کاربر:Bazeli/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
* نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیتا. | * نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیتا. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
==پیوند به بیرون== | |||
*[http://ensani.ir/fa/article/85163 «مطالعه تطبیقی ارث زن»، احمد دیلمی.] | |||
* [http://ensani.ir/fa/article/49774 «فلسفه تفاوت ارث زن و مرد در اسلام»، عسکری اسلامپور.] | |||
* [http://ensani.ir/fa/article/344948 ارث زن و تفاوت حقوق مالی او با مرد»، سیدکاظم مصطفوینیا و داوود بصارتی.] | |||
{{ارث}} | {{ارث}} | ||
نسخهٔ ۱ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
ارث زن اموال یا حقوقی که زن پس از مرگ وابستگان نسبی یا سببی مستحق آن میشود. از این مطلب در فقه، باب ارث و در تفاسیر ذیل آیات ارث بحث شده است.
براساس آیه «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ»، سهم پسر، دوبرابر سهم دختر است؛ اما در مواردی نیز ارث زن برابر با ارث مرد و گاهی بیشتر از آن است. زن و شوهر در همه طبقات ارث حضور دارند و براساس دیدگاه مشهور فقها، زن از اموال غیرمنقولِ شوهر مانند زمین ارث نمیبرد.
در ادیان و ملل پیش از اسلام، زنها معمولا محروم از ارث بودند؛ اما اسلام زن را همچون مرد ارثبر شمرد و محرومیت زن را منسوخ کرد. گفته شده ملاک ارث در اسلام، زن یا مرد بودن نیست؛ بلکه معیار، موقعیت و جایگاه زن و مرد در نظام خانوادگی است که امری عادلانه است.
از نظر علمای شیعه، از آنجا که مهریه، نفقه، جهاد و دیه عاقله بر مرد واجب است و زن در این موارد تکلیفی برعهده ندارد، برای جبران فشار اقتصادی بر مرد، در مواردی ارث مرد بیشتر از ارث زن قرار داده شده است. در روایات نیز نصف بودن ارث زن، به جهت وجوب مهریه، نفقه، جهاد و دیه عاقله بر مرد دانسته شده است.
جایگاه
ارث زن، دارایی یا حقوقی است که زن پس از مرگ یکی از وابستگان نسبی یا سببی، مستحق آن میشود.[۱] از ارث زن در فقه در باب ارث[۲] و در تفاسیر ذیل آیات ارث[۳] بحث شده است.
به گفته عبدالله جوادی آملی، مفسر قرآن و صاحب تفسیر تسنیم، قرآن برای اهتمام به حق و ارث زن، هنگام تعیین سهام ارث، ارث زن را اصل قرار داده و مسلم دانسته و سپس فرموده «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ» و سهام مرد را بیان کرده است.[۴]
تفاوت ارث زن و مرد
در فقه شیعه، موارد ارث زن مختلف است و اینگونه نیست که در تمام حالات، ارث زن نصف ارث مرد باشد؛ بلکه در مواردی ارث زن برابر با ارث مرد و گاهی کمتر یا بیشتر از آن است.[۵]
مواردی که زن مساوی با مرد ارث میبرد:
- اگر میت دارای فرزند باشد و پدر و مادرش هم زنده باشند، هر یک از پدر و مادر یک ششم ارث میبرند.[۶] آیه ۱۱ سوره نساء را دلیل این حکم شمردهاند.[۷]
- برادر و خواهر مادری میت به اندازه مساوی ارث میبرند.[۸] دلیل این حکم را آیه ۱۲ سوره نساء دانستهاند.[۹]
مواردی که زن کمتر از مرد ارث میبرد:
- دختر نصف پسر ارث میبرد. مستند این حکم آیه «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ؛ سهم پسر، چون سهم دو دختر است» [۱۰] شمرده شده است.[۱۱]
- در صورتی که برادر و خواهر میت از یک پدر و مادر باشند، خواهر میت نصف برارد او ارث میبرد. آیه ۱۷۶ سوره نساء بر این حکم دلالت دارد.[۱۲]
مواردی که سهم الارث زن بیشتر از مرد است:
- اگر میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد، در این صورت پدر یک ششم و دختر بیش از آن ارث میبرد.
- اگر فرزندان میت در زمان حیات او مرده باشند و او دارای نوههایی باشد، در این صورت نوه پسری به اندازه سهم پسر و نوه دختری به اندازه سهم دختر ارث میبرد. براین اساس اگر نوهٔ پسری دختر باشد و نوهٔ دختری پسر باشد، در این حالت دختر دوبرابر پسر ارث میبرد.[۱۳]
زن مانند شوهر، در تمام طبقات ارث حضور دارد و ارث میبرد.[۱۴] گفته شده معیار تفاوت ارث در اسلام، زن یا مرد بودن نیست؛ بلکه معیار، موقعیت و جایگاه زن و مرد در نظام خانوادگی است که امری عادلانه است. براین اساس، هر کسی بیشتر خسارت ببیند، بیشتر بهره میبرد.[۱۵]
ارث زوجه از اموال غیرمنقول
براساس دیدگاه مشهور فقها،[۱۶] همسر از اموال غیرمنقولِ شوهر همچون زمین ارث نمیبرد نه از عین آنها و نه از قیمت آنها.[۱۷] بر این مطلب، ادعای اجماع نیز شده است.[۱۸] به گفته جعفر سبحانی، از مراجع تقلید معاصر شیعه، این مسئله در صورتی که زن از شوهر خود دارای فرزند نباشد، از احکام اختصاصی فقه امامیه به شمار میرود.[۱۹] گفته شده به استناد روایات و اجماع، زن از قیمت مصالح ساختمانی مانند تخته و آجر و نیز قیمت درختان ارث میبرد.[۲۰]
مستند محرومیت زن از اموال غیر منقول، روایات[۲۱] است؛[۲۲] البته براساس برخی روایات، زن از اموال غیرمنقول شوهر نیز ارث میبرد[۲۳] که این روایات را بر تقیه حمل کردهاند[۲۴] یا به موردی که زن از شوهرش دارای فرزند باشد، اختصاص دادهاند.[۲۵]
چرایی تفاوت ارث زن و مرد
مسئله مهریه، نفقه، جهاد و دیه عاقله را علت تفاوت ارث زن و مرد دانستهاند.[۲۶] از نظر علمای شیعه، از آنجا که مهریه، نفقه و دیه عاقله
و جهاد بر مرد واجب است و بر زن واجب نیست، برای جبران فشار اقتصادی بر مرد، در مواردی ارث مرد دو برابر ارث زن قرار داده شده است.[۲۷] علامه طباطبایی، مفسر و فقیه شیعی قرن چهاردهم قمری، در تفاوت ارث زن و مرد، وضعیت روانی زن و مرد(احساسی بودن زن و عقلگرا بودن مرد) را نیز دخیل دانسته است. از نظر وی یکی از دلایل تفاوت ارث زن و مرد، قویتر بودن مرد از زن در اداره امور مالی و زندگی و عقل است.[۲۸]
به گفته علامه طباطبایی و ناصر مکارم شیرازی، مفسر و مرجع تقلید معاصر شیعه، از آنجا که تأمین هزینههای زندگی زن بر دوش مرد است و زن از پرداخت هزینهها معاف است، ازاینرو، هرچند سهم مرد به لحاظ مالکیت بیشتر است، اما سهم زنان به لحاظ مصرف و بهرهبرداری، دو برابر سهم مردان است.[۲۹]
گفته شده با توجه به اینکه در قوانین اسلامی در مسئله ارث، تنها جنبه مالی و اقتصادی مطرح نبوده، بلکه به جز جنبه اقتصادی، جنبههای دیگر همچون جنبههای طبیعی و روانی زن نیز لحاظ شده است. درگیریهای زن به لحاظ تولید نسل، قدرت کمتر او در کسب ثروت، مصرف بیشتر ثروت نسبت به مرد و ملاحظات روحی و روانی خاص زن موجب شده اسلام پرداخت مهر و نفقه را بر مرد لازم بداند و در مقابل برای جبران فشار اقتصادی بر مرد، سهم مرد از ارث را دوبرابر زن قرار داده است. بنابراین اتهام تبعیض و ناعدالتی در نصف بودن سهم الارث زنان وارد نیست.[۳۰]
چرایی نصف بودن ارث زنان در روایات
چرایی نصف بودن ارث زنان در صدر اسلام و روایات نیز مطرح بوده است[۳۱] و امامان شیعه(ع) در پاسخ به این مسئله، مهریه، نفقه، جهاد و دیه عاقله را مطرح کردهاند.[۳۲] از جمله در روایتی، ابن ابیالعوجاء، زندیق معروف عصر امام صادق(ع)، نسبت به نصف بودن سهم زن اعتراض کرد، امام صادق(ع) به وجوب جهاد، نفقه و دیه عاقله بر مرد و عدم وجوب آنها بر زن پاسخ داد.[۳۳]
در حدیثی دیگری، امام علی(ع)[۳۴] و امام صادق(ع)[۳۵] نصف بودن ارث زن را به این جهت دانستهاند که دانههایی که آدم(ع) در بهشت خورد دو برابر دانههایی بود که حوا خورد.
گفته شده زیاد خوردن آدم(ع) نشان از نیازمندی بیشتر مرد بوده است و به این جهت ارث او دو برابر شده است.[۳۶] برخی این گونه روایات را روایات واحدی دانستهاند که در غیر احکام شرعی حجیت ندارند. ازاینرو، دلیلی بر وجوب تعبد به آنها وجود ندارد.[۳۷]
ارث زن در ادیان و ملل پیش از اسلام
به گفته علامه طباطبائی، در زمان نزول قرآن، محرومیت زن از ارث در همه دنیا و همه اقوام و ملل مرسوم بود و زن به عنوان مادر، دختر، همسر و خواهر ارث نمیبرد و بر فرض اگر ارثی میبرد با عنوان دیگری بود.[۳۸] در دین زرتشت اگر متوفی، مرد باشد، سهم مرد از ارث دو برابر زن است و اگر متوفی زن باشد، سهم زن و مرد مساوی است.[۳۹] در دین یهود، زن با محرومیتهایی روبروست از جمله مادر به طور کلی از ارث فرزند و همسر نیز براساس ظاهر تورات، از ارث شوهر به طور کلی محروم است.[۴۰] در دین مسیحیت، جنسیت تأثیری در ارث نداشته و زن و مرد در ارث برابر هستند.[۴۱]
گفته شده در دوران قدیم همچون روم، یونان، هند و مصر و چین قدیم و دوران جاهلیت، زنان به جهت جلوگیری از انتقال ثروت از یک خانواده به خانواده دیگر و ضعف قدرت جنگاوری آنان، به طور مطلق از اموال ارثی محروم بودند.[۴۲] در ایران قدیم نیز دختری که ازدواج میکرد، به جهت ترس از انتقال ثروت، از ارث پدری محروم میشد؛[۴۳] اما دخترانی که هنوز ازدواج نکرده بودند، نصف پسر ارث نصیبشان میشد.[۴۴]
به گفته مرتضی مطهری، این قوانین در اسلام منسوخ شدند و زنان براساس قوانین و احکام اسلامی[۴۵] همانند مردان دارای حقوق بوده و ارثبر محسوب میشوند.[۴۶]
قانون مدنی کشورهای اسلامی
در قانون مدنی کشورهای اسلامی نیز ارث زن و مرد متفاوت است. براساس ماده ۹۰۷ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، اگر وارثان متوفی همه دختر یا پسر باشند، همه آنها به یک اندازه ارث میبرند؛ اما اگر بعضی از آنها پسر و برخی دختر باشند، پسر دوبرابر دختر ارث میبرد.[۴۷] طبق ماده ۹۱۳ قانون مدنی ایران و ماده ۲۰۰۷ و ۲۰۲۷ قانون مدنی افغانستان
زن و شوهر در تمام طبقات ارث حضور دارند و سهم الارث خود را میبرند. سهم الارث زن از اموال شوهر، در صورتی که فرزند نداشته باشند، یک چهارم و در صورت فرزند داشتن، یک هشتم است.[۴۸]
پانویس
- ↑ نگاه کنید به: مؤسسه دایرةالمعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۷-۲۹؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۱۷۷ - ۱۹۶؛ نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۱۹۶-۲۲۰؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، دارالعلم، ج۲، ص۳۹۶ - ۳۹۹.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۰۷-۲۱۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۲۸۸-۲۹۲.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۷.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۵.
- ↑ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۳؛ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶؛ مؤسسه دایرةالمعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۷۸.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶.
- ↑ سوره نساء، آیه ۱۱.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۶ و ۳۴۷.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ۱۳۸۲ش، ص۳۴۵؛ مؤسسه دایرةالمعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۷۶.
- ↑ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۴۶۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۲۱۲؛ مؤسسه دایرةالمعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۷۶.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۲۰۷ و۲۱۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، دارالعلم، ج۲، ص۳۹۷.
- ↑ نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۲۰۷.
- ↑ سبحانی، نظام الإرث فی الشریعة الإسلامیة الغراء، ۱۴۱۵ق، ص۳۰۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۲۱۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، دارالعلم، ج۲، ص۳۹۷.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۴۷ - ۳۴۹.
- ↑ نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، دار احیاءالتراث العربی، ج۳۹، ص۲۱۲ و۲۱۳.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۴۹.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۴۹، پانویس۱؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۴۷۰.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۴۹.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۱۵؛ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۲۹۰ و۲۹۱؛ محسنی، زن در شریعت اسلامی، ۱۳۹۱ش، ص۴۵ و ۴۷.
- ↑ نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۱۵؛ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۳-۲۲۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۲۹۰ و۲۹۱، ۳۰۳ و ۳۰۴؛ محسنی، زن در شریعت اسلامی، ۱۳۹۱ش، ص۴۵ و ۴۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۱۵.
- ↑ نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۱۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۲۹۰ و۲۹۱.
- ↑ نگاه کنید به: مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۴ و۲۲۵؛ محسنی، زن در شریعت اسلامی، ۱۳۹۱ش، ص۴۵-۴۷.
- ↑ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۵
- ↑ نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۸۵، ح۱-۳؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۹، ص۲۷۴ و ۲۷۵، ح۲و۳ و ص۳۹۸، ح۲۷و۲۸؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۵۰، ح۵۷۵۵-۵۷۵۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۸۵، ح۲و۳؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۹، ص۲۷۴ و ۲۷۵، ح۲و۳؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۵۰، ح۵۷۵۷.
- ↑ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۷۱، ج۵.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۵۱، ح۵۷۵۸؛ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۷۱، ج۴.
- ↑ فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۲۵، ص۷۲۴.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۵۱، پانویس.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۲۶.
- ↑ دیلمی، «مطالعه تطبیقی ارث زن»، ص۹۸-۱۰۰.
- ↑ دیلمی، «مطالعه تطبیقی ارث زن»، ص۱۰۰-۱۰۲.
- ↑ دیلمی، «مطالعه تطبیقی ارث زن»، ص۱۰۲.
- ↑ نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۲۴؛ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۱۹ و۲۲۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۳۰۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۲۶؛ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۲ به نقل از: نفیسی، تاریخ اجتماعی ایران از زمان ساسانیان تا انقراض امویان.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۲۶.
- ↑ به عنوان نمونه نگاه کنید به: سوره نساء، آیه ۷ و ۱۱.
- ↑ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، نشر صدرا، ص۲۲۳.
- ↑ «قانون مدنی»، مرکز پژوهشهای مجلس شواری اسلامی.
- ↑ «قانون مدنی»، مرکز پژوهشهای مجلس شواری اسلامی؛ «قانون مدنی افغانستان»، مؤسسه فرهنگی بشارت.
منابع
- امام خمینی، سید روحالله، تحریر الوسیله، قم، دارالعلم، چاپ اول، بیتا.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، تنظیم و ویرایش محمود لطیفی، قم، نشر اسراء، چاپ هفتم، ۱۳۸۲ش.
- دیلمی، احمد، «مطالعه تطبیقی ارث زن»، فصلنامه نامه مفید، شماره ۲۹، بهار ۱۳۸۱ش.
- سبحانی، جعفر، نظام الإرث فی الشریعة الإسلامیة الغراء، تقریر سید رضا پیغمبرپور کاشانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- صدوق، محمد بن علی بن بابویه، علل الشرایع، قم، کتابفروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- صدوق، محمد بن علی بن بابویه، من لایحضره الفقیه، تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق و تصحیح حسن موسوی خرسان، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمنین(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
- «قانون مدنی»، مرکز پژوهشهای مجلس شواری اسلامی، تاریخ تصویب: ۱۸ اردیبشهت ۱۳۰۷ش، تاریخ بازدید: ۹ مهر ۱۳۹۹ش.
- «قانون مدنی افغانستان»، مؤسسه فرهنگی بشارت، تاریخ بازدید: ۹ مهر ۱۳۹۹ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق و تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
- محسنی، محمدآصف، زن در شریعت اسلامی، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، چاپ دوم، ۱۳۹۱ش.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق و تصحیح عبدالحسین محمد علی بقال، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، نشر صدرا، بیتا.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سی و دوم، ۱۳۷۴ش.
- مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی(فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع))، زیر نظر سید محمودهاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیتا.
