میرزا صادق آقا تبریزی: تفاوت میان نسخهها
imported>Mashg |
imported>Mashg |
||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
علاوه بر وعظ و ارشاد به تدریس سطوح عالی حوزوی و نیز اعتقادات پرداخت و مشغول تربیت طلاب دینی شد.<ref>مشكور، تاريخ تبريز تا قرن نهم هجري، ص ۲۹۳.</ref> | علاوه بر وعظ و ارشاد به تدریس سطوح عالی حوزوی و نیز اعتقادات پرداخت و مشغول تربیت طلاب دینی شد.<ref>مشكور، تاريخ تبريز تا قرن نهم هجري، ص ۲۹۳.</ref> | ||
وی به مشکلات نیز مردم توجه داشت و درصدد رفع آنها برمی آمد.<ref>ر.ک:کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص ۱۴۸، ۱۸۴ـ۱۸۹.</ref> در جریان مهاجرت [[ارمنی|ارمنیان]] به [[تبریز]] در وضعی رقت بار (زمستان ۱۲۹۹ ش) ، تبریزی با موعظه و یادآوری وظایف مسلمانان سبب شد تا مردم تبریز ضمن استقبال گرم از مهاجران، مبلغ بسیاری نیز به ایشان کمک کنند.<ref>هدایت، ص۳۲۲؛و ر.ک: رائین، ص۱۴۵.</ref> | |||
==خدمات اجتماعی== | |||
علامه امینی در سیره اجتماعی میرزا صادق می نویسد: چیزی جز تدبير در امور مردم، عدالت گستری در قضا و داوري در اختلافات، ثبات و استواري رأي، دغدغه فرهنگ و اصلاح گري، در برنامه زندگی میرزا نبود.<ref>اميني، شهداءالفضيله، ص۳۹۲.</ref> | |||
وی به مشکلات نیز مردم توجه داشت و درصدد رفع آنها برمی آمد.<ref>ر.ک:کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص ۱۴۸، ۱۸۴ـ۱۸۹.</ref> در جریان مهاجرت [[ارمنی|ارمنیان]] اردوباد به [[تبریز]] در وضعی رقت بار (زمستان ۱۲۹۹ ش)، دولت از ساماندهی آنها عاجز ماند٬ تبریزی با موعظه و یادآوری وظایف مسلمانان سبب شد تا مردم تبریز ضمن استقبال گرم از مهاجران، مبلغ بسیاری نیز به ایشان کمک کنند.<ref>هدایت، ص۳۲۲؛و ر.ک: رائین، ص۱۴۵.</ref> | |||
میرزا صادق با بازرگانان و اعیان شهر در تاسیس بانک ملی همراهی کرد. آنان به قصد رها شد از استقراض خارجی قرار گذاشتند هرکس مقداری پول بیاورد و لیکن از اعطای کمک و وام به دولت خودداری کنند تا پول ها به جیب توده ای نرود.<ref>كسروي، تاريخ مشروطه ايران، ص۱۸۴</ref> | |||
==فعالیت های سیاسی== | ==فعالیت های سیاسی== | ||
نسخهٔ ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۴۴
![]() | |
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۲۷۴ق/۱۲۳۷ش |
| محل زندگی | تبریز، نجف کربلا و قم |
| اطلاعات علمی | |
| تحصیلات | اجتهاد |
| استادان | فاضل ایروانی، محمدحسن مامقانی، محمدفاضل شربیانی و شیخ هادی تهرانی |
| شاگردان | محمد علی مدرس و میرزا قاسم گَرگَری |
| آثار | رسالة فی المشتقات، المقالات الغریة در اصول فقه، رسالة فی شرائط العوضین و آثار دیگر |
میرزا صادق آقا تبریزی (۱۲۷۴-۱۳۵۱ق/۱۲۳۷-۱۳۱۱ش)، فقیه امامی، اصولی و ادیبِ مبارز آذربایجان در قرن چهاردهم بود. پس از حدود ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش بازگشت و مرجعیت آذربایجان را بر عهده گرفت. وی از مخالفان مشروطه و پیامدهای آن بود و در ۱۲۹۲ش با برخی علما به محمدعلی شاه تلگرام فرستاد و خواستار لغو مشروطیت شد. تبریزی در دوره رضا شاه به همدان یا سنندج تبعید شد و پس از آزادی به قم رفت و در همانجا اقامت گزید. در ۱۳۱۱ش /۱۳۵۱ق درگذشت و در حرم حضرت معصومه به خاک سپرده شد.
زندگی و خاندان
میرزا صادق در خانوادهای اهل علم در ۱۲۷۴ق در تبریز به دنیا آمد.اجداد او تا هفت پشت همگی دانشمند بودند.
پدرش میرزا محمد بن محمدعلی قره داغی /قراجه داغی از فقهای شهیر عصر خود بود. او را با القابی چون علامه٬ متکلم و مجتهد خطاب کرده اند.[۱] [۲]
ملا محمد٬ پدر بزرگش فقیهی مبرز و صاحب تالیفات متعددی است و از مردان متنفذ دوره ناصری.[۳]
محسن مجتهد تبریزی٬ برادر میرزا صادق است که همراه وی به نجف رفت اما زودتر از وی به زادگاهش بازگشت و مرجع تقلید مردم آذربایجان شد. إيمان أبي طالب و تبيين المحجة إلى تعيين الحجة از آثار اوست.[۴]
میرزا صادق مجتهد تبریزی در ۶ ذیالقعده ۱۳۵۱ق (۱۲ اسفند ۱۳۱۱ش)[۵] درگذشت، در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد و در شهرهای گوناگون به ویژه در آذربایجان و نجف از وی تجلیل شد.[۶]
تحصیلات
وی در زادگاهش به فراگیری مقدمات فقه و اصول پرداخت، سپس برای ادامه تحصیل همراه برادر خود، حاج میرزا محسن، به نجف رفت. به اختلاف، این سفر را در ۱۲۸۸ق [۷] و در ۱۲۹۱ق[۸] گفتهاند. نوشته اند که نبوغ٬ ذکاوت و جدیتش در نجف زبانزد بود و جایگاه والایی در میان علمای عصر داشت. وی تدریس نیز می کرد و شاگردان زیادی ازو کسب علم کرده اند.[۹] میرزا آقا صادق تبریزی خطی بسیار خوش داشت و شعر نیک می سرود.[۱۰]
فرزندان
میرزا آقا صادق داماد آیت الله سيّد مهدی تبريزی(متوفای۱۳۲۰ق)است.[۱۱] از فرزندان او، میرزا جواد و میرزا رضا از اهل علم به شمار می آیند و آثاری نیز دارند.[۱۲]
اساتید و شاگردان
اساتید مجتهد تبریزی در نجف عبارتند از:
- ملا محمد فاضل ایروانی
- محمدحسن مامقانی
- محمدفاضل شربیانی
- شيخ حسن اردكانی؛ میرزا صادق در کربلا نزد او درس خوانده است.[۱۳]
- شیخ هادی تهرانی؛ او مهم ترین و معروف ترین استادش بود که تبریزی در نظریات اصولی خاص خود، از او پیروی میکرد. میرزا صادق نسبت به او و حقی که بر گردنش داشت، اعتقاد زیادی داشت.[۱۴]
وی بعد از فراگیری علوم گوناگون، در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و حلقه درسی تشکیل داد. در درس وی شاگردان بسیاری حاضر می شدند.[۱۵] از جمله شاگردان وی محمد علی مدرس (مؤلف ریحانة الادب) و میرزا قاسم گَرگَری بودند.[۱۶]
مرجعیت آذربایجان
تبریزی، پس از حدود ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش بازگشت و مقبولیتی عظیم بین مردم٬ علما و دولتمردان یافت. وی مرجعیت آذربایجان را بر عهده گرفت.[۱۷] علاوه بر وعظ و ارشاد به تدریس سطوح عالی حوزوی و نیز اعتقادات پرداخت و مشغول تربیت طلاب دینی شد.[۱۸]
خدمات اجتماعی
علامه امینی در سیره اجتماعی میرزا صادق می نویسد: چیزی جز تدبير در امور مردم، عدالت گستری در قضا و داوري در اختلافات، ثبات و استواري رأي، دغدغه فرهنگ و اصلاح گري، در برنامه زندگی میرزا نبود.[۱۹]
وی به مشکلات نیز مردم توجه داشت و درصدد رفع آنها برمی آمد.[۲۰] در جریان مهاجرت ارمنیان اردوباد به تبریز در وضعی رقت بار (زمستان ۱۲۹۹ ش)، دولت از ساماندهی آنها عاجز ماند٬ تبریزی با موعظه و یادآوری وظایف مسلمانان سبب شد تا مردم تبریز ضمن استقبال گرم از مهاجران، مبلغ بسیاری نیز به ایشان کمک کنند.[۲۱]
میرزا صادق با بازرگانان و اعیان شهر در تاسیس بانک ملی همراهی کرد. آنان به قصد رها شد از استقراض خارجی قرار گذاشتند هرکس مقداری پول بیاورد و لیکن از اعطای کمک و وام به دولت خودداری کنند تا پول ها به جیب توده ای نرود.[۲۲]
فعالیت های سیاسی
در منابع، شرح حالِ تبریزی و مبارزات وی در دوره قاجار و پهلوی به اختصار آمده و گاه در گزارشِ احوال وی رعایت بی طرفی نشده است.[۲۳] وی از مخالفان مشروطه و پیامدهای آن بود و در ۱۲۹۲ش با برخی علما به محمدعلی شاه تلگرام فرستاد و خواستار لغو مشروطیت شد.[۲۴]
تبریزی در دوره پهلوی از دستگاه حاکم دوری می جست. در جریان مهاجرت علما به قم در ۱۳۰۶ ش / ۱۳۴۶، و در اعتراض به قانون نظام وظیفه، وی در نامه ای حمایت خود را از رهبر این حرکت، آقا نورالله اصفهانی، اعلام کرد و عازم قم شد؛ اما هنگامی که به آنجا رسید، اصفهانی از دنیا رفته بود.[۲۵]
در ادامه مخالفت با قانون نظام وظیفه، مردم تبریز در ۱۳۰۷ش /۱۳۴۷، قیام کردند که تا اوایل ۱۳۰۸ ش ادامه یافت و تبریزی به همراهی دیگر علما رهبری مردم را بر عهده گرفت. حکومت، او را دستگیر و به همدان (یا سنندج) تبعید کرد، اما پس از چند روز رضاشاه ناگزیر دستور آزادی وی را صادر کرد.[۲۶] وی پس از آزادی به قم رفت و در همانجا اقامت گزید.
تالیفات
برخی از آثار تبریزی که بیشتر در فقه و اصول است عبارتند از:
- المقالات الغریة در اصول فقه که آقابزرگ طهرانی[۲۷] و حرزالدین[۲۸] نام آن را المقالات الغرویه ذکر کرده اند، موسی جوان[۲۹] با استفاده از این کتاب برخی آرای اصولی او را گزارش کرده است.
- رسالة فی المشتقات (چاپ سنگی، تبریز ۱۳۱۹)
- المقالات الغروية؛ این کتاب در سال ۱۳۱۷ق در تبریز چاپ سنگی شده است.
- الصلوه
- واجبات الاحکام؛ رساله عملیه میرزا صادق است.[۳۰]
- حاشيه بر وسيلة النجاة
- حاشيه بر منهاج الرشاد
- دیوان شعر[۳۱]
- مباحث الفاظ[۳۲]
- رسالة فی شرائط العوضین؛ این کتاب نیز چاپ شده است.
- رسالة فی الربا
- رساله فی انتصاف المهر بالموت
- شرح تبصرة المتعلّمینِ علامه حلّی
- الفوائد فی المسائل المتفرقه الفقهیه، شرح یازده قاعده از مشکلات مسائل فقه و اصول (چاپ سنگی، تبریز ۱۳۵۱) و رساله عملیه به زبان فارسی (۱۳۲۳، ۱۳۴۵).[۳۳]
- دو رساله در مشروطیت؛ این دو رساله در مخالفت با مشروطیت نگاشته شده است که در سال ۱۳۹۰ش در کتاب تبیان صادق که به بررسی زندگانی میرزا صادق میپردازد برای اولین بار منتشر شد.[۳۴]
منابع مطالعاتی

به كوشش موسسه كتاب شناسی شیعه كتاب تبیان صادق (سرگذشت، آثار و افکار آیه الله میرزا صادق آقاتبریزی) نوشته سید ابراهیم سیدعلوی منتشر شد.این کتاب در شش فصل به شرح ذیل نوشته شده است:
- فصل اول: سرگذشت میرزا صادق آقا تبریزی از خاندان و پدر و تولد تا ارتحال
- فصل دوم: استادان، شاگردان، معاصران، اجازات
- فصل سوم: آثار فقهی، اصولی، کلامی، ادبی و شعرهای عربی و فارسی
- فصل چهارم: آثار سیاسی شامل رسالههای مشروطیت
- فصل پنجم: تحولات سیاسی ـ اجتماعی
- فصل ششم: فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی
- خاتمه شامل مروری بر کتاب بلوای تبریز، و خلاصه سرگذشت.
- پیوستها شامل سرگذشتنامه میرزا به قلم افراد مختلف.
این کتاب را موسسه کتابشناسی شیعه در قم در سال ۱۳۹۰ ه.ش در ۶۳۲ صفحه منتشر کرده و مصور میباشد.
پانویس
- ↑ واعظ خیابانی٬ علمای معاصر٬ ص۲۵۳
- ↑ مامقانی، تنقيح المقال في علم الرجال، المقدمة(ق۱)، ص۳۳۵
- ↑ واعظ خیابانی٬ علمای معاصر٬ ص۴۸۱
- ↑ آقابزرگ تهرانی٬ الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج۲، ص۵۱۳ و ج۳ ٬ ص۳۳۲
- ↑ حائری، علی، روزشمار قمری، ۱۳۸۱ش، وقایع ۶ ذیالقعده.
- ↑ تبریزی خیابانی، ص ۱۵۴ـ۱۵۵؛امین، ج۷، ص۳۶۶ـ۳۶۷.
- ↑ تبریزی خیابانی، علمای معاصر٬ ص۱۵۳.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جزء۱، قسم۲، ص۸۷۳.
- ↑ غروی٬ مع علماء النجف الأشرف، ج۲، ص۴۲۸
- ↑ امین، أعيان الشيعة، ج۷، ص۳۶۶
- ↑ مدرس٬ ریحانه الادب، ج۵، ص۲۶۹
- ↑ امینی، ج۱، ص۲۹۵؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات، جزء۱، قسم۲، ص۸۷۴؛ باقری بیدهندی، ص۱۴۷.
- ↑ مامقانی٬ تنقيح المقال في علم الرجال، المقدمة(ق۱)، ص۳۳۴
- ↑ واعظ تبریزی٬ علمای معاصر، ص۲۵۸
- ↑ تبریزی خیابانی، ص ۱۵۴
- ↑ کارنگ، ج۱، ص۳۴۰، پانویس ؛ تبریزی خیابانی، ص۱۵۴؛ امین، ج۷، ص۳۶۶؛ مدرس تبریزی، ج۵، ص۲۶۹.
- ↑ تبریزی خیابانی، ص۱۵۳ـ۱۵۴؛ امین، ج۷، ص۳۶۶.
- ↑ مشكور، تاريخ تبريز تا قرن نهم هجري، ص ۲۹۳.
- ↑ اميني، شهداءالفضيله، ص۳۹۲.
- ↑ ر.ک:کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص ۱۴۸، ۱۸۴ـ۱۸۹.
- ↑ هدایت، ص۳۲۲؛و ر.ک: رائین، ص۱۴۵.
- ↑ كسروي، تاريخ مشروطه ايران، ص۱۸۴
- ↑ سیدعلوی، ص۷۰، ۷۴ـ۷۶.
- ↑ کسروی، تاریخ هیجده سالة آذربایجان، ص۵۷۶؛ویجویه، ص۲۱.
- ↑ مکی، ج۴، ص۴۱۶، ۴۲۰.
- ↑ سیدعلوی، ص۷۷؛ باقری بیدهندی، ص۱۴۸؛ بصیرت منش، ص۳۹۶، ۳۹۸؛ و ر.ک: امام خمینی، ج۱، ص۲۶۱، ج۸، ص۱۸۰، ج۹، ص۳۰، ج۱۱، ص۱۷۸.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات، جزء۱، قسم۲، ص۸۷۴.
- ↑ حرزالدین، ج۱، ص۳۷۶.
- ↑ موسی جوان،ج۲، ص۱۵۷ـ۲۳۲.
- ↑ تهرانی٬ طبقات أعلام الشيعة، ج۱۷، ص۳۱۹
- ↑ غروی٬ مع علماء النجف الأشرف، ج۲، ص ۴۲۹
- ↑ تبریزی٬ مرآة الكتب، ج۳، ص۱۰
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۰، ص۶۶ـ۶۷، ج۱۳، ص۴۵، ۱۳۵، ج۱۶، ص۳۲۰، ج۲۱، ص۴۱، ۳۹۲؛تبریزی خیابانی، ص۱۵۷؛ مشار، ستون ۴۳۴، ۸۸۵؛ ثقة الاسلام تبریزی، ج۳، ص۹، پانویس ۱؛ باقری بیدهندی، ص۱۴۴ـ ۱۴۵.
- ↑ سید علوی، تبیان صادق، ص۲۷
منابع
- محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
- محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، جزء۱: نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، مشهد ۱۴۰۴ق.
- امین.
- محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۲م.
- ناصر باقری بیدهندی، «نجوم امت: مرحوم آیت اللّه العظمی آقامیرزا صادق آقا مجتهد تبریزی» ، نور علم، دورة۳، ش ۵ (دی ۱۳۶۷).
- حمید بصیرت منش، علما و رژیم رضاشاه: نظری بر عملکرد سیاسی ـ فرهنگی روحانیون در سالهای ۱۳۰۵ـ۱۳۲۰ش، (تهران)، ۱۳۷۶ش.
- علی تبریزی خیابانی، کتاب علماء معاصرین، چاپ سنگی، تهران، ۱۳۶۶ق.
- علی بن موسی ثقة الاسلام تبریزی، مرآة الکتب، چاپ محمدعلی حائری، قم، ۱۴۱۴ـ ۱۴۲۰ق.
- موسی جوان، مبانی حقوق، ج۲، تهران، ۱۳۲۷ش.
- محمدبن علی حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم، ۱۴۰۵ق.
- روحالله خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، صحیفة نور، تهران، ۱۳۶۱ش.
- اسماعیل رائین، ایرانیان ارمنی، تهران، ۱۳۵۶ش.
- ابراهیم سیدعلوی ، «بیان صادق: شرح حال، آثار، افکار و مبارزات آیت الله آقامیرزا صادق»، کیهان اندیشه، ش ۱۶ (بهمن ـ اسفند ۱۳۶۶).
- عبدالعلی کارنگ، آثار و ابنیة تاریخی شهرستان تبریز، در آثار باستانی آذربایجان، ج۱، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۱ش.
- احمد کسروی، تاریخ مشروطة ایران، تهران، ۱۳۶۳ش.
- احمد کسروی، تاریخ هیجده سالة آذربایجان، تهران، ۱۳۵۵ش.
- مدرس تبریزی.
- خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران، ۱۳۴۴ش.
- حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج۴، تهران، ۱۳۶۲ش.
- محمدباقر ویجویه، تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، چاپ علی کاتبی، تهران، ۱۳۵۵ش.
- مهدیقلی هدایت، خاطرات و خطرات، تهران، ۱۳۶۳ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله : دانشنامه جهان اسلام
- نگاهی به تبیان صادق
