پرش به محتوا

ابوالجارود: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Mahdiemadi
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>Mahdiemadi
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۰: خط ۸۰:


==درگذشت==
==درگذشت==
مرگِ ابوالجارود را [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج3، ص 387، به نقل از بخاری</ref> بین 150 تا 160ق دانسته است و این سخن از آنجا مقبول می‌نماید که در میان راویانِ ابوالجارود، نامِ [[حسن بن محبوب]] (ز 149ق)<ref>ر.ک: کشی، اختیار طوسی، ص 584؛ ابن بابویه، فقیه من لایحضره الفقیه، ج4، ص 132</ref> و [[عبدالله بن حماد انصاری|عبداللـه بن حمّاد انصاری]] (زنده در 229ق)<ref>ر.ک: ابن ابی زینب، الغیبه، ص 101</ref> به چشم می‌خورد. علاوه بر آنان، کسانی چون [[محمد بن سنان]]،<ref>کلینی، الکافی، ج1، ص 304 و ج8، ص 263، جاهای مختلف</ref> [[محمدبن بکر ارحبی]]،<ref>ابوعبداللـه علوی، الاذان بحیّ علی خیرالعمل، ص 16، 17، 87، جاهای مختلف</ref> [[ابومخنف|ابومِخنف]]<ref>طبری، تاریخ، ج2، ص 676</ref> و [[نصر بن مزاحم]]<ref>خطیب، تاریخ بغداد، ج13، ص 282؛ ابو عبداللـه علوی، الاذان بحیّ علی خیرالعمل، ص75؛ احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج1، ص 197</ref> از او استماع نموده‌اند.
برخی او را یکی از مقتولان قیام [[زید بن علی|زید]] در سال ۱۲۲ق دانسته‎اند اما شواهدی بر خلاف آن وجود دارد و نشان می‎دهد او تا نیمه دوم قرن دوم زنده بوده است. از جمله شواهد آن است که در میان راویانِ ابوالجارود، نامِ [[حسن بن محبوب]] (ز ۱۴۹ق)<ref>ر.ک: کشی، اختیار طوسی، ص۵۸۴؛ ابن بابویه، فقیه من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳۲</ref> و [[عبدالله بن حماد انصاری|عبداللـه بن حمّاد انصاری]] (زنده در ۲۲۹ق)<ref>ر.ک: ابن ابی زینب، الغیبه، ص۱۰۱</ref> به چشم می‌خورد. علاوه بر آنان، کسانی چون [[محمد بن سنان]]،<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۴ و ج۸، ص۲۶۳، جاهای مختلف</ref> [[محمدبن بکر ارحبی]]،<ref>ابوعبداللـه علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۱۶، ۱۷، ۸۷، جاهای مختلف</ref> [[ابومخنف|ابومِخنف]]<ref>طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۷۶</ref> و [[نصر بن مزاحم]]<ref>خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸۲؛ ابو عبداللـه علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۷۵؛ احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص۱۹۷</ref> از او استماع نموده‌اند. [[ابن حجر]] نیز،مرگِ ابوالجارود را بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ق دانسته است.<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۸۷، به نقل از بخاری.</ref>


==از دیدگاه علمای رجال==
==از دیدگاه علمای رجال==

نسخهٔ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۲۰:۰۱

اطلاعات کلی
دیناسلام
ملیتایرانی
زادروزسالهای پایانی قرن نخست هجری


ابوالجارود، از رجال سیاسی و مذهبی نیمه اول قرن دوم هجری، که از او به عنوان یکی از اصحاب امامان باقر(ع) و صادق(ع) و نیز بنیان‌گذار نخستین فرقه زیدیه یعنی جارودیه، نام برده شده است. وی، به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه ـ که شیعیان در آن دوره به آن ملزم بودند ـ از سوی امام باقر(ع) طرد شد.

نام، کنیه و نسب

در بیشتر منابع نام او به صورت زیاد بن منذر آمده است.[۱] زیاد بن ابی زیاد، گونه دیگری که برای نام او آورده‌اند،[۲] احتمالاً بر اثر خلط با نام یزید بن ابی زیاد، از محدثان مشهور که در قیام زید شرکت گسترده داشت،[۳] پدید آمده است.

در منابع به او، کنیه دوم «ابوالنجم»[۴] و نسبتهای «عبدی»[۵] و «ثقفی» نیز داده شده که تنها نسبت اخیر در منابع کهن رجالی تکرار شده است.[۶]

گاه نیز او را منسوب به قبیله «همدان» و به ویژه از تیرۀ «خارِف» بر شمرده‌اند.[۷]

تبارنامه

اطلاعات پراکنده‌ای حاکی از ایرانی تبار بودن ابوالجارود وجود دارد که باید با احتیاط تلقی شود: طوسی در رجال[۸] بدون اشاره به تبار نیاکان، او را «مولا» خوانده است.سعد اشعری[۹] از وی به عنوان «اعجمی» یاد کرده و بعید نیست که گفتار او ناشی از خلط با شاعری به نام زیاد اعجم (د ح 100ق)[۱۰] بوده باشد؛ برخی نیز، رئیس فرقه جارودیه را «خراسانی» دانسته‌اند.[۱۱]

باتوجه به اینکه ابوالجارود از ابوالطفیل عامر بن واثله (درگذشت حداکثر 110ق/728م) روایت کرده، دیرترین تاریخی که برای تولد او می‌توان ذکر کرد، سالهای پایانی قرن نخست هجری است، اما روایتی که در آن، او خطاب به امام محمد باقر(ع) خود را «کبیر السّن» خوانده است، با این تخمین سازگاری ندارد.[۱۲] به هر روی، در اینکه ابوالجارود، محضر امام سجاد(ع) را درک کرده باشد، تردید وجود دارد؛ به‌ویژه با توجه به اینکه وی در روایت از امام سجاد(ع) با واسطه فرزند ایشان، عبداللـه روایت می‌کند[۱۳] و در یک مورد روایت مستقیم وی از امام سجاد(ع)،[۱۴] امکان افتادگی وجود دارد.[۱۵]

از اصحاب امام باقر(ع)

ابوالجارود از اصحاب امام محمد باقر(ع) بود و از روایات بسیاری که از آن حضرت نقل کرده، می‌توان به ارتباط نزدیک او با آن امام پی برد.

وی، به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه ـ که شیعیان در آن دوره به آن ملزم بودند ـ از سوی امام طرد شد و گفته‌اند که امام(ع) به او «سُرحُوب» (شیطان کور ساکن دریا) لقب داده بود.[۱۶] ولی آیت‎ الله خویی به شدت منکر این تسمیه است.[۱۷] بنابر پاره‌ای روایات مندرج در معرفه الرجال کشی،[۱۸] ابوالجارود در دورۀ امامت حضرت صادق(ع) نیز به جهت حفظ عقایدش مورد طعن و نکوهش آن امام قرار گرفت.

گرایش به زیدبن علی

نگرش ابوالجارود به مسأله امامت و عدم پای‌بندی به تقیه او را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دور ساخت و موجب شد تا به سمت زیدبن علی بگراید. برخی روایاتِ او از زیدبن علی، جالب توجه است که از آن جمله خطبه زید به هنگام خروج[۱۹] و روایات و پرسش‌هایی فقهی و تفسیری از زیدبن علی به روایت او[۲۰] شایسته ذکر است. او از یحیی بن زید نیز استماع حدیث کرده است.[۲۱]

ابوالجارود در پی قیام زید بن علی (122ق/740م) همراه او شد،[۲۲] ولی برخی روایات موجود درباره فعالیتهای او در جریان قیام زید چندان قابل اعتماد نیست، از آن‌جمله این روایت که او همراه با فضیل بن زبیر رسّان، در جلب حمایت ابوحنیفه از قیام زید، کوشش کرد.

درگذشت

برخی او را یکی از مقتولان قیام زید در سال ۱۲۲ق دانسته‎اند اما شواهدی بر خلاف آن وجود دارد و نشان می‎دهد او تا نیمه دوم قرن دوم زنده بوده است. از جمله شواهد آن است که در میان راویانِ ابوالجارود، نامِ حسن بن محبوب (ز ۱۴۹ق)[۲۳] و عبداللـه بن حمّاد انصاری (زنده در ۲۲۹ق)[۲۴] به چشم می‌خورد. علاوه بر آنان، کسانی چون محمد بن سنان،[۲۵] محمدبن بکر ارحبی،[۲۶] ابومِخنف[۲۷] و نصر بن مزاحم[۲۸] از او استماع نموده‌اند. ابن حجر نیز،مرگِ ابوالجارود را بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ق دانسته است.[۲۹]

از دیدگاه علمای رجال

از دیدگاه اهل سنت

ابوالجارود در کتب رجالی اهل سنت سخت مطعون است، تا بدانجا که روایت حدیث از وی را روا ندانسته‌اند.[۳۰]

از دیدگاه امامیه

  • عبارات کتب رجال امامیه نیز غالباً با نقل اقوال ائمه(ع) در لعن و ذم او همراه است.[۳۱]
  • ابن غضائری[۳۲] ضمن اینکه معتقد است «حدیث ابوالجارود در احادیث امامیه بیشتر از احادیث زیدیه از او است»[۳۳] اما در عین حال متذکر شده که امامیه احادیث او را مکروه دانسته و بیشتر به روایت‎هایی که از قول محمدبن بکر ارحبی از او نقل شده باشد، اعتماد داشته‌اند تا روایات محمدبن سنان؛[۳۴] بدین ترتیب از شدت کراهت کاسته شده است.
  • از سوی دیگر برخی از علمای شیعه همچون شیخ مفید نقل روایت از او را جایز دانسته و او را در زُمرۀ رجالی برشمرده که احادیث فقهی از آنان روایت می‌شود.[۳۵] همچنانکه ابن قولویه با نقل روایت از او در کامل الزیارات[۳۶] جواز علمی نقل روایات از ابوالجارود را صادر کرده است.[۳۷]

از این‌رو عجیب نیست که روایات وی، در سطح گسترده‌ای در کتب معتبر امامیه نظیر اصول کافی کلینی ، تفسیر فرات کوفی و تفسیر علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.[۳۸] همچنین روایات فقهی فراوانی از او غالباً به روایت محمد بن بکر ارحبی در امالی احمد بن عیسی[۳۹] و نیز دیگر منابع زیدی[۴۰] یافت می‌شود.

تالیفات

در مآخذ، دو اثر به وی نسبت داده شده است، یکی اصل و دیگری التفسیر که وی مدعی بود، مضامین آنها را از امام باقر(ع) شنیده بوده است.

  1. اصل منسوب به ابوالجارود را کثیر بن عیاش روایت کرده است که گفته‌اند در ماجرای خروج ابوالسرایا در 200ق شرکت داشت.[۴۱]
  2. از تفسیر وی که بیشتر به تفسیر امام باقر(ع) شهرت داشته است،[۴۲] بخشهایی در کتاب تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.[۴۳] همچنین این تفسیر مورد استفادۀ کسانی چون فرات کوفی[۴۴] و عیاشی[۴۵] قرار گرفته است،[۴۶] در حالی که اهل سنت با این تفسیر سخت مخالفت می‌ورزیده‌اند.[۴۷] و دارقطنی محدث شهیری مانند ابن شاهین را به سبب استفاده از تفسیر ابوالجارود در تفسیر خود، سخت مورد نکوهش قرار داده است.[۴۸]

اعتقادات

  • به عقیدۀ ابوالجارود پس از حسنین(ع) نص قطع گردیده است، اما امامت از فرزندان فاطمه(س) خارج نشدنی است. او می‌پنداشت هر که از فرزندان فاطمه(ع) مردم را به سوی خود بخواند، امام «مفترض الطاعه» است و بر مردم است که او را امام بدانند.[۴۹] از این‌رو، وی از ابوبکر و عمر برائت جست و آنان را غاصبان خلافت خواند.[۵۰] به عقیدۀ ابوالجارود که در این قسمت، با عقیدۀ دیگر زیدیان مشترک است، تشخیص دقیق امام افضل، به سبب کثرت فرزندان فاطمه(ع) دشوار است و از این‌رو، شرط امامت، «خروج» است.
  • وی همچنین، معتقد بود که امام به هنگام بروز حوادث، آنچه را باید انجام دهد، به وی الهام می‌شود.[۵۱] دور از انتظار نیست که عقاید منسوب به فرقه جارودیه، با عقاید ابوالجارود، به عنوان بنیان‌گذار آن، در منابع فرقه شناختی تفکیک پذیر باشد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. یحیی بن معین، التاریخ، ج 3، ص 366 و ص 445؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج 2(1)، ص 371؛ طوسی، رجال، ص 122 و ص 197
  2. ر.ک: خوارزمی، مفاتیح العلوم، ص 29؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص 140
  3. ر.ک: ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص 145؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج6، ص 132-133
  4. ابن ندیم، 226
  5. مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص 208
  6. ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج 2(1)، ص 371؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی والاسماء، ص 96؛ ابن حبان، المجروحین، ج1، ص 306
  7. ر.ک:ابن غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص 10؛ نجاشی، رجال، ص 170؛ طوسی، رجال، ص 122، 197
  8. طوسی، رجال، ص 122، 197
  9. اشعری، المقالات والفرق، ص 18
  10. ر.ک: ابن شاکر، فوات الوفیات، ج2، ص 29-30
  11. ر.ک: حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج1، ص 308
  12. ر.ک: راوندی، الدعوات، ص 135
  13. ر.ک: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج 1، ص 649، و ج2، ص 711
  14. کلینی، الکافی، ج1، ص 221
  15. ر.ک: خوئی، معجم رجال الحدیث، ج7، ص 163
  16. ر.ک: نوبختی، فرق الشیعه، ص 48-49؛ کشی، معرفه الرجال، ص 229
  17. زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۸.
  18. کشی، معرفه الرجال، ص 230-231
  19. ابوطالب، تیسیر، 195-196؛ سیاغی، الروض النضیر، ج1، ص 129
  20. ر.ک: فرات، تفسیر، ص 127-128؛ المرشدباللـه، الامالی، ج2، ص 42، ص 75؛ قاسم بن محمد، الاعتصام بحبل اللـه المتین، ج3، ص 221؛ احمدبن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج2، ص 901
  21. ر.ک: ابوطالب، تیسیر، ص 312؛ مادلونگ، ص 44؛ قس: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج1، ص 197
  22. نجاشی، رجال، ص 170
  23. ر.ک: کشی، اختیار طوسی، ص۵۸۴؛ ابن بابویه، فقیه من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳۲
  24. ر.ک: ابن ابی زینب، الغیبه، ص۱۰۱
  25. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۴ و ج۸، ص۲۶۳، جاهای مختلف
  26. ابوعبداللـه علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۱۶، ۱۷، ۸۷، جاهای مختلف
  27. طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۷۶
  28. خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸۲؛ ابو عبداللـه علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۷۵؛ احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص۱۹۷
  29. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۸۷، به نقل از بخاری.
  30. ر.ک:یحیی بن معین، التاریخ، ج3، ص 456؛ احمدبن حنبل، الملل و معرفه الرجال، ج3، ص 382؛ ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج3، ص 1046-1048
  31. کشی، معرفه الرجال، ص 229-230؛ علامۀ حلی، رجال، ص223
  32. غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص 10-11
  33. فرمانیان / موسوی نژاد،زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۹.
  34. خویی،معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۳۲۱ ـ ۳۲۶.
  35. مفید، الرساله العددیه، ص 129
  36. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 47
  37. فرمانیان / موسوی نژاد، ص۴۹.
  38. ر.ک:خوئی، معجم رجال الحدیث، ج21، ص 349-351
  39. ر.ک:احمد بن عیسی،امالی، ج1، ص 49، 55، ص 107-108، و ج2، ص 901، 936، جاهای مختلف
  40. ر.ک:ابوطالب، تیسیر، ص 32، 34؛ المرشد باللـه، یحیی بن حسین، الامالی، ج1، ص 17، 149، جاهای مختلف
  41. طوسی، فهرست، ص 72-73
  42. ابن ندیم، ص 36
  43. ر.ک:آقابزرگ، الذریعه، ج4، ص 302-310
  44. فرات کوفی، تفسیر، ص 101، 120، 147، جاهای مختلف
  45. عیاشی، تفسیر، ج1، ص17، 86، 333
  46. ابن طاووس، سعدالسعود، ص 121-122
  47. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج 1(2)، ص546
  48. خطیب، تاریخ بغداد، ج11، ص 267
  49. ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص 42
  50. حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج1، ص 308
  51. ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص 43

منابع

  • آقابزرگ، الذریعه.
  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، 1371ق/1952م.
  • ابن ابی زینب، محمدبن ابراهیم، الغیبه، بیروت، 1403ق/1983م.
  • ابن بابویه، محمدبن علی، فقیه من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، 1401ق/1981م.
  • ابن حبان، محمد، المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، 1396ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، 1325ق.
  • ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، 1973م.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، سعدالسعود، نجف، 1369ق/1950م.
  • ابن عدی، عبداللـه، الکامل فی الضعفاء، بیروت، 1405ق/1985م.
  • ابن غضائری، احمدبن حسین، الافاده، نسخه خطی کتابخانه واتیکان، شم‌ 1159.
  • ابن غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، به کوشش یحیی عبدالکریم فضیل، بیروت، 1395ق/1975م.
  • ابوعبداللـه علوی، محمدبن علی، الاذان بحیّ علی خیرالعمل، به کوشش یحیی عبدالکریم فضیل؛ دمشق.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، 1368ق/1949م.
  • احمدبن حنبل، الملل و معرفه الرجال، به کوشش وصی اللـه عباس، بیروت، 1408ق/1988م.
  • احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، تدوین محمد بن منصور، به کوشش علی بن اسماعیل صنعانی، بیروت، 1410ق/1990م.
  • اشعری، سعدبن عبداللـه، المقالات والفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، 1963م.
  • اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، 1369ق/1950م.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، 1383ق/1963م.
  • بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، بخش مربوط به امام حسن و امام حسین(ع)، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، 1397ق/1977م.
  • حسکانی، عبیداللـه بن عبداللـه، شواهد التنزیل، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، 1393ق/1974م.
  • حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، به کوشش عبداللـه جرافی، بیروت، عالم الکتب.
  • خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، 1349ق.
  • خوارزمی، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، 1895م.
  • خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، 1403ق/1983م.
  • ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و حسین اسد، بیروت، 1401ق/1981م.
  • راوندی، سعید بن هبه اللـه، الدعوات، قم، 1407ق.
  • سیّاغی، حسین بن احمد، الروض النضیر، طائف، 1388ق/1968م.
  • شهرستانی، عبدالکریم بن احمد، الملل و النحل، به کوشش محمد فتح اللـه بدران، قاهره، 1375ق/1956م.
  • طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، 1879-1881م.
  • طبری، تفسیر.
  • طوسی، محمدبن حسن، رجال، به کوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، 1380ق/1961م.
  • طوسی، فهرست، به کوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، نجف، 1381ق/1961م.
  • عیاشی، محمدبن مسعود، تفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، 1380ق.
  • فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر، نجف، 1354ق.
  • فرمانیان، مهدی/ موسوی نژاد، سید علی، زیدیه «تاریخ و عقاید»، قم، ۱۳۸۶ش.
  • قاسم بن محمد، الاعتصام بحبل اللـه المتین، به کوشش احمد زباره، صنعا، 1403-1408ق.
  • کشی، محمد، معرفه الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، 1348ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تهران، 1348ش.
  • المرشد باللـه، یحیی بن حسین، الامالی، بیروت، 1403ق/1983م.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، بیروت، 1385ق/1966م.
  • مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی والاسماء، به کوشش مطاع رابیشی، دمشق، 1404ق/1984م.
  • مفید، محمد بن محمد، «الرساله العددیه»، ضمن الدر المنثور، قم، 1398ق.
  • ناشیء اکبر، عبداللـه بن محمد، مسائل الامامه، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، 1971م.
  • نجاشی، احمدبن علی، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، 1407ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، به کوشش هلموت ریتر، استانبول، 1931م.
  • یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، ریاض، 1399ق/1979م.

منابع انگلیسی

  • Madelung, W., Der Imam al-Qāsim ibn Ibrāhīm und die Glaubenslehre der Zaiditen, Berlin, 1965.
  • Van Arendonk, C., Les Debuts de l'imāmat zaidite au Yemen, tr. J. Ryckmans, Leiden, 1960.

پیوند به بیرون

منبع مقاله: دائره المعارف بزرگ اسلامی