آیه ۵ سوره اسراء
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | اسراء |
| شماره آیه | ۵ |
| جزء | ۱۵ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مکه |
| موضوع | تشریح یکی از فسادهای بنی اسرائیل و مجازات آنان |
آیه ۵ سوره اسراء به بیان یک واقعه تاریخی یا پیشگویی در مورد عاقبت بنیاسرائیل اشاره دارد. این آیه در ادامه آیه قبل که به دو بار فساد و طغیان آنان در سرزمین فلسطین اشاره دارد، نتیجه آن را بیان کرده و تأکید میکند که پس از یکی از این دو فساد، خداوند بندگان نیرومند خود را برای نابودی بنیاسرائیل میفرستد و خانهبهخانه به دنبالشان میروند و آنها را میکُشند و این یک وعده قطعی و تخلفناپذیر الهی است.
در مورد مقصود از این دو فساد، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است؛ برخی آن را مربوط به گذشته (ازجمله حمله بختالنصر یا طالوت یا پادشاهان روم به بیتالمقدس) و برخی دیگر آن را مربوط به آینده دانستهاند. طبق یکی از این دیدگاهها، یکی از این دو فساد، به تشکیل اسرائیل و ظلم و جنایات آنها مربوط است و مجازات آن، نابودی اسرائیل توسط جنگجویانی نیرومند از ایران است که زمینهساز ظهور امام زمان(عج) خواهند شد.
وعده قطعی خدا بر سرکوب بنیاسرائیل
آیه ۵ سوره اسراء به وعده خدا بر نابودی بنیاسرائیل اشاره میکند. در آیه ۴ سوره اسراء خبر داده شد که بنیاسرائیل دو بار فساد و طغیان میکنند. در آیه ۵ وعده داده میشود که پس از فساد و خونریزی نخست آنان بر روی زمین (سرزمین فلسطین)[۱] خداوند گروهی از بندگان نیرومند و جنگجوی خود را به سراغ آنها میفرستد که برای یافتنشان هر خانه و دیاری را جستجو میکنند[۲] تا آنها را به کیفر اعمالشان درهم بکوبند.[۳] در پایان آیه، خدا این وعده را وعدهای قطعی میشمارد.[۴] به گفته طباطبایی، مؤلف المیزان، وعده دوم نیز مانند وعده اول است، اما به قرینه سیاق آیه (با توجه به فساد اول) خدا آن را ذکر نکرده است.[۵]
﴿فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا ٥﴾ [اسراء:5]|﴿پس آنگاه که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما میگماریم تا میان خانهها[یتان برای قتل و غارت شما] به جستجو درآیند و این تهدید تحققیافتنی است ٥﴾
دیدگاه مفسران درباره مصداق طغیان بنیاسرائیل
درباره مصداق این دو فساد بنیاسرائیل مفسران دیدگاههای مختلفی دارند:
- به گفته علامه طباطبایی، مؤلف المیزان، فساد و مجازات بنیاسرائیل بیش از دوبار است، اما قطعا مهمترین آنها، حمله بختالنصر است و مجازات دوم طبق تاریخ یهودیان، توسط پادشاه روم اتفاق افتاده است.[۶]
- مکارم شیرازی، مفسر قرآن، معتقد است واقعه اول مربوط به گذشته است و واقعه دوم در مورد اسرائیل و نابودی آن است.[۷]
- فساد اول، قتل حضرت زکریا(ع) بود که بعد از آن، بُختُالنصر حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را به همراه خانهها و دیوار شهر ویران کرد. واقعه دوم، قتل حضرت یحیی(ع) بود که پادشاهی از بابِل به آنها حمله کرد.[۸] مکارم شیرازی، مؤلف تفسیر نمونه، به این دیدگاه اشکال کرده است، چرا که تاریخ حمله بختالنصر با زمان زندگی حضرت زکریا(ع) سازگار نیست.[۹]
- فساد اول، قتل شَعیای پیامبر است که مجازات آن، حمله بختالنصر بود و فساد دوم، قتل حضرت زکریا(ع) و حضرت یحیی(ع) است که مجازات آن، هجوم جالوت بود.[۱۰] گفته شده منظور از «عباداً لنا» بندگانی است که خداوند آفریده است خواه صالح و نیکوکار باشند یا ستمگر؛ بنابراین ستمگرانی چون بختالنصر را هم شامل میشود.[۱۱]
- فساد اول بعد از وفات یوشع بن نون (وصیّ حضرت موسی) است که نتیجه آن هجوم جالوت بود و فساد دوم، کشتن پیامبران است که نتیجه آن هجوم سلاطین فلسطین به آنان بود.[۱۲]
- سید قطب بر این باور است که یکی از این دو فساد در آغاز اسلام بوده که با قیام مسلمانان، یهودیان از جزیرة العرب اخراج شدند و دیگری تسلط بندگان دیگری بر آنان است. و اگر مربوط به عصر معاصر باشد، یکی مربوط به قیام نازیها به رهبری هیتلر علیه یهودیان است و دومی تشکیل دولت اسرائیل است که هنوز مجازات آن انجام نشده است.[۱۳] البته اشکال شده که ورود قوم پیروز به بیتالمقدس در هیچیک از وقایع رخ نداده است.[۱۴]
- فساد اول، مربوط به تشکیل صهیونیسم در برخی کشورهای مسلمان است که بعد از جنگ جهانی دوم انجام شد و مجازات آن، قیام مسلمانان و اخراج آنان از بیتالمقدس و قسمتهایی از فلسطین بود. همچنین فساد دوم اشغال کامل فلسطین و گرفتن بیتالمقدس و مسجدالاقصی است و مجازات آن هنوز واقع نشده است.[۱۵]
مصادیق ذکرشده در روایات و ارتباط آیه با دوران ظهور
در روایات مصادیقی برای فساد و طغیانِ مطرحشده در آیه ذکر شده است، از جمله جنگ جمل،[۱۶] شهادت امیر المومنین علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع).[۱۷] چنانکه در برخی روایات، امام علی(ع) و اصحابش،[۱۸] یا عدهای در آخر الزمان و پیش از ظهور امام زمان(عج)[۱۹] و یا لشگریان امام زمان(عج) بهعنوان افراد انتقامجو معرفی شدهاند.[۲۰] در برخی احادیث نیز وعده قطعی که در پایان آیه آمده، بر ظهور امام زمان(عج) تطبیق شده است.[۲۱]
علامه طباطبایی معتقد است مصادیق ذکر شده در این روایات، از باب جری و تطبیق است و معنای آیه نیست و با توجه به اختلاف فراوان بین آنها، نمیتوان به آنها اطمینان کرد.[۲۲] اما علی کورانی نویسنده کتاب عصر ظهور بر این باور است که مقصود از این آیه، مردمی از قم (ایران) هستند که پیش از ظهور قیام میکنند و با آزادی بیتالمقدس از دست یهودیان، زمینهساز ظهور میشوند.[۲۳] برخی دیگر نیز این قضایا را مربوط به دوران ظهور میدانند و معتقدند با توجه به روایات،[۲۴] جنگ سفیانی با امام زمان(عج) بزرگترین نبرد است که در آن رومیان و یهودیان سفیانی را یاری میکنند، اما غائله با شکست و کشتهشدن سفیانی و پیروزی حضرت مهدی(عج ) و آزادی فلسطین توسط آن حضرت و ورودش به بیتالمقدس پایان میپذیرد.[۲۵]
پانویس
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۹.
- ↑ حسینی شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ۱۳۶۳ش، ج۷، ص۳۳۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۲۵-۲۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۱۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۴۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۴۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۳۱.
- ↑ مطرح شده در: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۱۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۲۹.
- ↑ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۲۹۴.
- ↑ حسینی شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ۱۳۶۳ش، ج۷، ص۳۳۰.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۱۲، ص۲۲۲.
- ↑ سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۲۲۱۴.
- ↑ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۳۰.
- ↑ مطرح شده در: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۳۰.
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۹.
- ↑ بحرانی، تفسیر برهان، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۲.
- ↑ علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۴.
- ↑ بحرانی، تفسیر برهان، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۲ و ۵۰۴.
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۸؛ بحرانی، تفسیر برهان، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۰۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۴۴.
- ↑ کورانی، عصر ظهور، ۱۳۸۲ش، ص۷۰-۷۲.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۲-۵۰۶.
- ↑ «فلسطین در قرآن، احادیث و روایات اسلامی»، دانشنامه فلسطین.
منابع
- بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، ۱۱۴۱۶ق.
- حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دار العلوم، ۱۴۲۳ق.
- حسینی شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، تهران، انتشارات میقات، ۱۳۶۳ش.
- حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
- سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت - قاهره، دار الشروق، ۱۴۱۲ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش.
- علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- «فلسطین در قرآن، احادیث و روایات اسلامی»، وبگاه دانشنامه فلسطین.
- فیض کاشانی، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهایى از قرآن، ۱۳۸۳ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- کورانی، علی، عصر ظهور، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۲ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.