سید محمد طباطبایی سنگلجی
| از فقیهان و رهبران جنبش مشروطه | |
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | سید محمد طباطبایی |
| لقب | سنگلجی |
| تاریخ تولد | ۱۹ ذیالحجه ۱۲۵۷ق |
| زادگاه | کربلا |
| تاریخ وفات | ۱۳۳۹ق |
| محل دفن | حرم عبدالعظیم حسنی |
| شهر وفات | تهران |
| خویشاوندان سرشناس | سید محمدصادق طباطبایی (پدر) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | سید محمدصادق طباطبایی • سید ابوالحسن جلوه • سید محمدحسن شیرازی • هادی نجمآبادی |
| محل تحصیل | تهران • سامرا |
| سایر | تأسیس مدرسه مبارکه اسلام در تهران |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | از چهرههای اثرگذار و بنیانگذاران مشروطیت • پیگیری تأسیس عدالتخانه و مجلس • مشارکت در مهاجرت صغری • مقاومت در برابر محمدعلیشاه • تشکیل کمیته مجاهدین در مشهد |
| اجتماعی | فعالیتهای دینی و اجتماعی در تهران |
سید محمد طباطبایی (۱۲۵۷-۱۳۳۹ق)، معروف به سنگلجی، فقیه ساکن تهران و از رهبران مشروطهخواهی بود. وی ۱۹ ذیالحجه ۱۲۵۷ق در کربلا متولد شد[۱] و دوران کودکی را در همدان گذراند.[۲] پس از استقرار در تهران، علوم دینی را فراگرفت؛ فقه و اصول را نزد پدرش سید محمد صادق طباطبایی و حکمت و علوم عقلی را از میرزا ابوالحسن جلوه آموخت و مدتی نیز در مباحث اخلاقی شیخ هادی نجمآبادی حضور یافت.[۳] سپس به سامرا مهاجرت کرد. به گفته منابع، وی بیش از یک دهه در درس میرزا محمدحسن شیرازی حضور داشت و از یاران نزدیک او به شمار میرفت.[۴] سرانجام، به درخواست ناصرالدین شاه از میرزای شیرازی، در جمادیالاولی ۱۳۱۱ق به تهران بازگشت[۵] و به جای پدرش به فعالیتهای دینی و اجتماعی پرداخت.[۶] تأسیس مدرسه مبارکه اسلام در تهران در سال ۱۳۱۷ق، از اقدامات فرهنگی او در این دوره بود.[۷]

به گفته برخی منابع، ارتباط و مکاتبات طباطبایی با سید جمالالدین اسدآبادی در سامرا، در شکلگیری فعالیتهای سیاسی او مؤثر بود و سید جمال وی را به بازگشت به ایران و فعالیت اجتماعی ترغیب میکرد.[۸] گزارشهای تاریخی نیز از بدگمانی درباریان به این ارتباط و تلاش آنان برای محدود کردن روابط طباطبایی با مردم حکایت دارد.[۹]
پژوهشگران، طباطبایی را از چهرههای اثرگذار و بنیانگذاران مشروطیت دانستهاند.[۱۰] خود او آغاز تلاش برای ایجاد عدالتخانه و مجلس را به سالهای نخست حضورش در تهران نسبت داده است.[۱۱] در جریان مهاجرت صغری، در شوال ۱۳۲۳ق، طباطبایی همراه گروهی از عالمان و مردم، در اعتراض به ظلم و بیعدالتی و برای مطالبه تأسیس عدالتخانه، از تهران به حرم حضرت عبدالعظیم پناه برد.[۱۲] در گزارشهای این تحصن، «مجلس عدالت» خواسته اصلی او معرفی شده است.[۱۳] ناظمالاسلام کرمانی، از روحانیان و نویسندگان دوره قاجار، نیز از تلاش برخی رجال برای منصرف کردن طباطبایی و مقاومت او در برابر این فشارها یاد کرده است.[۱۴]
براساس گزارش منابع، پس از درگذشت مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه با مشروطه به مخالفت برخاست و سید محمد طباطبایی بههمراه سید عبدالله بهبهانی در برابر او مقاومت کردند.[۱۵] طباطبایی اعدام شیخ فضلالله نوری را اقدامی از سوی مخالفان برای تضعیف روحانیت و استقلال ایران دانست.[۱۶] پس از بهتوپ بستن مجلس در ۲۳ جمادیالاولی ۱۳۲۶ق، طباطبایی و بهبهانی دستگیر و پس از آزار و اهانت در باغشاه محبوس شدند.[۱۷] طباطبایی پس از مدتی اختفا در شمیران و ونک، در شعبان ۱۳۲۶ق به مشهد تبعید شد و در آنجا به فعالیت سیاسی ادامه داد و کمیته مجاهدین را تشکیل داد.[۱۸] وی پس از فتح تهران، در ۷ شعبان ۱۳۲۷ق به پایتخت بازگشت.[۱۹]
به گزارش شرححالنگاران، سالهای پایانی زندگی طباطبایی با انزوا و کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی سپری شد. کشته شدن سید عبدالله بهبهانی نیز از رویدادهای تأثیرگذار بر وضعیت روحی او دانسته شده است؛[۲۰] چنانکه خود گفته است، پیامدهای به توپ بستن مجلس موجب ترس و پریشانی وی شده و تنهایی در ونک بر دشواری وضعیتش افزوده بود.[۲۱]
طباطبایی در سال ۱۳۳۹ق در تهران درگذشت و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، کنار قبر پدرش، به خاک سپرده شد. کتابخانه او نیز به کتابخانه مجلس شورای اسلامی اهدا شد.[۲۲]
پانویس
- ↑ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۴۷.
- ↑ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۶۱.
- ↑ موسسه فرهنگی قدر ولایت، در مشزوطه چه گذشت؟ ۱۳۸۸ش، ص۳۰۳.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۱۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۸۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۸۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۸۶.
- ↑ حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان در عراق، ۱۳۶۴ش، ص۱۰۲.
- ↑ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۷۰.
- ↑ ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۸۷.
- ↑ ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۵۸.
- ↑ ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۵۸.
- ↑ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۶.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۶.
- ↑ ترکمان دهنوی، مکتوبات اعلامیهها و چند گزارش پیرامون نقش شیخ فضلالله نوری در مشروطیت، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۳۵۶.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۶.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، یاداشتهای سید محمد طباطبایی از مشروطیت، ۱۳۸۲ش، ص۸۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۹۲.
منابع
- ترکمان دهنوی، محمد، مجموعه ای از مکتوبات، اعلامیه ها، ... و چند گزارش پیرامون نقش شیخ شهید فضل الله نوری در مشروطیت، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۶۳ش.
- جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، قم، نشر معروف، ۱۳۸۵ش.
- حائری، عبدالهادی ، تشییع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان در عراق، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش.
- حائری، عبدالهادی، ایران و جهان اسلام، مشهد، ۱۳۶۹ش.
- طباطبایی، محمدحسن، یادداشتهای سید محمد طباطبائی از انقلاب مشروطیت ایران، تهران، نشر آبی، ۱۳۸۲ش.
- کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، مجلد اول، چاپ ششم، ۱۳۸۱ش.
- ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت در ایران، تهران، انتشارات علمی، جلدهای ۴و ۵، چاپ چهارم، ۱۳۷۳ش.