پرش به محتوا

رحمت الهی

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از رحمت خدا)

رحمت الهی از صفات فعلی خدا است که به معنای برآوردن حاجت یا بخشش بدون تأثّر قلبی است. برخی آن را به معنای اراده خیر رساندن دانسته‌اند و جزو صفات ذات خدا به شمار آورده‌اند. رحمت خداوند به دو دسته تقسیم می‌شود: رحمت عام یا رحمانیّه که شامل همه انسان‌ها (کافر و مؤمن) می‌شود، و رحمت خاص یا رحیمیّه که تنها مختص مؤمنان است. از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند نسبت به جمیع آفریده‌هایش رحمان و فقط نسبت به مؤمنان رحیم است.

برای رحمت خداوند ویژگی‌هایی بیان شده است؛ از جمله اینکه برای بندگانش واجب و ضروری است، چنان گسترده است که همه چیز را در بر می‌گیرد و در قیامت حتی ابلیس نیز به آن طمع می‌کند. علاوه‌بر این، رحمت الهی همیشه بر غضب الهی مقدم است و در آیات قرآن خداوند به‌عنوان بهترین و رحیم‌ترین رحیمان معرفی شده است.

براساس آیات و روایات، عواملی مانند استغفار، اطاعت از خدا و پیامبر، تقوا و معانقه می‌توانند باعث جلب رحمت الهی شوند. محمدمحسن فیض کاشانی رحمت الهی را دارای سه ویژگی تام، عام (شامل دنیا و آخرت، مستحق و غیرمستحق) و کامل (خالی از نقص) دانسته است. برخی مانند سید علی‌خان مدنی، به‌دلیل اینکه در معنای حقیقی رحمت، تأثّر قلبی و انفعال وجود دارد، کاربرد این واژه در مورد خدا را مَجاز شمرده‌اند.

جایگاه

رحمت از صفات فعلیه[۱] یا اسمای[۲] فعلیه خداوند است. برخی آن را به اراده خیر رساندن و دفعِ شرّ معنا کرده و از صفات ذات شمرده‌اند.[۳] رحمت الهی را گسترده‌ترین صفت الهی شمرده‌اند.[۴]

گفته شده رحمت الهی به بندگانش از ذات خدا و کمال او جداشدنی نیست و بر پایه آیات ۱۲ و ۵۴ سوره انعام [یادداشت ۱] مانند علم و قدرت الهی، برای ذات خدا حتمی و ضروری است.[۵] طبق آیه ۱۲ و ۵۴ سوره انعام، خداوند رحمت را بر خود واجب کرده است.[۶] در آیات متعدد قرآن،[۷] تفاسیر،[۸] روایات،[۹] کلام اسلامی[۱۰] و نیز آموزه‌های عرفانی[۱۱] از رحمت الهی بحث و گفتگو شده است.

خداوند در قرآن، چهار بار[۱۲] با صفت ارحم الراحمین،[۱۳] ۵۶ بار با صفت رحمان و ۱۱۴ بار با صفت رحیم (به جز رحمن و رحیم در بسم الله آغاز سوره‌ها)[۱۴] و سه بار[۱۵] با کلمات ذوالرحمة و ذورحمة (صاحب رحمت)[۱۶] توصیف شده است. برخی گفته‌اند واژه «رحم» با مشتقاتش، بیش از دویست بار در قرآن تکرار شده است.[۱۷]

مفهوم‌شناسی

رحمت الهی به معنای عطا کردن و برآوردن حاجات[۱۸] یا بخشش بدون تأثّر قلبی است.[۱۹] واژه «رحمت» معمولاً به معنی دلسوزی و رقت قلب است که باعث احسان و کمک به نیازمندان می‌شود.[۲۰] اما در مورد خداوند، برخی معتقدند که این نوع دلسوزی و تأثّر قلبی وجود ندارد و رحمت خداوند به معنای بخشش و برآورده کردن نیازها بدون احساس تغییر درونی است.[۲۱] علامه طباطبایی نیز تأکید می‌کند که رحمت خدا با تأثّر قلبی فرق دارد، زیرا خداوند از احساسات و تأثیرات قلبی منزه است.[۱۸] برخی دیگر مانند سید علی‌خان مدنی معتقدند که واژه رحمت در مورد خدا به صورت مجازی یا تمثیلی به کار می‌رود و به احسان و بخشش خدا اشاره دارد، نه به دلسوزی قلبی.[۲۲] تهانوی در کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم» نیز به جهت اینکه انفعال و رِقَّت قلب جزو معنای رحمت بوده و خداوند از آن منزَّه است، اطلاق آن بر خدا را مَجاز دانسته است.[۲۳]

گفته شده رحمت به معنای دلسوزی و رقت قلب است،[۲۴] اما در مورد خداوند، دلیل عقلی مانع از استفاده از این معنا می‌شود.[۲۵] ملامحسن فیض کاشانی رحمت را به معنی خیر رساندن به نیازمندان از روی لطف و عنایت تعریف کرده و معتقد است که دلسوزی و رقت در معنای رحمت دخالتی ندارد، بلکه رحمت نتیجه‌ی این بخشش و احسان است.[۲۶]

محمدجواد مغنیه در تفسیر کاشف گفته است که رحمت خدا در قرآن به معنای عنایت و پاداش الهی است، که تمام موجودات برای بقا و دوام خود به آن نیاز دارند. به گفته وی، رحمت عمومی خدا همان عنایت است که شامل همه موجودات می‌شود، اما رحمت خاص تنها به مؤمنان اختصاص دارد.[۲۷]

رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیّه

خداوند نسبت به بندگانش رحیم است و از رحمت او این است که یکصد شاخه رحمت آفریده، یکى از آن را بین تمام بندگان تقسیم کرده و به واسطه آن، مردم نسبت به يکدیگر مهربانند و مادر نسبت به فرزند خود مهر می‌ورزد... در روز قیامت این رحمت را به نود و نه قسمت دیگر اضافه می‌کند و با همه آنها امت حضرت محمد(ص) را مشمول رحمتش قرار می‌دهد.[۲۸]

رحمت خداوند به دو نوع رحمانیه و خاص رحیمیه تقسیم می‌شود:

  • رحمت رحمانیّه یا رحمت اِمْتِنانیّه: این نوع رحمت به همه موجودات، چه مؤمن و چه کافر، تعلق دارد و شامل تمام انسان‌ها و موجودات در سراسر جهان می‌شود.[۲۹] مرتضی مطهری[۳۰] و ابن‌عربی[۳۱] این رحمت را به صورت گسترده و مظهر رحمانیت خداوند در تمام موجودات دانسته‌اند. رحمت رحمانیه در واقع وجود بخشیدن به همه موجودات است.
  • رحمت رحیمیّه یا رحمت وجوبیّه: این رحمت ویژه به افرادی داده می‌شود که به ایمان و اعمال صالح پرداخته‌اند.[۳۲] برخلاف رحمت رحمانیه، رحمت رحیمیّه وابسته به شایستگی فرد است و نتیجه اعمال اوست.[۳۳] از نظر جعفر سبحانی، رحمت رحیمیّه مختص آخرت است و به کسانی که در دنیا در مسیر نیکوکاران و متقیان هستند، تعلق دارد.[۳۴]

روایات دینی نشان می‌دهند که خداوند نسبت به تمام آفریده‌هایش رحمان است و فقط نسبت به مؤمنین رحیم است.[۳۵]

ویژگی‌های رحمت الهی

ملامحسن فیض کاشانی رحمت الهی را سه ویژگی می‌داند: الف)- تام، که همه نیازمندان را شامل می‌شود؛ ب)- عام، که مستحق و غیرمستحق را در دنیا و آخرت دربر می‌گیرد. ج)- کامل که بدون نقص و خالی از دلسوزی که موجب رنجش شود.[۳۶]

برای رحمت الهی در آیات و روایات نیز ویژگی‌هایی بیان شده است که برخی از آنها عبارتند از:

  • وجوب رحمت: به گفته مفسران، در آیه ۱۲ سوره انعام خداوند رحمت بر بندگانش را بر خود واجب کرده است.[۳۷] از نظر عبدالله جوادی آملی، خداوند به‌طور قطع رحمت می‌کند، نه اینکه مجبور به انجام آن باشد.[۳۸] از نظر وی، قدرت و علم خداوند، رحمت او را تثبیت و جهت‌دهی می‌کند، و رحمت بر بندگان از ذاتی که سرچشمه همه کمالات است و قدرت و علم و حیات دارد، ضروری است..[۳۹]
  • وسعت رحمت الهی: در آیات،[۴۰] روایات[۴۱] و دعاهای متعددی[۴۲] رحمت خداوند به‌طور گسترده توصیف شده است. ابن‌عربی در تفسیر رحمت گسترده خدا، رحمت را به معنای عطا کردن وجود به هر موجودی تفسیر کرده‌ است.[۴۳] در روایات نیز آمده است که با توجه به گستردگی رحمت خدا، شگفتی باید از کسانی باشد که با چنین رحمت وسیعی هلاک می‌شوند.[۴۴] امام صادق(ع) نیز در روایتی می‌فرمایند که حتی ابلیس در قیامت به رحمت خدا طمع می‌کند.[۴۵][یادداشت ۲] نهی از ناامیدی از رحمت الهی در آیات قرآن[۴۷] نیز نشان از وسعت رحمت الهی بر همه بندگان شمرده شده است.[۴۸] برخی از مفسران با استناد به آیه ۵۳ سوره زمر، ناامیدی از رحمت الهی را حرام شمرده‌اند.[۴۹] ملا احمد نراقی ناامیدی از رحمت الهی را از گناهان کبیره و براساس برخی آیات قرآن، موجب کفر شمرده است.[۵۰]
  • تقدم رحمت الهی بر خشم: در برخی از دعاها و روایات، رحمت الهی مقدم بر غضب خداوند معرفی شده است. برای مثال، در دعای جوشن کبیر[۵۱] و دعاهای مشابه[۵۲] آمده است: «ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته». در دعای شانزدهم صحیفه سجادیه نیز گفته شده: «رحمتش پیش از غضبش حرکت می‌کند». این مفهوم در حدیثی از پیامبر(ص) نیز نقل شده که خداوند به حضرت آدم(ع) می‌فرماید: «رحمت را پیش از غضب آفریدم».[۵۳] همچنین امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید که خداوند سوگند خورده که هیچ بنده‌ای را بدون برهان و علم عذاب نمی‌کند، زیرا رحمت بر خشمش پیشی گرفته است.[۵۴] مرتضی مطهری نیز بر این باور است که رحمت الهی همواره در جهان جاری است و مقدم بر غضب و خشم خداوند است. او شواهدی همچون امدادهای غیبی، آمرزش گناهان و سلامت جسمانی را از دلایل غلبه رحمت بر غضب می‌داند.[۵۵]
  • بهترین و رحیم‌ترین رحم‌کنندگان: در چهار آیه از قرآن،[۵۶] خداوند به «أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛ مهربان‌ترین مهربانان» توصیف شده[۵۷] و در دو آیه نیز «خَيْرُ الرَّاحِمِينَ؛ بهترین رحم‌کنندگان» خوانده شده است.[۵۸]امام سجاد(ع) در دعای ششم صحیفه سجادیه خطاب به خداوند می‌‌گوید: «وَ أَنْتَ أَرْحَمُ مِنْ کُلِّ رَحِیم‏؛ تو از هر رحیمی، رحیم‌تر و مهربانتری».[۵۹] به گفته ناصر مکارم شیرازی، ارحم الراحمین دلالت دارد بر اینکه رحمت خداوند، رحمت حقیقی و رحمت دیگران پرتوی از رحمت الهی و مَجازی است؛ زیرا رحمت الهی نامحدود است و مانند رحمت انسان‌ها به یکدیگر از سر نیازمندی نیست.[۶۰]

راه‌های کسب رحمت الهی

در برخی از آیات و روایات، اموری برای جلب رحمت الهی بیان شده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

  • استغفار: طبق فرموده امام علی(ع)، خداوند استغفار را موجب رحمت بر بندگانش قرار داده است.[۶۱] در آیه ۴۶ سوره نمل استغفار زمینه جذب رحمت ذکر شده[۶۲] و آمده است چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناه نمی‌کنید تا مشمول رحمتش واقع شوید؟[۶۳]
  • تقوا: براساس آیه اخوت، تقوای الهی موجب مشمول شدن رحمت الهی می‌شود[۶۴] و جامعه بی‌تقوا از رحمت الهی محروم است.[۶۵]
  • اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک ربا: طبق آیه ۱۳۲ سوره آل‌عمران، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک رباخواری موجب جلب رحمت الهی می‌شود.[۶۶] در آیه ۵۶ سوره نور نیز، پیروی از خدا و رسول(ص)، شرط رسیدن به رحمت الهی بیان شده است.[۶۷]
  • معانقه: امام صادق(ع) نقل شده که هنگامی که دو مؤمن یکدیگر را در آغوش گیرند، رحمت خداوند آنها را فرامی‌گیرد.[۶۸]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۲۷؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  2. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
  3. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  4. جبوری، الصفات الالهیة المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۴۳.
  5. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۱۶۷.
  6. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۱۰۵.
  7. برای نمونه نگاه کنید به: سوره نساء، آیه ۲۹؛ یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انعام، آیه ۱۲، ۵۴، ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و۲۷ و ج۸، ص۲۷۳-۲۷۵؛ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۱۶۷ و ۴۰۳؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۶-۳۵۹.
  9. برای نمونه نگاه کنید به: قمی،‌سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۳۳-۳۳۵.
  10. برای نمونه نگاه کنید به: محمدی ری‌شهری، دانش‌نامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۱۴۲-۱۷۷؛ خاتمی، فرهنگ علم کلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۲۰و۱۲۱.
  11. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌عربی، الفصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۵۱و۱۷۷،‌ ج۲،‌ ص۱۲۰ و ۲۰۵.
  12. سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
  13. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
  14. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۵.
  15. سوره انعام، آیه ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
  16. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۲۴۰.
  17. جبوری، الصفات الالهیة المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۳۸.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸.
  19. مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج‏۴، ص۴۶۷.
  20. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  21. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  22. مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج‏۴، ص۴۶۷.
  23. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  24. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۴۷.
  25. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۲.
  26. فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۶۰.
  27. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۴۰۳.
  28. التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۳۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴،‌ ص۱۸۳ و ج۸، ص۴۴.
  29. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱،‌ ص۲۲و۲۳.
  30. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش،‌ ج۲۷، ص۱۷۸.
  31. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۲۰۵.
  32. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱،‌ ص۲۲و۲۳.
  33. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش،‌ ج۲۷، ص۱۷۹.
  34. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲،‌ ص۲۶۲.
  35. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱،‌ ص۱۱۴.
  36. فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۵۹ و ۱۶۰.
  37. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱،‌ ص۱۹۴؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۷.
  38. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵.
  39. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۷.
  40. سوره اعراف، آیه ۱۵۶؛ سوره انعام، آیه ۱۴۷.
  41. برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۲۸۷، ج۵۳،‌ص۱۱، ج۸۶، ص۳۵۲، ج۹۲، ص۴۳۳.
  42. برای نمونه نگاه کنید به: شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۴۰ و ج۲، ص۶۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۲۵۶.
  43. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۲۰ و ج۲،‌ص۲۰۵ و ۲۰۶؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
  44. سید مرتضی، امالی المرتضی، ۱۹۹۸م، ج۱،‌ ص۱۶۲.
  45. شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۵۰، ح۲.
  46. بهجت، رحمت واسعه، ۱۳۹۴ش، ص۲۰۲-۲۰۳
  47. نگاه کنید به: سوره زمر، آیه ۵۳؛
  48. نگاه کنید به: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۹۹-۵۰۱.
  49. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۹، ص۳۱۰.
  50. نراقی، معراج السعادة، نشر هجرت، ص۲۰۰.
  51. کفعمی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ۱۴۱۸ق، ص۴۰۴.
  52. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۶۹۶.
  53. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۵.
  54. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۵۴.
  55. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۵-۲۵۷.
  56. سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
  57. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
  58. سوره مؤمنون، آیه ۱۰۹ و ۱۱۸.
  59. صحیفه سجادیه، دعای ۶،‌ بند۲۴.
  60. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷.
  61. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۴۳، ص۱۹۹.
  62. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۴۳۰.
  63. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۵،‌ ص۴۸۹.
  64. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۶۹.
  65. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۱۸۴.
  66. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۸۹.
  67. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۲۰۹.
  68. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸۴.

یادداشت

  1. كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
  2. محمدتقی بهجت (درگذشت:۱۳۸۸ش)از مراجع تقلید براین باور است که هرچند گستره رحمت الهی زیاد است ولی چه بسا خداوند برای ملاحظه و رعایت حال مسلمانان بعضی از مراتب رحمت را درباره امثال ابلیس عملی نکند. [۴۶]

منابع

  • صحیفه سجادیه
  • ابن‌عربی، محیی‌الدین، فصوص الحکم، قاهره، دار إحیاء الکتب العربیة، چاپ اول، ۱۳۵۶ق/۱۹۴۶م.
  • التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • تهانوی، محمدعلی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، تحقیق علی دحروج، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، چاپ اول، ۱۹۹۶م.
  • جبوری، ریاض یونس، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۳۴ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، تحقیق و نگارش حیدرعلی ایوبی، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
  • خاتمی، احمد، فرهنگ علم کلام، تهران، صبا، ۱۳۷۰ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، بیروت-دمشق، دارالقلم- الدارالشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، امالی المرتضی، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار الفکر العربی، چاپ اول، ۱۹۹۸م.
  • ‌ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، علم الیقین، تحقیق و تصحیح محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایی از قرآن‏، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم،‌ دار الکتاب،‌ چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • قمی،‌ شیخ عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانش‌نامه عقاید اسلامی، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۶ش.
  • مدنی شیرازی، سید علی‌خان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، قم،‌ دفتر انتشارات اسلامی،‌ چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، قم، نشر هجرت، بی‌تا.
  • نهج البلاغه، گردآورنده سید رضی، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ‌۱۴۱۴ق.