نبوت

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از پیامبر)
پرش به: ناوبری، جستجو
اسلام
کتیبه مسجد.png

نبوت به معنای پیغام‌آوری از جانب خداوند برای هدایت انسان‌ها است. برای تحقق هدف آفرینش و رسیدن انسان به کمال مطلوب، ارسال پیامبران ضرورت دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های پیامبران بدین قرار است: دریافت وحی، معجزه و عصمت.

آموزه نبوت را از اصول دین به شمار آورده‌اند که باور به آن شرط مسلمانی است. این آموزه در اسلام به معنای پیامبری حضرت محمد(ص) و پیامبرانی است که در قرآن یا سنت نبوی از آنان یاد شده است. نبوت با حضرت آدم(ع) آغاز شده و بنابر آیه صریح قرآن کریم، با نبوت حضرت محمد(ص) پایان یافته است. شیعیان و اهل سنت در این باور با یکدیگر همراه‌اند.

بر اساس آیات قرآن و روایات، شیعیان معتقدند پس از پایان نبوت، خداوند امامان را برای حفظ و تبیین دین قرار داده است.

مفهوم شناسی

معنای لغوی

نبوت از ریشه نبأ یا نبو است. این ماده در زبان عربی در چند معنا به کار رفته است که عبارت‌اند از: خبردهنده،[۱] مکان مرتفع،[۲] خروج از مکان،[۳] راه روشن،[۴] و صدای مخفی.[۵]

رسالت اسم مصدر[۶] از ریشه "ر(س) ل" و به معنای پیام، کتاب، پیغمبری، مأموریت و فرستادگی است[۷] و جمع آن رسائل[۸] و رسالات[۹] است.

رسول نیز مصدر از ماده رسل است که در اصل به معنای برخاستن همراه با آرامش است و در اصطلاح دینی به معنای پیام آور و فرستاده برای تبلیغ احکام[۱۰] و مطالبی است که به او وحی شده است.[۱۱]

معنای اصطلاحی

اندیشمندان اسلامی از هر مسلک و مرامی، تعریفی برای نبوت ذکر کرده‌اند. عده‌ای نبوت را با لوازم و ویژگی‌های آن بیان کرده‌اند و عده‌ای دیگر، سعی در ارائه تعریف دقیق و جامعی از آن داشته‌اند. ویژگی مشترک در تمامی این تعریف‌ها، چند نکته است:

  • نبی حتماً انسان است؛[۱۲]
  • هدف دعوت، هدایت انسان‌ها است؛[۱۳]
  • محتوای دعوت، معارف الهی و معارفی است که از جنبه نظری و عملی بر زندگی مردم و رساندن آنان به سعادت دنیا و آخرت مؤثر باشد؛[۱۴]
  • منبع خبر، خداوند است؛[۱۵]
  • دریافت وحی بدون وساطت بشر دیگر است؛[۱۶]
  • نبی پیام الهی را به مردم ابلاغ می‌کند.[۱۷]

بنابراین می‌توان پیامبر را انسانی دانست که به جهت هدایت انسان‌ها برانگیخته شده تا معارفی را بدون واسطه انسانی دیگر، از مبدأ الهی دریافت و به مردم ابلاغ نماید.[۱۸]

ضرورت ارسال پیامبران

مسئله نیازمندی انسان به دین و ضرورت انبیا از مباحث مهم کلامی است و متکلمان و فلاسفه همواره به آن پرداخته‌اند. این مسئله از زمان‌های گذشته محل بحث علمای مختلف بوده است. در این میان تنها گروهی از پیروان آیین هندو به نام براهمه، بعثت پیامبران الهی و نزول شرایع آسمانی را لغو می‌دانستند و سایر اندیشمندان با قبول پسندیده و حکمت‌آمیز بودن بعثت، در مورد ضرورت یا عدم ضرورت آن بر خداوند بحث کرده‌اند. در قرون اخیر نیز برخی فلاسفه مغرب زمین با افیون خواندن ادیان، وجود ادیان و پیامبران الهی را نه تنها ضروری نمی‌دانند، بلکه آن را زیانبار و مانع رشد و آزادی بشر و افیون ملت‌ها معرفی کرده‌اند.[۱۹]

استدلال‌های مختلفی برای ضرورت ارسال پیامبران ارائه شده است. برخی از این استدلال‌ها، جنبه برون‌دینی دارد و برخی صرفاً بر اساس مبانی و مباحث دینی است.

رویکرد برون‌دینی

بر اساس مباحث نظری علوم انسانی، خداوند لازم است پیامبرانی را برای هدایت انسان بفرستد. اثبات این ضرورت با چند مقدمه ثابت می‌شود:

  1. خداوند آفریننده انسان است و از این آفرینش هدفی را دنبال می‌کند. این هدف به کمال رسیدن انسان است؛
  2. انسان، موجودی دارای اراده و اختیار است و بر اساس قاعده لطف لازم است خداوند دانش لازم برای تشخیص مسیر درست زندگی و رسیدن به کمال را در اختیار بشر قرار دهد.
  3. علم تجربی و عقل به تنهایی برای شناسایی همه جنبه‌های مادی و معنوی زندگی کافی نیستند.
  4. خداوند لازم است از مسیر دیگری غیر از حس و عقل، راه را به انسان نشان دهد.
  5. همه انسان‌ها امکان ارتباط وحیانی با عالم غیب را ندارند، از این رو لازم است خداوند افرادی که آمادگی این ارتباط را دارند انتخاب نموده و از طریق آنها هدف و مسیر درست زندگی را برای بشر بیان کند.[۲۰]

رویکرد درون دینی

در متون دینی، حکمت بعثت انبیا این موارد است:

  • زنده کردن امور فطری و بر طرف کردن ابهامات پیش روی عقل؛[۲۱]
  • اتمام حجت بر بندگان و بستن راه عذر و بهانه؛[۲۲] [۲۳]
  • ابلاغ شریعت و رساندن و تبیین احکام الهی به مردم؛[۲۴]
  • تعلیم و تربیت مردم؛[۲۵]
  • اقامه عدالت و قسط و جلوگیری از ظلم و ستم بندگان به یکدیگر؛[۲۶]
  • آزادی بندگان از بندگی طاغوت و ستم و سیطره بندگان دیگر.[۲۷] [۲۸]

همه امت‌ها پیامبر داشتند

بر اساس آیه ۲۴ سوره فاطر[یادداشت ۱] هر امتی در جهان دارای نَذیر و بیم‌دهنده‌ای است و محدوده جغرافیایی خاصی برای این حکم وجود ندارد، هرچند بیشتر پیامبرانی که نام آنها را می‌دانیم در منطقه خاورمیانه می‌زیستند. بیشتر مفسران، منظور از نذیر در این آیه را رسولان الهی می‌دانند و برخی با گسترده دانستن مفهوم، هر بیم‌دهنده‌ای حتی عالمان دینی را نذیر دانسته اند.[۲۹]

خالی نماندن زمین از حجت

کلینی در اصول کافی ۱۹ حدیث آوره که بر اساس آنها زمین از حجت خدا خالی نخواهد بود،[۳۰] بر این اساس اولین انسان (حضرت آدم) پیامبر بود و آخرین فردی که با فوت او بساط حیات از زمین برچیده می‌شود نیز حجت خدا خواهد بود.[۳۱]

شبهه بَراهِمه: عقل کافی است

برخی مانند بَراهِمِه و دِئیست‌ها مدعی‌اند انسان برای شناخت مسیر درست زندگی نیاز به پیامبران ندارد.[۳۲] مهم‌ترین استدلال این افراد این است که پیام پیامبران یا موافق حکم عقل است که با وجود عقل دیگر نیازی به پیامبر و پیام او نیست و یا مخالف عقل است که در این صورت، عقل از قبول آن امتناع می‌کند.[۳۳] در حالیکه معتقدین ادیان آسمانی بر این باورند که عقل و تجربه بشری توانایی شناخت همه ابعاد عالَم و روش‌های زندگی مادی و روحانی را ندارد[۳۴] و در مواردی هم که عقل توانایی تشخیص آنها را دارد (مانند نادرست بودن دزدی)، خداشناسی و باور به معاد ضامن اجرای آنهاست.[۳۵]

اهداف و فوائد بعثت انبیا

فرستادن پیامبران برای تحقق هدف آفرینش انسان است، پس هدف اصلی فرستادن پیامبران همان هدف آفرینش آدمی است.[نیازمند منبع] در کنار این هدف اصلی، اهداف فرعی و میانی هم وجود دارد. از دلایلی که قرآن کریم برای اثبات بعثت انبیا و نبوت آنان بیان کرده است، چنین است:

  • گسترش توحید در جامعه.[یادداشت ۲] امام علی(ع) می‌فرماید: خداوند پیامبران را برانگیخت تا آنچه را بندگان خدا درباره توحید و صفات خدا نمی‌دانند فرا گیرند و به ربوبیت و یگانگی خدا پس از انکار، ایمان آورند.[۳۶]
  • رهایی انسان از نفْس‌پرستی و بندهای ناصحیح فرهنگی. رها شدن انسان از بند شیطان و نفس اماره و حرکت به سوی تکامل و معنویت، نیازمند شناخت راه حق و باطل است. این پیامبران‌اند که با وحی، تمام معارف مورد نیاز جهت سعادت دنیا و آخرت انسان را دریافت می‌کنند.[یادداشت ۵]
  • بشارت و انذار. بشارت به نیکوکاران و ترساندن آنان از انجام کارهای ناپسند و نافرمانی خداوند.[یادداشت ۶]
  • اتمام حجّت. اگر انبیا نبودند، ممکن بود بعضی ادعا کنند اگر پیامبران الهی آمده بودند ما با آغوش باز از آنان استقبال می‌کردیم و به نیکی رفتار می‌کردیم.[یادداشت ۷]

ویژگی‌های انبیاء

بر اساس آیات قرآن پیامبران الهی برای هدایت و رهبری انسان‌ها دارای ویژگی‌های خاصی هستند. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از:

ارتباط با عالم غیب و دریافت وحی

نوشتار اصلی: وحی

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی پیامبران، توانایی آنان در ارتباط با عالم غیب و دریافت پیام‌های الهی از طریق وحی است. وحی در اصطلاح دینی به معنای آموزه‌ای ویژه و آگاهی قطعی است که از ناحیه خداوند، به برخی از انسان‌های برگزیده عطا می‌گردد.[۳۷]

معجزه داشتن

نوشتار اصلی: معجزه

معجزه، کار شگفتی است که پیامبران الهی بر خلاف قوانین عادی و جاری طبیعت، به منظور اثبات ادعای نبوّت خویش انجام می‌دهند؛ کارهایی که انسانهای عادی از انجام دادن آنها ناتوانند.[۳۸]

عصمت

نوشتار اصلی: عصمت

لزوم تبعیت

یکی از مهم‌ترین ویژگیهای پیامبران، گفتار و رفتار بدون اشتباه است که از آن به عصمت یاد می‌شود.[۳۹] با وجود این ویژگی که از لطف خداوند به بندگان سرچشمه می‌گیرد، پیروان انبیا اطمینان می‌یابند گفتار و رفتار پیامبر همان چیزی است که خداوند از او خواسته است و بر همین اساس لازم است از وی تبعیت کنند.[۴۰]

پیامبران

نوشتار اصلی: پیامبران

در بیشتر روایات تعداد انبیا ۱۲۴ هزار نفر دانسته شده که ۳۱۳ نفر آنها رسول هستند،[یادداشت ۱۰] در برخی احادیث عدد پیامبران ۸۰۰۰ تن آمده است.[۴۱] علامه مجلسی احتمال می‌دهد عدد ۸۰۰۰ تنها به پیامبران بزرگ اشاره دارد.[۴۲] اولین پیامبر حضرت آدم بود که به همراه همسرش حوا در بهشت آفریده شد و به دلیل خوردن میوه ممنوعه از بهشت اخراج شد. آخرین پیامبر نیز حضرت محمد(ص) بود که در شهر مکه در سال ۵۷۰ میلادی به دنیا آمد.

پنج تن از پیامبران اولوالعزم بوده و دین و احکام جدیدی آوردند و بسیاری از آنان همین دین و آیین را تبلیغ می‌کردند.[۴۳] مقام و درجات پیامبران با هم تفاوت دارد.[۴۴] در قرآن تنها نام ۲۶ تن از انبیا آمده است.

پیامبران دارای کتاب

برخی از پیامبران الهی دارای کتاب آسمانی بوده‌اند. پیام الهی که توسط این پیامبران دریافت می‌شد در مجموعه‌ای به نام کتاب مقدس یا کتاب آسمانی قرار می‌گرفت.این کتاب‌ها، پایه دین پیروان آن دین و ملاک عمل و اعتقادات آنان بوده است. این کتاب‌ها عبارتند از:

تفاوت نبی با رسول

عده‌ای معتقدند رسول و نبی از نظر مفهوم مترادف هستند و رسول همان نبی است و نبی همان رسول، از آن جهت که پیام خدا را دریافت می‌کند «نبی» است و از آن جهت که به مردم می‌رساند «رسول» است.[۴۶] ولی نظر مشهور این است که نبی و رسول، از نظر مصداق عام و خاص مطلق‌اند. یعنی هر رسولی، نبی است ولی هر نبی‌ای، رسول نیست.[۴۷] در این زمینه سه دیدگاه دیگر نیز وجود دارد.[یادداشت ۱۱]

پایان نبوت

نوشتار اصلی: خاتمیت

خاتمیت، مفهومی کلامی و از آموزه‌های مشترک همه مسلمانان است و به این معناست که پس از حضرت محمد(ص) پیامبر و دین دیگری نخواهد آمد. این عنوان از خود قرآن کریم گرفته شده است. در آیه ۴۰ سوره احزاب قرآن کریم صریحا تعبیر خاتم النبیین را برای حضرت محمد(ص) به کار برده است.[یادداشت ۱۲] اعتقاد به خاتمیت، هم در زمان پیامبر اکرم(ص) و هم در دوران‌های بعدی، میان مسلمانان امری روشن و پذیرفته شده بوده است.[۴۸] این آموزه همواره از ضروریات دین اسلام شمرده شده است، به این معنا که هر کس نبوت پیامبر را قبول کند، حتما باید خاتمیت ایشان را نیز بپذیرد.[۴۹]

امامت

نوشتار اصلی: امامت

شیعیان بر اساس آیات قرآن و روایات متعددی مانند حدیث ثقلین معتقدند پس از پایان نبوت، خداوند به واسطۀ قرار دادن امامانی که حافظ و بیان‌کننده دین هستند آخرین دین را حفظ کرده است[یادداشت ۱۳] و در زمان مناسب، آخرین امام که زنده است و به صورت ناشناس زندگی می‌کند را مأمور می‌کند تا با حاکم کردن اسلام در سراسر جهان، بشر را به نهایت هدایت و کمال خود برساند.[یادداشت ۱۴]

منابع مطالعاتی

کتاب‌های عمومی

نام کتاب نویسنده انتشارات
آموزش کلام اسلامی (جلد۲) محمد سعیدی مهر نشر طه
راه و راهنما شناسی محمد تقی مصباح یزدی مؤسسه امام خمینی
فرهنگ علم کلام احمد خاتمی نشر طه
آموزش عقائد محمد تقی مصباح یزدی نشر بین المللی سازمان تبلیغات
نبوت مرتضی مطهری نشر صدرا

کتابهای تخصصی

نام کتاب نویسنده انتشارات
پاسخ به شبهات کلامی محمد حسین قدردان قراملکی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
الذخیره فی علم الکلام سید مرتضی نشر اسلامی
محاضرات فی الالهیات علی ربانی گلپایگانی نشر اسلام

پانویس

  1. ابن منظور، ج۱، ص۱۶۲
  2. طریحی، ج۱، ص۴۰۵
  3. فیومی، ج۲، ص۵۹۱
  4. خلیل بن احمد، ج۸، ص۳۸۲
  5. جوهری، ج۱، ص۷۴
  6. ابن منظور، ج۱۱، ص۲۸۳
  7. دهخدا، ج۷، ص۱۰۵۸۴
  8. خلیل بن احمد، ج۷، ص۳۴۱
  9. خاتمی، ج۱، ص۱۲۱
  10. جرجانی، التعریفات، ص۴۹
  11. جمعی از نویسندگان، ص۱۵۹
  12. سوره ابراهیم، آیه۱۱
  13. بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۲۲
  14. سوره بقره، آیه۱۲۹
  15. فاضل مقداد، النافع یوم الحشر، ص۳۴
  16. حلی، مناهج الیقین فی اصول الدین، ص۴۰۳
  17. حلی، الباب الحادی عشر‌، ص۳۴
  18. صادقی، ص۱۸۴
  19. ربانی گلپایگانی، ص۱۹و۲۰
  20. مصباح یزدی، آموزش عقائد، ص۱۷۷و۱۷۸؛ مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ص۱۶
  21. ابن عربی، ج۲، ص۴۴۸
  22. مدرسی، ص۲۵۷
  23. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۴۱
  24. سبزواری، محمد بن حبیب ص۵۵۸
  25. سوره جمعه، آیه۲
  26. طباطبایی، المیزان...، ج۳، ص۱۹۹
  27. کلینی، ج۸، ص۳۸۶
  28. طباطبایی، المیزان...، ج۱۲، ص۲۴۳
  29. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۷، ص: ۳۷
  30. بَابُ أَنَّ الْحُجَّةَ لاتَقُومُ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَام‌، بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لاتَخْلُو مِنْ حُجَّة، بَابُ أَنَّهُ لَوْ لَمْ یبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا رَجُلَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّة
  31. سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) یقُولُ لَوْ لَمْ یبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّة. الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‌۱، ص: ۱۸۰
  32. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۹، ص۱۵۷
  33. حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۴۵
  34. پترسون و دیگران، ص۴۸
  35. شریف مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ص۳۲۴؛ حلی، الالفین، ص۳۴۵
  36. نهج البلاغه، خطبه۱۴۳
  37. طباطبایی، وحی یا شعور مرموز، ص۱۰۴
  38. مفید، النکت الاعتقادیه، ص۳۵
  39. شریف مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ص۳۲۶؛ حلی، الباب الحادی عشر، ص۹
  40. سوره نساء، آیه۵۹؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۸۸ و۳۸۹
  41. بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۱، ح۲۲
  42. بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۱، ح۲۲
  43. سبزواری، شرح الأسماء الحسنی، ص۵۵۲ و۵۵۳
  44. تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجات سوره بقره، آیه ۲۵۳
  45. رجوع کنید به: کلینی، ج۱، ص۲۴۰
  46. ماوردی، ص۵۱
  47. مصطفوی، ج۳، ص۱۱۶
  48. آمدی، ص۳۶۰
  49. بغدادی، کتاب اصول الدین، ص۱۶۲؛ نیز رجوع کنید به فاضل مقداد، ۱۴۱۲، ص۸۴؛ آلوسی، ج۲۲، ص۳۴
  1. إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیراً وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ (ترجمه: یقیناً ما تو را در حالی که مژده دهنده و هشدار دهنده ای، به حق و راستی فرستادیم، و هیچ امتی نبوده مگر آنکه در میان آنان بیم دهنده‌ای گذاشته است.)
  2. وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ...﴿۳۶﴾ (ترجمه: و در حقیقت، در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم [تا بگوید:] «خدا را بپرستید و از طاغوت [=فریبگر] بپرهیزید...)[ نحل–۳۶]
  3. هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۲﴾ (ترجمه: ااوست آن كس كه در میان بی‌سوادان فرستاده‌ای از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بدیشان بیاموزد، و [آنان‌] قطعاً پیش از آن در گمراهی آشكاری بودند.)[ جمعه–۲]
  4. لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ...﴿۲۵﴾ (ترجمه: به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشكار روانه كردیم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند،...)[ حدید–۲۵]
  5. الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیهِمْ ۚ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۵۷﴾ (ترجمه: همانان که از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده- که [نام] او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته می‌یابند- پیروی می‌کنند [همان پیامبری که] آنان را به کار پسندیده فرمان می‌دهد، و از کار ناپسند باز می‌دارد، و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام می‌گرداند، و از [دوش] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است برمی‌دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاری‌اش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگاران‌اند.)[ اعراف–۱۵۷]
  6. وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ ۖ...﴿۴۸﴾ (ترجمه: ما پیامبران را جز برای «بشارت» و «بیم» نمی‌فرستیم.)[ انعام–۴۸]
  7. رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یکونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِیزًا حَكِیمًا ﴿۱۶۵﴾ (ترجمه: پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، برای مردم بر خدا حجتی باقی نمانَد [و بر همه اتمام حجّت شود].)[ نساء–۱۶۵]
  8. كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیحْكُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَینَاتُ بَغْیا بَینَهُمْ ۖ فَهَدَی اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّـهُ یهْدِی مَن یشَاءُ إِلَیٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴿۲۱۳﴾ (ترجمه: مردم امتی یگانه بودند. پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان كتاب [خود] را به‌حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری كند و جز كسانی كه [كتاب] به آنان داده شد، پس از آنكه دلایل روشن برای آنان آمد، به خاطر ستم [و حسدی] كه میانشان بود [هیچ كس] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ایمان آورده بودند، به توفیق خویش به حقیقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدایت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدایت می‌كند.)[ بقره–۲۱۳]
  9. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یحْییكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۴﴾ (ترجمه: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند كه به شما حیات می‌بخشد، آنان را اجابت كنید و بدانید كه خدا میان آدمی و دلش حایل می‌گردد، و هم در نزد او محشور خواهید شد.)[ انفال–۲۴]
  10. ِّ عَنْ أَبِی ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: قُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ كَمِ النَّبِیونَ قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِی قُلْتُ كَمِ الْمُرْسَلُونَ مِنْهُمْ قَالَ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ. بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۲
  11. *رسولْ پیامبرِ صاحب‌شریعت جدید است یا برای نسخ‌کردن برخی از احکام شریعت سابق مبعوث شده است. (بغدادی، اصول الدین، ص۱۵۴) و نبی پیامبری است که جهت تبلیغ و تبیین احکام و معارف شریعتِ سابق مبعوث شده است.(عسکری، معجم الفروق اللغویة، ص۵۳۱)
    • رسول کسی است که در خواب و بیداری به او وحی می‌شود و فرشتهٔ وحی را در هر دو حال می‌بیند، بر خلاف نبی که تنها در حال خواب به او وحی می‌شود و در خواب فرشته وحی را می‌بیند.(عسکری، معجم الفروق اللغویة، ص۳۶۲؛ کلینی، ج۱، ص۱۷۶)
    • وحی بر رسول از وحی بر نبی، عالی‌تر است. وحی بر رسول، از طریق جبرئیل است، بر خلاف نبی که وحی را از طریق فرشته دیگر یا الهام قلبی یا رؤیای صادقه دریافت می‌کند.(جرجانی، التعریفات، ص۱۰۵)
  12. ماکانَ محمدٌ أبا أَحَدٍ مِنْ رجالِکمْ وَلکن رسولَ اللّهِ و خاتَمَ النبیینَ (ترجمه: محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، بلکه او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.)
  13. اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً  (ترجمه: امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما [به عنوان] آیینی برگزیدم.) مائده/۳
  14. وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ قصص/۵

منابع

  • ابن عربی، محی الدین محمد، تفسیر ابن عربی، بیروت:‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت:‌دار صادر، ۲۰۰۰م.
  • آلوسی، محمودبن عبداللّه، روح المعانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • آمدی، علی بن محمد، غایةالمرام فی علم الکلام، چاپ حسن محمود عبداللطیف، قاهره، ۱۳۹۱/۱۹۷۱ق.
  • بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، قم: مکتبه آیت الله نجفی مرعشی، ۱۴۰۶ق، چاپ دوم.
  • بغدادی، عبدالقاهر، اصول الدین، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۱ق.
  • پترسون مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران: طرح نو، ۱۳۸۹ش، چاپ هفتم.
  • تفتازانی، سعدالدین، شرح العقائد النسفیة، قاهره:مکتبة الکلیات الازهریة، ۱۴۰۷ق.
  • جرجانی، سید شریف، التعریفات، چاپ چهارم، تهران: ناصر خسرو، ۱۴۱۲ق.
  • جرجانی، شرح المواقف، شرح المواقف، قم: الشریف الرضی، ۱۳۲۵ق.
  • جمعی از نویسندگان، شرح المصطلحات الکلامیه، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۴۱۵ق.
  • جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، چاپ ششم، قم: نشر اسراء، ۱۳۸۵ش.
  • جوهری، صحاح اللغه، الصحاح اللغة، نرم افزار کتابخانه کلام نور، بی‌تا.
  • حلی، حسن بن یوسف، الالفین، قم: مؤسسه الاسلامیه، ۱۴۲۳ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد (مع التعلیقات)، چاپ چهارم، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، مناهج الیقین فی اصول الدین، تهران: نشردارالاسوه، ۱۴۱۵ق.
  • خاتمی، فرهنگ علم کلام، تهران: نشر صبا، ۱۳۷۰ش.
  • دهخدا، علی اکبر،) لغت نامه، تهران: مؤسسه لغت نامه دهخدا، ۱۳۳۴ش.
  • رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت:‌دار احیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
  • ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • سبزواری، محمد بن حبیب الله، ارشاد الاذهان فی تفسیر القران، بیروت:‌دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۹ق.
  • سبزواری، ملاهادی، شرح الأسماء الحسنی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ش.
  • سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، چاپ پنجم، تهران: مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۵ش.
  • شریف مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم:‌دار القرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.
  • شریف مرتضی، علی بن موسی، الذخیره فی علم الکلام، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • صادقی، هادی، درامدی بر کلام جدید، قم: کتاب طه و نشر معارف، ۱۳۸۳ش، چاپ دوم.
  • صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، کتاب الحجة، تصحیح محمد خواجوی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، قم: نشر جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، محمد حسین، وحی یا شعور مرموز، بی‌جا: مرکز نشر و توزیع کتاب، ۱۳۳۷ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، بی‌جا: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۶ق، چاپ دوم.
  • عسکری، حسین بن عبدالله، معجم الفروق اللغویة، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۳۸۴ش، چاپ سوم.
  • فاخوریحنا و خلیل الجرء، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ترجمه محمد آیتی، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب فرهنگی، ۱۳۸۵ش، چاپ دوم.
  • فاضل مقداد، محمد بن حسن، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، چاپ صفاءالدین بصری، مشهد، ۱۴۱۲ق.
  • فاضل مقداد، محمد بن حسن، النافع یوم الحشر، شرح الباب الحادی عشر (در ضمن کتاب باب حادی عشر مع شرحیه)، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، چاپ دوم، قم: نشر هجرت، ۱۴۰۹ق.
  • فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، چاپ دوم، قم: نشر هجرت، ۱۴۱۴ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم:‌دار الکتاب، ۱۳۶۷ش، چاپ چهارم.
  • قیصری، داود، شرح فصوص الحکم، قم: نشر انوار الهدیم، ۱۴۱۶ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران:‌دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • لاهیجی، عبدالجبار، شرح الاصول الخمسة، بیروت:‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ماوری، علی بن محمد، اعلام النبوة، بیروت:‌دار الکتاب العربی، ۱۹۸۷ق.
  • مدرسی، محمد تقی، من هدی القران، تهران: نشر دارمحبی الحسین، ۱۴۱۹ق.
  • مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، قم: انتشارات مؤسسه امام خمینی، ۱۳۸۶ش.
  • مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، چاپ هفدهم، تهران: مؤسسه چاپ و نشر بین المللی سازمان تبلیغات، ۱۳۸۴ش.
  • مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • مطهری، مرتضی، جامعه و تاریخ، تهران، نشر صدرا، ۱۳۷۲ش.
  • مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۵ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، النکت الاعتقادیه، قم: کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.