قبیله بنیعامر
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| وجه نامگذاری | از عامر بن صعصعه |
| صدر خاندان | عامر بن صعصعه |
| بنیانگذار | قیس بن عیلان |
| خاستگاه | مکه |
| عصر | از قبل از اسلام |
| مکان استقرار | منطقه حجاز، اطراف مکه و مدینه |
| حوادث | بئر معونه، یوم شِعب جَبَله، یوم خزاز، یوم الفتاة |
قبیله بنیعامِر یکی از قبایل کهن عدنانی و از تیرههای بزرگ هوازن است که پیشینهاش در شبهجزیره عربستان به قبل از اسلام برمیگردد. این قبیله در حجاز، نجد و طائف سکونت داشت و بعدها گروههایی از آنان به شام و مصر کوچ کردند. بنیعامر در برابر دعوت پیامبر(ص) مواضع متفاوتی داشتند؛ گروهی مسلمان شدند و برخی مخالفت کردند. شماری از رسوم جاهلی آنان با آیات قرآن اصلاح شد. پس از رحلت پیامبر، گروهی از آنان از اسلام روی گرداندند، اما برخی در حکومت و فتوحات حضور یافتند. از شخصیتهای مهم این قبیله میتوان به شمر و امالبنین اشاره کرد. موکب بنیعامر بصره از بازماندگان این قبیله بهشمار آمدهاند که در آیین اربعین حضور دارد.
معرفی قبیله
بنیعامر از قبايل بزرگ و مهم شبه جزیره عربستان و از فرزندان عامر بن صَعصَعة بن معاویة بن بكر بن هوازن، از قبایل عَدنانی بودند كه از شاخه قیس بن عیلان منشعب شدند.[۱] منسوبان این قبیله را عامری میخوانند.[۲] از عامر بن صعصعه چهار پسر به نامهای هِلال، رَبیعه، نمیر و سواءه باقی ماندند و تیرههای مختلف بنیعامر از نسل آنان شکل گرفتند.[۳] در گزارشی دیگر، بنیعامر به دو شاخه بنیحِسل و بنیمَعیص تقسیم شده است.[۴] اجداد بنیعامر و پیامبر اسلام(ص) در «مُضَر» مشترک بودند.[۵] برخی پژوهشگران نسب آنان را به لؤی بن غالب، جد هشتم پیامبر، رساندهاند.[۶]
پیش از اسلام، بنیعامر در جنگهای قبیلهای متعددی شرکت داشت.[۷] مهمترین آنها نبرد با سپاه یمنی در تُربه در سال ۵۴۷م بود که به شکست آنان انجامید و برخی آن را مرتبط با ماجرای اصحاب فیل دانستهاند.[۸] بنیعامر با یهودیان بنینَضیر[۹] و بنیقُرَیظه[۱۰] نیز روابط و اتحاد قبیلهای داشتند.
نَجد و سپس نواحی طائف از سکونتگاههای نخستین آنان دانسته شده[۱۱] و در مجموع، بخشهایی از حجاز، از جمله اطراف مکه و مدینه، فدک، طائف و نجد[۱۲] و برخی نواحی نزدیک یمن محل سکونت آنان بوده است.[۱۳] برخی منابع نیز از سکونت آنان در اطراف کوه ابوقبیس، نزدیک شعب ابیطالب، در کنار مسعی در مکه یاد کردهاند؛ شعب ابیطالب گاه «شعب بنیعامر» نامیده شده است.[۱۴] بعدها گروههایی از آنان به سوی شام، مصر و مغرب کوچ کردند.[۱۵]
گفته شده موکب بنیعامر در بصره، از بازماندگان قبیله بنیعامر در دورههای بعدی است و از بزرگترین دستههای عزاداری اربعین در عراق به شمار میرود. اعضای این موکب با حضور در کربلا و بینالحرمین، در آیینهای اربعین شرکت میکنند.[۱۶]
مواجهه با دعوت پیامبر(ص) به اسلام
بنیعامر در برابر دعوت پیامبر(ص) رویکرد یکسانی نداشتند؛ گروهی اسلام آوردند، برخی با پیامبر و مسلمانان مخالفت کردند و گروهی نیز موضعی بیطرفانه داشتند.[۱۷] شماری از بزرگان آنان با حضور نزد پیامبر درباره حقیقت اسلام و نسبت آن با دیگر ادیان الهی پرسش کردند و پس از شنیدن پاسخهای وی[۱۸] و یا درخواست معجزه اسلام آوردند.[۱۹] پس از فتح مکه، گروهی از تازهمسلمانان بنیعامر در جنگ حنین در کنار پیامبر(ص) با خویشاوندان هوازنی خود جنگیدند و در شمار «مؤلَّفة قلوبهم» قرار گرفتند که در آیه ۶۰ سوره توبه از آنان یاد شده است.[۲۰] در سال نهم هجری نیز تیرههایی مانند بنیرُؤاس و بنیکِلاب هیئتهایی به مدینه فرستادند[۲۱] و پیامبر با مأمورکردن افرادی از آنان برای جمعآوری زکات،[۲۲] اهدای هدایا و نوشتن نامههایی برای تأیید اسلامشان، این همکاری را تقویت کرد.[۲۳]
در مقابل، گروهی از بنیعامر با اسلام مخالفت کردند و اسلامآوردن قبایل غِفار، اَسلم و جُهَینه را به تمسخر گرفتند. این موضع در آیه ۱۱ سوره احقاف نکوهش شده است.[۲۴] برخی بزرگان بنیعامر، پذیرش اسلام و حمایت از پیامبر(ص) را مشروط به جانشینی خود یا دریافت سهمی از غنایم کردند و پس از رد درخواستشان با پیامبر مخالفت کردند.[۲۵] از جمله، بَیحَرة بن فِراس از پذیرش اسلام خودداری کرد[۲۶] و عَامِر بن طُفَیل[۲۷] که در ماجرای بِئر مَعُونَه، با همکاری بنیسلیم، مبلغان اعزامی پیامبر را به شهادت رساند.[۲۸]
اصلاح آیینهای جاهلی در اسلام
بنیعامر پیش از اسلام بتپرست و از نگهدارندگان بت ذواللبا بودند[۲۹] و برخی رسوم جاهلی آنان با نزول آیات قرآن اصلاح یا رد شد.[۳۰] آنان در ماههای حرام مرتکب قتل و غارت میشدند و سعی میان صفا و مروه و وقوف در عرفات را از شعائر نمیدانستند؛ این باورها با نزول آیه ۲ سوره انعام اصلاح شد.[۳۱] طواف برهنه یا واداشتن دیگران به آن نیز با نزول آیه ۲۶ سوره اعراف ممنوع شد.[۳۲] همچنین باور به واردنشدن محرم از درِ خانه و ورود از پشت آن،[۳۳] با آیه ۱۸۹ سوره بقره رد شد؛[۳۴] هرچند درباره نسبت این باور به همه حمسیها اختلاف وجود دارد.[۳۵] آنان برخی محصولات کشاورزی و گوشت حیوانات را نیز بر اساس باورهای جاهلی حرام میدانستند که این محدودیتها با آیات ۱۰۳ سوره مائده و ۱۶۸ سوره بقره از میان رفت.[۳۶]
بنیعامر پس از پیامبر اسلام
پس از رحلت پیامبر(ص)، گروهی از بنیعامر با پیروی از طلیحة بن خویلد اسدی، پیامبر دروغینِ سرزمین نجد، از اسلام روی گرداندند[۳۷] و از پرداخت زکات به حکومت مدینه خودداری کردند. ابوبکر، خالد بن ولید را برای سرکوب آنان فرستاد[۳۸] و با شکست این گروه، شورش آنان پایان یافت.[۳۹] در دوره خلفا، برخی از شخصیتهای بنیعامر به حکومت و کارگزاری منصوب شدند[۴۰] و گروههایی از آنان نیز در فتوحات حضور داشتند.[۴۱] همچنین در دوره حکومت علی(ع) و درگیری او با معاویه، افرادی از بنیعامر در هر دو جبهه حضور داشتند.[۴۲]
شخصیتهای مهم بنیعامر
برخی شخصیتهای بنیعامر در جریانهای مخالف اسلام و تشیع، و برخی دیگر در میان یاران اسلام و اهلبیت(ع) قرار داشتند:
- سهیل بن عمرو: از بزرگان و خطیبان قریش و مخالف سرسخت جانشینی امام علی(ع)؛ از حامیان خلافت ابوبکر و مؤثر در بیعت انصار با او.[۴۳]
- عمرو بن عَبدُوُدّ: از جنگجویان نامدار عرب؛[۴۴] در جنگ خندق به دست امام علی(ع) کشته شد.[۴۵]
- شِمْرِ بْن ذِیالْجَوْشَن: از بنیعامر و از یاران امام علی(ع) در صفین؛[۴۶] بعدها به معاویه پیوست[۴۷] و از عوامل اصلی واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) بود[۴۸] و سرانجام به دست یاران مختار کشته شد.[۴۹]
- زینب دختر خزیمه: از بنیهلال و همسر پیامبر(ص)، مشهور به «امالمساکین».[۵۰]
- میمونه دختر حارث: از همسران پیامبر(ص).[۵۱]
- کلابیه: همسر پیامبر.[۵۲]
- شاعه دختر رفاعه: از بنیکلاب و از همسران پیامبر(ص).[۵۳]
- امالبنین: همسر امام علی(ع) و مادر حضرت عباس(ع)؛ از زنان برجسته بنیعامر.[۵۴]
- همسر مسلم بن عقیل: از بنیعامر؛ بنابر نقلی، فرزندانش در واقعه کربلا به شهادت رسیدند.[۵۵]
- امسعید: همسر عقیل بن ابیطالب.[۵۶]
- صفیه: همسر عبدالمطّلب.[۵۷]
پانویس
- ↑ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۱۹۴ و ج۲، ص۷۰۸؛ ابنقتیبة دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۷۹-۸۷؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۱؛ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸ و ص۶۶۰.
- ↑ ابنحبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۱۱.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۲؛ برّی، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشره،۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۸۲.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۶۶؛ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۲۷۱ و ج۳، ص۱۱۲۵؛ منتظرالقائم و سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنیعامر قریش به اسلام»، ص۱۲۱.
- ↑ برّی، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشره، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۳.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۳۶۲؛ منتظرالقائم و سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنیعامر قریش به اسلام»، ص۱۲۰.
- ↑ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش، ج۱، ص۳۲۸؛ حموی، معجم البلدان، بیتا، ج۲، ص۱۰۴.
- ↑ جوادعلی، المفصل،بیتا، ج۶، ص۱۸۵.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۱۹۰؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۴.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
- ↑ کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸.
- ↑ کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۹۸۹ و ص۱۱۹۵ و ص۱۲۲۱؛ المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، بیتا، ج۶، ص۱۸۸.
- ↑ حموی، معجم البلدان، بیتا، ج۱، ص۱۹۰.
- ↑ منتظرالقائم و سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنیعامر قریش به اسلام»، ص۱۲۱.
- ↑ کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۲۱.
- ↑ «موکب “بنیعامر” یحیی زیارة الأربعین برفع آیات من القرآن»، مرکز الاسلام الاصیل للثقافة والاسلام؛ «ما الذی یمیز موکب بنیعامر وسط ملایین الزائرین؟»، العتبة الحسینیة المقدسة؛ «بنیعامر بزرگترین موکب اربعین همراه با هنر و فنون تجسمی»، خبرگزاری ابنا.
- ↑ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۲۲.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۶۶-۴۷۳.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۶۲.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴؛ ابنشبه، تاریخ المدینه، بیتا، ج۲، ص۵۹۷.
- ↑ ابنخیاط، تاریخ خلیفة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴.
- ↑ التبیان، الطوسی، بیتا، ج۹، ص۲۷۳.
- ↑ نگاه کنید به: ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۱، ص۴۲۴؛ ابنشبه، تاریخ المدینه، بیتا، ج۲، ص۵۱۹؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱۰؛ ابنهشام، السیرة النبویه، دارالمعرفة، ج۲، ص۵۶۸.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۱، ص۴۲۴.
- ↑ ابنشبه، تاریخ المدینه، بیتا، ج۲، ص۵۱۹؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱۰؛ ابنهشام، السیرة النبویه، دارالمعرفة، ج۲، ص۵۶۸.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۱۸۴ و ص۱۸۶؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۳.
- ↑ حموی، معجم البلدان، بیتا، ج۵، ص۹؛ جوادعلی، المفصل، بیتا، ج۱۱، ص۲۱۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۱، ص ۲۰۰؛ جوادعلی، المفصل، بیتا، ج۱۱، ص ۳۶۳؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲، ص۸۴.
- ↑ تفسیر مقاتلبن سلیمان، مقاتل، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۴۸.
- ↑ مقاتلبن سلیمان، تفسیر مقاتلبن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۲.
- ↑ جوادعلی، المفصل، بیتا، ج۱۱، ص ۳۷۲؛ مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج ۲، ص ۵۰۸.
- ↑ المیزان، طباطبایی، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۵۶.
- ↑ جوادعلی، المفصل، بیتا، ج۱۱، ص ۳۷۲؛ مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج ۲، ص ۵۰۸.
- ↑ جوادعلی، المفصل، بیتا، ج۱۱، ص۲۰۶؛ مجمع البیان، طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۴۵۹.
- ↑ ابناعثم، الفتوح، بیتا، ج۱، ص۱۲.
- ↑ ابویعلی، مسندابی یعلی،۱۳۶۸ش، ج۱۳، ص۱۴۶.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل والملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۲۶۶.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۱، ص۱۴۱.
- ↑ ابنالأثیر، اسدالغابه، ج۲، ص ۳۱۳.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۸، ص۴۴۷ و ج۱۹، ص۳۴ و ج۴۰، ص۲۸۶.
- ↑ منتظرالقائم و سمیعی،«بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنیعامر قریش به اسلام»، ص۱۲۶.
- ↑ ابنکثیر، البدایه والنهایه، بیتا، ج۴، ص۱۰۵
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۳، ص۷۳۲.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ۱۸۷۹م، ج۴، ص۲۰.
- ↑ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۱۹ و ص۲۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۲۲.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۰۷.
- ↑ طبری، المنتخب، بیتا، ج۱، ص۸۸.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۶۴۶.
- ↑ طبری، المنتخب، بیتا، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
- ↑ ابنقتیبه دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۸۸.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۹۷۴م، ج۲ ص ۷۰ و ج۶، ص۴۰۷-۴۰۸.
- ↑ واقدی، طبقات، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۳۱.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابة،۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۲.
منابع
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مصحح: ناصح، محمدمهدی و یاحقی، محمدجعفر، مشهد مقدس، آستان قدس رضوی(بنیاد پژوهشهای اسلامی)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- ابنأعثم، احمد بن محمد، الفتوح، بیروت، دارالندوة الجدیدة، بیتا.
- ابنأثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
- ابنأثیر، علی بن محمد، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، طهران، اسماعیلیان، بیتا.
- ابنحبان، محمد، الثقات، زیر نظر محمد عبد المعید خان مدیر دائرة المعارف العثمانیة، حیدر آباد دکن هند، دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، ۱۳۹۳ق.
- ابنحزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۳۷۷ش.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، ریاض، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
- ابنعساکر، تاریخ دمشق، ابوالقاسم علیبن الحسن،المحقق: عمرو بن غرامة العمروی، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
- ابنقتیبة دینوری، المعارف، القاهرة، الهيئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
- ابنکثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری ثم الدمشقی، البدایة و النهایة، داارالفکر، ۱۴۰۷ق.
- ابنناقیا، عبدالله بن محمد، الجمان فی تشبیهات القرآن(ترجمه)، مترجم و محقق: میر لوحی، علی، مشهد، آستان قدس رضوی(بنیاد پژوهشهای اسلامی)، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار، ریاض الزرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- برّی، محمد بن ابیبکر، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشرة، ریاض، دارالرفاعی، ۱۴۰۳ق.
- حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، المکتبة العلمیة، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، بیجا، دارالمعرفة، بیتا.
- طبری، محمد بن جریر، المنتَخب من ذیل المذیل من تاریخ الصحابة والتابعین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیتا.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری(تاریخ الرسل و الملوک وصله تاریخ الطبری)، بیجا، بینا، بیتا.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری(تاریخ الامم و الملوک)، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۸۷۹م.
- ابنخیاط، خلیفه، تاریخ خلیفة، محقق:بقیبن مخلد، زکار، سهیل، بیروت، دارالفکر.۱۴۱۴ق.
- مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، دارصعب، بیروت، بیتا.
- ابنشبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة (اخبار المدینة النبویة)، فهیم محمد شلتوت، چاپ دوم، بیتا.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، محقق: جونز، مارزدن، ۱۴۰۹ق.
- جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیجا، بینا، بیتا.
- رازی، ابوالفتوح حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مصحح: ناصح، محمدمهدی؛ یاحقی، محمدجعفر، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- زوزنی، حسین بن احمد، شرح المعلقات السبع، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۸۳ش.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- شبستری، عبدالحسین، أعلام القرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، یزدی طباطبایی، فضل الله، رسولی، هاشم، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح: عاملی، احمد حبیب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا.
- کحالة، عمر رضا، معجم قبائل العرب، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۳۷۳ش.
- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، محقق: علوی، عبدالزهراء، محمودی، محمدباقر،بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا.
- محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۸ش.
- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب قم(انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- ابویعلی الموصلی، احمد بن علی، مسند ابییعلی، دار المأمون للتراث، دمشق، ۱۳۶۸ش.
- معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ سوم، ۱۴۱۰ق.
- مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، مصحح:غفاری، علی اکبر و محرمی زرندی، محمود، قم، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق،.
- مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتلبن سلیمان، شحاته، عبدالله محمود، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، اول، ۱۴۲۳ق.
- منتظرالقائم، اصغر و محمدعلی، سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنیعامر قریش به اسلام»، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، سال نهم، شماره دوم، ج۳۳، پاییز و زمستان ۱۳۹۱.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، چاپ اول، بیتا.