حسد: تفاوت میان نسخهها
imported>Smnazem بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Lohrasbi جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس۲}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
* ابنعربى، الفتوحات المکیة، چاپ عثمان یحیى، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵. | * ابنعربى، الفتوحات المکیة، چاپ عثمان یحیى، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵. | ||
* ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴، چاپ افست، بیروت، بیتا. | * ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴، چاپ افست، بیروت، بیتا. | ||
* | * ابنمنظور، لسانالعرب، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲. | ||
* ابوالفتوح رازى، روضالجنان و روحالجنان فى تفسیر القرآن، چاپ محمدجعفر یاحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش. | * ابوالفتوح رازى، روضالجنان و روحالجنان فى تفسیر القرآن، چاپ محمدجعفر یاحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش. | ||
* سلیمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود، چاپ محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، بیتا. چاپ افست، بیروت، بیتا. | * سلیمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود، چاپ محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، بیتا. چاپ افست، بیروت، بیتا. | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
* وهبه مصطفى زحیلى، التفسیر المنیر فى العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸. | * وهبه مصطفى زحیلى، التفسیر المنیر فى العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸. | ||
* عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطى، الاتقان فى علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۶۷، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش. | * عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطى، الاتقان فى علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۶۷، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش. | ||
* طبرى، | * طبرى، محمدبنجرير، جامعالبيانعنتأويل آىالقرآن، مصر۱۳۷۳/۱۹۵۴. | ||
* | * طوسى، محمدبنحسن، التبيانفىتفسيرالقرآن، چاپ احمد حبيب قصيرعاملى،بيروت [بىتا.]. | ||
* محمدبن محمد غزالى، احیاء علومالدین، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶. | * محمدبن محمد غزالى، احیاء علومالدین، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶. | ||
* همو، کیمیاى سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۴ش. | * همو، کیمیاى سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۴ش. | ||
* محمدبن عمرفخررازى، التفسیر الکبیر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰. | * محمدبن عمرفخررازى، التفسیر الکبیر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰. | ||
* محمدبن شاه مرتضى فیضکاشانى، المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء، چاپ علیاکبر غفارى، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳. | * محمدبن شاه مرتضى فیضکاشانى، المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء، چاپ علیاکبر غفارى، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳. | ||
* | * کلینى، محمدبن يعقوب، الكافى، چاپ علىاكبر غفارى، بيروت ۱۴۰۱. | ||
* صادق گوهرین، شرح اصطلاحات تصوف، تهران ۱۳۶۷ـ ۱۳۷۸ ش. | * صادق گوهرین، شرح اصطلاحات تصوف، تهران ۱۳۶۷ـ ۱۳۷۸ ش. | ||
* علیبن محمد ماوردى، ادب الدنیا والدین، چاپ مصطفى سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت، بیتا. | * علیبن محمد ماوردى، ادب الدنیا والدین، چاپ مصطفى سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت، بیتا. | ||
* | * مجلسى، محمدباقربن محمدتقى، بحارالانوار، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳. | ||
* احمدبن محمد میدانى، مجمع الامثال، مشهد ۱۳۶۶ش. | * احمدبن محمد میدانى، مجمع الامثال، مشهد ۱۳۶۶ش. | ||
* محمدمهدی بن ابیذر نراقى، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت، بیتا. | * محمدمهدی بن ابیذر نراقى، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت، بیتا. | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
==پیوند به بیرون== | ==پیوند به بیرون== | ||
* منبع مقاله: [http:// | * منبع مقاله: [http://rch.ac.ir/article/Details/12001 دانشنامه جهان اسلام] | ||
* اسلام کوئست: [http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa5485 مسائل مطرح در حسد کدامند؟] | * اسلام کوئست: [http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa5485 مسائل مطرح در حسد کدامند؟] | ||
نسخهٔ ۱ ژانویهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۲
حَسَد به معناى آرزوىِ از بین رفتن نعمتها و داشتههاى دیگران و یکی از صفات بد و رذائل اخلاقی است. واژه حسد و مشتقات آن در چهار آیه از قرآن به کار رفته و احادیث فراوانى در نکوهش حسد، بیان انگیزهها و نشانههاى آن نقل شده است. طبق حدیثِ رفع، حسد اگر بروز خارجى نیابد نکوهش و کیفر ندارد.
امام صادق(ع): بَيْنَما مُوسَى بْنُ عِمْرانَ يُناجِى رَبَّهُ وَ يُكَلِّمُهُ اذْ رَأى رَجُلًا تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ، فَقالَ: يا رَبِّ مَنْ هذا الَّذى قَدْ أظَلَّهُ عَرْشُكَ؟ فَقالَ: يا مُوسى، هذا مِمَّنْ لَمْ يَحْسُدِ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مُنْ فَضْلِهِ. (ترجمه: موسى بن عمران در مناجات و سخن گفتن با حضرت حق بود، ناگهان مردى را در سايه عرش خدا ديد، عرضه داشت: الهى! اين كيست كه در سايه عرش توست؟ خطاب رسيد: اى موسى! اين كسى است كه بر عنايات من بر مردم حسد نورزيده است.)
بحارالانوار، ج۷۰، ص: ۲۴۵
در لغت و اصطلاح
حسد به معناى آرزوىِ زوال نعمتها و داشتههاى دیگران است. برخى از مفسران واژه حسد را در اصل به معنى چیزى را بر چیزى ساییدن چندان که خراشیده شود، دانستهاند.[۱] برخى از فرهنگنویسان، اصل این واژه را از حَسْدَل به معناى کَنِه دانستهاند. همانگونه که کَنه پوست تن آدمى را زخم میکند و خونش را میمکد، حسد نیز با جان و روان حاسد چنین میکند.[۲]
حسد حد افراطىِ رفتار کسى دانسته شده است که از نیکبختى مردمان رنج میبرد.[۳] بر پایه تعریفى، حسد، آرزوى نابودی نعمت هاى دیگران و خواستن آن نعمتها فقط براى خود است، [۴] لیکن در تعریفى دقیقتر، آرزوى زوالِ نعمت هاى دیگران است که چه بسا با تلاش براى نابودى آن همراه باشد.[۵] با توجه به اینکه دانشمندان علم اخلاق براى حسد مراتبى ذکر کردهاند.[۶] به نظر میرسد این تعریفها به مراتب حسد اشاره دارند.
مفهوم غبطه با حسد در ارتباط است، ولى تفاوت آنها در این است که آدمى در غبطه آرزوى زوال نعمت دیگران را ندارد، بلکه فقط میخواهد او نیز از آن نعمت بهرهمند شود؛ بدین رو غبطه صفتی پسندیده به شمار میرود.
در قرآن
واژه حسد و مشتقات آن در چهار آیه از قرآن به کار رفته است: [۷] در آیه ۱۰۹ سوره بقره آمده است اهل کتاب [۸] از حسدى که در دل دارند، دوست دارند مؤمنان را به کفر بازگردانند. در آیه ۵۴ سوره نساء نیز سخن از حسادت به میان آمده است. مُفاد این آیه، بنابر سیاق آیات و تصریح مفسران، [۹] درباره برخى یهودیان هم عصر پیامبر (ص) است که به شوکت اسلام و فزونى پیروان آن حسد میورزیدند.
برخى آیات نیز بدون آنکه واژه حسد یا مشتقات آن در آنها به کار رفته باشد، مفهوم حسد را میرسانند. [۱۰] براى نمونه، در آیه ۳۲ سوره نساء به مؤمنان فرمان داده شده است تا به آنچه خدا بهرهشان ساخته راضى باشند و آنچه را خداوند به دیگران داده طلب نکنند. نتیجه این آیه این است که هر کس چنین نباشد، به حسادت درمیافتد. [۱۱] غمگین شدن از خوشى دیگرى و شاد شدن از بدبختى او، که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران حاکى از آن است، با مفهوم حسد ملازمت دارد. [۱۲] حسادت برادران یوسف و نفرت شدید آنان از او، در واکنش به محبت بیش از اندازه یعقوب به وى، و تأکید قرآن بر شیطانى بودن این رفتار نیز از آیه هشتم سوره یوسف دریافت میشود. [۱۳]
واژه بَغْى در برخى از کاربردهاى قرآنى، داراى وجه معنایى حسد است [۱۴] و به گفته سیوطى [۱۵] بَغْى در لهجه تمیمى به معناى حسد است. فخر رازی [۱۶] برخى از این کاربردهاى قرآنى را ذکر کرده است، لذا به نظر میرسد این موارد در شمار آیاتیاند که در آنها از حسد سخن رفته است.
در احادیث
امام صادق(ع): إنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الإْيمانَ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ. (ترجمه: حسد ايمان را مىخورد، چنانكه آتش هيزم را.)
کافی، ج۲، ص: ۳۰۶
احادیث فراوانى در نکوهش حسد و بیان انگیزهها و نشانههاى آن نقل شده است. در حدیثى مشهور، تأثیر این خوى ناپسند در تباه ساختن حسنات آدمى، به تأثیر آتش بر هیزم تشبیه شده است. [۱۷] بنابر حدیثى نبوى، حسد از خوی هاى ناپسندى است که هیچ کس از آن در امان نیست [۱۸] و در حدیثى از امام صادق (ع) [۱۹] حسد یکى از سه امرى است که هیچ پیامبر و افراد فروتر از آن در امان نیستند، اما مؤمن هیچگاه رفتار ناشى از حسد ندارد و حسادت را به عرصه عمل راه نمی دهد. در حدیثى دیگر، حسد نخستین گناه است که در آسمانها ابلیس و در زمین قابیل مرتکب شد. [۲۰]
برداشته شدن حکم حسد از مؤمنان
بنابر حدیثِ رفع یکى از الطاف خدا در حق مؤمنان نادیده انگاشتن گناه حسد آنان است. در شرح این حدیث، بهویژه با توجه به نکوهش شدید حسد در فرهنگ اسلامی، گفتهاند مرا از حسد در اینجا، حسد در مرتبه قلب است که بروز خارجى نیافته و کیفر ندارد.
تفاوت غبطه با حسد
امام صادق(ع): إنَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبِطُ وَ لا يَحْسُدُ، وَ الْمُنافِقُ يَحْسُدُ وَ لا يَغْبِطُ. (ترجمه: مؤمن غِبطه مى خورد ولى حسد نمى ورزد و منافق حسد مى ورزد و غبطه ندارد.)
کافی، ج۲، ص: ۳۰۷
مفهوم غبطه (منافسه) با حسد در ارتباط است. [۲۱] تفاوت آنها در این است که آدمى در غبطه آرزوى زوال نعمت دیگران را ندارد، بلکه فقط میخواهد او نیز از آن نعمت بهره مند شود. [۲۲] غبطه، به عکس حسد، صفتى پسندیده است، [۲۳] به ویژه آنکه در روایتى، به صراحت غبطه از صفات مؤمن و حسد از خصلت هاى منافق دانسته شده است. [۲۴] غزالى تصریح کرده است که این دو مفهومگاه به جاى هم به کار میروند [۲۵] و نمونهاى از آنها را در یکى از احادیث ذکر کرده است. [۲۶]
پیوند چشم زخم با حسد
موضوع چشم زخم با حسد پیوند تنگاتنگ دارد. در برخى روایات به این ارتباط اشاره شده [۲۷] و مفسران، آیه 5 سوره فلق را، که در آن از حسادتِ حسودان یاد شده است، در اینباره میدانند. [۲۸]
حسد از دیدگاه غزالی
غزالی [۲۹] انگیزههاى حسد را ۷ چیز برشمرده است: دشمنى و کینهتوزى، به خود نازیدن، غرور و تکبر، اظهار شگفتى از داشتههاى دیگران، ترس ازدست دادن داشتههاى خود، عشق به ریاست و شهرت، و خبث نفس.[۳۰]
او به نکته دیگرى نیز توجه داده است: حسد اساساً ریشه در قلب دارد و بنابراین صفت قلب است. این صفت قلبىگاه، در زبان یا رفتار بروز میکند که در این صورت انسان مرتکب گناه (مَظْلمه) شده است و باید از کار خود حلّیت بطلبد (یجب الاستحلال منها)؛ اماگاه حسد در همان مرحله قلب میماند، در این صورت انسان فقط مرتکب گناهى بین خود و خدا شده است. این در حالى است که اگر این حسدورزى قلبى را به راستى ناروا بداند و خود را در دل نکوهش کند، وظیفه مقابله با حسد را نیز بجا آورده است و دور مینماید که توان آدمى بیش از این مقدار باشد، مگر آنکه خود را در محبت الهى فروافکند تا از التفات به هر چه جز اوست رها شود.
روشهای درمان حسد
دانشمندان علم اخلاق، به پیروى از غزالى،[۳۱] براى درمان بیمارى حسد دو روش علمى و عملى ذکر کردهاند. [۳۲] ابن عربی[۳۳] حسد را خویى جبلّى و ذاتى میداند که نابود شدن آن امکان ندارد.[۳۴] به نظر میرسد روایتى از امام صادق (ع)، که در آن حسد ممتزج با خون و گوشت آدمى معرفى شده است، [۳۵] به جبلّى و ذاتى بودن این خوى اشاره دارد.
بنابر دیدگاهى عرفانى، آدمى به هنگام گذر از سراپردههاى دهگانه حساب در روز قیامت، در سراپرده هشتم از حسد بازخواست میشود و چون حسادت نکرده باشد، به سوى سراپرده نهم میرود و به عرش الهى نزدیکتر میشود.[۳۶]
در مثلهای فارسی و عربی
در پارهاى از مَثَلهاى فارسى و عربى، آموزههایى درباره حسد یافت میشود، مانند «اگر حسود نباشد، جهان گلستان است»، «حسود هرگز نیاسود»، [۳۷] «الحسود لایسُود» [۳۸] و «الاحْسانُ الَى الْعَبیدِ مَکْبَتَةٌ لِلْحَسُود». [۳۹]
پانویس
منابع
- قرآن.
- ابنعربى، الفتوحات المکیة، چاپ عثمان یحیى، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵.
- ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴، چاپ افست، بیروت، بیتا.
- ابنمنظور، لسانالعرب، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
- ابوالفتوح رازى، روضالجنان و روحالجنان فى تفسیر القرآن، چاپ محمدجعفر یاحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
- سلیمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود، چاپ محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، بیتا. چاپ افست، بیروت، بیتا.
- ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفى، تهران ۱۳۷۸ش.
- محمدبن احمد ازهرى، تهذیباللغة، ج ۴، چاپ عبدالکریم عزباوى، قاهره، بیتا.
- امام خمینى، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، تهران، ۱۳۷۳ش.
- حبیشبن ابراهیم تفلیسى، وجوه قرآن، چاپ مهدى محقق، تهران ۱۳۵۹ش.
- احمدبن محمد ثعلبى، الکشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبى، چاپ على عاشور، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲.
- علیبن محمد جرجانى، کتاب التعریفات، چاپ گوستاو فلوگل، لایپزیگ ۱۸۴۵، چاپ افست بیروت ۱۹۷۸.
- حسینبن محمد دامغانى، الوجوه و النظائر فیالقرآن، چاپ اکبر بهروز، تبریز ۱۳۶۶ش.
- علیاکبر دهخدا، امثال و حکم، تهران ۱۳۶۳ش.
- حسینبن محمد راغباصفهانى، المفردات فى غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانى، بیروت، بیتا.
- محمدبن محمد زبیدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
- وهبه مصطفى زحیلى، التفسیر المنیر فى العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸.
- عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطى، الاتقان فى علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۶۷، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش.
- طبرى، محمدبنجرير، جامعالبيانعنتأويل آىالقرآن، مصر۱۳۷۳/۱۹۵۴.
- طوسى، محمدبنحسن، التبيانفىتفسيرالقرآن، چاپ احمد حبيب قصيرعاملى،بيروت [بىتا.].
- محمدبن محمد غزالى، احیاء علومالدین، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
- همو، کیمیاى سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۴ش.
- محمدبن عمرفخررازى، التفسیر الکبیر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
- محمدبن شاه مرتضى فیضکاشانى، المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء، چاپ علیاکبر غفارى، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
- کلینى، محمدبن يعقوب، الكافى، چاپ علىاكبر غفارى، بيروت ۱۴۰۱.
- صادق گوهرین، شرح اصطلاحات تصوف، تهران ۱۳۶۷ـ ۱۳۷۸ ش.
- علیبن محمد ماوردى، ادب الدنیا والدین، چاپ مصطفى سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت، بیتا.
- مجلسى، محمدباقربن محمدتقى، بحارالانوار، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
- احمدبن محمد میدانى، مجمع الامثال، مشهد ۱۳۶۶ش.
- محمدمهدی بن ابیذر نراقى، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت، بیتا.
- یحییبن عدى، تهذیبالاخلاق، با مقدمه و تصحیح و ترجمه و تعلیق محمد دامادى، تهران ۱۳۶۵ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام
- اسلام کوئست: مسائل مطرح در حسد کدامند؟
- ↑ رجوع کنید به ثعلبى؛ ابوالفتوح رازى، ذیل بقره: ۱۰۹
- ↑ رجوع کنید به ازهرى؛ ابنمنظور؛ زبیدى، ذیل واژه
- ↑ ارسطو، ص ۷۱
- ↑ جرجانى، ص ۹۲
- ↑ یحییبن عدى، ص ۱۹؛ راغب اصفهانى، ذیل واژه
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به غزالى، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۴؛ فیض کاشانى، ج ۵، ص ۳۳۴؛ نراقى، ج ۲، ص ۲۰۴ـ۲۰۵
- ↑ رجوع کنید به بقره: ۱۰۹؛ نساء: ۵۴؛ فتح: ۱۵؛ فلق: ۵
- ↑ که مفسران منظور از آنان را یهودیان میدانند، براى نمونه رجوع کنید به ابوالفتوح رازى؛ فخررازى، ذیل آیه
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به طبرى؛ طوسى؛ ابوالفتوح رازى؛ فخر رازى، ذیل آیه
- ↑ براى اطلاع از پارهاى از این آیات رجوع کنید به غزالى، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۲؛ فخررازى، ذیل بقره: ۱۰۹
- ↑ فخررازى، ذیل آیه؛ نیز رجوع کنید به زحیلى، ذیل آیه
- ↑ فخر رازى، ذیل بقره: ۱۰۹
- ↑ همانجا
- ↑ رجوع کنید به دامغانى، ص ۱۶۶؛ تفلیسى، ص ۴۸
- ↑ سیوطی، ج ۲، ص ۱۲۱
- ↑ همانجا
- ↑ ابنماجه، ج ۲، ص ۱۴۰۸؛ ابوداوود، ج ۴، ص ۲۷۶
- ↑ ماوردى، ص ۲۶۶
- ↑ کلینى، ج ۸، ص ۱۰۸
- ↑ ماوردى، ص ۲۶۱
- ↑ غزالى، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۲ـ۲۰۳
- ↑ نراقى، ج ۲، ص ۲۰۲ـ ۲۰۳
- ↑ رجوع کنید به ماوردى، ص ۲۶۲
- ↑ راغب اصفهانى، همانجا؛ مجلسى، ج ۷۰، ص ۲۵۰
- ↑ غزالی، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۲
- ↑ رجوع کنید به ۱۳۶۴ش، ج ۱، ص ۱۲۷؛ نیز رجوع کنید به فخررازى، همانجا
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به مجلسى، همانجا
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به طبرى؛ طوسى؛ فخررازى، ذیل آیه
- ↑ غزالی، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۴ـ۲۰۶
- ↑ نیز رجوع کنید به مجلسى، ج ۷۰، ص ۲۴۰؛ نراقى، ج ۲، ص ۲۰۵ـ۲۰۸؛ امامخمینى، ص ۱۰۷
- ↑ غزالی، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۰۸ـ ۲۱۲
- ↑ رجوع کنید به فیض کاشانى، ج ۵، ص ۳۴۲ـ ۳۴۸؛ نراقى، ج ۲، ص ۲۱۲ـ۲۱۵
- ↑ ابن عربی، سفر ۲، ص ۳۴۴
- ↑ نیز رجوع کنید به گوهرین، ج ۴، ص ۲۱۳
- ↑ رجوع کنید به مجلسى، ج ۷۰، ص ۲۵۳
- ↑ رجوع کنید به ابنعربى، سفر۴، ص ۴۳۹ـ۴۴۰
- ↑ دهخدا، ج ۱، ص ۲۰۶، ج ۲، ص ۶۹۶
- ↑ میدانى، ج ۱، ص ۲۴۱
- ↑ نیکى به بندگان مایه خوارى حسود است؛ رجوع کنید به همانجا