بهانهجویی بنیاسرائیل
بهانهجویی بنیاسرائیل اشاره به درخواستها و سؤالهای متعدد بنیاسرائیل دارد. بنیاسرائیل را مردمی بهانهجو خواندهاند که این خصلت در طول همراهیشان با حضرت موسی(ع) بروز داشته است. ضربالمثل «بهانۀ بنیاسراییلی» در ادبیات فارسی برای بیپایه نشاندادن بهانهها استفاده میشود.
داستان گاو بنیاسرائیل را نمونه بارزی از بهانهجویی بنیاسرائیل برشمردهاند؛ حضرت موسی(ع) در واقعهای، دستور به ذبح گاوی داد. مفسران معتقدند بنیاسرائیل با اطاعت از همان دستور اولیه و ذبح یک گاو، دستور خداوند را انجام داده بودند. اما با سوالهای پی در پی بر خودشان سخت گرفتند و خداوند نیز بر آنان سخت گرفت. بهانه آوردن بنیاسرائيل بر «مَن» (عسل یا شیره گیاه) و «سَلْوىٰ» (پرندهای شبیه کبوتر) و طلب غذاهای دیگر را نیز مصداق دیگری از بهانهگیری بنیاسرائيل برشمردهاند.
مفهومشناسی
بهانهجویی بنیاسرائیل اشاره به درخواستها و سؤالهای پیاپی بنیاسرائیل از پیامبرشان دارد.[۱] گفته شده براساس منابع تاریخی، بنیاسرائیل، مردمی لجوج و بهانهجو بودند.[۲] این خصلت در طول همراهیشان با حضرت موسی(ع) بوده و در بسیاری از موقعیتها بروز داشته است.[۳] گفته شده بخشی از بهانهجویی آنان، برای فرار از مسئولیت و انجام دستورات الهی، بوده[۴] و گاه در گمراهی آنان تأثیر داشته است.[۵] بخشهایی از بهانهجوییهای بنی اسرائیل در قرآن نیز نقل شده است.[۶]
شدت بهانهگیری بنیاسرائیل به حدی بوده که تعبیر «بهانۀ بنیاسراییلی» در ادبیات فارسی تبدیل به ضرب المثل شده است.[۷] از این ضربالمثل، در محاوره فارسی، برای بیپایه نشان دادن بهانهها استفاده میشود.[۸]
ماجرای ذبح گاو
داستان گاو بنی اسرائیل را نمونه بارزی از بهانهجویی بنیاسرائیل برشمردهاند[۹] که در قرآن به آن اشاره شده است.[۱۰] در میان بنیاسرائیل واقعهای رخ داد[۱۱] و حضرت موسی(ع) دستور به ذبح گاوی داد.[۱۲] بنا به گفته برخی مفسران شیعه[۱۳] و اهلسنت[۱۴]، بنیاسرائیل با اطاعت از همان دستور اولیه و ذبح یک گاو، دستور خداوند را انجام داده بودند. اما با سوالهای پی در پی بر خودشان سخت گرفتند و خداوند نیز بر آنان سخت گرفت.[۱۵] بهانهگیریهای آنان در ماجرای ذبح گاو را در قالب پرسشهای متعدد پیرامون جزئیات دستور الهی دانستهاند.[۱۶] احتمال داده شده که هدف از بهانهجوئیهای آنان در این ماجرا فرار از انجام دستور الهی بوده باشد.[۱۷]
بنیاسرائیل در ابتدا احتمال دادند دستور موسی برای ذبح گاو، تمسخر آنان است.[۱۸] اما پس از جدیت موسی، از او خواستند که خداوند چگونه بودن آن گاو را بیان کند. پروردگار، آن را نه پیر و نه جوان بلکه میان این دو توصیف کرد.[۱۹] سپس بنیاسرائیل از رنگ گاو سوال کردند.[۲۰] خداوند آن را زرد یکدست که شادیبخش بینندگان باشد، خواند.[۲۱] بنیاسرائیل مجدد سوال کردند که این گاو چه مشخصهای دارد که از دیگر گاوها متمایز شود.[۲۲] خداوند نیز آن را رام نشده که زمین را شخم بزند[۲۳] سالم، بدون عیب و دارای یک رنگ که هیچ رنگ دیگر نداشته باشد، معرفی میکند.[۲۴]
غذایی غیر از «من» و «سلوی»
بهانه آوردن بنیاسرائيل بر «من» و «سلوی» و طلب غذاهای دیگر را مصداق دیگری از بهانهگیری بنیاسرائيل برشمردهاند.[۲۵] «مَن» را نوعی عسل يا شيرهاى مخصوص گفتهاند و «سَلْوىٰ» را نوعی پرنده حلال گوشت شبيه به كبوتر معرفی کردهاند.[۲۶] بنیاسرائیل با اینکه نعمت من و سلوی را داشتند اما با بهانهجوئی، این نعمت را کفران نموده[۲۷] و از غذاهای دیگر خواستند.[۲۸] مفسران سبب اعتراض آنها را یکسانشدن غذای همه و در نتیجه از بین رفتن فاصله طبقاتی دانستهاند.[۲۹]
بهانهجوییهای دیگر
مفسران نمونههای دیگری برای بهانهجویی بنیاسرائیل ذکر کردهاند؛ جمعی از بنیاسرائیل با اینکه معجزات متعدد موسی را دیده بودند، به موسی گفتند: اگر میخواهی ایمان بیاوریم، باید خداوند را آشکارا بینیم.[۳۰] همچنین وقتی قومِ بتپرستی را دیدند از موسی خواستند که برای آنان نیز معبودی جسمانی قرار دهد.[۳۱] موارد دیگری بر بهانهجویی بنیاسرائیل در قرآن ذکر شده است.[۳۲]
پانویس
- ↑ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ص۸۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۲۵۶.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۸ش، ج۵، ص۲۰۹.
- ↑ روحی، «بنی اسراییل»، ج۶، ص۱۱۳.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۳۹۷.
- ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۵.
- ↑ دشتی، فرهنگ سخنان پیامبران الاهی (ع)، ۱۳۹۰ ش، ج۱، ص۱۶۳.
- ↑ دشتی، فرهنگ سخنان پیامبران الاهی (ع)، ۱۳۹۰ ش، ج۱، ص۱۶۳.
- ↑ روحی، «بنی اسراییل»، ج۶، ص۱۱۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۳۰۱.
- ↑ طبرسی، تفسیر جوامع الجامع، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۵۲.
- ↑ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۲۰.
- ↑ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۶.
- ↑ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۹۱.
- ↑ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۹۱.
- ↑ روحی، «بنی اسراییل»، ج۶، ص۱۱۳.
- ↑ روحی، «بنی اسراییل»، ج۶، ص۱۱۳.
- ↑ مقاتل بن سلیمان بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان،۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۵۵.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ج۱، ص۲۹۷.
- ↑ بیآزار شيرازى، قرآن ناطق، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۹.
- ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۶۱.
- ↑ قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۶۰.
- ↑ تفسیر قرآن پاک، ۱۳۸۳ش، ص۸.
- ↑ طالقانی، پرتوی از قرآن، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۷۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۹۶ق، ج۶، صص۴۸۶-۴۸۷.
- ↑ حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۲۱۳.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۲۶.
- ↑ روحی، «بنی اسراییل»، ج۶، ص۱۱۴.
- ↑ جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۱۷۹.
- ↑ الهامی، «بهانه جویی، سازو کار لجبازان»، پژوهشکده باقرالعلوم.
- ↑ الهامی، «بهانه جویی، سازو کار لجبازان»، پژوهشکده باقرالعلوم.
منابع
- ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: محمدحسین شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلی بیضون، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- الهامی، «بهانه جویی، سازو کار لجبازان»، پژوهشکده باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۲۸ دی ۱۳۹۰ش، تاریخ بازدید: ۳ مرداد ۱۴۰۵ق.
- بیآزار شيرازى، عبدالکریم، قرآن ناطق، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۷۷ش.
- تفسیر قرآن پاک، به کوشش: علی رواقی، شیرانی، مقدمهنویس: حافظ محمودخان، تهران، سمت، ۱۳۸۳ش.
- جعفری، یعقوب، کوثر، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، تنظیم: احمد قدسی، قم، نشر اسراء، ۱۳۹۸ش
- حریری، محمدیوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، قم، هجرت، ۱۳۸۴ش.
- حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، دار العلوم، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران، کتابفروشی لطفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- دشتی، محمد، فرهنگ سخنان پیامبران الاهی(ع)، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین (علیه السلام)، ۱۳۹۰ش
- روحی، ابوالفضل، «بنی اسراییل»، دائرةالمعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- طالقانی، سید محمود، پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۶۲ش.
- طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
- فضلالله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
- قرشی، سید علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
- مقاتل بن سلیمان بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق: عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار إحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۸۵ش
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.