وصیت
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
وصیت در فقه به معنای این است که فردی قبل از فوتش، برای اموال یا کارهایش پس از مرگ، تعهدی ایجاد کند یا مالی را به دیگری منتقل کند یا اجازه استفاده از مالی را پس از مرگش بدهد.[۱] این مفهوم در قرآن[۲] و روایات[۳] نیز به کار رفته و حق هر مسلمانی دانسته شده است؛ همچنین، نوشتن وصیت برای کسی که حقی (حق الله یا حقالناس[۴]) به گردن دارد واجب و برای دیگران مستحب است.[۵] شخصی که وصیت میکند «موصی» و شخصی که وصیت به نفع اوست «وصی» نامیده میشود[۶]
در کتب فقهی شرایط متعددی برای وصیت ذکر شده است؛ از جمله حضور شهود هنگام وصیت،[۷] عدم جواز وصیت صَبیّ(کودک) و محجور،[۸] و نیز وجود خارجی داشتن چیزی که به آن وصیت میشود.[۹]
ارکان وصیت (با احتساب صیغه):[۱۰] برحی از فقیهان، صیغه را جزو ارکان وصیت محسوب نکرده و بدین ترتیب ارکان وصیت را سه رکن میداند.[۱۱]
- صیغه: عباراتی مانند «وصیت کردم» یا «امور را به تو واگذاردم».[۱۲]
- موصی (وصیتکننده): فردی که شرعاً (عقل، بلوغ، مسلمان بودن، عدالت و آزاد در برابر برده)[۱۳] بر مال یا اطفال ولایت دارد (مانند پدر).[۱۴]
- موصیبه: مال یا منفعتی که مورد وصیت قرار میگیرد.[۱۵]
- موصیله (کسی که به نفع او وصیت شده): شخصی که باید وجود خارجی داشته باشد (وصیت برای میت صحیح نیست).[۱۶]
وصیت به عهدی و تملیکی تقسیم شده است:[۱۷]
- عهدی: موصی (وصیتکننده) به شخص یا اشخاصی دستور میدهد که پس از مرگش، امور مورد وصیت را اجرا کنند.[۱۸] این نوع وصیت به وصیتکننده و مورد وصیت (یا وصی در صورت تعیین) نیاز دارد.[۱۹]
- تملیکی: موصی وصیت میکند که مالی پس از مرگش به تملک شخص دیگری (موصیله) درآید.[۲۰] این نوع وصیت، از جملهٔ عقود دانسته شده است[۲۱] و بر طبق نظر مشهور فقیهان، برخلاف وصیت عهدی، نیاز به قبول از سوی موصیله دارد.[۲۲]
براساس قوانین امور حسبی، سه نوع وصیتنامه وجود دارد:[۲۳]
- خودنوشت (عادی): به خط وصیتکننده، همراه با تاریخ و امضا.[۲۴]
- رسمی: دارای اعتبار اسناد رسمی، اجرای آن نیازی به رضایت وراث ندارد.[۲۵]
- سری: میتواند به خط خود وصیتکننده یا غیر او باشد، اما باید به امضای او رسیده و در اداره ثبت امانت گذاشته شود.[۲۶]
پانویس
- ↑ گلپایگانی، مختصر الاحکام، ۱۴۱۴ق، ص۱۴۷. سیستانی، المسائل المنتخبة، ۱۴۱۴ق، ص۴۹۳.
- ↑ «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بوالِدَیْهِ حسْناً»، سوره عنکبوت، آیه۸.
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۹، ص۱۷۲.
- ↑ «روش وصیت کردن چگونه است؟»، وبگاه دفتر آیتالله مکارم شیرازی.
- ↑ ابنسعید حلی، الجامع للشرایع، ۱۴۰۵ق، ص۴۹۳.
- ↑ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۶۳.
- ↑ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۶۶۶.
- ↑ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۶۶۸.
- ↑ محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹، ج۲، ص۴۷۹.
- ↑ مغنیه، الفقه علی مذاهب الخمسة، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۴۶۲.
- ↑ گلپایگانی، هدایة العباد، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۷۰.
- ↑ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۶۲.
- ↑ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۶۶۸؛ بیهقی کیدری(صهرشتی)، اصباح الشیعة بمصباح الشریعة، ۱۴۱۶ق، ص۳۵۵؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۶۴.
- ↑ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۶۳.
- ↑ محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۷۰.
- ↑ محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۷۹.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۸ش، ج۲۸، ص۳۲۴.
- ↑ بحرالعلوم، بلغة الفقیه، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۵۳.
- ↑ گلپایگانی، هدایة العباد، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۷۰.
- ↑ اصفهانی، حاشیة المکاسب، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۹۳.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۸ش، ج۲۸، ص۲۷۹.
- ↑ طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۶۴۳.
- ↑ قانون امور حسبی، ماده ۲۷۶.
- ↑ قانون امور حسبی، ماده ۲۷۸.
- ↑ قانون امور حسبی، ماده ۲۷۷.
- ↑ قانون امور حسبی، ماده ۲۷۹.
منابع
- ابنسعید حلی، یحیی، الجامع للشرایع، تحقیق جعفر سبحانی، قم، موسسة سید الشهداء، ۱۴۰۵ق.
- ابنسیده، علی بن اسماعیل، المخصص، تحقیق لجنة احیاء التراث العربی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، بیتا.
- اصفهانی، محمدحسین، حاشیة المکاسب، تحقیق عباس محمد آل سباع، ۱۴۱۸ق.
- بحرالعلوم، محمد، بلغة الفقیه، تعلیق محمد تقی آل بحر العلوم، چاپ چهارم، ۱۴۰۳ق.
- بیهقی، قطبالدین، اصباح الشیعة بمصباح الشریعة، تحقیق ابراهیم بهادری، قم، موسسة الامام الصادق، ۱۴۱۶ق.
- جُزَیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت، تحقیق سید محمد غروی و یاسر مازح، بیروت، دار الثقلین، ۱۴۱۹ق.
- حر عاملی، محمد، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، تحقیق موسسة آل البیت، قم، موسسة آل البیت، ۱۴۱۴ق.
- «روش وصیت کردن چگونه است؟»، وبگاه دفتر آیتالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۹ فروردین ۱۴۰۵ش.
- سیستانی، سید علی، المسائل المنتخبة، قم، مکتب آیتالله العظمی سیستانی، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
- شیخ طوسی، محمد، تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة للشیخ المفید، تحقیق حسن موسوی، طهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، تحقیق موسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- عسکری، ابیالهلال، الفروق اللغویة، تحقیق موسسة النشر الاسلامی، قم، موسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، قم، موسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۸ق.
- فتال نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، قم: منشورات الرضی، بیتا.
- فراهیدی، خلیل، العین، تحقیق مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، بیجا، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- گلپایگانی، سید محمدرضا، مختصر الاحکام، بیجا، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۴ق.
- گلپایگانی، سید محمدرضا، هدایة العباد، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۷ق.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، تحقیق صادق شیرازی، طهران، انشارات استقلال، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- مغنیه، محمدجواد، الفقه علی مذاهب الخمسة، قم، موسسة الصادق، چاپ پنجم، ۱۴۲۷ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الإسلام، تحقیق: محمود قوچانی، طهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۳۶۸ش.
- طباطبائی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، موسسة فقه الثقلین، ۱۴۲۰ق.
