پرش به محتوا

واقفیه

مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از واقفی)
واقفیه
کتاب «الواقفیه» اثر ریاض محمد حبیب ناصری است که در آن، افکار واقفی‌ها را از نظر روایی، رجالی و تاریخی به صورت مستند و تحلیلی بررسی کرده است.
کتاب «الواقفیه» اثر ریاض محمد حبیب ناصری است که در آن، افکار واقفی‌ها را از نظر روایی، رجالی و تاریخی به صورت مستند و تحلیلی بررسی کرده است.
اطلاعات کلی
مؤسسعبدالله بن سبا، علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی
قدمتقرون اولیه اسلام
علل پیدایشفریفته شدن به اموال و ثروت، شبهه‌های اعتقادی ناشی از القاء اندیشه‌های نوپدید و برداشت‌های جدید از برخی مبانی و مصادر عقیدتی
نام‌های دیگرممطوره
اطلاعات دینی
از فرقه‌هایامامیه
باورهاتوقف در امامت یکی از امامان شیعه
رهبران/امامانعلی بن احمد موسوی علوی، حسن بن محمد بن سماعه کوفی، علی بن حسن طاطری، علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی
کتاب‌های مهمنصرة الواقفه، الغیبة (ابن‌سماعه)، الغیبة (طاطری)


واقِفیه، واقِفه یا مَمْطوره به‌طور خاص به فرقه‌ای از شیعیان گفته می‌شود که پس از شهادت امام موسی کاظم(ع) از پذیرش امامت امام رضا(ع) خودداری کردند و باور داشتند که امام کاظم(ع) همان مهدیِ غایب است که نمرده و در آینده رجعت خواهد کرد. اما در معنای عام، این عنوان در منابع کلامی و فرقه‌شناسی به هر گروهی از شیعیان اطلاق می‌شود که در طول تاریخ، امامت را بر امام پیشین متوقف کرده و امامت امام بعدی را نپذیرفته‌اند؛ چنان‌که دربارهٔ گروه‌هایی متوقف بر امیرالمؤمنین(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) یا امام عسکری(ع) نیز این تعبیر به‌کار رفته است.

به‌گفته شیخ طوسی، بنیان‌گذاران واقفیه سه تن از وکلای امام کاظم(ع) به نام‌های علی بن ابی‌حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی بودند که وجوهات کلانی در اختیار داشتند و پس از شهادت امام(ع)، به‌طمع همین اموال، امامت امام رضا(ع) را انکار کرده و مرگ امام هفتم را نپذیرفتند. گفته شده در کنار انگیزه‌های مالی، شبهات اعتقادی نیز نقش مهمی داشت. نمونه آن «شبهه سن امام» بود که با کم‌سن بودن امامان بعدی، به‌ویژه امامت امام جواد(ع) در کودکی، تردید ایجاد می‌کرد. همچنین مسئله «غسل امام» بهانه‌ای برای انکار امامت امام رضا(ع) شد؛ واقفیان با استناد نادرست به روایات، ادعا می‌کردند امام باید توسط امام بعدی غسل داده شود. عالمانی چون شیخ صدوق و شیخ مفید با تبیین معنای صحیح این روایات و توجه به شرایط اضطراری، استدلال آنان را رد کردند.

واقفیان برای تأیید عقیده قائم‌بودن امام کاظم(ع)، روایات را تأویل یا جعل کردند و از فضای انتظار شیعه برای ظهور منجی بهره بردند. حتی نداشتن فرزند از سوی امام رضا(ع) در ابتدا را دستاویز تشکیک در امامت ایشان قرار دادند، گرچه تولد امام جواد(ع) این شبهه را برطرف کرد. آنان آثاری مانند «نصرة الواقفه» و «الغیبه» را برای تقویت دیدگاه خود نوشتند و در آنها کوشیدند روایات قائم را بر امام کاظم(ع) تطبیق دهند.

پس از شهادت امام کاظم، واقفیان به شاخه‌های متعددی تقسیم شدند: گروهی شهادت او را پذیرفتند اما به رجعتش باور داشتند؛ گروهی شهادت را انکار کرده و به غیبت او معتقد شدند؛ برخی زندانی شدن امام(ع) را هم انکار کرده و سلسله‌ای از جانشینان جدید مانند بَشیریه را مطرح کردند؛ و برخی در حالت تردید باقی ماندند و خود را «لاأدریّه» نامیدند.

مفهوم‌شناسی و تاریخچه واقفی‌گری‏

واقفیه در عرف رایج[۱] و به‌طور خاص،[۲] افرادی هستند که بر امامت امام موسی کاظم(ع) توقف کردند.[۳] اما به‌طور عام،[۴] در منابع مختلف اسلامی، به هر گروهی از شیعیان گفته می‌شود که در یک مقطع تاریخی، اعتقاد به امامت امام بعدی را نپذیرفته و بر امامت امام خود توقف کرده‌اند.[۵] به‌عنوان مثال، در کتاب کمال الدین و تمام النعمة، در مناظره‌ای بین ابن‌قبه رازی و ابی‌زید علوی، از عناوینی چون «الواقفة علی امیرالمؤمنین»، «الواقفه علی موسی(ع)» و «الواقفه علی ابی عبداللَّه (امام صادق)» استفاده شده است.[۶]

این عنوان در طول تاریخ تشیع به گروه‌های مختلف دیگری نیز اطلاق شده است، از جمله:

به گفته پژوهشگران، نخستین اندیشه توقف در اسلام به زمان رحلت پیامبر اکرم(ص) بازمی‌گردد. در آن زمان، عمر بن خطاب با ادعای اینکه پیامبر نمرده بلکه همانند حضرت موسی(ع) غایب شده و به زودی باز خواهد گشت، حاضر به پذیرش رحلت ایشان نبود.[۸] وی حتی تهدید به قطع دست و پا برای کسانی کرد که قصد بیعت با فرد دیگری را داشتند. شدت و حرارت اصرار او بر این باور، به حدی بود که دهانش کف می‌کرد.[۹]

توقف بر امامان شیعه

بر اساس گزارش‌های تاریخی و متون فرقه‌شناسی، پدیده «توقف» بر امامت، منحصر به امام موسی کاظم(ع) نبوده و در مورد سایر ائمه نیز رخ داده است:

  • توقف بر امام علی(ع): به گفته فرقه‌شناسان، نخستین فردی که در میان مسلمانان با عنوان «واقفیه»/«واقفی» شناخته شد، عبدالله بن سبا بود. گزارش شده که او افکار غلوآمیز و افراطی داشت و چون به این شیوه رفتار می‌کرد، امام علی(ع) او و پیروانش را مجازات کرد.[۱۰] بااین‌حال، هنگام انتشار خبر شهادت امام علی(ع)، عبدالله بن سبا آن را نپذیرفت و مدعی شد امام نمرده و به زودی بازمی‌گردد. سپس همراه هوادارانش به خانه امام رفت و حتی وقتی به او گفته شد حضرت درگذشته، همان سخنان را تکرار کرد.[۱۱] همچنین در برخی نقل‌ها آمده است که سبائیه می‌پنداشتند امام علی(ع) نمرده و پیش از قیام باز خواهد گشت؛ به همین سبب، اعتقاد آنان را در واقع نوعی رجعت دانسته‌اند.[۱۲]
  • توقف بر امام باقر(ع): به نوشته شهرستانی، گروهی از شیعیان پس از رحلت امام پنجم، با استناد به برخی روایات،[۱۳] امامت را در ایشان متوقف کرده و معتقد به رجعت وی به‌عنوان «قائم منتظر» شدند.[۱۴]
  • توقف بر امام صادق‏(ع): گروهی موسوم به «ناووسیه» (به رهبری شخصی به نام ناووس از اهالی بصره[۱۵])، بر امامت امام صادق(ع) توقف کردند. آنان مدعی بودند که آن حضرت زنده است و همان مهدی موعود می‌باشد. شیخ مفید ضمن اشاره به استدلال‌های روایی این گروه، عقاید آنان را باطل دانسته است.[۱۶]
  • توقف بر امام کاظم(ع): ‏پس از شهادت امام هفتم، شیعیان به دو گروه تقسیم شدند: اکثریت امامت امام رضا(ع) را پذیرفتند[۱۷] و اقلیتی که به واقفیه شهرت یافتند در پذیرش امامت تردید کرده و معتقد بودند امام کاظم(ع) امام آخر بوده است.[۱۸] گفته شده واقفیان با نام ممطوره (سگان باران‌خورده) نیز شناخته می‌شدند که نشان‌دهنده پستی و پلیدی آنان در دیدگاه شیعیان امامیه است. این نام از مناظره‌ای گرفته شده که در آن، واقفیان از پذیرش دلایل علمای شیعه نظیر علی بن اسماعیل میثمی و یونس بن عبدالرحمن، سرباز زدند و به همین دلیل، به سگان باران‌خورده تشبیه شدند اما در نهایت عنوان واقفیه بر آن غلبه کرده و شهرت بیشتری پیدا کرد.[۱۹]
  • توقف بر امام حسن عسکری(ع): طبق گزارش نوبختی، پس از شهادت امام عسکری(ع)، پیروان ایشان به ۱۴ فرقه تقسیم شدند. دسته‌ای از آنان با اعتقاد به غیبت، مدعی شدند که ایشان نمرده و همان قائم موعود است.[۲۰] شیخ صدوق نیز تأکید می‌کند که این گروه به اصل «غیبت» باور داشتند، اما در تعیین مصداق دچار اشتباه شده بودند.[۲۱] نکته قابل توجه این است که برخی از این افراد برای توجیه عقیده خود، میان «توقف بر امام موسی کاظم(ع)» و «توقف بر امام عسکری(ع)» تمایز قائل شده و معتقد بودند چون امام کاظم(ع) فرزند (امام رضا(ع)) داشت، توقف بر ایشان اشتباه بود، اما در مورد امام عسکری(ع) به‌دلیل نداشتن فرزند (از نظر آنان)، توقف بر ایشان جایز است.[۲۲]

توقف بر فرزندان ائمه‏(ع)

فرقه‌های که بر امامت یکی از فرزندان ائمه توقف کردند:

  • کیسانیه و محمد بن حنفیه: اولین گروه از واقفیان افرادی بودند که امامت محمد بن حنفیه را پذیرفتند و او را مهدی موعود و قائم دانستند. حتی پس از درگذشت او، برخی از پیروانش بر امامت وی توقف کرده و معتقد شدند که او غایب شده و به زودی ظهور خواهد کرد.[۲۳] گروهی از این کیسانیه که پیرو فردی به نام «ابن‌کرب» بودند، به «کربیه» معروف شدند.[۲۴]
  • ابوهاشم (پسر محمد بن حنفیه): عده‌ای دیگر از معتقدان به امامت محمد بن حنفیه، پسرش «ابوهاشم» را به امامت پذیرفتند. پس از مرگ ابوهاشم، برخی از پیروان او بر امامت وی توقف کرده و قائل به مهدویت، قائمیت و رجعت او شدند.[۲۵]
  • عبدالله بن معاویه: فرقه‌ای دیگر از کیسانیه، بر امامت «عبدالله بن معاویه» توقف کردند. آنها معتقد بودند که او زنده است و در کوهی در اصفهان ساکن است و همان مهدی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.[۲۶]
  • محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه): گروهی از زیدیه بر امامت «محمد بن عبدالله بن حسن» معروف به «نفس زکیه» توقف کردند و او را امام زنده و غایب می‌دانستند.[۲۷] همچنین، اصحاب «مغیرة بن سعید» نیز پس از کشته شدن محمد نفس زکیه، بر امامت او توقف کردند.[۲۸]
  • اسماعیل پسر امام صادق(ع): فرقه‌ای که قایل به امامت اسماعیل پسر امام صادق‏(ع) بودند، به دو گروه تقسیم شدند. گروهی امامت «محمد پسر اسماعیل» را پذیرفتند. اما گروه دیگر بر امامت «اسماعیل» توقف کرده و او را مهدی موعود دانستند. این گروه که به «اسماعیلیه خالصه» معروفند،[۲۹] معتقد بودند اسماعیل نمرده، بلکه امام صادق(ع) او را از انظار پنهان کرده تا گزندی به او نرسد و او زنده خواهد ماند تا بر سراسر زمین مسلط شود. اما از پیروان محمد بن اسماعیل نیز گروهی قائل به مهدویت او شدند و بر امامت وی توقف کردند.[۳۰]

پدیده توقف در میان فرقه‌های غیر شیعی

براساس اطلاعات ارائه شده توسط پژوهشگران، پدیده «توقف» (باور به زنده بودن و غیبت فردی خاص و انتظار ظهور او) تنها مختص شیعیان نبوده و در میان فرقه‌های دیگر نیز دیده شده است. به‌عنوان مثال:

  • اصحاب ابومسلم خراسانی: گروهی از پیروان ابومسلم خراسانی به امامت او معتقد بودند و ادعا می‌کردند که او نمرده و زنده است.[۳۱]
  • راوندیه: این گروه که از پیروان عباسیان بودند، اعتقادات مشابهی با اصحاب ابومسلم خراسانی داشتند. در نهایت، این باورها به ادعای نبوت و حتی خدایی ابومسلم کشید که منجر به کشته شدن تعدادی از آنان توسط منصور عباسی، شد.[۳۲]

اعتبار روایات راویان فرقه‌های شیعه

شیخ طوسی در کتاب العدة فی اصول الفقه به این نکته اشاره می‌کند که در صورت اعتماد به راوی از فرق شیعه (مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه)، و با وجود دو شرط عمل به روایات این راویان جایز شمرده می‌شود:

  1. روایت مورد نظر نباید با سایر روایات در تضاد باشد.
  2. فقهای شیعه امامیه نباید برخلاف آن روایت عمل کرده باشند.

به همین دلیل، امامیه به روایات عبدالله بن بکیر (از فطحیه) و روایات سماعه بن مهران، علی بن ابی‌حمزه، عثمان بن عیسی رواسی (از واقفه) و همچنین روایات بنی فضال، عمل می‌کنند.[۳۳]

واقفیانِ معتقد به رجعت

واقفیانِ معتقد به رجعت پس از شهادت امام کاظم(ع) به دو گروه تقسیم شدند؛ این دو گروه هر چند در اصل رجعت اتفاق داشتند، اما دربارهٔ نوع وفات و چگونگی بازگشت اختلاف داشتند.

  1. معتقدین به شهادت: گروهی وفات امام را پذیرفتند، اما او را همان قائم می‌دانستند که در آینده رجعت کرده و جهان را از عدالت پر خواهد کرد. آنان برای این باور به روایتی از امام صادق(ع) استناد می‌کردند که شباهت امام کاظم(ع) را با عیسی بن مریم و کشته‌شدنش به دست بنی‌عباس بیان می‌کرد.[۳۴]
  2. معتقدین به مرگ طبیعی امام(ع): گروه دیگر شهادت را انکار کرده و گفتند امام کاظم(ع) به مرگ طبیعی درگذشته و خداوند او را به آسمان برده است تا در زمان ظهور دوباره به زمین بازگردانده شود.[۳۵]

واقفیانِ معتقد به غیبت

گروهی از واقفیان که معتقد به غیبت امام موسی کاظم(ع) بودند و وفات ایشان را انکار می‌کردند. این گروه نیز به دو دسته تقسیم می‌شدند؛ هر دو گروه، غیبت و زنده بودن امام موسی کاظم(ع) را باور داشتند، اما در جزئیات چگونگی این غیبت و جانشینی ایشان اختلاف نظر داشتند:

  • معتقدین به خروج مخفیانه و غیبت: این دسته معتقد بودند که امام کاظم(ع) از زندان به صورت مخفیانه خارج شده و غایب گشته است. ایشان باور داشتند که امام(ع) همان مهدی موعود است که بر شرق و غرب عالم مسلط خواهد شد و عدل و داد را حاکم خواهد کرد. آنان ادعای درباریان مبنی بر وفات امام را رد کرده و به روایتی از امام صادق(ع) استناد می‌کردند که حتی اگر سر بریده امام را هم بیاورند، نباید باور کرد.[۳۶]
  • معتقدین به غیبت بدون زندانی شدن: این گروه حتی معتقد بودند که امام کاظم(ع) اصلاً زندانی نشده، بلکه از همان ابتدا غایب شده است. ایشان امام کاظم(ع) را مهدی موعود می‌دانستند و بر این باور بودند که ایشان فردی به نام محمد بن بشیر را به‌عنوان جانشین و وصی خود تعیین کرده و انگشتر خود را به او بخشیده است. طبق این عقیده، محمد بن بشیر امور را اداره می‌کرده و پس از مرگش، پسرش سمیع بن محمد را معرفی کرده و این سلسله جانشینی تا زمان ظهور امام کاظم(ع) ادامه می‌یابد.[۳۷] این گروه به بشیریه نیز معروف هستند.[۳۸]

فرقه لا ادریون و ارائه دیدگاهی معتدل

به گفته فرقه‌شناسان، برخی از افراد طرفدار واقفیه آراءِ معتدل‌تری داشتند، این گروه با دو دسته خبری روبرو بودند: اخباری که موسی بن جعفر(ع) را مهدی و قائم معرفی می‌کردند و قابل تکذیب نبودند، و اخباری که بر وفات ایشان و امامان پیشین دلالت داشتند و آن‌ها نیز قابل انکار نبودند. این تعارض باعث شد تا آنان در مورد زنده یا وفات موسی بن جعفر(ع) و در نتیجه امامت او، موضعی تردیدآمیز اتخاذ کنند و منتظر زمان ظهور قائم(عج) برای روشن شدن امر بمانند.[۳۹]

به گفته پژوهشگران، هرچند این دیدگاه واقع‌بینانه به نظر می‌رسد، اما استناد به روایات قائمیت امام هفتم(ع) با روایات صحیح مهدویت در تعارض بوده و استدلال آنان را باطل می‌کند. این گروه به سبب این که در این مسأله اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند و می‌گفتند: «ما نمی‌دانیم» (لا ندری) به فرقه «لا اَدریّون» معروف شدند.[۴۰]

فرقه موسویه و عقیده غیبت

گروهی از واقفیه ضمن پذیرش وفات امام هفتم(ع)، به غیبت ایشان نیز باور داشتند. براساس عقیده آنان، موسی بن جعفر(ع) که همان مهدی قائم است، از دنیا رفته، اما امامت به کس دیگری نرسیده است. ایشان معتقد بودند که موسی بن جعفر(ع) پس از وفاتش رجعت کرده و در مکانی پنهان (غیبت) به سر می‌برد و اصحاب خاص ایشان با وی دیدار کرده و دستورات لازم را دریافت می‌کنند تا زمانی که او ظاهر شده و قیام کند. این گروه برای اثبات ادعای خود به روایاتی استناد می‌کردند که براساس آن‌ها، موسی بن جعفر(ع) به‌دلیل قیام پس از وفاتش، قائم نامیده شده است.[۴۱]

بغدادی در کتاب الفرق بین الفرق، ضمن اشاره به اعتقاد واقفیه مبنی بر زنده بودن موسی بن جعفر(ع) بعداز وفاتش و مهدویت ایشان، آنان را موسویه می‌نامد.[۴۲]

بنیانگذاران فرقه واقفیه‏

شیخ طوسی در کتاب «الغیبة»، علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی، و عثمان بن عیسی رواسی را از بنیان‌گذاران فرقه واقفیه می‌داند، این افراد از وکلای امام(ع) بودند و وجوهات شرعی شیعیان را دریافت می‌کردند.[۴۳] از نظر شیخ طوسی، مهم‌ترین عامل پیدایش فرقه واقفیه طمع به اموال و ثروت‌های هنگفتی بود که در اختیار برخی از وکلای امام موسی کاظم(ع) قرار داشت.[۴۴]

به گفته یونس بن عبدالرحمن، با درگذشت امام(ع)، این افراد به جای تحویل اموال جمع‌آوری شده به امام رضا(ع)، آن‌ها را نزد خود نگه داشتند و برای توجیه این اقدام، وفات امام هفتم(ع) را انکار کرده و مدعی شدند که ایشان زنده است.[۴۵] براساس گزارش‌های تاریخی، زیاد بن مروان قندی و علی بن ابی حمزه بطائنی از وکیلان امام هفتم در عراق[۴۶] و عثمان بن عیسی رواسی، وکیل امام در مصر اموال فراوانی از واجبات مالی مردم نزدشان بود.[۴۷] این اموال عمدتاً در دوران طولانی زندانی بودن امام هفتم(ع) و عدم دسترسی وکلای ایشان به حضرت، جمع شده بود.[۴۸] به گفته نجاشی، رجال‌شناس شیعه، به یونس بن عبدالرحمن، از راویان شیعه، پیشنهاد شد که اگر به فرقه واقفیه بپیوندد، اموال زیادی به او داده خواهد شد، اما وی این پیشنهاد را رد کرد.[۴۹]

نقش شبهات اعتقادی در شکل‌گیری فرقه واقفیه

برخی فرقه‌شناسان معتقدند که شبهات اعتقادی، چه ناشی از اندیشه‌های نو و چه ناشی از برداشت‌های نادرست از مبانی دینی، نقش مهمی در زمینه‌سازی ظهور فرقه واقفیه ایفا کردند از جمله:

شبهه سن امام

این شبهه به ویژه پس از امام رضا(ع) و با رسیدن ائمه به امامت در سنین پایین، بروز کرد. پذیرش امامت امامان کم‌سن، برای برخی از شیعیان، خصوصاً اصحاب کهنسال که دوران امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) را درک کرده بودند، دشوار بود. این دشواری پس از درگذشت امام رضا(ع) و با امامت حضرت جواد(ع) در سن هفت سالگی، تشدید شد.[۵۰] برخی از اصحاب بزرگ امام رضا(ع) در مورد امامت حضرت جواد(ع) دچار تردید شدند. این گروه با استناد به اینکه فرزندی بالغ از امام رضا(ع) باقی نمانده بود، امامت ایشان را رد کرده و به اعتقاد توقف بر امامت امام موسی کاظم(ع) بازگشتند. استدلال آن‌ها بر این مبنا بود که امامت، همچون تکلیف، نیازمند بلوغ است و امامت کودکی نابالغ جایز نیست.[۵۱]

به گفته پژوهش‌گران، شبهه سن امام حتی پیش از درگذشت امام رضا(ع) نیز در میان اصحاب ایشان مطرح بود و امام به این پرسش‌ها پاسخ می‌دادند، اما این موضوع مانع از گرایش برخی افراد به فرقه واقفیه پس از وفات امام هشتم(ع) نشد.[۵۲]

شبهه غسل امام

از دلایل واقفیان برای اعتقاد به زنده بودن امام موسی کاظم(ع)، تمسک به روایاتی بود که بیان می‌دارند «امام را جز امام غسل نمی‌دهد». این گروه استدلال می‌کردند که چون امام رضا(ع) در زمان وفات پدرش در زندان بود و نتوانست جنازه ایشان را غسل دهد، پس نمی‌تواند امام معصوم باشد.[۵۳]

شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا»، این روایات را به منظور رد عقیده واقفیه آورده و استدلال آن‌ها را باطل می‌داند. ایشان معتقد است:

  • این روایات به معنای نفی امامت امام بعدی نیست، حتی اگر شخص دیگری (غیر از امام بعدی) بدن امام متوفی را غسل دهد. بلکه صرفاً در شرایط عادی، این وظیفه بر عهده امام بعدی است.
  • برخی اخبار نیز دلالت بر این دارند که امام رضا(ع) به صورت مخفیانه بدن پدر را غسل داده‌اند.[۵۴]
  • ممکن است این روایات ناظر به مورد خاصی مانند وفات اسماعیل فرزند امام صادق(ع) صادر شده باشد تا عدم امامت او را نشان دهد.[۵۵]

شیخ مفید نیز معتقد است روایات مذکور در شرایط عادی و نه در حالت اضطرار مانند زندانی بودن امام رضا(ع) صادر شده‌اند.[۵۶] در سال‌های اخیر، پژوهش‌هایی دربارهٔ معنای روایات غسل امام انجام شده و به تفصیل، شبههٔ واقفیه و برداشت آن‌ها از این احادیث رد شده است.[۵۷]

شبهه نداشتن فرزند برای امام رضا(ع)

به گزارش فرقه شناسان، در دوران امامت امام رضا(ع)، نداشتن فرزند برای مدتی، دستاویز واقفیان برای ایجاد تشکیک در امامت ایشان شد. این گروه با استناد به این موضوع، از امام رضا(ع) می‌پرسیدند که چگونه ادعای امامت دارد درحالی‌که جانشینی ندارد. ابن‌قیاما واسطی از رهبران واقفیه، با این استدلال که امام رضا(ع) فرزندی ندارند، در امامت ایشان تشکیک کرد.[۵۸] امام رضا(ع) در پاسخ، تولد پسری را پیش‌بینی کردند که با تولد امام جواد(ع)، این شبهه برطرف گردید.[۵۹]

اعتقاد به قائمیت و سوءاستفاده واقفیه

به گزارش فرقه‌شناسان، برخی از رهبران واقفیه، با استناد به روایاتی که یا نادرست تفسیر شده بودند یا جعل شده بودند، امام موسی کاظم(ع) را مهدی موعود معرفی می‌کردند. سران واقفیه، مانند موسوی در کتاب نصرة الواقفه، روایاتی را نقل می‌کردند که در آنها امام موسی کاظم(ع) به‌عنوان قائم آل محمد معرفی شده بودند.[۶۰] حتی روایاتی که از امام باقر(ع) نقل شده و به قائم همنام شکافنده دریا (حضرت موسی(ع)) اشاره دارد، توسط واقفیه به امام موسی کاظم(ع) نسبت داده می‌شد.[۶۱] این برداشت‌ها و روایات جعلی یا تحریف‌شده، به واقفیه کمک کرد تا پیروانی پیدا کنند و برای مدتی طولانی به فعالیت خود ادامه دهند،[۶۲] تا اینکه امام رضا(ع) با این انحرافات به شدت برخورد کرده و به تصحیح برداشت‌ها پرداختند.[۶۳]

انتظار ظهور مهدی(عج) و تالیف کتاب‌هایی در این موضوع از طرف رهبران واقفیه

گفته شده شیعیان که به‌دلیل سختی‌های دوران خلفای عباسی و بشارت ظهور مهدی موعود، در انتظار منجی الهی بودند، گاهی در تطبیق روایات مربوط به ظهور با مصادیق آن دچار مشکل می‌شدند. فرقه واقفیه از این وضعیت، به ویژه در دوران سخت امامت امام موسی کاظم(ع) و همزمان با خلافت خلفای سختگیر عباسی، سوءاستفاده کرد. آنان با بهره‌برداری از احادیث مربوط[۶۴] به ظهور مهدی، توانستند گسترش یابند و شیعیان را در مورد مصداق مهدی موعود به شک اندازند. این امر منجر به شکل‌گیری مناظراتی میان سران واقفیه و علمای شیعه شد.[۶۵]

سران فرقه واقفیه برای اثبات عقاید خود، به ویژه امامت و غیبت امام موسی کاظم(ع) به‌عنوان مهدی موعود، کتاب‌های متعددی تألیف کردند. از جمله این آثار می‌توان به کتاب «نصرة الواقفه» علی بن احمد موسوی علوی[۶۶] و کتاب «الغیبه» حسن بن محمد بن سماعه کوفی[۶۷] و کتاب «الغیبه»[۶۸] علی بن حسن طاطری[۶۹] اشاره کرد. این کتاب‌ها که غالباً پیش از غیبت امام دوازدهم(عج) نوشته شده بودند، با استناد به روایات مربوط به مهدی و قائم آل محمد(عج)، آن‌ها را بر امام هفتم(ع) تطبیق می‌دادند. با وجود فعالیت گسترده واقفیه، این فرقه پس از غیبت صغری امام دوازدهم(عج) دیگر حضور فعالی نداشت، اما نقد و ردّ آرای آنان توسط علمای بزرگ امامی، نشان‌دهنده اهمیت تاریخی این جریان در تاریخ تشیع است.[۷۰]

پانویس

  1. خاقانی، رجال الخاقانی، ۱۳۶۲ش، ج۳، ص۴۰.
  2. سبحانی، بحوث الملل و النحل، ۱۴۲۸ق، ج۸، ص۳۷۷.
  3. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۲.
  4. سبحانی، بحوث الملل و النحل، ۱۴۲۸ق، ج۸، ص۳۷۷.
  5. سبحانی، بحوث الملل و النحل، ۱۴۲۸ق، ج۸، ص۳۷۷.
  6. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۱۶ق، ص۱۰۱ - ۱۰۳.
  7. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۱۶ق، ص۴۰.
  8. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۱۶ق، ص۳۰؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۲۳؛ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۲، ص۴۴۲.
  9. ابن‌سعد، الطبقات الکبری،۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۶۷.
  10. اشعری، المقالات والفرق، ۱۳۶۲ش، ص۲۰.
  11. اشعری، المقالات والفرق، ۱۳۶۲ش، ص۲۰؛ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۲.
  12. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص‏۸۵.
  13. بغدادی، الفرق بین الفرق، ۱۹۷۸م، ص۵۹.
  14. شهرستانی، الملل والنحل، ۱۹۵۶م، ص‏۱۴۷.
  15. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۶۷.
  16. مفید، الفصول المختاره، ۱۴۱۱ق، ص۲۵۰.
  17. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۷۹؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۸۷.
  18. سبحانی، بحوث الملل و النحل، ۱۴۲۸ق، ج۸، ص۳۷۷.
  19. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۳۹و۹۲و۸۱؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۱.
  20. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۹۶؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۹۵۶م، ص۱۵۱.
  21. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۱۶ق، ص۴۰.
  22. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۹۶؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۹۵۶م، ص۱۵۱.
  23. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۸؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۲۶.
  24. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۶-۲۷.
  25. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۳۴؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۴۴.
  26. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۵؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۴۴.
  27. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۶۲.
  28. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۶۱ - ۶۲.
  29. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۶۷ - ۶۸.
  30. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۷۳.
  31. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۴۷؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ۶۹ - ۷۰.
  32. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۵۲ - ۵۳؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۶۹ - ۷۰.
  33. طوسی، العدة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۵۰.
  34. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۰؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۰.
  35. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۱؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۰.
  36. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۰؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۸۹.
  37. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۲؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۱.
  38. اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۱.
  39. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۲؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۱.
  40. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۲.
  41. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۸۰؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۰.
  42. بغدادی، الفرق بین الفرق، ۱۹۷۸م، ص۴۶.
  43. طوسی، الغیبة، ۱۴۱۷ق، ص۴۲.
  44. طوسی، الغیبة، ۱۴۱۷ق، ص۴۲.
  45. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ص۳۰۳.
  46. صدوق، علل الشرایع، مکتبة الحیدریه، ص‏۲۳۵.
  47. صدوق، علل الشرایع، مکتبة الحیدریه، ص۲۳۶.
  48. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ص۳۰۳.
  49. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۴۴۶.
  50. الناصری، الواقفیه دراسه تحلیلیه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۸۵.
  51. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۹۷؛ مفید، الفصول المختاره، ۱۴۱۱ق، ص۲۵۶.
  52. اربلی، کشف الغمه، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۳۵۳؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۱۰۶.
  53. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ۱۴۱۲ق، ص۳۲۴؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ص۲۲۴ - ۲۲۵؛ الخراسانی، «تغسیل الامام کعلامةٍ للامامة؛ دراسة فی الروایات الامامیة»، سراسر اثر.
  54. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴ق، ص۱۰۵.
  55. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۷۱.
  56. مفید، الارشاد، ۱۳۷۶ش، ص۲۴۹.
  57. عافی خراسانی، «واکاوی احتمال‌های معنایی در روایات الإمام لا یغسله إلا الإمام»، سراسر اثر.
  58. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۲۰ ؛ مفید، الارشاد، ۱۳۷۶ش، ص۲۹۸.
  59. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۱۳۸.
  60. طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۳۰
  61. طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۳۳.
  62. کلینی، الکافی، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۲۱۵.
  63. طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۷۷۴.
  64. صدوق، کمال‌الدین، ۱۴۱۶ق، ص۲۸۶و۶۴۴؛ نعمانی، الغیبة، ۱۴۲۲ق، ص۱۹۸و۲۰۰.
  65. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۲۳۹ ،۹۲، ۸۱؛ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۲ش، ص۹۱.
  66. طوسی، الغیبة، ۱۴۱۷ق، ص۳۰.
  67. طوسی، الفهرست، ۱۴۲۰ق، ص۱۳۴.
  68. نجاشی، رجال، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۵.
  69. طوسی، الفهرست، ۱۴۲۰ق، ص۲۷۳.
  70. طوسی، الغیبة، ۱۴۱۷ق، ج ۱، ص۴۳.

منابع

  • ابن‌اثیر، علی بن محمد جزری، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن‌داوود، تقی‌الدین، الرجال، نجف، نشر حیدریه، بی‌تا.
  • ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، نجف، حیدریه، ۱۳۸۰ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۲ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، قم، نشر اسلامیه، ۱۳۶۴ش.
  • اشعری، سعد بن عبداللَّه، المقالات والفرق، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۶۲ش.
  • اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، تصحیح: محمدجواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
  • اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۵ش.
  • خاقانی، علی بن الحسین، رجال الخاقانی، محقق: محمد صادق بحر العلوم، قم، نشر مکتب الإعلام الإسلامی،چاپ دوم، ۱۳۶۲ش.
  • الخراسانی، محمد، «تغسیل الإمام کعلامةٍ للإمامة، دراسةٌ فی الروایات الإمامیة»، القسم الأول و الثانی، در مجله الاجتهاد و التجدید، شماره ۵۳ و ۵۴، زمستان و بهار ۲۰۲۰م.
  • الناصری، ریاض محمد حبیب، الواقفیه دراسه تحلیلیه، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، ۱۴۰۹ق.
  • بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق و بیان فرقة الناجیة منهم، بیروت، دارالآفاق الجدیده، ۱۹۷۸م.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل والنحل، قاهره، مکتبه انجلوا، ۱۹۵۶م.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، مکتبة الحیدریه، بی‌تا.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، بیروت، نشر الاعلمی، ۱۴۰۴ق.
  • صدوق، محمد بن علی، ‏کمال‌الدین و تمام النعمة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، ۱۴۱۶ق.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، قم، کتابخانه مرعشی، ۱۴۰۴ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر بن یزید، تاریخ الامم والملوک، بیروت، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، مشهد، دانشکده الهیات، ۱۳۴۸ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، العدة فی اصول الفقه، قم، نشر ستاره، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، قم، مؤسسة آل البیت، ۱۴۲۰ق.
  • عافی خراسانی، محمد، «واکاوی احتمال‌های معنایی در روایات "الإمام لا یغسله إلا الإمام"»، در مجله امامت‌پژوهی، شماره ۲۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۲ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، تهران، اسلامیه ۱۳۷۶ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الفصول المختاره فی العیون والمحاسن، قم، ستاد کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۱ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر بـ رجال النجاشی، تحقیق: موسی شبیری زنجانی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، قم، انوار المهدی، ۱۴۲۲ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، نجف، نشر حیدریه، ۱۳۵۵ش.
  • وحید بهبهانی، محمدباقر، فوائد الوحید، قم، مکتب الاعلام الاسلامیه، ۱۴۰۴ق.

پیوند به بیرون