزی، الهدایا، مجذوب تبریزی، ، ص۱۱.
  4. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ص۱۰.
  5. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ص۱۰و۱۱.
  6. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ج۱۶، ص۱۶-۲۷.
  7. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۳۰.
  8. مجذوب تبریزی، الهدایا، ۱۳۸۷ش، ص۹.

منابع

  • مجذوب تبریزی، محمد، الهدایا لشیعة ائمة الهدی، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۷ش.