رحمت الهی
رحمت الهی از صفات فعلی خدا است که به معنای برآوردن حاجت یا بخشش بدون تأثّر قلبی است. برخی آن را به معنای اراده خیر رساندن دانستهاند و جزو صفات ذات خدا به شمار آوردهاند. رحمت خداوند به دو دسته تقسیم میشود: رحمت عام یا رحمانیّه که شامل همه انسانها (کافر و مؤمن) میشود، و رحمت خاص یا رحیمیّه که تنها مختص مؤمنان است. از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند نسبت به جمیع آفریدههایش رحمان و فقط نسبت به مؤمنان رحیم است.
برای رحمت خداوند ویژگیهایی بیان شده است؛ از جمله اینکه برای بندگانش واجب و ضروری است، چنان گسترده است که همه چیز را در بر میگیرد و در قیامت حتی ابلیس نیز به آن طمع میکند. علاوهبر این، رحمت الهی همیشه بر غضب الهی مقدم است و در آیات قرآن خداوند بهعنوان بهترین و رحیمترین رحیمان معرفی شده است.
براساس آیات و روایات، عواملی مانند استغفار، اطاعت از خدا و پیامبر، تقوا و معانقه میتوانند باعث جلب رحمت الهی شوند. محمدمحسن فیض کاشانی رحمت الهی را دارای سه ویژگی تام، عام (شامل دنیا و آخرت، مستحق و غیرمستحق) و کامل (خالی از نقص) دانسته است. برخی مانند سید علیخان مدنی، بهدلیل اینکه در معنای حقیقی رحمت، تأثّر قلبی و انفعال وجود دارد، کاربرد این واژه در مورد خدا را مَجاز شمردهاند.
جایگاه
رحمت از صفات فعلیه[۱] یا اسمای[۲] فعلیه خداوند است. برخی آن را به اراده خیر رساندن و دفعِ شرّ معنا کرده و از صفات ذات شمردهاند.[۳] رحمت الهی را گستردهترین صفت الهی شمردهاند.[۴]
گفته شده رحمت الهی به بندگانش از ذات خدا و کمال او جداشدنی نیست و بر پایه آیات ۱۲ و ۵۴ سوره انعام [یادداشت ۱] مانند علم و قدرت الهی، برای ذات خدا حتمی و ضروری است.[۵] طبق آیه ۱۲ و ۵۴ سوره انعام، خداوند رحمت را بر خود واجب کرده است.[۶] در آیات متعدد قرآن،[۷] تفاسیر،[۸] روایات،[۹] کلام اسلامی[۱۰] و نیز آموزههای عرفانی[۱۱] از رحمت الهی بحث و گفتگو شده است.
خداوند در قرآن، چهار بار[۱۲] با صفت ارحم الراحمین،[۱۳] ۵۶ بار با صفت رحمان و ۱۱۴ بار با صفت رحیم (به جز رحمن و رحیم در بسم الله آغاز سورهها)[۱۴] و سه بار[۱۵] با کلمات ذوالرحمة و ذورحمة (صاحب رحمت)[۱۶] توصیف شده است. برخی گفتهاند واژه «رحم» با مشتقاتش، بیش از دویست بار در قرآن تکرار شده است.[۱۷]
مفهومشناسی
رحمت الهی به معنای عطا کردن و برآوردن حاجات[۱۸] یا بخشش بدون تأثّر قلبی است.[۱۹] واژه «رحمت» معمولاً به معنی دلسوزی و رقت قلب است که باعث احسان و کمک به نیازمندان میشود.[۲۰] اما در مورد خداوند، برخی معتقدند که این نوع دلسوزی و تأثّر قلبی وجود ندارد و رحمت خداوند به معنای بخشش و برآورده کردن نیازها بدون احساس تغییر درونی است.[۲۱] علامه طباطبایی نیز تأکید میکند که رحمت خدا با تأثّر قلبی فرق دارد، زیرا خداوند از احساسات و تأثیرات قلبی منزه است.[۱۸] برخی دیگر مانند سید علیخان مدنی معتقدند که واژه رحمت در مورد خدا به صورت مجازی یا تمثیلی به کار میرود و به احسان و بخشش خدا اشاره دارد، نه به دلسوزی قلبی.[۲۲] تهانوی در کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم» نیز به جهت اینکه انفعال و رِقَّت قلب جزو معنای رحمت بوده و خداوند از آن منزَّه است، اطلاق آن بر خدا را مَجاز دانسته است.[۲۳]
گفته شده رحمت به معنای دلسوزی و رقت قلب است،[۲۴] اما در مورد خداوند، دلیل عقلی مانع از استفاده از این معنا میشود.[۲۵] ملامحسن فیض کاشانی رحمت را به معنی خیر رساندن به نیازمندان از روی لطف و عنایت تعریف کرده و معتقد است که دلسوزی و رقت در معنای رحمت دخالتی ندارد، بلکه رحمت نتیجهی این بخشش و احسان است.[۲۶]
محمدجواد مغنیه در تفسیر کاشف گفته است که رحمت خدا در قرآن به معنای عنایت و پاداش الهی است، که تمام موجودات برای بقا و دوام خود به آن نیاز دارند. به گفته وی، رحمت عمومی خدا همان عنایت است که شامل همه موجودات میشود، اما رحمت خاص تنها به مؤمنان اختصاص دارد.[۲۷]
رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیّه
خداوند نسبت به بندگانش رحیم است و از رحمت او این است که یکصد شاخه رحمت آفریده، یکى از آن را بین تمام بندگان تقسیم کرده و به واسطه آن، مردم نسبت به يکدیگر مهربانند و مادر نسبت به فرزند خود مهر میورزد... در روز قیامت این رحمت را به نود و نه قسمت دیگر اضافه میکند و با همه آنها امت حضرت محمد(ص) را مشمول رحمتش قرار میدهد.[۲۸]
رحمت خداوند به دو نوع رحمانیه و خاص رحیمیه تقسیم میشود:
- رحمت رحمانیّه یا رحمت اِمْتِنانیّه: این نوع رحمت به همه موجودات، چه مؤمن و چه کافر، تعلق دارد و شامل تمام انسانها و موجودات در سراسر جهان میشود.[۲۹] مرتضی مطهری[۳۰] و ابنعربی[۳۱] این رحمت را به صورت گسترده و مظهر رحمانیت خداوند در تمام موجودات دانستهاند. رحمت رحمانیه در واقع وجود بخشیدن به همه موجودات است.
- رحمت رحیمیّه یا رحمت وجوبیّه: این رحمت ویژه به افرادی داده میشود که به ایمان و اعمال صالح پرداختهاند.[۳۲] برخلاف رحمت رحمانیه، رحمت رحیمیّه وابسته به شایستگی فرد است و نتیجه اعمال اوست.[۳۳] از نظر جعفر سبحانی، رحمت رحیمیّه مختص آخرت است و به کسانی که در دنیا در مسیر نیکوکاران و متقیان هستند، تعلق دارد.[۳۴]
روایات دینی نشان میدهند که خداوند نسبت به تمام آفریدههایش رحمان است و فقط نسبت به مؤمنین رحیم است.[۳۵]
ویژگیهای رحمت الهی
ملامحسن فیض کاشانی رحمت الهی را سه ویژگی میداند: الف)- تام، که همه نیازمندان را شامل میشود؛ ب)- عام، که مستحق و غیرمستحق را در دنیا و آخرت دربر میگیرد. ج)- کامل که بدون نقص و خالی از دلسوزی که موجب رنجش شود.[۳۶]
برای رحمت الهی در آیات و روایات نیز ویژگیهایی بیان شده است که برخی از آنها عبارتند از:
- وجوب رحمت: به گفته مفسران، در آیه ۱۲ سوره انعام خداوند رحمت بر بندگانش را بر خود واجب کرده است.[۳۷] از نظر عبدالله جوادی آملی، خداوند بهطور قطع رحمت میکند، نه اینکه مجبور به انجام آن باشد.[۳۸] از نظر وی، قدرت و علم خداوند، رحمت او را تثبیت و جهتدهی میکند، و رحمت بر بندگان از ذاتی که سرچشمه همه کمالات است و قدرت و علم و حیات دارد، ضروری است..[۳۹]
- وسعت رحمت الهی: در آیات،[۴۰] روایات[۴۱] و دعاهای متعددی[۴۲] رحمت خداوند بهطور گسترده توصیف شده است. ابنعربی در تفسیر رحمت گسترده خدا، رحمت را به معنای عطا کردن وجود به هر موجودی تفسیر کرده است.[۴۳] در روایات نیز آمده است که با توجه به گستردگی رحمت خدا، شگفتی باید از کسانی باشد که با چنین رحمت وسیعی هلاک میشوند.[۴۴] امام صادق(ع) نیز در روایتی میفرمایند که حتی ابلیس در قیامت به رحمت خدا طمع میکند.[۴۵][یادداشت ۲] نهی از ناامیدی از رحمت الهی در آیات قرآن[۴۷] نیز نشان از وسعت رحمت الهی بر همه بندگان شمرده شده است.[۴۸] برخی از مفسران با استناد به آیه ۵۳ سوره زمر، ناامیدی از رحمت الهی را حرام شمردهاند.[۴۹] ملا احمد نراقی ناامیدی از رحمت الهی را از گناهان کبیره و براساس برخی آیات قرآن، موجب کفر شمرده است.[۵۰]
- تقدم رحمت الهی بر خشم: در برخی از دعاها و روایات، رحمت الهی مقدم بر غضب خداوند معرفی شده است. برای مثال، در دعای جوشن کبیر[۵۱] و دعاهای مشابه[۵۲] آمده است: «ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته». در دعای شانزدهم صحیفه سجادیه نیز گفته شده: «رحمتش پیش از غضبش حرکت میکند». این مفهوم در حدیثی از پیامبر(ص) نیز نقل شده که خداوند به حضرت آدم(ع) میفرماید: «رحمت را پیش از غضب آفریدم».[۵۳] همچنین امام علی(ع) در حدیثی میفرماید که خداوند سوگند خورده که هیچ بندهای را بدون برهان و علم عذاب نمیکند، زیرا رحمت بر خشمش پیشی گرفته است.[۵۴] مرتضی مطهری نیز بر این باور است که رحمت الهی همواره در جهان جاری است و مقدم بر غضب و خشم خداوند است. او شواهدی همچون امدادهای غیبی، آمرزش گناهان و سلامت جسمانی را از دلایل غلبه رحمت بر غضب میداند.[۵۵]
- بهترین و رحیمترین رحمکنندگان: در چهار آیه از قرآن،[۵۶] خداوند به «أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛ مهربانترین مهربانان» توصیف شده[۵۷] و در دو آیه نیز «خَيْرُ الرَّاحِمِينَ؛ بهترین رحمکنندگان» خوانده شده است.[۵۸] امام سجاد(ع) در دعای ششم صحیفه سجادیه خطاب به خداوند میگوید: «وَ أَنْتَ أَرْحَمُ مِنْ کُلِّ رَحِیم؛ تو از هر رحیمی، رحیمتر و مهربانتری».[۵۹] به گفته ناصر مکارم شیرازی، ارحم الراحمین دلالت دارد بر اینکه رحمت خداوند، رحمت حقیقی و رحمت دیگران پرتوی از رحمت الهی و مَجازی است؛ زیرا رحمت الهی نامحدود است و مانند رحمت انسانها به یکدیگر از سر نیازمندی نیست.[۶۰]
راههای کسب رحمت الهی
در برخی از آیات و روایات، اموری برای جلب رحمت الهی بیان شدهاند که برخی از آنها عبارتند از:
- استغفار: طبق فرموده امام علی(ع)، خداوند استغفار را موجب رحمت بر بندگانش قرار داده است.[۶۱] در آیه ۴۶ سوره نمل استغفار زمینه جذب رحمت ذکر شده[۶۲] و آمده است چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناه نمیکنید تا مشمول رحمتش واقع شوید؟[۶۳]
- تقوا: براساس آیه اخوت، تقوای الهی موجب مشمول شدن رحمت الهی میشود[۶۴] و جامعه بیتقوا از رحمت الهی محروم است.[۶۵]
- اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک ربا: طبق آیه ۱۳۲ سوره آلعمران، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک رباخواری موجب جلب رحمت الهی میشود.[۶۶] در آیه ۵۶ سوره نور نیز، پیروی از خدا و رسول(ص)، شرط رسیدن به رحمت الهی بیان شده است.[۶۷]
- معانقه: امام صادق(ع) نقل شده که هنگامی که دو مؤمن یکدیگر را در آغوش گیرند، رحمت خداوند آنها را فرامیگیرد.[۶۸]
پانویس
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۲۷؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
- ↑ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
- ↑ جبوری، الصفات الالهیة المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۴۳.
- ↑ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۶۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۱۰۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سوره نساء، آیه ۲۹؛ یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انعام، آیه ۱۲، ۵۴، ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و۲۷ و ج۸، ص۲۷۳-۲۷۵؛ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۶۷ و ۴۰۳؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۶-۳۵۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: قمی،سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۳۳-۳۳۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: محمدی ریشهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۱۴۲-۱۷۷؛ خاتمی، فرهنگ علم کلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۲۰و۱۲۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنعربی، الفصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۵۱و۱۷۷، ج۲، ص۱۲۰ و ۲۰۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۵.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۲۴۰.
- ↑ جبوری، الصفات الالهیة المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۳۸.
- ↑ ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸.
- ↑ مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۴۶۷.
- ↑ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
- ↑ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
- ↑ مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۴۶۷.
- ↑ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۴۷.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۲.
- ↑ فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۶۰.
- ↑ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۰۳.
- ↑ التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۳۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۱۸۳ و ج۸، ص۴۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۲۲و۲۳.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲۷، ص۱۷۸.
- ↑ ابنعربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۲۰۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۲۲و۲۳.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲۷، ص۱۷۹.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۲۶۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۵۹ و ۱۶۰.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۹۴؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۷.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۷.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۵۶؛ سوره انعام، آیه ۱۴۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۲۸۷، ج۵۳،ص۱۱، ج۸۶، ص۳۵۲، ج۹۲، ص۴۳۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۴۰ و ج۲، ص۶۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۲۵۶.
- ↑ ابنعربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۲۰ و ج۲،ص۲۰۵ و ۲۰۶؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
- ↑ سید مرتضی، امالی المرتضی، ۱۹۹۸م، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۵۰، ح۲.
- ↑ بهجت، رحمت واسعه، ۱۳۹۴ش، ص۲۰۲-۲۰۳
- ↑ نگاه کنید به: سوره زمر، آیه ۵۳؛
- ↑ نگاه کنید به: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۹۹-۵۰۱.
- ↑ قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۹، ص۳۱۰.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، نشر هجرت، ص۲۰۰.
- ↑ کفعمی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ۱۴۱۸ق، ص۴۰۴.
- ↑ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۶۹۶.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۵۴.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۵-۲۵۷.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۹ و ۱۱۸.
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای ۶، بند۲۴.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۴۳، ص۱۹۹.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۴۳۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۴۸۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۶۹.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۱۸۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۸۹.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۲۰۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸۴.
یادداشت
- ↑ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
- ↑ محمدتقی بهجت (درگذشت:۱۳۸۸ش)از مراجع تقلید براین باور است که هرچند گستره رحمت الهی زیاد است ولی چه بسا خداوند برای ملاحظه و رعایت حال مسلمانان بعضی از مراتب رحمت را درباره امثال ابلیس عملی نکند. [۴۶]
منابع
- صحیفه سجادیه
- ابنعربی، محییالدین، فصوص الحکم، قاهره، دار إحیاء الکتب العربیة، چاپ اول، ۱۳۵۶ق/۱۹۴۶م.
- التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- تهانوی، محمدعلی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، تحقیق علی دحروج، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، چاپ اول، ۱۹۹۶م.
- جبوری، ریاض یونس، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۳۴ق.
- جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، تحقیق و نگارش حیدرعلی ایوبی، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
- خاتمی، احمد، فرهنگ علم کلام، تهران، صبا، ۱۳۷۰ش.
- خمینی، سید روحالله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
- راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، بیروت-دمشق، دارالقلم- الدارالشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- سید مرتضی، علی بن حسین، امالی المرتضی، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار الفکر العربی، چاپ اول، ۱۹۹۸م.
- شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
- فیض کاشانی، محمدمحسن، علم الیقین، تحقیق و تصحیح محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درسهایی از قرآن، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
- قرشی، سید علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
- قمی، شیخ عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۶ش.
- مدنی شیرازی، سید علیخان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰ش.
- مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
- نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، قم، نشر هجرت، بیتا.
- نهج البلاغه، گردآورنده سید رضی، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.