عمالقه
عمالقه از اقوام باستانی که در مناطق مختلف از یمن و حجاز تا مصر و شام حکومتهایی را تشکیل دادند. اسماعیل(ع) با دختری از عمالقه ازدواج کرده بود. بنابر نقل قاضی نعمان، از عالمان امامیه، در دورهای، کعبه خراب شد و عمالقه آن را تجدید بنا کردند. عمالقه از مشهورترین اقوام عرب بائده (اقوام عربی که از بین رفتهاند) حساب میشوند. اینان از نسل حضرت نوح بودهاند.
عمالقه را افرادى نيرومند و با اندامهاى درشت و بلند معرفی کردهاند که بسیار قوى و جنگجو بودهاند. این موضوع سبب گردید نقلهای مختلفی پیرامون جسم بزرگ و قدرت آنها نقل شود که برخی از عالمان شیعه این روایات را از افسانهها برشمردهاند به نحوی که عقل سلیم نمیتواند آنها را قبول کند و همچنین هیچ نشانهای بر تایید آنها نیز وجود ندارد.
بنیاسرائیل جنگهای متعددی با عمالقه داشتند. هنگامى كه بنیاسرائیل به نزديکی سرزمین موعود رسيدند، خداوند به آنها فرمان داد وارد آنجا شوند. اما آنان خودداری کردند. آنان گفتند تا زمانی که «جمعيتى ستمگر» در آنجا هستند وارد آنجا نخواهند شد. مقصود از «جمعيتى ستمگر» را عمالقه دانستهاند. در تورات از گروه عمالقه سخن به میان آمده و حتی پیرامون آنها دستور داده شده که همه آنان حتی فرزندان آنها باید کشته شوند.
معرفی
عمالقه را از اقوام باستانی[۱] و از نسل عمليق بن لاود بن سام[۲] بن نوح(ع)[۳] دانستهاند. عمالقه از اقوام عرب بوده و از مشهورترین اقوام عرب بائده (اقوام عربی که از بین رفتهاند[۴]) حساب میشوند.[۵] قوم عاد که قرآن از آنها یاد کرده[۶] را از عمالقه دانستهاند.[۷] عمالقه قوم بزرگی بودند و با گذشت زمان به قبیلههای مختلفی تبدیل شدند.[۸] آنها به مناطق مختلفی از یمن و حجاز[۹] و عراق تا مصر و شام[۱۰] رفته و حکومتهایی را تشکیل دادند. برخی پژوهشگران گزارشهای مربوط به عمالقه در منابع تاریخی را آشفته توصیف کردهاند.[۱۱]
به گفته بعضى از مورخان، گروهی از عمالقه در حدود دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح در شمال حجاز زندگى مىكردند.[۱۲] بنابر مطلبی که شیخ صدوق، از محدثان مشهور شیعه، آن را نقل کرده اسماعیل(ع) با دختری از عمالقه ازدواج کرد.[۱۳] قاضی نعمان، از عالمان امامیه، نقل کرده که در یکی از مواردی که کعبه خراب شد، عمالقه آن را تجدید بنا کردند.[۱۴] گروههای از عمالقه در جنوب فلسطین امروزی سکونت داشتند.[۱۵] آنها توانستند در دورهای بر مصریان پیروز شده و حکومت مصر را در دست بگیرند[۱۶] و بنابر برخی منابع شیعه[۱۷] و اهلسنت[۱۸]، فرعون لقبی برای پادشاه عمالقه بوده است.
ابنعباس، از صحابه پیامبر، نقل کرده که پس از نزول آیهای مبنی بر جهاد با کافران و منافقان، پیامبر فرمود با عمالقه یعنی کافران و منافقان جهاد خواهد کرد.[۱۹] در حجة الوداع نیز از پیامبر اسلام نقل شده که گفت عمالقه را خواهد کشت.[۲۰] بنابر نقلی که از امام علی(ع) در نهجالبلاغه آمده، وی میگوید که برای انسانها از سرگذشت نسلهای گذشته درس عبرت وجود دارد. وی سپس به عمالقه اشاره دارد که کجا هستند عمالقه و فرزندان عمالقه.[۲۱] مکارم شیرازی، از عالمان شیعه، علت این تعبیر از امام علی(ع) را چنین دانسته که عمالقه قدرت فراوانی داشتند و و حکومتهای مقتدری تشکیل داده بودند. اما همه آنها از بین رفت و تنها نامی از آنها باقی ماند. به همین جهت امام علی(ع) به این قوم اشاره دارد و میگوید کجایند عمالقه و فرزندان آنها.[۲۲]
اسرائيلیات
عمالقه را افرادى نيرومند و با اندامهاى درشت و بلند معرفی کردهاند[۲۳] که بسیار قوى و جنگجو بودهاند.[۲۴] این موضوع سبب گردید که خبرهای مختلفی پیرامون جسم بزرگ و قدرت آنها نقل شود. علامه طباطبایی از عالمان شیعه این خبرها را از امور عجیب بر میشمارد که عقل سلیم نمیتواند آنها را تصدیق نماید و هیچ نشانهای بر تایید آنها وجود ندارد.[۲۵] مکارم شیرازی دیگر عالم شیعی نیز این نقلها را از افسانهها و مطالب خندهآور بر شمرده كه با هيچ دليل علمى همراه نيست.[۲۶] محمدهادی معرفت، قرآن پژوه شیعه، نقلهایی که توسط سیوطی، عالم و مفسر مشهور اهلسنت، پیرامون عمالقه و قدرت آنان، نقل شده[۲۷] را میآورد و سپس بیان میدارد که اینها ازبافتههای یهودیان همزیست با عرب آن دوره بوده است.[۲۸]
بنی اسرائيل و عمالقه
در تاریخ بنیاسرائیل بارها به عمالقه اشاره شده است.[۲۹] گروهی از عمالقه در شام زندگی میکردند[۳۰] و بنیاسرائیل جنگهای متعددی با عمالقه داشتند.[۳۱] این نبردها از زمان حضرت موسی و پس از وی در زمان حضرت یوشع ادامه داشت.[۳۲] در تورات از عمالقه سخن به میان آمده و حتی پیرامون آنها دستور داده شده که همه آنان حتی فرزندان آنها باید کشته شوند.[۳۳] یکی از نبردهای این دو قوم، به دوره فرمانروایی به نام جالوت باز میگردد که وی را پادشاه عمالقه معرفی کردهاند.[۳۴] قرآن از جالوت نام برده است.[۳۵] جالوت را پادشاه ظالمی معرفی کردهاند که بر بنیاسرائیل ستم میکرد.[۳۶] جالوت در نهایت توسط حضرت داوود کشته شد.[۳۷]
ورود بنیاسرائیل به سرزمین مقدس
هنگامى كه بنیاسرائیل به نزديکی سرزمین موعود رسيدند از سوى خداوند به آنها فرمان داده شد وارد اين سرزمين شوند و از مشكلات آن نترسند.[۳۸] آنان از این امر خودداری کردند و بیان داشتند تا زمانی که «قَوْمًا جَبَّارِين؛ جمعيتى ستمگر»[۳۹] در آنجا هستند وارد آن نخواهند شد.[۴۰] مقصود از «جمعيتى ستمگر» را عمالقه دانستهاند.[۴۱] در نهایت بنیاسرائيل از عمالقه ترسیده و از نبرد خودداری کردند و از ميان نقباى دوازدهگانه فقط دو نفر به نام يوشع بن نون و كالب بن يوفنا به آن فرمان وفادار ماندند.[۴۲] خداوند نیز بنیاسرائيل را چهل سال در بیابان سرگردان گرداند.[۴۳] سرانجام يوشع با عمالقه پيكار كرد و بر آنها غلبه يافت.[۴۴]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۱۶۳۳۶.
- ↑ صبری باشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرة العرب، ۲۰۰۴م، ج۵، ص۱۲.
- ↑ ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۹۳.
- ↑ محمود، العرب قبل الاسلام، ۱۹۹۵ش، ص۲۸.
- ↑ بلاغی، حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۹۷.
- ↑ برای نمونه: سوره احقاف، آیه ۲۱.
- ↑ فضلالله، من وحى القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۰، ص۱۶۳.
- ↑ صبری باشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرة العرب، ۲۰۰۴م، ج۵، ص۱۲.
- ↑ ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۹۳.
- ↑ شعرانی، پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۱۶۴.
- ↑ خلیلی، موسوعة العتبات المقدسة، ۱۹۸۷م، ج۲، ص۶۳.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۶۴.
- ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۳۳.
- ↑ ابن حیون، دعائم الإسلام، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۹۳.
- ↑ خلیلی، موسوعة العتبات المقدسة، ۱۹۸۷م، ج۲، ص۶۳.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۱۶۳۳۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۲۲۵.
- ↑ بیضاوی، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۷۹.
- ↑ طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۹۶.
- ↑ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۲۱۹.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۲۶۳.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۶۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۳۹.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۶۴.
- ↑ طباطبائی، الميزان في تفسير القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۹۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۳۹.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۷۰.
- ↑ معرفت، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۷۱م.
- ↑ بلاغی، حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۹۸.
- ↑ ابوالفداء، تاريخ أبي الفداء، ۱۹۹۷م، ج۱، ص۱۵۳.
- ↑ طبری، جامع البيان فى تفسير القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۷۵؛ خلیلی، موسوعة العتبات المقدسة، ۱۹۸۷م، ج۲، ص۶۳.
- ↑ ابوالفداء، تاريخ أبي الفداء، ۱۹۹۷م، ج۱، ص۱۵۳.
- ↑ «هیچکس نباید زنده بماند حتی نوزادان!»، روزنامه ایران.
- ↑ ارجح، عباسی، «جالوت»، ج۱، ص۴۳۴۰.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۴۹.
- ↑ طیب، اطيب البيان فى تفسير القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۴۶.
- ↑ مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۴۶.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲۲.
- ↑ مدرسى، من هدى القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۴۶.
- ↑ قرائتی، تفسير نور، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۲۶۸.
- ↑ فرهنگ و معارف قرآن، اعلام القرآن، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۴۶- ۴۷.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصية، ۱۳۸۴ش، ص۶۰.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۶۴.
منابع
- ابن أبیالحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، محقق و مصحح: آصف فیضی، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
- ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
- ابوالفداء، اسماعیل بن علی، تاريخ أبي الفداء، مصحح: محمود دیوب، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۷م.
- ارجح، اکرم، و عباسی، مهرداد، «جالوت»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۴ش.
- بلاغی، سید عبدالحجت، حجة التفاسیر و بلاغ الإکسیر، قم، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ق.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، تحقیق: محمد عبدالرحمن المرعشلی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسة، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ۱۹۸۷م.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، زیر نظر: سید جعفر شهیدی، به کوشش: غلامرضا ستوده، ایرج مهرکی، اکرم سلطانی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۵ش.
- سمهودی، علی بن عبدالله الحسن، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، بغداد، مطبعة العانی، چاپ اوّل، ۱۴۰۵ق.
- سید رضی، محمد، نهج البلاغة، محقق و مصحح: عزیزالله عطاردی، قم، مؤسسه نهج البلاغه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى، ۱۴۰۴ق،
- شعرانی، ابوالحسن، پژوهشهاى قرآنى علامه شعرانى، محقق: سید محمدرضا غیاثی کرمانی، قم، بوستان کتاب قم، ۱۳۸۶ش.
- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- صبری باشا، ایوب، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرة العرب ترجمه ماجده معروف، حسین مجیب المصری، عبدالعزیز عوض، قاهره، دارالآفاق العربیة، ۲۰۰۴م.
- طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، محقق و مصحح: محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
- فرهنگ و معارف قرآن، اعلام القرآن، قم، مؤسسة بوستان كتاب، ۱۳۸۵ش.
- فضلالله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
- محمود، محمود عرفه، العرب قبل الاسلام ، قاهره، عین للدراسات و البحوث الإنسانیة و الاجتماعیة، ۱۹۹۵ش.
- مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للإمام علی بن أبی طالب، قم، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۸۴ش.
- معرفت، محمدهادی، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، مشهد، الجامعة الرضوية للعلوم الإسلامية، ۱۴۱۸ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- مدرسى، محمدتقی، من هدى القرآن، تهران، دار محبي الحسين، ۱۴۱۹ق.
- «هیچکس نباید زنده بماند حتی نوزادان!»، روزنامه ایران.