مقاله قابل قبول

قیام شهید فخ

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
واقعه فخ
زمان: ۸ ذی‌الحجه (روز ترویه) سال ۱۶۹ هجری
مکان: منطقه فخ در نزدیکی مکه
نتیجه: شکست قیام
علت جنگ: ستم عباسیان بر علویان
جنگندگان:
یاران حسین صاحب فخ سپاه عباسی
فرماندهان:
حسین بن علی محمد بن سلیمان
تلفات:
کشته شدن حسین و بسیاری از یارانش و اسیر شدن تعدادی دیگر


قیام شهید فَخّ یا واقعه فخّ از قیام‌های علویان علیه عباسیان است که در ذی‌الحجه سال ۱۶۹ هجری به رهبری حسین بن علی معروف به صاحب فخ از نوادگان امام حسن(ع) در مدینه شکل گرفت و به کشته شدن او و بیشتر یارانش انجامید. از آنجا که این قیام در منطقه فخ در نزدیکی مکه رخ داد به قیام فخ یا قیام صاحب فخ مشهور شده‌است.

بنابر منابع روایی، امام کاظم(ع) ضمن خودداری از شرکت در این قیام، از عدم توفیق آن خبر داده بود. در روایتی از امام جواد(ع) آمده‌است که پس از واقعه طف جنایتی بزرگ‌تر از واقعه فخ نبود.[۱]

رهبر قیام

نوشتار اصلی: شهید فخ

حسین بن علی معروف به صاحب فخّ، هم از پدر و هم از مادر، از نوادگان امام حسن (ع) بود. پدرش، علی بن حسن، معروف به علی الخیر و علی الاغر (نیک) بود و مادرش زینب، دختر عبدالله بن حسن بن حسن بن علی (ع) معروف به عبدالله محض و خواهر محمد نفس زکیه و ابراهیم قتیل باخمرا بود.[۲] علی بن حسن، پدر صاحب فخ، در پی قیام نفس زکیه، همراه با جمعی دیگر از علویان، به دستور منصور عباسی، دستگیر شد و اندکی بعد در زندان درگذشت.[۳]

شهید فخ در ذی‌الحجه سال ۱۶۹ هجری در ۴۱ سالگی به شهادت رسید.[۴]


مکان قیام

محله شهداء (محل شهادت ودفن صاحب فخ)در مکه

منطقه فخ در ورودی شمالی مکه و در چهار کیلومتری مسجدالحرام قرار دارد.[۵] مزار شهدای فخ در دیواره محصوری در دامنه کوه فخ است و در کنار آن، منطقه همواری به نام «ذی‌طوی» قرار دارد که محل تشکیل جلسات قریش در واقعه صلح حدیبیه بوده‌است.[۶] تعدادی از شهدای فخ در دیواره محصوری که مقابل آن تابلوی «مقبره عبدالله بن عمر رقم۲» ثبت شده‌است، مدفون‌اند و تعدادی دیگر در دیواره محصور مقابل آن در دامنه کوه قرار دارند.[۷]

بنابر حدیثی که ابوالفرج اصفهانی نقل کرده‌است، روزی پیامبر(ص) همراه با اصحاب خود از منطقه «فخّ» گذشت و از مردی سخن گفت که در آن مکان همراه با گروهی از مؤمنان کشته خواهد شد و کفن‌هایشان از بهشت خواهد آمد.[۸] از امام باقر (ع) نیز روایت شده که جبرئیل به پیامبر دربارهٔ این حادثه گفت که یکی از فرزندان پیامبر در منطقه فخ کشته خواهد شد و ثواب کسی که همراه او شهید شود، ثواب دو شهید است.[۹]

زمینه‌های قیام

از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که شهید فخ از زمان حکومت مهدی عباسی در فکر قیام بوده‌است و نقل شده که جمعی از شیعیان در کوفه با او بیعت کردند و عهد کردند که در موسم حج در مکه قیام کنند.[۱۰] آنان شیعیان خراسان و دیگر نواحی را نیز از تصمیم خود باخبر کردند.[۱۱]

وقتی هادی عباسی در سال ۱۶۹ق به حکومت رسید، فشار بر علویان را شدت داد، در تعقیب طالبیان اصرار ورزید، به ایجاد رعب و وحشت علیه آنان پرداخت و مقرری‌ها و بخشش‌هایی را که پدرش مهدی عباسی به آنان داده بود، همه را قطع کرد و به مأمورانش در نقاط مختلف دستور داد که آنان نزد وی بفرستند.[۱۲] وی همچنین یکی از نوادگان عمر بن خطاب را به فرمانداری مدینه گماشت[۱۳] که او نیز با طالبیان بدرفتاری می‌کرد.[۱۴]

  • احضار روزانه علویان

فرماندار جدید دستور داد هر روز علویان را به دارالاماره انتقال دهند و به تحقیر آنان بپردازند.[۱۵] در چنین شرایطی هر یک از علویان می‌بایست کفالت حضور یک یا چند نفر از بستگان خود را می‌پذیرفت.[۱۶]

  • تازیانه‌زدن تبعیض‌آمیز به یکی از علویان

سه نفر از جمله یک علوی و فردی منسوب به خاندان عمر بن خطاب، در محلی به اتهام شراب‌خواری دستگیر شدند و با آنکه اتهام آنها ثابت نشده بود، فرماندار دستور داد فرد علوی را هشتاد تازیانه و فرد وابسته به خاندان عمر بن خطاب را تنها هفت تازیانه بزنند و سپس دستور داد آنان را برهنه در شهر بچرخانند.[۱۷]

  • غیبت یکی از علویان

یکی از علویان به نام «حسن بن محمد» (فرزند نفس زکیه) سه روز برای حضور و غیاب حاضر نشد و فرماندار، «حسین بن علی» و «یحیی بن عبدالله» را که ضامن او بودند احضار و با تندی توبیخ کرد و از آنان خواست او را حاضر کنند.[۱۸] پس از سخنان تهدیدآمیزی که میان آنان ردوبدل شد، فرماندار سوگند خورد که اگر تا شب او را حاضر نکنند، خانه‌های علویان را خراب می‌کند و حسین بن علی را هزار تازیانه می‌زند.[۱۹]

شروع پیش از موعد قیام

حسین و یارانش قصد داشتند در ایام حج قیام کنند[۲۰] ولی پس از تهدیدهای فرماندار مدینه و دستگیری تعدادی از یاران حسین، تصمیم گرفتند زودتر قیام را آغاز کنند.[نیازمند منبع]

از تاریخ طبری چنین برمی‌آید که شروع قیام، ۱۳ ذی‌القعده بوده‌است[۲۱] و هنگام نماز صبح ۲۶ نفر از خاندان امام علی(ع)، ۱۰ نفر از حجاج و تعدادی از موالی با شعار «أحَد، أحَد» وارد مسجد شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان شیعه (همراه با «حی علی خیر العمل») بگوید.[۲۲] فرماندار مدینه وقتی صدای اذان را شنید وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۲۳] مردم نماز را به امامت حسین خواندند و پس از نماز، حسین بن علی خطبه‌ای خواند و مردم را به پیروی از سنت رسول خدا دعوت کرد.[۲۴] حاضران با او بر کتاب خدا و سنت پیامبر و «المرتضی من آل محمد»[یادداشت ۱] بیعت کردند.[۲۵]

پیروزی‌های اولیه

ساعاتی بعد خالد بربری فرمانده نظامیان شهر همراه با سربازانش به مسجد حمله کردند. این حمله به کشته شدن خالد و شکست سپاهش انجامید.[۲۶] فردای آن روز نیز بین دو گروه درگیری رخ داد که به شکست عباسیان انجامید.[۲۷] آنان از مبارک ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه شده بود کمک خواستند.[۲۸] چنان‌که ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین آورده‌است، مبارک که مایل به این جنگ نبود، برای آنکه بهانه‌ای داشته باشد به حسین پیام داد که عده‌ای از سربازانت را مأمور کن تا بر من شبیخون زنند تا من ناگزیر به فرار شوم.[۲۹] حسین نیز چنین کرد و مبارک به سوی مکه گریخت.[۳۰]

بدین ترتیب شهر مدینه در اختیار حسین قرار گرفت و بنابر نقل طبری، تسلط بر مدینه تنها یازده روز طول کشید و در ۲۴ ذی‌القعده اتمام یافت.[۳۱] آنان سپس به تجهیز خود پرداختند[۳۲] و شهید فخ فردی به نام دینار خزاعی را والی مدینه قرار داد و همراه با سیصد نفر از یاران خود به سوی مکه حرکت کرد.[۳۳]

واقعه فخ

قیام شهید فخ حدود ده ماه پس از به حکومت رسیدن هادی عباسی بوده‌است چراکه مهدی عباسی در محرم سال سال ۱۶۹ هجری از دنیا رفت و قیام فخ در ذی‌الحجة همان سال رخ داد.[۳۴]

وقتی خبر قیام به هادی عباسی رسید، برخی از بزرگان عباسی که به حج رفته بودند را به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را بر عهده محمد بن سلیمان گذاشت. عباسیان با سپاهی ۴ هزار نفری در ۸ ذی‌الحجه (روز ترویه) در محلی به نام «فخ» با سپاه حسین رو در روی هم قرار گرفتند. فرمانده عباسی به حسین امان داد اما حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و عده زیادی از یارانش به شهادت رسیدند، گروهی اسیر شدند و برخی نیز گریختند.[۳۵] سرهای شهدا به همراه اسیران به مدینه و سپس به بغداد نزد هادی عباسی فرستاده شد.[نیازمند منبع]

فرزندان عبدالله محض در این واقعه حضور فعال داشتند. سلیمان بن عبدالله[۳۶] و حسن بن محمد بن عبدالله محض[۳۷] کشته شدند ولی ادریس بن عبدالله گریخت و به مغرب رفت و بعدها دولت ادریسیان را پایه‌گذاری کرد.[۳۸] یحیی بن عبدالله دیگر برادر ادریس نیز از باقی ماندگان واقعه فخ است که به دیلم گریخت.[۳۹] هاورن الرشید او را امان داد و با حیله به بغداد فراخواند و سپس وی را به قتل رساند.[۴۰]

اقدامات عباسیان پس از واقعه فخ

پس از قیام صاحب فخ، عمری والی مدینه، خانه‌ها و نخلستان‌های حسین و جمعی از خاندان وی را به آتش کشید و بخشی دیگر از نخلستان‌ها و اموالشان را مصادره کرد. موسی بن عیسی عباسی نیز به مدینه رفت و با احضار اهالی شهر به مسجد، آنان را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأعام بدگویی کنند.[۴۱]

دربارهٔ واکنش هادی عباسی روایات متناقضی در دست است. در برخی از آن‌ها از قساوت او با اسرای این حادثه و آن دسته از امرای عباسی که در جنگ کوتاهی کرده بودند، یاد شده‌است. از جمله قاسم بن محمدبن عبدالله علوی را اسیر کرد و اعضای بدنش را با اره تکه‌تکه کرد و بر موسی بن عیسی عباسی که حسن بن محمد بن عبدالله را کشت و او را اسیر نکرده بود تا خلیفه خود دربارهٔ او تصمیم بگیرد، خشم گرفت و دستور داد اموالش را بگیرند.

از سوی دیگر، در برخی روایات گفته شده‌است که هادی کسانی را که سر حسین را نزد وی بردند، شماتت کرد و گفت حسین فردی از خاندان پیامبر(ص) بود، نه طغیانگری از ترک یا دیلم. از این رو، گفت کم‌ترین مجازاتشان آن است که از پاداش محرومشان سازد.[۴۲]

واقعه فخ در تاریخ تشیع

حادثهٔ فخ یکی از تلخ‌ترین حوادث در تاریخ تشیع و قیام‌های علوی بود. وصف امام جواد(ع) از این حادثه به منزلهٔ بزرگ‌ترین ابتلای اهل بیت(ع) پس از واقعه کربلا، و روایات نقل شده از پیامبر اکرم و ائمه علیه‌السلام در خصوص پیشگویی این حادثه و مراثی سروده شده دربارهٔ آن، گواه این مدعاست.[۴۳] گفته شده‌است که امام کاظم(ع) بر شهدای فخ می‌گریست و از خداوند برای قاتلانشان مرگ و عذاب شدید درخواست می‌کرد و کفالت ایتام و اطفال و بیوگانِ علویانی را که در فخ به شهادت رسیدند، به عهده گرفت.[۴۴]

  • دعبل و واقعه فخ
بخشی از تائیه که امام رضا(ع) دو بیت به آن افزود:
أ فاطم قومی یا ابنة الخیر و اندبی نجوم سماوات بارض فلاة
قبور بکوفان و آخری بطیبة و آخری بفخ نالها صلواتی
شبر، ادب الطف، دار المرتضی، ج۱، ص۲۹۷

دعبل خزاعی در اشعاری به نام مدارس آیات[۴۵] یا تائیه[۴۶] به مراثی اهل بیت پرداخته و آن را نزد امام رضا (ع) در مجلس مأمون خواند. در این شعر به واقعه فخ نیز اشاره شده‌است.[۴۷]

موضع امام کاظم

پس از شهادت حسین و یارانش، سرهای شهدای فخ را در مجلسی که گروهی از فرزندان امام علی(ع)، از جمله امام کاظم(ع) حضور داشتند، به تماشا گذاردند. هیچ‌کس چیزی نگفت جز امام کاظم که وقتی سر حسین بن علی رهبر قیام فخ را دید، فرمود:

«انا لله و انا الیه راجعون، سوگند به خدا که حسین، به شهادت رسید در حالی که مسلمان و درستکار بود و بسیار روزه می‌گرفت و بسیار شب زنده دار بود و امر به معروف و نهی از منکر می‌کرد. در خاندان وی، چون او وجود نداشت.»[۴۸]

هر چند بر اساس این روایت، شخصیت شهید فخ مورد تأیید امام کاظم(ع) بوده‌است ولی دربارهٔ موضع امام نسبت به قیام او دو دیدگاه وجود دارد:

  • دیدگاه اول: تأیید قیام

در روایتی آمده‌است که حسین پس از تسلط بر مدینه، از امام کاظم خواست با او بیعت کند. امام به او فرمود

«مرا به چیزی وادار نکن که پسر عمویت (زید بن علی)، عمویت (امام صادق(ع)) را به آن وادار کرد و در نتیجه من با تو برخوردی کنم که نمی‌خواهم، همان‌طور که اباعبدالله (امام صادق) برخوردی کرد که نمی‌خواست.

حسین گفت: من فقط پیشنهاد کردم و اگر خوش نمی‌داری، تو را وادار به آن نمی‌کنم. امام هنگام خداحافظی با او فرمود:

«ای پسرعمو! تو کشته خواهی شد؛ پس در کار خویش جدی باش چراکه این مردم ایمان را اظهار می‌کنند ولی در نهان شرک دارند. انا لله و انا الیه راجعون. پاداش شما گروه (قیام کننده) را از خدا می‌خواهم.»[۴۹]

عبدالله مامقانی با توجه به این روایت، دربارهٔ تأیید این قیام از طرف امام کاظم (ع) می‌گوید: امام کاظم از روی تقیه، حسین را از قیام منع کرد، ولی در باطن از اقدام او راضی بود، همچنان که پس از شهادتش برای او طلب رحمت کرد.[۵۰]

ابوالفرج اصفهانی نقل کرده‌است که حسین برای قیام با امام کاظم(ع) مشورت کرد. از او نقل شده‌است که «ما قیام نکردیم تا اینکه با اهل بیت مان و با موسی بن جعفر مشورت کردیم و او به ما دستور قیام داد.»[۵۱]

  • دیدگاه دوم: عدم تأیید قیام

برخی گفته‌اند چون امام از یک طرف شکست این قیام را قطعی می‌دانست و نیز برای اینکه جان خود و شیعیان و مکتبی را که از پدرانش به او رسیده بود، به خطر نیندازد، صلاح نمی‌دانست که در قیام شرکت کند یا آن را تأیید نماید و صرف اینکه حضرت برای آنان دلسوزی یا دعا کند، دال بر تأیید قیام آنها نیست.[۵۲]

رسول جعفریان معتقد است گرچه می‌توان پذیرفت که قیام فخ در ردیف سالم‌ترین قیام‌های علویان بر ضد عباسیان است، ولی یقین نداریم که این قیام به دستور امام کاظم بوده باشد… این قیام‌ها گر چه از روی صداقت و خلوص نیت صورت می‌گرفت ولی به دلایل مختلف سیاسی، کار آنان بی‌ثمر بود… شیعیان امامی که موافقتی با این قیام‌ها نداشتند، در این مسئله با آنان درگیر بودند و میان آنان اختلافاتی پدید آمد.[۵۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ابی‌عنبه، عمدة الطالب، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۴.
  2. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۷۴و۳۶۴.
  3. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۷۶.
  4. رازی، اخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۴۴.
  5. «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه می‌دانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
  6. «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه می‌دانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
  7. «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه می‌دانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
  8. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۶.
  9. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۷.
  10. رازی، أخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۵۲ و ۲۸۴.
  11. رازی، أخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۵۲ و ۲۸۴.
  12. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۰۴.
  13. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۶، ص۹۰.
  14. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۲.
  15. رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۶.
  16. رضوی اردکانی، ماهیت قیام شهید فخ، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۶.
  17. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۳.
  18. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۳–۳۷۴.
  19. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۳–۳۷۴.
  20. رازی، أخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۵۲و۲۸۴.
  21. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
  22. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۵–۳۷۶.
  23. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۵–۳۷۶.
  24. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۵–۳۷۶.
  25. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴.
  26. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴–۱۹۵.
  27. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴–۱۹۵.
  28. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴–۱۹۵.
  29. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
  30. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
  31. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
  32. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵.
  33. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷.
  34. رازی، أخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۵۱.
  35. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵–۲۰۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۷–۳۷۹.
  36. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۵؛ زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۳، ص۱۲۸.
  37. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۱ق، ج۹، ص۲۷۲.
  38. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۵–۱۹۸.
  39. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲.
  40. ابن‌خلدون، العبر التاریخ، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۳۴۱.
  41. رجوع کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۰۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۱–۳۸۲.
  42. رجوع کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۸، ۲۰۰، ۲۰۳؛ رازی، أخبار فخ، ۱۹۹۵م، ص۱۵۹–۱۶۰؛ مسعودی، مروج الذهب، بیروت، ج۴، ص۱۸۶؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷۹، ۳۸۱.
  43. رجوع کنید به مسعودی، مروج الذهب، بیروت، ج۴، ص۱۸۶؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۶۶–۳۶۷، ۳۸۴–۳۸۵؛ آملی، ص۴۶۳–۴۶۴، ۴۷۳–۴۷۴، ۴۸۶.
  44. امینی، بطل فخ، ص۱۳۶–۱۳۷.
  45. چوبین، دعبل خزاعی: شاعر امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۲۲۹.
  46. چوبین، دعبل خزاعی: شاعر امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۲۲۸–۲۲۹.
  47. الإربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، دار الأضواء، ج۳، ص۱۱۲–۱۱۷.
  48. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۰.
  49. کلینی، اصول کافی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۶۶.
  50. مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، ج۲۲، ص۲۸۵.
  51. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۳۸۳.
  52. شریفی، «ائمه و قیامهای شیعی»، ص۷۹–۸۰.
  53. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۷ش، ص۳۸۹.
  1. این عبارت به معنای «فرد برگزیده و مورد رضایت از آل محمد»، یادآور شعار قیام عباسیان یعنی الرضا من آل محمد است.

منابع

  • ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵م.
  • ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، العبر: تاریخ ابن‌خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  • ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰/۱۹۹۰ق.
  • ابن‌عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۸۳ش.
  • اربلی، علی بن ابی‌الفتح، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۳، بیروت، دار الأضواء، بی‌تا (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت (ع)، نسخه دوم، ۱۴۳۳ق).
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
  • «از قیام فخ و شهدای آن در مکه چه می‌دانید؟ تصاویر»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ش، تاریخ بازدید: ۱۳ مهر ۱۳۹۹ش.
  • امینی، محمدهادی، بطل فخ، بیروت، ۱۹۹۳م.
  • جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۳۸۷ش.
  • چوبین، حسین، دعبل خزاعی: شاعر امام رضا (ع)، دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی دزفول، ۱۳۷۷ش.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
  • رازی، احمد بن سهل، اخبار فخ و خبر یحیی بن عبدالله و اخیه ادریس بن عبدالله، تحقیق ماهر جرّار، بیروت، دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۵م.
  • رضوی اردکانی، سید ابوفاضل، ماهیت قیام شهید فخ، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ پانزدهم، ۲۰۰۲م.
  • شبر، جواد، أدب الطف أو شعراء الحسین علیه‌السلام من القرن الأول الهجری حتی القرن الرابع عشر، بیروت، دار المرتضی.
  • شریفی، محسن، «ائمه و قیامهای شیعی»، در فصلنامه طلوع، ش۱۷، بهار ۱۳۸۵.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، اسلامیة، ۱۳۶۲ش.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق و تصحیح شارپ پلا، بیروت، منشورات الجامعة اللبنانیه، ۱۹۶۵–۱۹۷۹م.
  • یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، [بی‌تا].