ملاصدرا: تفاوت میان نسخهها
imported>Fouladi جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Fouladi |
||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
مهمترین مبانی حکمت متعالیه را میتوان بداهت مفوم وجود، زیادت وجود بر ماهیت، [[اصالت وجود]]، وحدت تشکیکی وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل، امکان فقری و [[حرکت جوهری]] دانست. | مهمترین مبانی حکمت متعالیه را میتوان بداهت مفوم وجود، زیادت وجود بر ماهیت، [[اصالت وجود]]، وحدت تشکیکی وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل، امکان فقری و [[حرکت جوهری]] دانست. | ||
=== | ===دیدگاههای مختلف در باب روش شناسی حکمت متعالیه=== | ||
در باب روششناسی حکمت متعالیه دیدگاههای متفاوتی بیان شده است. | در باب روششناسی حکمت متعالیه دیدگاههای متفاوتی بیان شده است. | ||
*عدم اصالت و تعین فکری: برخی فلسفه صدرا را فاقد هرگونه اصالت و تعین فکری میدانند و آن را آمیزهای نامنظم از اندیشههای متفکران پیشین اعم از مشائی، اشراقی، کلامی و عرفانی خواندهاند. <ref>دری، ج ۲، ص ۱۵۷</ref> | *عدم اصالت و تعین فکری: برخی فلسفه صدرا را فاقد هرگونه اصالت و تعین فکری میدانند و آن را آمیزهای نامنظم از اندیشههای متفکران پیشین اعم از مشائی، اشراقی، کلامی و عرفانی خواندهاند. <ref>دری، ج ۲، ص ۱۵۷</ref> | ||
نسخهٔ ۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۳:۱۸
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه امامیه |
| خویشاوندان سرشناس | فیض کاشانی، فیاض لاهیجی |
| زادروز | ۹۷۹ق |
| زادگاه | شیراز |
| محل زندگی | شیراز، قم |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | میرداماد، شیخ بهایی |
| شاگردان | فیض کاشانی، فیاض لاهیجی و ... |
| آثار | الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، الشواهد الربوبیة، تفسیر اصول الکافی، تفسیر القرآن الکریم و ... |
صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی(متوفی ۱۰۵۰ ق) فیلسوف، عارف و مفسر شیعی. وی به ملاصدرا، صدرالحکما و صدر المتألهین معروف است. او شاگرد میر داماد و شیخ بهایی است و فیض کاشانی نیز معروفترین شاگرد اوست. ملاصدرا بنیانگذار مکتب فلسفی حکمت متعالیه به عنوان سومین مکتب مهم فلسفی در جهان اسلام است. او نظام فلسفی خود را در کتاب «الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیه» معروف به اسفار تبیین کرده است. این کتاب مهمترین کتاب وی است. پس از او سنت عقلانی شیعه تحت تأثیر آموزههای وی قرار گرفت و فیلسوفان شیعه متعددی از جمله ملاهادی سبزواری و علامه طباطبایی به شرح او پرداختند. اصالت وجود اساس مکتب فکری اوست. نظریهاش در باره چگونگی معاد جسمانی مناقشاتی برانگیخته است.
صدرالدین شیرازی در شیراز، اصفهان و قم زندگی کرد. او در کنار آثار متعدد فلسفی، کتابهایی نیز در زمینه تفسیر قرآن و شرح اصول کافی نگاشته است.
نسب، ولادت و درگذشت
تاریخ دقیق ولادت او مشخص نیست ولی وفات وی در هفتاد سالگی، در سال ۱۰۵۰ هجری قمری و به هنگامی بوده است که برای هفتمین بار به سفر حج میرفته و یا از سفر بازمیگشته است. بنابراین تولد او در پانزده سال آخر قرن دهم هجری بوده است.[۱] او در شیراز از پدری صالح به نام ابراهیم بن یحیی قوامی متولد شده است و گفتهاند وی از وزیران دولت فارس به مرکزیت شیراز و از خاندان محترم قوامی بود و صاحب فرزند نمیشد. لذا نذر کرد در صورتی که خدای متعال به او پسری صالح و موحد ببخشد، به فقیران و اهل علم بسیار کمک کند.[۲]
صدرالمتألهین اموالی را که از پدرش برجای مانده بود در تحصیل علم صرف کرد.
فرزندان
وی شش فرزند داشته است:
- ابراهیم (صاحب حاشیه لمعه و شرح تجرید)،
- محمد رضا،
- دختری که همسر عبدالرزاق لاهیجی بوده است،
- دختری که همسر فیض کاشانی بوده است،
- دختری که همسر عبدالمحسن کاشانی بوده است،
- معصومه خاتون، همسر قوام الدین نیریزی.[۳]
تحصیلات
وی تحصیلات مقدماتی را در کنار پدرش که از اشراف بود، به پایان رساند. پس از فوت پدر به اصفهان رفت. اصفهان در آن دوران پایتخت صفویان بود و از جهت علوم نقلی و عقلی رونق داشت. وی علوم عقلی را نزد سید محمدباقر میرداماد (متوفی ۱۰۴۱ ق.) و علوم نقلی را از شیخ بهاء الدین عاملی (متوفی ۱۰۳۰ ق.) فراگرفت و از این دو اجازه دریافت کرد.[۴] هنگامی که وی به اصفهان میرفت دارای مقام علمی و عملی ممتازی بوده است، زیرا در ابتدای ورود به حوزه اصفهان در درس شیخ بهاءالدین عاملی (۱۰۳۱-۹۵۳) شرکت نمود.[۵]
پس از اصفهان، دوباره به شیراز بازگشت. وی در شیراز در مدرسه خان تدریس میکرد.[۶] در شیراز برخی از علما وی را آزار دادند و او شیراز را به سوی کهک یکی از روستاهای اطراف قم ترک کرد[۷] و سالها در انزوا به ریاضت و تزکیه پرداخت. پس از این دوران وی به تألیف و تأسیس مکتب فلسفی خود روی آورد و تا پایان عمر بدان مشغول بود. مطابق برخی اسناد وی بخش پایانی زندگی را در قم گذراند.
مراحل زندگی علمی
زندگی علمی صدرا را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد:
مرحله اول: دوره شاگردی اوست. در این دوره به بحث و بررسی نظریههای متکلمان و فلسفه میپردازد. او در مقدمه اسفار از اینکه در ابتدای عمر در گرایش به روش اهل بحث زیاده روی کرده پشیمانی خود را بیان میکند.
مرحله دوم: در این مرحله گوشه نشینی و دوری از مردم و روی آوردن به عبادت را در بعضی از کوههای دور دست واقع در کهک از روستاهای قم برمیگزیند. این انزوا پانزده سال به طول انجامید. در مقدمه اسفار داستان این دوره را بیان میکند: چون از سوی مردم در تنگنا بود و از اهل دانش و معرفت کسی را نمییافت و نظریههای اشتباه، بسیار رواج داشت از مردم دوری گزید و به کوهستان پناه برد و به عبادت خداوند مشغول گردید، نه دیگر درسی القا میکرد و نه به تألیفی میپرداخت. در این زمان دراز جز عبادت و مجاهده و ریاضت، اشتغالی نداشت.
مرحله سوم: این مرحله دوره نگارش کتابها است. چنانکه خود صدرا میگوید: «اکنون زمان نوشتن کتاب است و این خواست خداوند است که به این زمان موکول گردیده است.» اسفار نخستین کتابی است که پس از انزوای طولانی مینویسد و چنین برمی آید که آن را در همان محل گوشه نشینی خود نوشته است. پیش از اسفار رسالههای اندکی نوشته است و پس از اسفار هر کتابی که نوشته است از عبارات آن گرفته شده است و میتوان اسفار را اساس کتابهای دیگر صدرا دانست.[۸]
شاگردان
- فیض کاشانی
- عبدالرزاق لاهیجی
- حسین بن ابراهیم تنکابنی
- ملا محمد ایروانی
- شاه ابوالولی شیرازی
- میرزا ابراهیم
- قوام الدین احمد
حکمت متعالیه
ملاصدرا نام مکتب فلسفی خود را حکمت متعالیه نهاد. از نظر او تمایز اساسی حکمت متعالیه نسبت به سایر مکاتب فلسفی در رویکرد عرفانی آن است. خواجه نصیر در شرح اشارات، حکمت متعالیه را حکمتی میخواند که میان بحث و نظر از یکسو و کشف و ذوق از سوی دیگر جمع میکند. درمقابل این نوع حکمت، حکمت مشاء، یعنی حکمت بحثی صرف است. [۹] صدرا، ملاک متعالی بودن حکمت را اتصال به عالم امر و دریافت افاضه و رحمت الهی میداند.[۱۰]
سازگاری عقل و وحی از مشخصههای حکمت متعالیه است. دریافتهای عقل بشری بر اثر اتصال به عالم امر تعارضی با وحی و دین پیدا نمیکند. آثار ملاصدرا از این جهت پر از استشهاد به آیات قرآن است.
صدرا مبانی حکمت متعالیه را در آثار گوناگون خود تبیین کرده است. مهمترین و جامعترین آن اسفار است. ساختار کتب حکمت متعالیه با ساختار آثار مشاء و اشراق تفاوت اساسی دارد. بر خلاف مشاء از ریاضیات و طبیعیات بحث نمیشود. مبحث نفس را از طبیعیات جدا کرده است و به مباحث الهیات به معنی اخص ملحق کرده است. سیر مباحث در اسفار به گونه ای است که گویی همه مجلدات آن به مثابه مقدمه برای دو جلد پایانی است.
تمرکز بر دو حقیقت وجودی انسان و خدا از ویژگیهای بارز حکمت متعالیه است. در این نظام معرفتی، جایگاه هستی شناسانه انسان نه از حیث ارتباط با مراتب مادون هستی، بلکه از جهت ارتباط با عالیترین مرتبه هستی، یعنی خداوند، بررسی میشود.
مهمترین مبانی حکمت متعالیه را میتوان بداهت مفوم وجود، زیادت وجود بر ماهیت، اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل، امکان فقری و حرکت جوهری دانست.
دیدگاههای مختلف در باب روش شناسی حکمت متعالیه
در باب روششناسی حکمت متعالیه دیدگاههای متفاوتی بیان شده است.
- عدم اصالت و تعین فکری: برخی فلسفه صدرا را فاقد هرگونه اصالت و تعین فکری میدانند و آن را آمیزهای نامنظم از اندیشههای متفکران پیشین اعم از مشائی، اشراقی، کلامی و عرفانی خواندهاند. [۱۱]
- آمیزه ای از فلسفه مشاء و اشراق: دیدگاه دیگر اینکه حکمت متعالیه آمیزه ای از فلسفه مشاء و حکمت اشراقی است. صدرا هم از فیلسوفان مشاء و هم از آراء شیخ اشراق تأثیر پذیرفته است. [۱۲]
- فلسفه عرفانی: برخی نیز حکمت متعالیه را فلسفه عرفانی خواندهاند. ملاصدرا از متون عرفان نظری بویژه ابن عربی بسیار استفاده کرده است. [۱۳] حکمت متعالیه تلاشی برای فلسفه سازی عرفان نظری است. [۱۴]بر همین مبنا او را عارف متفلسف دانستهاند نه فیلسوف متأله [۱۵]
- بهرهگیری از دو زبان متعالیه و مشاء: برخی دیگر برتری حکمت متعالیه را در روش برتر آن میدانند. صدرالمتألهین برای آموزش فلسفه عالی خود، نوعی از دو زبان بهره گرفته است که یکی را حکمت متعالیه نام نهاده است و به وسیله آن فلسفه خود را بیان کرده است و دیگری زبان موضوعی است که همان زبان اصلی فلسفه مشاء و اشراق و سایر مکاتب است. از این رهگذر، نه تنها میتوان فلسفه ملاصدرا را از اتهام تلفیق رها ساخت، بلکه بر مبنای آن میتوان نوآوریهای او را در سیستم منطقی مبتنی بر اصول موضوعه که از نظم بی نظیری برخوردار است، توجیه و بازسازی نمود.[۱۶]
- تفکری میان رشته ای: برخی از معاصران حکمت متعالیه را برخوردار از رهیافت میان رشته ای دانستهاند. در این دیدگاه، ملاصدرا پیشرو تفکر میان رشته ای در فهنگ اسلامی دانسته شده است و این اعتقاد وجود دارد که وی با به چالش فراخواندن فلسفه، کلام، عرفان و علوم تفسیری به نگرش ژرف در حکمت دست یافته است. حکمت متعالیه، در واقع رهیافتی متعالی و حاصل چالش بین رشته در حل مسائل الهیاتی است. آشنایی صدرا با علوم مختلف و نیز وقوف به زیانهای حصرگرایی روش شناختی، در گرایش وی به مطالعه میان رشته ای مؤثر بوده است. بدین ترتیب، نوآوری او در حکمت متعالیه حاصل رویکرد میان رشته ای در مطالعات الهیاتی است. [۱۷]
آثار

ملاصدرا آثار فراوانی را در موضوعات مختلف نگاشته است. مهمترین آثار وی بدین شرح است
- اسفار؛ نام این کتاب الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة است. این کتاب مهمترین اثر اوست.
- المبدأ و المعاد؛ این کتاب با نام الحکمةالمتعالیة نیز خوانده میشود. این کتاب را میتوان خلاصه ای از بخش دوم اسفار دانست.
- تفسیر قرآن؛ وی به صورت پراکنده بر برخی آیات و سور تفسیر نوشته است. در آثار وی هر یک به صورت جداگانه ذکر میشود. در اواخر عمر از ابتدای قرآن شروع کرده است، اما با مرگ وی این کار ناتمام ماند.
- شرح اصول کافی: این شرح ناتمام در ۷ جلد منتشر شده است.[۱۸]
- الشواهد الربوبیة؛
- کسر الاصنام الجاهلیة
فهرست تفصیلی آثار
| کتب صدرالمتألهین را میتوان براساس موضوع به هفت دسته تقسیم نمود: |
|---|
|
کتب صدرالمتألهین را میتوان براساس موضوع به هفت دسته تقسیم نمود: ادبیاتدیوان اشعار: اشعار ملاصدرا پراکندههایی است که ابیاتی از آن توسط شاگرد او، فیض، در مجموعهای مدون گشته و نزد حاجآقا ضیاء بن حاج آقا مهدی در کرمانشاه یافت شده است. تفسیر
تفسیرهای آیات و سورهها
علوم قرآنی
حدیث
احادیث(پراکنده)
عرفان و اخلاقسه اصل: موضوع این کتاب عرفان و اخلاق و به زبان فارسی، در دفاع از فلسفه نگاشته شده است. در مجموع این کتاب مرتب بر ۱۴ باب است.
فلسفه
چهار سفر مذکور در مباحث کتاب اینگونه مرتب گشته است:
صدرا مسائل نغز الهی را به نام رازهایی که بر او گشوده شده بیآنکه از کسی گرفته و تقلیدی باشد به روش عرفان و اشراق با عنوانهای «فیض» آورده است که شامل ۴۰ فیض میگردد. در این رساله، مدرسان، درباریان، محدثان و فقیهان را نکوهش میکند. بیتهایی به پارسی در متن دیده میشود. این رساله به نام «التسبیحات القلبیة فی معرفة الربوبیة» نیز خوانده میشود. کلام
۱ـ حشر العوام فی معاد الاشیاء و حشرها ۲ـ طرح الکونین و رفض العالمین اما ملاصدرا خود برای آن نامی ننهاده است. در این رساله مباحث فلسفی در مورد اثبات و چگونگی معاد، حشر و بازگشت موجودات مطرح و تحقیق و تفصیل مسئله عقول را به کتاب «اسفار اربعه» باب عقل و معقول ارجاع داده است. صدرا این رساله را در جواب و درخواست یکی از پرسش کنندگان نگاشته که از او به «اخی» یاد میکند و معتقد است: حشر از آن آدمیان و زندگان نیست بلکه همه طبایع جماد و نبات نیز حشری دارند.
مطالب در ۵ مشهد و هر مشهد از چندین شاهد و هر شاهد در چند اشراق مرتب گردیده که با عباراتی روان و شیوا تألیف گشته است. مشهد اول: فی الامور العامة (شامل ۵ شاهد) مشهد ثانی: فی وجوده تعالی (شامل ۲ شاهد) مشهد ثالث: فی علم المعاد (شامل ۳ شاهد) مشهد رابع: فی اثبات حشر الجسمانی (شامل ۳ شاهد) مشهد خامس: فی النبوات و الولایات (شامل ۲ شاهد)
در مقایسه این رساله با قضا و قدر عبدالرزاق کاشانی (۷۳۰ هـ . ق) بر میآید صدرا از آن رساله فایده بسیار برده و حتی عنوان بسیاری از فصلهای رسالة خویش را از او گرفته باشد.
مطالب در دو فن تنظیم گشته است: فن اول: در ربوبیات، ضمن سه مقاله در شناخت حق اول، صفات و افعال او. فن دوم: در طبیعیات، در مورد تکوین موالید، معاد و نبوت، در چهار مقاله. هر مقاله مشتمل بر فصولی است.
منطق
۱ـ ایساغوجی، شامل ۱ مقدمه و ۱۰ لمعه. ۲ـ اقوال شارحه، شامل ۲ لمعه و ۱ خاتمه. ۳ـ باری ارمیناس، شامل مقدمه و ۶ لمعه ۴ـ جهات قضایا، شامل ۷ لمعه. ۵ـ ترکیب دوم یا تشکیل قیاس و بیان اشکال، شامل ۷ لمعه. ۶ـ قیاس خلف، شامل ۳ لمعه. ۷ـ اقسام مواد در قیاس. ۸ـ برهان، شامل۱ تمهید و ۴ لمعه. ۹- مغالطه، شامل ۱ تمهید و ۱ لمعه. در این رساله هیچیک از آثار ملاصدرا یاد نشده و به روشی خاص نزدیک به سبک منطق حکمت اشراق نگارش یافته است. آراء وی در این رساله خلاصه ای از نظرات صدرا در تعلیقات منطق حکمت الاشراق است. منطقیون، بخصوص متأخران اعتراضاتی دارد آنگونه که نام این رساله بر پشت یکی از نسخ آن «رسالهای در نقد منطق» نوشته شده است. ملاصدرا در این رساله قضیه سالبه محموله را، که به گفته خود او در تعلیقات از ابداعات متأخران است، از موجبه معدوله و یا سالبة محصله جدا نمیداند. دیگر از آراء صدرا در این رساله، به پیروی از شیخ اشراق، الغاء جهات قضایا و برگرداندن همه قضایای موجهه به موجبه کلیه حملیه ضروریه است. آثار پراکنده
|
ترجمه به دیگر زبانها
- المشاعر؛ هانری کربن این کتاب را به فرانسه ترجمه کرده است
- الحکمة العرشیه؛ جیمز وینستون این کتاب را به انگلیسی ترجمه کرده است.
- اکسیر العارفین فی معرفة الحق والیقین، مجموعه رسائل آخوند، ترجمه ژاپنی, توکیو, انجمن بررسیهای اسلامی)
- رساله تصور و تصدیق به انگلیسی [۱۹]
- خلاصه اسفار به آلمانی توسط ماکس هورتن [۲۰]
بنیاد حکمت اسلامی صدرا در نظر دارد که آثار صدرا را به انگلیسی ترجمه کند. [۲۱]
نوآوریها
اصالت وجود
تا پیش از میرداماد بحث اصالت وجود یا ماهیت، به صورت جدی مطرح نبوده است. اگر چه در میان کلمات فلاسفه گاهی عباراتی در رد یا تأیید این دو دیده میشود، اما به صورت یک مسأله مستقل طرح نشده است. میرداماد با طرح این مسأله خود به اصالت ماهیت رأی داد. ملاصدرا هم تا مدتی به تبع استادش گرایش به اصالت ماهیت داشت. ملاصدرا با طرح استدلالهایی رأی به اصالت وجود داد. این مسأله در فلسفه ملاصدرا بسیار اهمیت دارد و مبنای بسیاری از مسائل دیگر است.
امکان فقری
وجوب، امکان و امتناع که به مواد ثلاث شهره دارند، پیش از صدرا وصف ماهیت بودند. امکان در ماهیت به معنای مقتضی بودن نسبت به وجود و عدم است. این معنا نمیتواند در وجود راه یابد؛ زیرا هر وجودی ضرورت دارد.امکان در مورد وجود به معنای فقر و حاجت و وابستگی ذاتی است،وجودات امکانی به تمام هویّتشان مرتبط به غیر و متعلّق به غیر هستند، درحالی که ماهیات چنین نیستند؛ زیرا هرچند برای ماهیات خارج از ظرف وجود ثبوتی نیست، امّا عقل میتواند آنها را به طور مستقل از غیر تصوّر کند.[۲۲]
حرکت جوهری
پیش از صدرالمتألّهین حرکت را منحصر در چهار مقوله: «کَمّ» و «کیف» و «أین» و «وَضع» میدانستند. حکیمان پیش از صدرالمتألّهین به حرکت در جوهر توجّه داشتهاند، لکن آن را ممتنع میدانستند. صدرالمتألّهین حرکت در جوهر را نیز اثبات کرد و درواقع ثابت کرد که جهان مادی، جهانی است سیّال و گذرا که لحظه ای قرار و آرام ندارد و تا استعدادهای وجودی آن به فعلیّت نیانجامد، از حرکت بازنمی ایستد. او وجود را به ثابت و سیّال تقسیم و حرکت را از احکام تقسیمی وجود دانست و بحث از آن را یکی از مباحث مهمّ امور عامّه در فلسفه معرّفی کرد.
اثبات حرکت جوهری در بسیاری دیگر از مسائل حکمت متعالیه تأثیر گذاشته است. زمان، معاد جسمانی، ربط متغیر به ثابت و حادث به قدیم، عوالم نفس، تناسخ و ... از جمله مسائلی است که اثبات حرکت جوهری در آنها مؤثر بوده است.
بسیط الحقیقه کل الاشیاء
مفاد این قاعده, این است که بسیط من جمیع الجهات, واجد تمام کمالات وجودی است و هیچ وجودی به کمال وجودی خود از آن خارج نیست. این وجودات به وجود واحد جمعی و بسیط در آن موجودند و لذا با این که در صدر قاعده, همه وجودات بر او حمل میشوند و گفته میشود, بسیط الحقیقة, کل الاشیاء در ذیل آن همه وجودات از آن سلب میشود و گفته میشود (و لیس بشیئ منها) که منظور سلب نقایص و حدود اشیاء از بسیط الحقیقة است و لازمه آن, این است که کمالات وجودی موجودات به وجود واحد جمعی در بسیط الحقیقة موجود باشد.
این قاعده پیش از صدرا در اثولوجیا مطرح شده بود. اما صدرا آن را مبرهن ساخت و تبیین کرد و جایگاه روشنی به این قاعده در نظام فلسفی خود داد.
اتحاد عاقل و معقول
اصل این نظریه به شکلی کلّی و غیرمبرهن به فیلسوفی به نام فرفوریوس نسبت داده شده و ابن سینا او را به خاطر همین نظریه و کتابی که در مورد آن نوشته است, مورد سرزنش قرار داد. اتّحاد به این معناست که این سه مفهوم در خارج یک مصداق داشته باشند که همان مصداق هم عاقل است و هم معقول و هم تعقّل و اختلاف بین اینها صرفاً اعتباری است. این مطلب در مورد علم نفس به خود, پیش از صدرالمتألّهین مطرح بوده و ابن سینا که اتّحاد عاقل و معقول را امری نامعقول میداند, در مورد علم نفس به خود, آن را پذیرفته است. آنچه موردبحث است, اتّحاد عاقل و معقول در علم نفس به غیرذات است.
ملاصدرا از این قاعده در اثبات اتحاد نفس با عقل فعال و بساطت عقل و حشر نفوس کامله استفاده میکند.
حدوث جسمانی و بقاء روحانی نفس
در مورد حدوث و قدم نفس, آرای گوناگونی وجود دارد. بعضی به حدوث و بعضی به قدم نفس باور دارند. مدافعان نظریّه حدوث در چگونگی آن اختلاف دارند. سه دیدگاه مهم در این مورد عبارتاند از: حدوث نفس با حدوث بدن, حدوث نفس به حدوث بدن و حدوث نفس قبل از بدن. نظریه قدیم بودن نفس نیز از این جهت که قِدَم در سلسله عرضی است یا در سلسله طولی و نیز از این جهت که قدم ذاتی است یا زمانی, به دیدگاههای مختلفی میانجامد. صدرالمتألّهین نه تنها نفس را حادث به حدوث بدن, بلکه عین حدوث بدن میداند.
صدرا با استفاده از حرکت جوهری، نفس را در حرکت خود، به سوی روحانی شدن و بقاء روحانی میداند.[۲۳]
معاد جسمانی
حکیمان پیش از صدرالمتألّهین, معاد جسمانی را امری غیرقابل اثبات از راه عقل و برهان عقلی میپنداشتند. بعضی آن را انکار کردهاند و بعضی دیگر, برخلاف اشکالاتی که بر آن وارد میدانستند, به عنوان تعبّد و تسلیم در مقابل شریعت به آن اعتراف میکردند. امّا صدرالمتألّهین سعی دارد که معاد جسمانی را با برهان عقلی ثابت کند. وی برای جمع بین ادله نقلی و مبانی فلسفی، نظریه جدیدی را ارائه کرد. بر اساس این دیدگاه، پس از جدایی نفس از بدن مادی، نفس انسانی متناسب با عالم برزخ و قیامت، بدنی را برای خود میسازد که از همه جهت شباهت با بدن دنیایی خودش دارد. این بدن، مثل بدن دنیایی است نه اینکه عین آن باشد و گرچه خصوصیات مادی را دارد، اما مادی نیست و حجم ندارد.[۲۴]
آثار درباره ملاصدرا
- آشتیانی، جلالالدین، شرح حال و آراء فلسفی ملاصدرا، تهران: نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۰.
- آلیاسین، جعفر، صدرالدین شیرازی مجدد الفلسفه الاسلامیة، بغداد: مطبعه معارف، ۱۳۷۵.
- اکبریان، رضا، حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۶.
- امید، مسعود، سه فیلسوف مسلمان: شیخ اشراق، ملاصدرا، علامه طباطبایی، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۴.
- باقری خرمدشتی، ناهید، کتابشناسی جامع ملاصدرا، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۷۸.
- تربتی، محمدجواد، صدرالدین شیرازی و اصول افکار فلسفی او، تبریز: ۱۳۱۲.
- حقیقت، عبدالرفیع، ملاصدرای شیرازی در تاریخ علوم و فلسفه ایرانی از جاماسک حکیم تا حکیم سبزواری، تهران: بینا.
- حلبی، علیاصغر، صدرای شیرازی در تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی، تهران: اساطیر، ۱۳۷۳.
- خامنهای، سید محمد، حکمت متعالیه و ملاصدرا، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۳.
- خامنهای، سید محمد، ملاصدرا؛ زندگی، شخصیت و مکتب صدرالمتألهین، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۷۹.
- خواجوی، محمد، لوامع العارفین فی احوال صدرالمتألهین، پژوهشی پیرامون احوال و افکار و آثار و آراء ملاصدرا/ به انضمام رسالهای در اصول و تطور فلسفه، تهران: مولی، ۱۳۶۶.
- دانا سرشت، اکبر، افکار سهروردی و ملاصدرا یا خلاصهای از حکمت الاشراق و اسفار، تهران: ابنسینا، ۱۳۲۴.
- راشد، حسینعلی، دو فیلسوف شرق و غرب (صدرالمتألهین و انیشتین)، تهران: انتشارات فراهانی، ۱۳۴۷.
- زمانیان، محمدتقی، سیری در افکار ملاصدرا، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۴.
- زنجانی، ابوعبدالله، الفیلسوف الکبیر صدرالدین شیرازی، تهران: صدر، ۱۳۴۸.
- سبحانی تبریزی، جعفر، هستیشناسی در مکتب صدرالمتألهین، قم: دارالتبلیغ اسلامی، ۱۳۵۹.
- سجادی، جعفر، حرکت از دیدگاه ملاصدرا در سیر عرفان و فلسفه در اسلام، تهران: موسسه مطالعات تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷.
- سجادی، جعفر، مصطلحات فلسفی صدرالدین شیرازی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۰.
- صفوی، سلمان، مقایسه آراء ارسطو و صدرالمتألهین پیرامون خدا (واجبالوجود)، تهران: سلمان صفوی، ۱۳۷۱.
- علوی، هادی، نظریة الحرکة الجوهریة عندالشیرازی، بیروت: دارالطلیعه، ۱۹۸۳.
- کرامتی، محمدتقی، تأثیر مبانی فلسفی در تفسیر صدرالمتألهین، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۵.
- کربن، هانری، مقدمه بر المشاعر صدرالمتألهین شیرازی، ترجمه و پیشگفتار کریم مجتهدی، به ضمیمه متن فارسی المشاعر بدیعالملک میرزا عماد الدوله، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۱.
- مشکوة الدینی، عبدالمحسن، تأثیر و مبادی آن یا کلیات فلسفه طبیعی صدرالدین شیرازی ملاصدرا، تهران: ابنسینا، ۱۳۴۷.
- مشکوة الدینی، عبدالحسین، نظری به فلسفه صدرالدین شیرازی «ملاصدرا»، تهران: آگاه، ۱۳۶۱.
- میری، سید محسن و محمدجعفر علمی، فهرست موضوعی اسفار، تهران: حکمت، ۱۳۷۴.
- ندری ابیانه، فرشته، تأثیرات ابنعربی بر حکمت متعالیه، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۶.
- نصیری، علی، مکتب تفسیری صدرالمتألهین، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۶.
- هانری، کربن و جمعی از خاورشناسان، صدرالدین شیرازی معروف به ملاصدرا یا صدرالمتألهین: فیلسوف و متفکر اسلامی، ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری، تهران: جاویدان، ۱۳۷۲.
پانویس
منابع
- صدرالمتألهین، محمدبن ابراهیم، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، چ دوم، قم: طلیعة النور، شوال ۱۴۲۸
- صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، تصحیح و تعلیق سید جلا الدین آشتیانی [ویراست ۲]، قم: موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۲
- کتابشناسی توصیفی ملاصدرا (منبع زندگی، آثار و افکار)
- مدخل حکمت متعالیه در دانشنامه جهان اسلام
- مدخل حکمت متعالیه در دایرة المعارف بزرگ اسلامی
- سید محمد انتظام، نوآوریهای فلسفی ملاصدرا، مجله حوزه، شماره ۹۲
- اندیشه سیاسی صدرالمتألهین
الگو:مسائل برجسته فلسفه اسلامی
- ↑ مقدمه محمدرضا مظفر بر الحکمة المتعالیة، ص ۵
- ↑ همانجا
- ↑ مجموعه رسائل فلسفى صدر المتالهين، تحقیق و تصحیح: حامد ناجی اصفهانی، تهران: حکمت، 1375ش.، صص 10-11.
- ↑ صدرالدین شیرازی، شرح اصول کافی، ذیل حدیث اول، ص ۱۶
- ↑ مقدمه محمدرضا مظفر بر الحکمة المتعالیة، ص ۵
- ↑ تاریخ آثار العجم، ص ۴۹۵، ذیل مدرسه خان شیراز
- ↑ سید ابوالحسن قزوینی، سه مقاله و دو نامه، بی تا، ص ۲
- ↑ زیستنامه صدرالدین محمد شیرازی، مقدمه محمدرضا مظفر بر اسفار، ص ۴-۷
- ↑ ج۳، ص ۴۰۱
- ↑ شواهد، ص ۴
- ↑ دری، ج ۲، ص ۱۵۷
- ↑ مصباح، ج۱، ص ۱۲۰
- ↑ نک:ندری، ۱۹۲
- ↑ حکیمی، ۴۱۳
- ↑ روضاتی، ص ۱۸۱
- ↑ حائری، حکمت...، ص ۱۶۲
- ↑ فرامرز، روش شناسی فلسفه ...، ۲۳۳-۲۵۲، روش شناسی مطالعات...، ۴۰۸،۴۱۱، رویآورد...، ص ۱۲۵-۱۳۵
- ↑ نصیری، علی؛نگاهی به شرح صدرالمتألهین بر اصول الکافی؛مجله علوم حدیث، شماره ۲۴
- ↑ http://www.irip.ir/Home/Single/175
- ↑ نهضت ترجمه آثار ملاصدرا
- ↑ همان
- ↑ اسفار، ج ۱، ص ۸۷، ۴۱۲
- ↑ صدرالمتألهین، اسفار اربعه، ج۸، ص۳۰۲؛ همو، شواهدالربوبیة، ص۳۰۹ – ۳۱۱
- ↑ صدرالمتألهین، اسفار اربعه، ج۹، ص۱۶۱-۱۷۱