پرش به محتوا

حبوه

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

حَبْوَه به بخشی ویژه از اموال میت گفته می‌شود که طبق فقه امامیه به پسر بزرگ‌تر اختصاص دارد و دیگر وارثان در آن حقی ندارند. این حکم از ضروریات مذهب شیعه دانسته‌ شده و حتی ادعای اجماع و تواتر روایی قرار گرفته است. حبوه در فقه اهل سنت جایگاهی ندارد. در تعیین مصادیق حبوه اختلاف است، مشهور فقیهان چهار چیز؛ لباس، شمشیر، انگشتر و قرآن را قدر متیقن دانسته‌اند و الحاق مواردی مانند زره، کتاب‌ها و سایر سلاح‌ها را نپذیرفته‌اند.

درباره حکم تکلیفی حبوه، مشهور فقیهان، آن را واجب دانسته و حتی ادعای اجماع کرده‌اند، هرچند برخی قائل به استحباب‌اند. همچنین در نحوه محاسبه آن اختلاف است؛ گروهی آن را جدا از ترکه می‌دانند و برخی آن را از سهم پسر بزرگ‌تر محسوب کرده و با استناد به عموم آیه ۱۱ سوره نساء، عدم تخصیص را ترجیح می‌دهند.

به گفته فقیهان حبوه مربوط به اموال پدر است نه مادر و در صورتی جاری می‌شود که متوفی مال دیگری داشته باشد، بدهکار نباشد و نسبت به اقلام حبوه وصیت نکرده باشد. فقیهان تحقق حبوه را منوط به وجود پسر بزرگ (از نظر سنی) می‌دانند حتی اگر دختر بزرگ‌تر باشد یا او کوچک‌ترین فرزند باشد.

مفهوم‌شناسی

حبوه به بخش ویژه‌ای از اموال میت گفته می‌شود[۱] که طبق احکام ارث،[۲] به فرزند بزرگ‌تر اختصاص می‌یابد[۳] و وارثان دیگر میت، در آن حقی ندارند.[۴] این نوع از مختص به فقه امامیه[۵] بوده و در فقه اهل سنت وجود ندارد.[۶] گفته شده است که اختلافی در اصل حبوه در بین فقهای امامیه دیده نمی‌شود؛[۷] به گونه‌ای که برخی آن را از معلومات[۸] و ضروریات مذهب دانسته‌[۹] و برای آن ادعای اجماع کرده‌اند.[۱۰] به گونه‌ای که برخی برای روایات حبوه[۱۱] ادعای تواتر نموده‌اند.[۱۲]

گفته شده حکم حبوه بر این اساس استوار است که فرزند ارشد، قائم‌مقام پدر محسوب می‌شود[۱۳] و این امر بازمانده‌ای از سنت‌های کهنِ ریاست خانوادگی است. در این سنت، پس از فوت پدر، پسر بزرگ‌تر جانشین او شده و اموال اختصاصی پدر را به ارث می‌برد.[۱۴]

قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران از حقوق امامیه پیروی کرده و در ماده ۹۱۵ حبوه را برای پسر بزرگ‌تر لحاظ نموده است و با پیروی از قول مشهور آن را واجب دانسته است.[۱۵]

مصادیق حبوه

در تعیین مقدار حبوه میان فقیهان اختلاف وجود دارد؛[۱۶] مشهور فقیهان براساس روایات[۱۷] چهار موردِ لباس، شمشیر، انگشتر و قرآن را متیقن دانسته‌اند.[۱۸] در برخی روایات[۱۹] زره، کتاب‌ها و سلاح هم ذکر شده، ولی بسیاری[۲۰] این موارد را نپذیرفته و اختصاص حبوه به غیرِ چهار مورد مشهور را خلاف اصل می‌دانند[۲۱] همچنین در صورت تعدد هر یک از این اموال، مانند داشتن چندین لباس[۲۲] یا انگشتر[۲۳] اختلاف نظرهای گسترده‌ای مطرح شده است.[۲۴]

وجوب یا استحباب

فقیهان درباره وجوب یا استحباب «حبوه» اختلاف فتوا دارند.[۲۵] مشهور علما، به‌ویژه متأخران، با ادعای اجماع[۲۶] آن را واجب دانسته‌اند[۲۷] در مقابل برخی آن را مستحب می‌دانند[۲۸] و روایات را دالّ بر وجوب نمی‌دانند.[۲۹] همچنین درباره نحوه محاسبه آن اختلاف است؛ عده‌ای حبوه را جدا از ترکه و پیش از تقسیم ارث می‌دانند[۳۰] و گروهی آن را از سهم‌الارث پسر بزرگ‌تر محسوب می‌کنند.[۳۱] برخی نیز با استناد به عموم آیه ۱۱ سوره نساء،[۳۲] اصل را بر عدم تخصیص دانسته[۳۳] و احتساب حبوه از سهم پسر بزرگ‌تر را ترجیح می‌دهند.[۳۴]

شروط تحقق

برای تحقق حکم حبوه، شروطی ذکر شده است:

شروط ناظر به متوفی:

  • حکم حبوه برای اموال پدر است، نه مادر.[۳۵]
  • متوفی باید اموال دیگری علاوه‌بر حبوه داشته باشد؛ در غیر این صورت، اقلام حبوه بین همه ورثه تقسیم می‌شود.[۳۶]
  • متوفی نباید قرض و دیون داشته باشد،[۳۷] زیرا پرداخت دیون میت بر اصل ارث[۳۸] و خود حبوه مقدم است.[۳۹]
  • متوفی نباید نسبت به اقلام حبوه وصیتی کرده باشد، چرا که وصیت متوفی بر حکم حبوه مقدم است.[۴۰] هرچند این مسئله اختلافی است.[۴۱]

شروط ناظر به پسر بزرگ‌تر (محبو):

  • حبوه بر بزرگ‌ترین پسر از لحاظ سنی، می‌رسد،[۴۲] در غیر این صورت حبوه تحقق نمی‌یابد.[۴۳] حتی اگر دختر (خواهر) بزرگ‌تر باشد.[۴۴]
  • در مورد تعدد پسران بزرگ، که آیا حبوه بین آن‌ها تقسیم می‌شود[۴۵] یا حکم حبوه از بین می‌رود[۴۶] اختلاف فتوا بین فقها وجود دارد.
  • برخی فقها شرط کرده‌اند که پسر بزرگ باید عاقل، رشید و هم‌مذهب با پدر باشد.[۴۷] اما این شرط مورد پذیرش مشهور فقیهان واقع نشده است[۴۸]
  • برخی از علما بالغ بودن پسر بزرگ را شرط دانسته‌اند،[۴۹] درحالی‌که برخی دیگر این شرط را لازم ندانسته[۵۰] و حتی فرزند در شکم مادر را نیز در صورت دمیده شدن روح، مستحق حبوه می‌دانند؛[۵۱] این نظر به‌دلیل مطلق بودن روایات و فتاوا است.[۵۲]
  • برخی معتقدند که حبوه به پسر بزرگ تعلق می‌گیرد اگر قضای نماز و روزه پدر را به جا آورد،[۵۳] که حبوه را عوض این تکلیف می‌دانند.[۵۴] در مقابل، عده‌ای معتقدند روایات چنین دلالتی ندارد و حتی در صورت نبود حبوه نیز قضای نماز و روزه بر پسر بزرگ واجب است.[۵۵]

پانویس

  1. آل‌عصفور، الأنوار اللوامع، قم، ج‌۱۴، ص۴۹۹.
  2. مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج‌۳، ص۲۰۸.
  3. طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۴، ص۱۱۵؛ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، موسوعة الفقه الإسلامی، ۱۴۲۳ق، ج‌۹، ص۱۶۶؛ شهید ثانی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۰۱‌؛.
  4. علم‌الهدی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۸۲؛ انصاری، صراط النجاة، ۱۴۱۵ق، ص۳۲۸.
  5. علم‌الهدی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۸۲.
  6. شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۸.
  7. شهید ثانی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۰۲.‌
  8. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۹، ص۱۲۷.
  9. طباطبایی حائری، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج‌۱۴، ص۲۹۴؛ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، موسوعة الفقه الإسلامی، ۱۴۲۳ق، ج‌۹، ص۱۶۶.
  10. شهید ثانی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص: ۵۰۲‌، به نقل از شیخ مفید، شیخ طوسی و ابن‌زهره؛ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۴، ص۱۱۶‌؛ کاشف‌الغطاء، أنوار الفقاهة، ۱۴۲۲ق، ص۳۸.
  11. عاملی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۰۳‌-۵۰۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج‌۲۶، ص۹۷.
  12. حلی، أجوبة مسائل، ۱۴۲۹ق، ص۲۷۷.
  13. علم‌الهدی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۸۳.‌
  14. امامی، حقوق مدنی، تهران، ج‌۳، ص۲۶۱.
  15. امامی، حقوق مدنی، تهران، ج‌۳، ص۲۶۱.
  16. مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، موسوعة الفقه الإسلامی، ۱۴۲۳ق، ج‌۹، ص۱۷۰.
  17. طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۹، ص۲۷۵.
  18. حلی، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۸‌؛ عاملی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۰۳.‌
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۸۵.
  20. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۸‌؛ عاملی، الدروس الشرعیة، ۱۴۱۷ق، ج‌۲، ص۳۶۲؛ عاملی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۰۳‌؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۸.
  21. علامه حلی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج‌۲، ص۶۵۲.
  22. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۹‌؛ علامه حلی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج‌۲، ص۶۵۲.
  23. مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، موسوعة الفقه الإسلامی، ۱۴۲۳ق، ج‌۹، ص۱۷۱.
  24. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۹‌؛ صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۷۹.‌
  25. سبزواری، کفایة الأحکام، ۱۴۲۳ق، ج‌۲، ص۸۲۸.‌
  26. حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۵۸.
  27. شهید ثانی، رسائل، ۱۴۲۱ق، ج‌۱، ص۵۱۷؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج‌۸، ص۱۰۸.‌
  28. طوسی، جواهر الفرائض، ۱۴۲۶ق، ص۹۴؛ علم‌الهدی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۸۲.
  29. سبزواری، کفایة الأحکام، ۱۴۲۳ق، ج‌۲، ص۸۲۸.‌
  30. صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۷۹؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج‌۸، ص۱۰۸.
  31. علم‌الهدی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۵۸۲؛ طوسی، جواهر الفرائض، ۱۴۲۶ق، ص۹۴.
  32. علم‌الهدی، رسائل، ۱۴۰۵ق، ج‌۱، ص۲۵۷.
  33. صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۷۸.
  34. علم‌الهدی، رسائل، ۱۴۰۵ق، ج‌۱، ص۲۵۸.‌
  35. انصاری، صراط النجاة، ۱۴۱۵ق، ص۲۹۸.
  36. حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۵۸.
  37. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۸؛ صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۸۰.‌
  38. مازندرانی، الرسائل الفقهیة، ۱۴۱۱ق، ج‌۲، ص۷۶.
  39. نراقی، مستند الشیعة، ۱۴۱۵ق، ج‌۱۹، ص۲۳۵.
  40. خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج‌۲، ص۳۸۲‌.
  41. شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۸۰.‌
  42. مازندرانی، الرسائل الفقهیة، ۱۴۱۱ق، ج‌۲، ص۷۶.
  43. شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۸.‌
  44. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۷؛ آبی، کشف الرموز، ۱۴۱۷ق، ج‌۲، ص۴۵۰.
  45. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۹‌؛ مازندرانی، الرسائل الفقهیة، ۱۴۱۱ق، ج‌۲، ص۷۶؛ شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۸.
  46. مازندرانی، الرسائل الفقهیة، ۱۴۱۱ق، ج‌۲، ص۷۶.
  47. حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۵۸؛ همچنین بنگرید: صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۷۹‌؛ شعرانی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج‌۲، ص۶۵۲.
  48. صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۷۸.
  49. شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۹.‌
  50. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۹‌؛ مازندرانی، الرسائل الفقهیة، ۱۴۱۱ق، ج‌۲، ص۷۶.
  51. برای اطلاعات بیتر رجوع کن به: امامی، حقوق مدنی، تهران، ج‌۳، ص۲۶۳.‌
  52. صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۸۰.‌
  53. عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۱۳، ص۱۲۸؛ شیخ بهائی و ساوجی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۸۷۹.‌
  54. کاشانی، مفاتیح الشرائع، قم، ج‌۳، ص۳۳۰،‌ به نقل از ابن‌حمزه طوسی.
  55. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۴، ص۱۶۹‌؛ صیمری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۱۸۰.‌

منابع

  • آبی، حسن بن ابی‌طالب یوسفی، کشف الرموز فی شرح مختصر النافع، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
  • آل‌عصفور، حسین بن محمد، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، قم، مجمع البحوث العلمیة، بی‌تا.
  • ابن‌ادریس محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، أجوبة مسائل و رسائل فی مختلف فنون المعرفة، قم، دلیل ما، ۱۴۲۹ق.
  • ابن‌سعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرائع، قم، مؤسسة سیدالشهداء العلمیة، ۱۴۰۵ق.
  • امامی، سید حسن، حقوق مدنی، تهران، انتشارات اسلامیة، بی‌تا.
  • انصاری، مرتضی، صراط النجاة، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • حلّی، جعفر بن حسن، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، قم، انتشارات کتاب‌خانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، بی‌تا.
  • خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، ناشر: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( ره)، تهران، بی‌تا.
  • زبیدی، محب الدین، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق.
  • سبزواری، محمدباقر، کفایة الأحکام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۳ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۷ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، کتاب‌فروشی داوری، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، رسائل الشهید الثانی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۱.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ بهائی، محمد بن حسین، و محمد بن حسین ساوجی، جامع عباسی و تکمیل آن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۹ق.
  • شیخ صدوق، محمّد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • صیمری، مفلح بن حسن، صیمری، غایة المرام،، بیروت، دارالهادی، ۱۴۲۰ق.
  • طباطبایی حائری، سید علی، ریاض‌المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل، قم، آل‌البیت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتاب‌فروشی مرتضوی، چاپ سوم، ۱۴۱۶ق.
  • طوسی، خواجه نصیر الدین، جواهر الفرائض در ارث، ترجمه محمد حسن شفیعی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الموسوی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ترجمه: ابوالحسن شعرانی، تهران، منشورات إسلامیة، چاپ پنجم، ۱۴۱۹ق.
  • علم‌الهدی، علی بن حسین، الانتصار فی انفرادات الإمامیة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۵ق.
  • علم‌الهدی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، بی‌تا.
  • کاشف‌الغطاء، حسن، أنوار الفقاهة - کتاب المیراث، نجف، مؤسسه کاشف الغطاء، ۱۴۲۲ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی،موسوعة الفقه الإسلامی طبقا لمذهب أهل‌البیت(ع)، زیر نظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۴۲۳ق.
  • مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۴۲۶ق.
  • مازندرانی، خاتون‌آبادی، اسماعیل خواجوئی، الرسائل الفقهیة، قم، دارالکتاب الإسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
  • نراقی، محمدمهدی، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، ۱۴۱۵ق.

پیوند به بیرون