پرش به محتوا

حدیث اعتلا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
S.bahrami (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
S.bahrami (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
(بدون تفاوت)

نسخهٔ ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۵۲

حدیث اعتلا
اطلاعات روایت
موضوعبرتری مسلمان بر کافر
صادره ازپیامبر اسلام(ص)
راویانشیخ صدوق
منابع شیعهمن‌ لا یحضره الفقیه
منابع سنیسنن الدارقطنی
مؤید قرآنیآیه نفی سبیل
احادیث مشهور
حدیث سلسلةالذهبحدیث ثقلینحدیث کساءمقبوله عمر بن حنظلةحدیث قرب نوافلحدیث معراجحدیث ولایتحدیث وصایتحدیث جنود عقل و جهلحدیث شجره


حدیث اعتلا روایتی منقول از پیامبر اسلام(ص) که به برتری دین اسلام بر دیگر ادیان و عدم تسلط کافر بر مسلمان اشاره دارد. افرادی همچون سید حسن بجنوردی، ضعف سندی حدیث اعتلا را با وجود شهرت عملی و اطمینان به صدور، قابل جبران دیده‌ و آن را مورد استناد قرار داده اند.

عده‌ای از حدیث‌پژوهان، ارتباط حدیث اعتلا با نفی تسلّط کافر بر مسلمان را رد کرده‌ و معتقدند این روایت مختص به اعتلای دین اسلام بر دیگر ادیان است؛ ولی با توجه به تشکیل شدن دین اسلام از مجموعه احکام و قوانین، هرگاه گفته شود اسلام علو و برتری دارد منظور آن است که خدا احکام را به گونه‌ای تشریع کرده است که در تمامی آن‌ها کافر هیچ‌گونه تسلّطی بر مسلمان ندارد. برای تأیید مضمون حدیث به آیه نفی سبیل استناد شده است.

متن روایت

عنه صلی الله عليه و آله : اَلأِسلامُ يَعْلُو وَ لا يُعلي عَليْهِ وَ الْكُفّارُ بِمَنْزِلَةِ الْمَوْتي لا يَحْجُبونَ وَ لا يُورِثُونَ.


پیامبر خدا(ص) فرمود: اسلام هميشه (نسبت به ديگر ادیان) برتري دارد و هيچ چيزي بر آن برتري ندارد و كافران به منزله مرده‌ها هستند كه نه مانع ارث مي شوند و نه ارث مي برند.[۱]


معرفی و جایگاه

حدیث اعتلا، روایتی نبوی است که در کتاب من‌ لایحضره‌ الفقیه [۲] از کتب اربعه شیعه و کتاب سنن الدارقطنی [۳] از منابع روایی اهل سنت نقل شده است و مورد توجه افرادی همچون شیخ مفید و سید‌مرتضی قرار گرفته است.[۴] همچنین این حدیث به عنوان مدرکی برای اثبات قاعده نفی سبیل مورد توجه فقهاء قرار گرفته است؛ [۵] که در آن علاوه بر عدم تسلّط کافر بر مسلمان، به برتری دین اسلام بر دیگر ادیان نیز اشاره شده است.[۶] حدیث اعتلا بیان‌کننده احکام و قوانینی است[۷] که به موجب آن هر گونه تسلّطی از کافر بر مسلمان در تمامی شئون، همچون عقود، ایقاعات، ولایات، معاهدات و ازدواج‌ نفی شده است.[۸]این روایت دربردارنده دو جمله بوده که هر کدام بیانگر عدم تسلّط کافر بر مسلمان است:[۹]

  1. مفاد جمله اثباتی (یعلو و لایعلی علیه) در ارتباط با احکام و قوانینی است که در اسلام جعل شده و در آن علو و برتری مسلمان در تمامی شئون مورد توجه قرار گرفته است.[۱۰]
  2. مفاد جمله سلبی (لا يَحْجُبونَ وَ لا يُورِثُونَ) به نفی تسلط کافر بر مسلمان در احکام و قوانین وضع شده در اسلام اشاره دارد.[۱۱]

اعتبار

معتبر بودن حدیث اعتلا از دو جهت مورد توجه حدیث‌پژوهان قرار گرفته است؛ از جهت سند و اطمینان صدور آن از پیامبر اسلام(ص) و از جهت معنا و مفهوم حدیث که دلالت بر عدم تسلّط کافر بر مسلمان داشته باشد.

سند

در سلسله راویان این حدیث ابهاماتی وجود دارد که باعث شده برخی سند آن را ضعیف بدانند.[۱۲] در مقابل برای اعتبار بخشیدن به روایت و جبران ضعف سند، حدیث‌پژوهان به شهرت عملی و اطمینان به صدور روایت استناد کرده‌اند.[۱۳] شیخ صدوق این روایت را در کتاب من‌لایحضره‌الفقیه از کتب اربعه شیعه نقل کرده است.[۱۴] عبدالاعلی سبزواری(۱۲۸۹-۱۳۷۲ش) در تفسیر مواهب الرحمان با استناد به آیه نفی سبیل، حدیث اعتلا را معتبر دانسته است.[۱۵]

دلالت

برخی در دلالت حدیث اعتلا خدشه وارد کرده و آن را در مقام بیان معرفی دین اسلام به عنوان برترین آئین توحیدی معرفی کرده‌اند و گفته‌اند: این روایت ارتباطی با نفی تسلّط کافر بر مسلمان ندارد.[۱۶] در پاسخ گفته‌ شده است: دین اسلام عبارت است از مجموعه احکام و قوانین، هرگاه گفته شود اسلام علو و برتری دارد، یعنی از سوی خداوند احکام به گونه‌ای تشریع شده است که در تمامی آن‌ها کافر نمی‌تواند تسلّط و علوّی بر مسلمان داشته باشد.[۱۷]

کاربردهای حدیث

حدیث اعتلا دربردارنده نکات و مطالبی است که هر کدام از آن‌ها مورد توجه عالمانی از علوم مختلف اسلامی قرار گرفته است.[۱۸] به گفته مرتضی مطهری، متفکر و نویسنده شیعه در قرن چهاردهم هجری، به طور کلی کاربردهای حدیث اعتلا، با توجه به مضمون آن (اعتلای اسلام ـ عدم تسلط کافر بر مسلمان) در سه عنوان خلاصه می‌شود:[۱۹]

  1. فقهی: در بین تمامی احکام و قوانین اسلامی، عدم تسلط کافر بر مسلمان مورد توجه بوده است. [۲۰]
  2. کلامی: در عرصه احتجاج و استدلال، منطق اسلام بر هر منطقی برتری و غلبه داشته است. [۲۱]
  3. اجتماعی: در ارتباط با امور اجتماعی، اسلام با توجه به نیازمندی‌های جامعه بشری، قوانینی را وضع کرده است.[۲۲]

ارتباط با آیه نفی سبیل

مضمون هر یک از آیه نفی سبیل و حدیث اعتلا عدم تسلط کافر است؛[۲۳] با این توضیح که یک ارتباط منطقی بین آن دو برقرار بوده [۲۴] به گونه‌ای که مضمون روایت بیانگر عدم تسلط کافر بر مسلمان است و آیه اشاره به عدم تسلط کافر بر مؤمن دارد و طبق بیان قرآنی که معنای مؤمن اخص از مسلمان دانسته شده است؛[۲۵] معنا و مفهوم آیه نفی سبیل نیز اخص از روایت است.[۲۶]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • حاجی علی، فریبا، «تأملی بر آیه نفی سبیل با تأکید بر مفهوم واژه سبیل»، مندرج در پرتال جامع علوم و معارف قرآن، تاریخ درج ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ش، تاریخ بازدید ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
  • سبزواری، عبدالاعلی، مواهب الرحمان في تفسير القرآن، بیروت، موسسه اهل بيت(ع)، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا يحضره الفقيه‌، قم، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌، ۱۴۱۳ق‌. ‌
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • فاضل لنکرانی، محمدجواد، القواعدالفقهیه، قم، مرکز فقهی أئمه أطهار علیهم‌السلام، ۱۳۸۳ش.
  • مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
  • مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، صدرا، ۱۳۷۹ش.
  • موسوی بجنوردى، حسن، القواعد الفقهية، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۷ش.
  • موسوی بجنوردى، محمد، قواعد فقهيه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
  • دارقطنی، علی بن عمر، سنن الدارقطنی، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۴ق.
  1. شیخ صدوق، من‌لا‌یحضره‌الفقیه، ج۴، ص۳۳۴.
  2. شیخ صدوق، من‌ لا‌یحضره‌ الفقیه، ج۴، ص۳۳۴.
  3. دارقطنی، سنن الدارقطنی،۱۴۲۴ق، ج۴،ص۳۷۰.
  4. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۵۲ـ۳۵۳.
  5. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۵۸.
  6. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۵۸.
  7. فاضل لنکرانی، القواعد الفقهية، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۲۳۸.
  8. فاضل لنکرانی، القواعد الفقهية، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۲۳۸.
  9. موسوی بجنوردی، القواعدالفقهیه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۹۰.
  10. موسوی بجنوردی، القواعدالفقهیه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۹۰.
  11. موسوی بجنوردی، القواعدالفقهیه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۹۰.
  12. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱،ص۳۵۲ـ۳۵۳.
  13. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱،ص۳۵۲ـ۳۵۳.
  14. موسوی بجنوردی، قواعدفقهیه، ۱۳۷۹ش، ج۱، ‌ ص۳۵۲ـ۳۵۳.
  15. موسوی سبزواری، مواهب الرحمان فی تفسير القرآن، ج‏۱۰، ص۴۳.
  16. موسوی بجنوردی، قواعد‌ فقهیه، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۳۵۵.
  17. موسوی بجنوردی، قواعد‌ فقهیه، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص.۳۵۵.
  18. مطهری، حماسه حسینی،۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۲۶.
  19. مطهری، حماسه حسینی،۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۲۶.
  20. مطهری، حماسه حسینی،۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۲۶.
  21. مطهری، حماسه حسینی،۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۲۶.
  22. مطهری، حماسه حسینی،۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۲۶.
  23. حاجی علی، بر آیه نفی سبیل با تأکید بر مفهوم واژه سبیل»
  24. حاجی علی، بر آیه نفی سبیل با تأکید بر مفهوم واژه سبیل»
  25. سوره حجرات، آیه ۱۴
  26. حاجی علی، بر آیه نفی سبیل با تأکید بر مفهوم واژه سبیل»