پرش به محتوا

حاجی محمدرضا حکیمی

از ویکی شیعه
حاجی محمدرضا حکیمی
اطلاعات فردی
نام کاملحاجی محمدرضا حکیمی
لقبابوالملّة
تاریخ وفات۱۳۳۸ق
خویشاوندان
سرشناس
ملا مهدی شریعتمدار
اطلاعات علمی
استادانحبیب‌الله رشتیآخوند خراسانی
تألیفاتسفرنامه‌ای که به چاپ نرسیده است.
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیاز علمای مشروطه خواه • رییس انجمن ولایتی گیلان• عضو کمیته اتحاد اسلام در نهضت جنگل


حاجی محمدرضا حکیمی (درگذشت: ۱۳۳۸ق) معروف به ابوالملّة، از علمای مشروطه‌خواه[۱] و عضو کمیته اتحاد اسلام در نهضت جنگل بود.[۲] حکیمی در جنبش مشروطه گیلان، در کنار علمای مشروطه‌خواه بود و در کشمکش‌ها نقش رهبری روحانیان مشروطه‌خواه را بر عهده گرفت. در این مسیر با دایی خود، ملا مهدی شریعتمدار (سرگروه مخالفان)، به مبارزه پرداخت و خانه‌اش محل رفت‌وآمد و تماس مستمر با سران ملی‌گرا و مشروطه‌خواه شد.[۳] در ۱۳۲۴ش برای نمایندگی مجلس انتخاب شد، اما به‌دلیل تمایل به ماندن در رشت از قبول آن خودداری کرد.[۴]

حکیمی سپس در آذر ۱۳۲۴ش نمایندگی انجمن ولایتی را پذیرفت و پس از مدتی رئیس انجمن شد؛ انجمنی که بر امور اداری و سیاسی گیلان نظارت می‌کرد[۵] و برنامه‌هایی مانند اصلاحات اداری، پیشرفت فرهنگی، افزایش مدارس، احداث بیمارستان و یتیم‌خانه و مؤسسات خیریه، ارتباط با حکومت‌ها و انجمن‌های محلی، و برقراری امنیت را دنبال می‌کرد.[۶] حکیمی با وجود عمر کوتاه این انجمن که با استعفای او خاتمه یافت، با قاطعیت به کار پرداخت.[۷]

پس از تعطیلی انجمن، با اعتراض مردم و تشکیل انجمن تازه‌ای از سوی حاکم (با ترکیب مستبدان)، حضور حکیمی با سمت منشی دوم باعث اعتراض آزادی‌خواهان شد و خواستار تبعید او شدند.[۸] اما پس از تعطیلی مجلس و حمایت مردم از مشروطه، حکیمی بار دیگر به حمایت از مجلس و تشویق مردم برای دفاع از دستاوردهای مشروطه پرداخت و با پیروزی مشروطه‌خواهان، دوباره رئیس انجمن ولایتی شد.[۹] و تا مان هجوم روسها به گیلان و دستگیری شماری از اعضای انجمن در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق در این سمت باقی ماند.[۱۰]

سفارت شوروی در صفر ۱۳۳۰ق در نامه‌ای به وزارت امور خارجه، خواهان تبعید شماری از آزادی‌خواهان، از جمله حکیمی، شد.[۱۱] حکیمی پس از آغاز نهضت جنگل، به آن پیوست و عضو «کمیته اتحاد اسلام» گردید.[۱۲]

حکیمی در رشت به‌دنیا آمد. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست. پدرش، محمدکاظم، مشهور به حکیم‌باشی بود. چون بزرگان این خانواده به طبابت اشتغال داشتند، حکیم به‌صورت نام خانوادگی آنان درآمد.[۱۳] او پس از تحصیل مقدماتی در رشت، به نجف اشرف رفت و نزد میرزا حبیب‌اللّه رشتی و آخوند خراسانی به تحصیل پرداخت و سپس به گیلان بازگشت.[۱۴] حکیمی در ۱۳۳۸ق درگذشت. از او سفرنامه‌ای باقی مانده که به چاپ نرسیده است.[۱۵]

پانویس

  1. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰.
  2. فخرائی، گیلان در جنبش مشروطیت، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۹.
  3. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰.
  4. رابینو، مشروطه گیلان، ۱۳۶۸ش، ص۵۹.
  5. فخرائی، گیلان در جنبش مشروطیت، ۱۳۵۶ش، ص۶۷و۱۳۹؛ سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰.
  6. فخرائی، گیلان در جنبش مشروطیت،۱۳۵۶ش، ص۱۳۹.
  7. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۱ـ۵۱۲.
  8. رابینو، مشروطه گیلان، ۱۳۶۸ش، ص۲۸-۳۳؛ سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۲.
  9. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۲ـ ۵۱۳.
  10. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۲ـ ۵۱۳.
  11. فخرائی، گیلان در جنبش مشروطیت، ۱۳۵۶ش، ص۲۵۰ـ ۲۵۱.
  12. فخرائی، سردار جنگل: میرزا کوچک خان، ۱۳۶۶ش، ص۹۶ـ ۹۷.
  13. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰.
  14. سرتیپ‌پور، نام‌ها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰.
  15. سرتیپ‌پور، نامها و نامدارهای گیلان، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۰، ۵۱۳.

منابع

  • یاسنت لویی رابینو، مشروطه گیلان، چاپ محمد روشن، رشت ۱۳۶۸ش.
  • رابينو، ياسنت لوئي، مشروطه گيلان، به كوشش محمد روشن، نشر طاعتی، ۱۳۶۸ش.
  • سرتیپ‌پور، جهانگیر، نام‌ها و نامدارهای گیلان، رشت ۱۳۷۱ش.
  • فخرائی، ابراهیم، سردار جنگل: میرزا کوچک خان، تهران ۱۳۶۶ش.
  • فخرائی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران ۱۳۵۶ش.

پیوند به بیرون