پرش به محتوا

قبیله بنی‌عامر

از ویکی شیعه
قبیله بنی‌عامر
اطلاعات کلی
وجه نام‌گذاریاز عامر بن صعصعه
صدر خاندانعامر بن صعصعه
بنیانگذارقیس‌ بن عیلان
خاستگاهمکه
عصراز قبل از اسلام
مکان استقرارمنطقه حجاز، اطراف مکه و مدینه
حوادثبئر معونه، یوم شِعب جَبَله، یوم خزاز، یوم الفتاة


قبیله بنی‌عامِر یکی از قبایل تاریخ عرب، از شاخه‌های بزرگ و کهن قبایل عدنانی از تیره هوازن است که به دوره‌های پیش از اسلام در شبه‌جزیره عربستان بازمی‌گردد. این قبیله از بادیه‌نشینی در نجد تا استقرار در حجاز و شام و مصر و آفریقا و مشارکت در فتوحات اسلامی مسیر درازی پیموده است. در گذر زمان، بنی‌عامر به شاخه‌ها و تیره‌های متعددی تقسیم شدند و آثار حضور آنان در زبان، نَسَب، و ساختار قبیله‌ای جهان عرب همچنان زنده است و نام آنان یادآور تاریخ قبیله‌ای و میراث فرهنگی عرب در طول قرون اسلامی است.

این قبیله با چهره‌های سرشناس خود در عرصه‌های شعر، بلاغت و رزم، بازتاب‌دهنده طیف متنوعی از واکنش‌ها در برابر حوادث سیاسی و اجتماعی عصر نخست اسلامی بود. پس از ظهور اسلام، گروه‌هایی از بنی‌عامر به دعوت پیامبر اکرم(ص) پاسخ مثبت دادند و مسلمان شدند، و برخی در ابتدا با اسلام مخالفت کردند. با استقرار خلافت اسلامی، بسیاری از آنان در فتوحات شرکت کردند. نقش آفرینی شخصیت‌های مهم بنی‌عامر در قبال جریان تشیع، چه در عرصه رزم و چه زندگی، حضور پررنگ آنان را در تاریخ تشیع رقم زده است. از همسری پیامبر و بسیاری از بزرگان قریش تا درخواست جانشینی پیامبر و جنگاوری در جنگ خندق با حضور عمربن عبدود، سپس جریان کربلا با حضور شمر و فرزندان ام البنین و مسلم بن عقیل و در نهایت عزاداری منسوب به این قبیله در عراق در دوران معاصر، همگی گواهی بر زنده بودن یاد این قبیله در جریان تاریخ تشیع است.

نسب

قبیله یا قوم بَنی‌عامِر بنِ صَعصَعه، تیره‌ای از هوازن و از قبائل عَدنانی عربستان است.[۱] شماری از منابع تاریخی، نَسَب آنان را از عامِربنِ صَعصَعه، به قیس‌بن عیلان فرزند مُضَر می‌دانند.[۲] به همین خاطر، منسوبان این قبیله را عامری می‌خوانند.[۳] بدین ترتیب، بنی‌عامر و پیامبر اسلام(ص) در نیای مشترک یعنی مُضَر به هم می‌رسند.[۴] برخی محققان نیز نسب آنان را به لؤی‌بن غالب (جد هشتم پیامبر) نسبت داده‌اند.[۵]

تیره‌ها و شاخه‌ها

از عامر بن صعصعه، چهار پسر به نام‌های: هِلال، رَبیعه، نمیر و سواءه باقی ماندند؛ که از هر کدام از آنان فرزندانی ماند که تیره‌ها و قبایل خود را تشکیل دادند.[۶] دیدگاه دیگر می‌گوید عامر دو پسر داشت به نام‌های حِسل و مَعیص و قبیله به دو شاخه‌ی بنی‌حسل و بنی‌معیص تقسیم شد.[۷]

جایگاه و روابط

ریاست در مجموعه قبایل قیس بن عیلان پس از عَدوان، فَزّاره و عَبَس، به بنی‌عامر رسید و تا پایان در میان آنان باقی ماند.[۸] آنان همچنین با یهودیان بنی‌نَضیر[۹] و بنی‌قُرَیظه[۱۰] روابط و اتحاد قبیله‌ای داشتند.

سکونتگاه

طبق گزارش برخی محققان تاریخ، محل سکونت این قبیله ابتدا نَجد بود، اما بعد به ناحيه‌ای از طائِف رفتند.[۱۱] به طور کلی در کتب متعدد، نواحی مختلف زندگی مردمان این قبیله، منطقه حجاز معرفی شده است. یعنی اطراف مکه و مدینه (مانند فدک، طائف و نجد)[۱۲] و برخی مکان‌هایی که نزدیک به یمن بوده است.[۱۳] برخی از منابع، گزاره‌های جزئی‌تری ارائه کرده‌اند که سکونتگاه‌های آنان در اطراف مکه در جوار کوه ابوقبیس، نزدیک شعب ابی‌طالب (که گاهی شعب بنی‌عامر نامیده شده)، و در کنار مَسعی و در نزدیکی مروه (هم‌جوار با بنی‌هاشم) بوده است.[۱۴] بعد از آن به تدریج با گسترش قبیله، به سمت شام، مصر و مناطق مغرب (شمال آفریقا) کوچ کردند.[۱۵]

جنگ‌های دوران جاهلیت

پیش از اسلام، بنی‌عامر درگیر جنگ‌های فراوان و مهمی بود که قدرت و گستردگی آن‌ها را نشان می‌دهد. از جمله مهم‌ترین نبردهایشان:

  • یوم شِعب جَبَله: یکی از بزرگ‌ترین جنگ‌های اعراب که ۵۷ سال پیش از اسلام روی داد و در آن بر بنی‌تمیم پیروز شدند.[۱۶]
  • نبرد با سپاهیان یمنی در منطقه «تُربه» (۵۴۷م): سپاهی وابسته به ابرَهَه به فرماندهی بشر بن حصن (رهبر بنی‌سعد) و ابوجابر (رهبر کنده) که عامریان را شکست سنگینی دادند. برخی این جنگ را مرتبط با ماجرای اصحاب فیل دانسته‌اند.[۱۷]
  • جنگ‌های داخلی میان شاخه‌های قبیله، که از جمله آنها یوم الفَتاة بود.[۱۸]

اصلاح آئین و رسوم جاهلی در اسلام

عامری‌ها از قبایل بت‌پرست (مسئول نگهداری بت ذواللبا)[۱۹] و تعصب‌گرا (اهل حُمس) بودند که برخی از سنت‌های غلط آن‌ها با نزول آیاتی از قرآن، ابطال شد.[۲۰] آداب و رسومی از قبیل:

  • تغییر در شعائر حج: آن‌ها در ماه حرام، مرتکب قتل و غارت می‌شدند و سعی بین صفا و مروه یا وقوف در عرفات را از شعائر نمی‌دانستند که با نزول آیه ۲ سوره انعام اصلاح شد.[۲۱]
  • طواف عریان: آنها به دلیل اعتقاد به لزوم طواف بدون لباس، یا خود عریان طواف می‌کردند[۲۲] و یا غیر خود را مجبور به این کار می‌کردند مگر اینکه لباس از ایشان بگیرند[۲۳] که با نزول آيه ۲۶ سوره اعراف، ممنوع شد.[۲۴]
  • عدم ورود به خانه از در برای محرم: آن‌ها معتقد بودند فرد محرم نباید از در وارد خانه شود، برای همین، از پشت خانه می‌شدند راهی باز می‌کردند تا وارد منازل خود شوند. البته برخی هم گفته‌اند که حمسی‌ها این عقیده را نداشتند.[۲۵] این عقیده، با نزول آيه ۱۸۹ سوره بقره مردود شد.[۲۶]
  • محدودیت در نعمت‌ها: آن‌ها بخش‌هایی از زراعت و گوشت برخی حیوانات (مانند بَحِيرَةٍ و سائِبَةٍ و وَصِيلَة) را به دلیل عقاید جاهلی حرام می‌دانستند که با نزول آیه ۱۰۳ سوره مائده و آيه ۱۶۸ سوره بقره، این محدودیت‌های نادرست از بین رفت.[۲۷]

تعامل بنی‌عامر با اسلام

در سال‌های پیش و پس از هجرت، قبیلهٔ بنی‌عامر در بزنگاه‌های مهم دعوت به اسلام، واکنش‌هایی متفاوت از خود نشان داد. گروهی اسلام آوردند، گروهی دشمنی و آزار پیامبر و مسلمانان را در پیش گرفتند و برخی نیز موضعی بى‌طرفانه (منتظر روشن‌شدن ارتباط پيامبر و قريش) اتخاذ کردند:[۲۸]

تاریخ‌نگاران از حضور چندباره مردان و بزرگانی از بنی‌عامر نزد پیامبر و پرسش‌هایی از او درباره ماهیت و حقیقت دینش در مقایسه با ادیان دیگر الهی گزارش کرده‌اند که با شنیدن پاسخ‌های پیامبر، اسلام آوردند.[۲۹] و برخی از منابع حتی خبر از درخواست معجزه از پیامبر اسلام را گزارش داده‌اند.[۳۰] بعد از آن نیز این رویکرد تعاملی با اسلام، پر رنگ‌تر شد. پس از فتح مکه و در جنگ حنین (سال۸هجری)، گروهی از تازه‌مسلمانان این قبیله در کنار پیامبر و علیه خویشاوندان هَوازنی خود جنگیدند و پیامبر نیز برای استواری ایمانشان، آنان را از غنایم بهره‌مند ساخت؛ اینان همان مؤلَّفةُ قلوبُهم بودند که قرآن در آیهٔ ۶۰ سورهٔ توبه به آنان اشاره کرده است.[۳۱] در سال نهم هجری و در آستانهٔ حجةالوداع، هم‌زمان با ورود هیئت‌های قبایل گوناگون به مدینه، تیره‌هایی از بنی‌عامر مانند بنی‌رُؤاس و بنی‌کِلاب نیز هیئت‌هایی به مدینه فرستادند،[۳۲] و پیامبر با سه اقدام، این همکاری را تحکیم کرد: افرادی از خود همان قبیله را مأمور جمع‌آوری زکات کرد،[۳۳] به برخی از بزرگانشان هدیه داد و برای آنان نامه‌هایی در تأیید اسلامشان نوشت تا به قبیلهٔ خود ارائه کنند.[۳۴] افزون بر این، شماری از مردان و زنان این قبیله نیز در مهاجرت به حبشه شرکت داشتند.[۳۵]

در برابر این وجه همکاری‌جویانه، بخش دیگری از بنی‌عامر موضعی منفی و تمسخرآمیز در قبال گسترش اسلام اتخاذ کردند؛ آنان با نگاهی تمسخرآمیز به اسلام‌آوردن قبایل غِفار، اَسلم و جُهَینه گفتند: اگر در این دین خیری بود، ما پیش از همه آن را می‌پذیرفتیم. این نگرشِ خودبرتربینانه و انکارگرایانه چنان بود که با نزول آیهٔ ۱۱ سورهٔ اَحقاف مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفت و انعکاس روشنی از دوگانگی رفتاری این قبیله در مواجهه با دعوت اسلامی به‌شمار می‌رود.[۳۶]

بنى‌عامر پس از پيامبر اسلام

بنى‌عامر را مى‌توان در بسيارى از رخدادهاى دوران پس از پيامبر(ص)، حاضر ديد. از برخى از آنان به عنوان عمّال و حكّام منصوب از سوى خلفا نام برده شده[۳۷] و گروه‌هايى از آنان در فتوحات دوره خلفا و پس از آن حضور داشتند.[۳۸]

  • در پى رحلت پيامبر، گروهى از بنى‌عامر با پيروى از طليحة بن خويلد اسدى، پيامبر دروغينِ سرزمين نجد، از اسلام روى گردانيدند و ضمن نالايق شمردن ابوبكر،[۳۹] از دادن زكات به حكومت مدينه سر باز زدند و حتی گروهی از آن‌ها حتی از کشتن و سوزاندن برخی از کارگزاران پیامبر خودداری نکردند. ابوبكر با شنيدن خبر ارتداد بنى‌عامر، خالد بن وليد را مأمور سركوب آنان كرد و به او فرمان قتل عام بنى‌عامر و سوزاندن آنان را داد.[۴۰] سپاه خالد نيز با به اسارت گرفتن برخی از سپاهیان ایشان و فرمانده آنان، به مدينه بازگشتند و بدين شكل شورش و ارتداد بنى‌عامر دفع گرديد.[۴۱]
  • برخی منابع، تدارک دو سپاه برای جنگ به سوی زمین‌های بنی‌عامر را گزارش داده‌اند. یکی به فرماندهی ابوبکر به سوی بنی‌کلاب در ناحیه ضریه[۴۲] و دیگری به فرماندهی ضحاک بن سفیان کلابی، به سوی تیره قرطاء از بنی‌کلاب [۴۳] گزارش شده است. همچنین از سریه‌های عمر بن خطاب[۴۴] و شجاع‌ بن وهب به تربه و رکبه از زمین‌های بنی‌عامر نیز سخن رفته است.[۴۵]
  • با شروع حكومت على(ع) و درگيرى با معاويه، در هر دو سو افرادى از بنى‌عامر ديده مى‌شوند.[۴۶]

بنی‌عامر در آیینه تاریخ تشیع

درهمان ابتدای برخورد پیامبر با قبیله بنی عامر و دعوت ایشان به اسلام، دو اتفاق مهم، در تقابل بنی عامر و اسلام افتاد. برخی از بزرگان بنی‌عامر، پشتیبانی از رسول خدا را مشروط به کسب جانشینی پیامبر کردند، اما با ناکامی در درخواست خود به دشمنی با پیامبر(ص) پرداختند:

  • حادثه اول، برخورد با «بَیحَرة بن فِراس» بود. هنگامی که پیامبر(ص) در ميان قبيله بنی عامر، آنها را به دین اسلام دعوت كرد؛ مردی از آن قبيله به نام بَیحَرة بن فِراس گفت: اگر ما با تو بيعت كردبم و خداوند، تو را بر مخالفين پيروز گردانيد، آيا حكومت بعد از تو برای ما خواهد بود؟ پيامبر(ص) فرمود: امر حكومت با خداوند است، هر جا كه بخواهد آن را قرار مي‌دهد. پس بيحرة بن فراس از قبول اسلام ابا کرد. ولی وقتی بنی عامر به میان قبیله خود برگشتند و انچه اتفاق افتاد را به بزرگ قبیله خود گزارش دادند، ناراحت شد و حق را به جانب پیامبر دانست.[۴۷] برخی دیگر از اهانت بَیحَرة به پیامبر و درگیری‌ طرفداران دو طرف یاد کرده‌اند که به شهادت دو تن از طرفداران پیامبر و نفرین و دعای پیامبر ختم شد.[۴۸]
  • حادثه دوم در سال چهارم هجرت، در بِئْر مَعُونَة رخ داد. عَامِرِ بْنِ طُفَيْلِ، به ریاست هیئتی (وفد بنی‌عامر) برای دیدار با پیامبر(ص) وارد مدینه شد، و بعد از اینکه در دستیابی به دو خواسته مهم خود، مبنی بر جانشینی بعد از پیامبر و دریافت یک چهارم غنایم، ناکام ماند، پیامبر و مسلمانان را تهدید به جنگ کرد.[۴۹] با وجود آنکه گروهی از بزرگان بنی‌عامر از جمله ابوبراء ملقب به «ملاعب الاسنّه» خواستار اعزام مبلغان از پیامبر بودند، اما پیامبر به جهت تهدید عامر از این کار اباء داشت، تا اینکه عامریان امنیت مبلغان را تضمین کردند، اما در نهایت، عامربن طفیل با هم‌پیمانی بنی‌سلیم (و عدم همراهی بنی‌عامر) به قتل مبلغان اعزام شده، اقدام کرد.[۵۰]

برخی از افراد این قبیله، از شاخص‌ترین افراد حامی جریان مقابل اسلام و شیعه بودند و در مقابل آنان، برخی دیگر، در زمره یاران اسلام و تشیع محسوب می‌شدند:

  • سهیل بن عمرو: او از سران قبیله بنی‌عامر و از جمله سركردگان اشراف باسواد مشرکان بود که به خطيب قريش نيز ملقب شده بود و مشركان را تأمین مالی می‌‌کرد، با اینکه عده‌ای از خانواده‌اش، در زمره مسلمانان مهاجر به حبشه بودند. در بدر با اسیر شدنش، سپاه اسلام، چهل هزار درهم، فديه گرفت و در صلح حديبيه، نماینده مشرکان بود که با نوشتن جملات «بسم الله الرحمن الرحيم و محمد رسول الله» مخالفت ورزيد، ولی در غزوه حنین، يكصد شتر به عنوان مؤلفة قلوبهم از پیامبر گرفت. بعد از پیامبر(ص)، مخالفت جدی با جانشینی حضرت علی(ع) داشت و در تقویت خلافت ابوبکر بسیار کوشید و برای حمایت از او سپاه تدارک دید. وی در مجبور نمودن انصار به وفادار ماندن به عهد و بيعت خويش در خصوص ابوبكر، نقش تعيين‌كننده‌ای داشت.[۵۱]
  • عمرو‌بن عَبدوُّدّ: از معروفترین جنگجویان عرب بود[۵۲] که در برخی منابع به شاعری او نیز اشاره شده است.[۵۳] در جنگ احزاب(خندق)، وی و پسرش حِسْل، به دست امام علی(ع) کشته شدند.[۵۴]
  • شِمْرِ بْن ذِی‌الْجَوْشَن و پدرش: او و پدرش، از خاندان ضِباب بن کلاب، از تیره‌های قبیله بنی عامر بودند.[۵۵] پدر شمر که «شُرَحبیل بن اَعْوَر» نام داشت و به نام «ذی‌الجوشن» یاد می‌شد،[۵۶] به خواسته پیامبر اکرم(ص) برای پذیرش اسلام اهمیتی نداد. اما پس از فتح مکه، چون مسلمانان بر مشرکان پیروز شدند، اسلام آورد.[۵۷] شمر، در جنگ صفین در سپاه امام علی(ع) بود و در مبارزه با اَدهم بن مُحرِز باهِلی (از سپاه شام)، صورتش مجروح گشت[۵۸] و اما بعدها از لشکر امام علی(ع) جدا شد و به معاویه پیوست.[۵۹] او هنگام دستگیری حُجر بن عَدی از صحابه پیامبر(ص) و از یاران امام علی(ع)، جزو کسانی بود که نزد زیاد به دروغ شهادت داد که حجر مرتد شده و شهر را به آشوب کشیده است.[۶۰] از جمله اقدامات او در واقعه کربلا: زمینه‌سازی شهادت مسلم بن عقیل(فتنه‌گر خواندن مسلم و ترساندن مردم و کمک به دستگیری او).[۶۱] تشویق ابن زیاد به جنگ با امام حسین(ع).[۶۲]، فرماندهی لشکر عمر بن سعد،[۶۳] به شهادت رساندن امام حسین(ع)، ولگدکوب کردن بدن حضرت(ع) با اسب خود،[۶۴]حمله به خیمه‌ها و تلاش برای شهید کردن امام سجاد(ع)،[۶۵] قبیلۀ هوازن، به رهبری شمر، در حادثه کربلا، بیست سر از اصحاب امام حسین(ع) را نزد ابن زیاد برد.[۶۶] و در آخر توسط خونخواهان امام حسین(ع) به رهبری مختار کشته شد.[۶۷]

در میان شخصیت‌های مهم زنان ایشان نیز کسانی بودند که افتخار همراهی پیامبر در زندگی و ام‌المؤمنین شدن را داشتند و همچنین همسران برخی بزرگان عرب و برخی نیز شاعره و ادیب بودند:

همسران پیامبر(ص): پنج نفر از همسران پیامبر از این قبیله بودند از جمله: زينب دختر خزيمة بن حارث از بنى‌هلال، معروف به امّ‌المساكين.[۶۸] ميمونه دختر حارث‌ بن حزن.[۶۹] کلابیه [۷۰] شاعه دختر رفاعه از بنی‌کلاب[۷۱] و ضباعه دختر عامربن قُرْط از بنی‌کعب[۷۲] ام‌البنين همسر على بن ابى طالب(ع) و مادر ابوالفضل العباس(ع)،[۷۳] شمر که با‌ ام البنین، مادر حضرت عباس ، که هم قبیله بود، فرزندان ام البنین را نیز از قبیله خود دانست و خواهر زاده خطاب کرد، هرچند آنان اهمیتی به شمر و امان نامه او ندادند،[۷۴]، و همسری هم برای مسلم بن عقیل یاد شده که از قبیله بنی‌عامر بوده و بنابر نقلی، فرزندانی از او نیز در واقعه کربلا شهید شده‌اند.[۷۵] و امّ سعيد همسر عقيل‌ بن ابى‌طالب‏،[۷۶] و صفيّه همسر عبدالمطّلب‏،[۷۷] اشاره کرد.

بعد از همه این تعاملات و مواجهات این قبیله با تشیع در جریان تاریخ، هنوز هم تعامل این قبیله در عزاداری اربعین امام حسین(ع) و یارانش با جریان تشیع ادامه دارد که می‌توان تبلور آن را در دسته عزاداری بنی‌عامر(موکب بنی‌عامر در بصره)، که یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های عزاداری اربعین در عراق است را دید.[۷۸] این دسته هر ساله از ابتدای ماه صفر از بصره حرکت کرده و در تاریخ ۱۹ صفر در کربلا و بین‌الحرمین مستقر می‌شود تا آیین‌های اربعین را برگزار کند. [۷۹]

پانویس

  1. كحالة، معجم قبايل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۱۹۴ و ج۲، ص۷۰۸.
  2. الدِّينَوری، المعارف، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۷۹-۸۷؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۱؛ كحالة، معجم قبايل العرب،۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸ و ص۶۶۰.
  3. ابن‌حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۱۱.
  4. البری، الجوهرة في نسب النبی و اصحابه العشره، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۳.
  5. الحميری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲؛ منتظرالقائم و سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قريش به اسلام»، ص۱۲۰.
  6. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۲؛ البرّی، الجوهرة في نسب النبي و اصحابه العشره،۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۸۲.
  7. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۶۶؛ كحالة، معجم قبايل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۲۷۱ و ج۳، ص۱۱۲۵؛ منتظرالقائم و سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قريش به اسلام»، ص۱۲۱.
  8. احمدبن ابی‌یعقوب، تاريخ اليعقوبی، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  9. الحميری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۲، ص۱۹۰؛ الواقدی، المغازی،۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۴.
  10. ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
  11. كحالة، معجم قبايل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸.
  12. كحالة، معجم قبايل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۹۸۹ و ص۱۱۹۵ و ص۱۲۲۱؛ المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، بی‌تا، ج۶، ص۱۸۸.
  13. الحموی، معجم البلدان، بی‌تا، ج۱، ص۱۹۰.
  14. منتظرالقائم و سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قريش به اسلام»، ص۱۲۱.
  15. كحالة، معجم قبايل العرب، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۲۱.
  16. الحموی، معجم‏ البلدان، بی‌تا، ج۲، ص۱۰۴.
  17. جوادعلی، المفصل،بی‌تا، ج۶، ص۱۸۵.
  18. كحالة، معجم قبايل العرب،۱۳۷۳ش، ج۱، ص۳۲۸.
  19. الحموی، معجم البلدان، بی‌تا، ج۵، ص۹؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۲۱۴.
  20. الحميری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۱، ص ۲۰۰؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص ۳۶۳؛ ترجمه تفسير الميزان، ج‏۲، ص۸۴.
  21. تفسير مقاتل‌بن سليمان، مقاتل، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۱، ص۴۴۸.
  22. مقاتل‌بن سليمان، تفسير مقاتل‌بن سليمان، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۲، ص۳۲.
  23. البغدادی، المنمق في اخبار قريش، بی‌تا، ج۱، ص۱۲۸؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۳۶۵.
  24. مقاتل‌بن سليمان، تفسير مقاتل‌بن سليمان، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۲، ص۳۲.
  25. جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص ۳۷۲؛ مجمع‏ البيان، ۱۳۷۲ش‏، ج ۲، ص ۵۰۸.
  26. الميزان، طباطبایی، ۱۳۹۰ق‏، ج‏۲، ص۵۶.
  27. جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۲۰۶؛ مجمع البيان، طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج‏۱، ص۴۵۹.
  28. مركز فرهنگ و معارف قرآن‏، اعلام قرآن از دايره المعارف قرآن كريم، ۱۳۸۵ش‏، ج‏۳، ص۳۲۲.
  29. ابن عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۶۶-۴۷۳.
  30. ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۶۲.
  31. الحمیری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵.
  32. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴؛ ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۹۷.
  33. خليفةبن خياط، تاريخ خليفة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
  34. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴.
  35. الحمیری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲.
  36. التبیان، الطوسی، بی‌تا، ج۹، ص۲۷۳.
  37. ابن‌عساکر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۱، ص۱۴۱.
  38. ابن الأثير، اسدالغابه، ج۲، ص ۳۱۳.
  39. ابن‌اعثم، الفتوح، بی‌تا، ج۱، ص۱۲.
  40. ابویعلی، مسندابی یعلی،۱۳۶۸ش، ج۱۳، ص۱۴۶.
  41. طبری، تاريخ الرسل والملوك، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۲۶۶.
  42. المسعودی، التنبیه و الاشراف، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  43. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۶۲؛ ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۹۸.
  44. المسعودی، التنبیه و الاشراف، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  45. ابن‌سعد، الطبقات،۱۴۱۰ق، ج۳، ص۹۴.
  46. ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۸، ص۴۴۷ و ج۱۹، ص۳۴ و ج۴۰، ص۲۸۶.
  47. الحميری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۱، ص۴۲۴.
  48. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۴۱.
  49. ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱۰؛ الحميری، السیرة النبویه، بی‌تا، ج۲، ص۵۶۸.
  50. الحمیری، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۲، ص۱۸۴ و ص۱۸۶؛ الواقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۳.
  51. منتظرالقائم و سميعی،«بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قريش به اسلام»، ص۱۲۶.
  52. ابن كثير، البدايه والنهايه، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵
  53. ابوالفتوح رازى،‏ روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ۱۴۰۸ق‏، ج‏۱۵، ص۳۵۶.
  54. الحميری، ابن هشام، السيرة النبوية، بی‌تا، ج۳، ص۷۳۲.
  55. ابن عبد ربه، العقد الفريد،بی‌تا، ج۳، ص۳۰۶.
  56. محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسين بر پايه قرآن، حديث و تاریخ،۱۳۸۸ش، ج۹، ص۱۹۳.
  57. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۳، ص۱۸۷.
  58. الطبری، تاريخ الطبری، ۱۸۷۹م، ج۴، ص۲۰.
  59. مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۹.
  60. الطبری، ابن جرير، تاريخ الطبری تاريخ الرسل والملوک وصله تاريخ الطبری، بی‌تا، ج۵، ص۲۷۰.
  61. ابومخفف، وقعة الطف، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳.
  62. ابومخفف، وقعة الطف، ۱۳۶۷ش، ص۱۸۷.
  63. البلاذری، انساب الاشراف للبلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۸۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق‏، ج۲، ص۸۸.
  64. البلاذری، انساب الاشراف للبلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۱۹ و ص۲۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۲۲.
  65. طبری، تاریخ طبری، ۱۸۷۹م، ج۵، ص۴۵۴.
  66. طبری، تاریخ طبری،۱۸۷۹م، ج۵، ص۴۶۸.
  67. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۰۷.
  68. طبری، المنتخب، بی‌تا، ج۱، ص۸۸.
  69. الحميری، السيرة النبوية، دارالمعرفة، ج۲، ص۶۴۶.
  70. طبری، المنتخب، بی‌تا، ج۱، ص۱۰۳.
  71. ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
  72. ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ۱۴۱۵ق،ج۳، ص۲۴۴.
  73. الدِّينَوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۸۸.
  74. .مفید، الارشاد، قم ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۸۹.
  75. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۹۷۴م، ج۲ ص ۷۰ و ج۶، ص۴۰۷-۴۰۸.
  76. الواقدی، طبقات،۱۴۱۰ق، ج۴، ص۳۱.
  77. ابن‌اثير، اسد الغابة،۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۲.
  78. موكب “بني عامر” يحيي زيارة الأربعين برفع آيات من القرآن، مرکز الاسلام الاصیل للثقافة والاسلام؛ «ما الذي يميز موكب بني عامر وسط ملايين الزائرين؟»، العتبة الحسینیة المقدسة.
  79. «بنی‌عامر بزرگ‌ترین موکب اربعین همراه با هنر و فنون تجسمی»، خبرگزاری ابنا؛ «عزاداری دسته معروف بنی‌عامر در بین‌الحرمین»، پایگاه اطلاع‌رسانی هیأت رزمندگان اسلام.

منابع

  • ابوالفتوح رازى، حسين بن على‏، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن‏، مصحح: ناصح، محمدمهدى‏ و ياحقى، محمدجعفر، مشهد مقدس،‏ آستان قدس رضوى(بنياد پژوهشهاى اسلامى)‏، چاپ اول، ۱۴۰۸ق‏.
  • ابن‌أعثم الكوفی، أحمدبن محمد بن علی، الفتوح، بيروت، دارالندوة الجدیدة، بی‌تا.
  • ابن‌الأثير، عزالدین علی‌ بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌الأثير، عزالدین علی‌ بن محمد، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، طهران، اسماعیلیان، بی‌تا.
  • ابن‌حبان، محمد، الثقات، زیر نظر محمد عبد المعيد خان مدير دائرة المعارف العثمانية، حيدر آباد دكن هند، دائرة المعارف العثمانية، چاپ اول، ۱۳۹۳ق.
  • ابن‌حزم، علی‌ بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دار الكتب العلمية، ۱۳۷۷ش.
  • ابن‌سعد، محمدبن سعد، الطبقات الكبرى، تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، رياض، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌عساكر، تاريخ دمشق، ابوالقاسم علی‌بن الحسن،المحقق: عمرو بن غرامة العمروی، دارالفكر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌قتيبة، المعارف، ابن‌قتيبة الدينوری، القاهرة، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۲م.
  • ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعيل‌ بن عمر بن كثير القرشی البصری ثم الدمشقی، البدایة و النهایة، داارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن‌‏ناقيا، عبدالله بن محمد، الجمان فى تشبيهات القرآن(ترجمه)، مترجم و محقق: مير لوحى، على‏، مشهد، آستان قدس رضوى(بنياد پژوهشهاى اسلامى)‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۴ش‏.
  • البلاذری، احمدبن يحيى، أنساب الأشراف، تحقيق: سهيل زكار، رياض الزركلی، بيروت، دارالفكر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • البلاذری، احمدبن يحيی، فتوح البلدان، قاهرة، مکتبة النهضة المصرية، ۱۹۵۶م.
  • التلمسانی(البری)، محمد بن ابی‌بكر، الجوهرة في نسب النبی و اصحابه العشرة، رياض، دارالرفاعی، ۱۴۰۳ق.
  • الحموی الرومی البغدادی، شهاب الدين ابی‌عبدالله ياقوت‌بن عبدالله، معجم البلدان، المكتبة العلمية، داراحياء التراث العربی، بيروت، بی‌تا.
  • الحميری، ابن‌هشام، السيرة النبوية، دارالمعرفة، بی‌جا، بی‌تا.
  • الدينوری، عبدالله‌ بن مسلم(ابن قتيبة)، الشعر والشعراء(طبقا‌ت‌ الشعراء)، محقق، شاکر، احمد محمد، دار الاثار، قاهره، ۱۳۸۹ش.
  • الذهبی، شمس الدين، سير اعلام النبلاء، المحقق:مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
  • الطبری، محمد بن جرير، المنتَخب من ذيل المذيل من تاريخ الصحابة والتابعين، بيروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • الطبری، محمد بن جرير، تاريخ الطبری(تاريخ الرسل و الملوک وصله تاريخ الطبری)، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • الطبری، محمد بن جرير، تاريخ الطبری(تاريخ الامم و الملوک)، بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۸۷۹م.
  • العصفری، خليفةبن خياط، تاريخ خليفة، محقق:بقی‌بن مخلد، زکار، سهیل، بیروت، دارالفكر.۱۴۱۴ق.
  • المسعودی، علی‌بن الحسین، التنبیه و الاشراف، دارصعب، بیروت، بی‌تا.
  • النميری البصری، ابوزيد عمربن شبه، تاريخ المدينة المنورة (اخبار المدينة النبوية)، فهيم محمد شلتوت، چاپ دوم، بی‌تا.
  • الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، محقق: جونز، مارزدن‌، ۱۴۰۹ق.
  • جواد علی، المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • رازى، ابوالفتوح حسين‌ بن على، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن‏، مصحح: ناصح، محمدمهدى؛ ياحقى، محمدجعفر، مشهد، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهش‌هاى اسلامى‏، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.‏
  • زوزنی، حسین بن احمد، شرح المعلقات السبع، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۸۳ش.
  • سيوطى، عبدالرحمن‌ بن ابى بكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • شبسترى، عبدالحسين‏، أعلام القرآن، قم‏، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‏، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.‏
  • طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسى، فضل‌ بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، يزدى طباطبايى، فضل الله، رسولى، هاشم، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طوسى، محمدبن حسن‏،(۴۶۰ ه. ق‏)، التبيان في تفسير القرآن‏، مصحح: عاملى، احمد حبيب‏، بيروت‏، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ اول، بی‌تا.
  • كحالة، عمر رضا، معجم قبائل العرب، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۳۷۳ش.
  • مجلسى، محمدباقربن محمدتقى‏، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، محقق: علوى، عبدالزهراء، محمودى، محمدباقر،بيروت،‏ دار إحياء التراث العربي‏، چاپ اول، بی‌تا.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحديث، ۱۳۸۸ش.
  • مركز فرهنگ و معارف قرآن‏، اعلام قرآن از دايره المعارف قرآن كريم، قم‏، بوستان كتاب قم(انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، چاپ اول، ۱۳۸۵ش‏.
  • مسند ابی‌ یعلی، ابویعلی الموصلی احمدبن علی‌بن المثنی، دارالمأمون للتراث، دمشق، ۱۳۶۸ش.
  • معرفت، محمدهادى، ‏التمهيد في علوم القرآن، قم‏، مركز مديريت‏ حوزه علميه قم، چاپ سوم، ۱۴۱۰ق.
  • مفيد، محمد بن محمد، الاختصاص، مصحح:غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، قم، ‏الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق‏‏.
  • مفيد، محمد بن محمد، الارشاد في معرفة حجج الله على العباد، مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم‏، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق‏،‏.
  • مقاتل‌بن سليمان، تفسير مقاتل‌بن سليمان، شحاته، عبدالله محمود، بيروت، دار إحياء التراث العربي، اول، ۱۴۲۳ق.
  • منتظرالقائم، اصغر و محمدعلی، سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قريش به اسلام»، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، سال نهم، شماره دوم، ج۳۳، پاييز و زمستان ۱۳۹۱.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ اليعقوبی، بیروت، دار صادر، چاپ اول، بی‌تا.