مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده

خاتمیت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلاماعجازعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمتولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومتقیهمرجعیتولایت فقیه

خاتَمِیت، اعتقاد به اینکه حضرت محمد آخرین پیامبر و اسلام آخرین دین آسمانی است و پس از آن پیامبر و دین دیگری نخواهد آمد؛ چرا که اسلام دینی جامع است و آموزه‌های آن برای همیشه پاسخگوی نیازهای بشر هستند.

قرآن کریم و احادیث به خاتمیت پرداخته و عالمان اسلامی آن را از ضروریات دین برشمرده‌اند. جامعیت دین اسلام و مصون بودن قرآن از تحریف از علل آن دانسته شده است.

خاتمیت تا پیش از قرن ۲۰ میلادی در کتب کلامی به صورت جدی مطرح نبوده است؛ از اواخر قرن ۲۰ میلادی، ختم نبوت در محور مباحث کلامی قرار گرفت. ظهور فرقه‌هایی همچون بهائیت که با ادعای شریعت جدید همراه بود و نیز ارائه رویکردی جدید به دین را که منجر به قرائت خاصی از وحی و نبوت گردید، سبب مطرح شدن خاتمیت در این دوره و نگارش آثاری درباره آن دانسته‌اند.

از جمله آثاری که درباره خاتمیت نوشته شده، کتاب الخاتمیة فی الکتاب و السنة و العقل الصریح، جعفر سبحانی از مراجع تقلید شیعه و کتاب ختم النبوة فی ضوء القرآن و السنة، ابوالاعلی مودودی(۱۲۸۲-۱۳۵۸ش) مؤسس جماعت اسلامی پاکستان است.

مفهوم‌شناسی

خاتمیت، از ریشه ختم است. خَتَم به‌معنای رسیدن به پایان چیزی است.[۱] خاتَم‌النببین یعنی کسی که نبوت با او پایان یافته است.[۲] خاتمیت در اصطلاح به این معنا است که پیامبر اسلام(ص) آخرین پیامبر الهی است و پس از او پیامبری نخواهد آمد.[۳] خاتم‌بودن حضرت محمد، به معنای این است که دین او، آخرین دین است.[۴]

تاریخچه بحث

مسئله خاتمیت در قرآن کریم و احادیث مطرح شده است. عالمان مسلمان آن را از ضروریات دین اسلام دانسته‌اند.[۵]

به‌گفته برخی محققان مسئله خاتمیت از اواخر قرن بیستم مطرح شده و تا پیش از آن در منابع اسلامی به‌صورت گسترده و مستقل مطرح نبوده است. آنان ظهور فرقه‌هایی مانند بابیت و بهائیت و ادعای ایجاد شریعت جدید از سوی آنان و نیز بروز رویکردی متمایز از نگاه سنتی به دین را که به تفسیر خاصی از نبوت، وحی و خاتمیت منجر شد، از عوامل مطرح‌شدن خاتمیت در این دوره دانسته‌اند.[۶]

برخی گفته‌اند نگرش جدید به خاتمیت، با سخنان اقبال لاهوری آغاز و با نقد و بررسی آنها ادامه یافت.[۷] درباره اندیشه‌های وی کتاب‌ها و رساله‌هایی نوشته شد. مرتضی مطهری، از اولین کسانی بود که آرای اقبال لاهوری نقد کرد.[۸]

در آموزه‌های مسیحیت خاتمیت مطرح نبوده است؛ اما می‌گویند برخی از عالمان مسیحی، در بحث‌های کلامی با مسلمانان، به‌ویژه در قرن دوم قمری، می‌گفتند عیسی خاتم‌الانبیا است.[۹]

دلایل خاتمیت

آموزه خاتمیت پیامبر اسلام هم در قرآن و هم در احادیث اسلامی مطرح شده است.[۱۰]

دلایل قرآنی

از دلایل قرآنی این آموزه، که متکلمان به آن استناد می‌کنند، آیه چهلم سوره احزاب است: ما کانَ مُحَمدٌ أبا أَحَدٍ مِنْ رجالِکمْ وَلکنْ رسولَ اللّهِ و خاتمَ النبیینَ؛ محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، بلکه او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.[۱۱].

در این آیه کلمه خاتم به دو صورت خاتَم و خاتِم قرائت شده است: در قرائت عاصم، خاتم به فتح «تاء» خوانده شده است که یا فعل ماضیِ باب مفاعله به معنای ختم‌کردن است یا اسم و به‌معنای مُهر و آخر پیامبران.[۱۲] در قرائت‌ دیگر به کسر «تاء»، خاتِم اسم فاعل و به‌معنای ختم‌کننده پیامبری است.[۱۳]

به‌گفته مرتضی مطهری،در هر دو قرائت، مفهوم آیه این است که حضرت محمد(ص) آخرین پیامبر خدا خواهد بود.[۱۴]

برای اثبات خاتمیت به آیات دیگری هم استناد شده است؛ مثلاً گفته‌اند: در آیاتی که رسالت پیامبر اسلام را از نظر مکانی و زمانی، عام و گسترده معرفی می‌کند، عمومیت زمانی، بیانگر خاتمیت است.[۱۵] آیات وَ ما أَرْسَلْناک إِلاَّ کافَّهً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً،[۱۶] تَبارَک الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیکونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً»[۱۷] و « و ما اَرسلناک اِلّا رحمةً لِلعالمین»[۱۸] از این دسته است.[۱۹]

دلایل روایی

در کتب حدیثی شیعه و اهل سنت، احادیثی درباره خاتمیت نقل شده است. برای نمونه پیامبر اکرم(ص)در حدیث منزلت، نسبتِ علی(ع) به خود را همانند نسبت هارون به موسی دانسته است، با این تفاوت که پس از او پیامبری نخواهد آمد.[۲۰] همچنین از او نقل شده است که اگر کسی پس از من ادعای نبوت کرد، دروغگو است.[۲۱]

در برخی از دعاهای منقول از ائمه(ع) نیز به خاتمیت پیامبر اسلام، اشاره شده است.[۲۲]

علت ختم نبوت

متفکران مسلمان به‌ویژه در دوران معاصر، حکمت‌هایی را درباره خاتمیت مطرح کرده‌اند که تحریف‌ناپذیری قرآن، جامع‌بودن اسلام و بی‌نیازی به پیامبران تبلیغی از آن جمله است:

تحریف‌ناپذیری قرآن

آمدن دین الاهی نو، به‌علت آن بوده است که در ادیان پیامبر پیشین تحریف ب‌وجود می‌آمد؛ اما این مسئله درخصوص اسلام صدق نمی‌ند؛ چراکه خداوند ضمانت کرده است که قرآن تحریف نمی‌شود. بنابراین پس از اسلام، به دین دیگری نیاز نیست.[۲۳]

جامع‌بودن دین اسلام

برخی با استناد به آیه اکمال دین که در آن آمده است: «امروز دین شما را برایتان كامل کردم»، گفته‌اند اسلام دینی جامع است و هم نیازهای آیندگان را هم دربر گرفته است. درنتیجه وجود دین دیگری لازم نیست.[۲۴]

بی‌نیازی به پیامبران تبلیغی

یکی از علت‌های ظهور پیامبر جدید، بیان جزئیات شریعت و استمرار ارتباط بین خدا و مردم است؛ این مسئله در اسلام، از سوی پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) تأمین می‌گردد و در دوره غیبت امام دوازدهم نیز، تبیین دین، به مجتهدان واجد شرایط سپرده شده است.[۲۵]

مباحث خاتمیت در دوران معاصر

اعتقاد به خاتمیت از ضروریات دین اسلام دانسته شده است[۲۶] با این حال شبهاتی بر آن وارد شده[۲۷] متفکران اسلامی در آثار خود به آنها پاسخ داده‌اند؛

خاتم پیامبران یا زینت آنان

برخی معتقدند که در آیه ۴۰ سوره احزاب، «خاتم» به معنای انگشتر است و منظور از آن این است که پیامبر اکرم زینت پیامبران است نه آخرین آنان. مستند آنان این است که خاتم در لغت به معنای انگشتری و زینت نیز آمده است.[۲۸] در حالی‌که خاتم به معنای وسیله ختم كردن است و چون در گذشته ختم کردن و مُهر کردن نامه‌ها با حکاکی روی انگشتر زیاد انجام می‌شده به همین دلیل به انگشتر خاتم نیز می‌گفتند ولی استفاده از لفظ «خاتم» به معنای «زینت» خلاف ظاهر آیه است.[۲۹]

خاتم انبیاء یا خاتم رسولان

برخی گفته‌اند که قرآن از پیامبر اکرم با تعبیر خاتم النببین یاد کرده نه خاتم المرسلین، از این رو پیامبر آخرین نبی است نه آخرین رسول و ممکن است بعد از او رسول دیگری مبعوث شود. در پاسخ گفته‌اند که مرتبه رسالت فراتر از نبوت است[۳۰] و وقتی که نبوت پایان یافت به طریق اولی رسالت نیز پایان می‌یابد.

نفی عمومیت دعوت پیامبر

به گمان برخی، آیاتی از قرآن، عمومی بودن دعوت پیامبر را رد نموده و آن را مختص گروه و قوم خاصی دانسته است. مانند آیه « لِتُنذِرَ‌ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ‌ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ؛ تا قومى را كه پدرانشان بيم‌داده نشدند و در غفلت ماندند، بيم دهى»[ یس–۶] انذار پیامبر را مخصوص یک قوم یا آیه «وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ‌ أُمَّ الْقُرَ‌ىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا؛ و اين خجسته‌كتابى است كه ما آن را فرو فرستاديم، و كتاب‌هايى را كه پيش از آن آمده تصديق مى‌كند. و براى اينكه مردم مکه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى[ انعام–۹۲»] که آن را مخصوص مکه و اطراف آن دانسته است. در پاسخ این گروه گفته‌اند که آیات دیگری بر عمومیت دعوت پیامبر اکرم(ص) دلالت دارد. همچنین بنابر آیات قرآن، دعوت جهانی در ابتدای رسالت امکان‌پذیر نبوده است؛ پیامبر(ص) پس از دعوت خویشاوندان و سپس قوم خود و پس از آن اهل حجاز، به دعوت از سران کشورهای دیگر پرداخته است.[۳۱]

امکان بعثت پیامبران دیگر

برخی از منکران خاتمیت به آیاتی از قرآن استناد می‌کنند که از نظر آنان به امکان بعثت پیامبرانی در آینده، ابلاغ دین و شریعت جدید، جریان اراده خدا بر فرستادن پیامبری دیگر، یا استمرار ارسال رسل اشاره دارد. آیه «بَنی آدَمَ اِمَّا یاتِینَّکم رُسُلٌ منکم یقُصُّون عَلَیکم آیاتی»[۳۲] مورد استناد آنان است که گفته‌اند از فرستادن پیامبرانی در آینده خبر می‌دهند در پاسخ این گروه گفته شده که این آیه در ادامه داستان خروج آدم از بهشت و خطاب به همه انسان‌ها است که خدا برای راهنمایی آنها نظام پیامبری و شریعت را قرار داده است. همچنین گفته شده که فعل مضارع همیشه دلالت بر وقوع فعل در آینده ندارد و مضمون این آیه در قالب جمله شرطی بیان شده، به این معنا که اگر پیامبرانی به سوی شما آمدند، از آنان پیروی کنید و نشان‌دهنده این نیست که حتما، پیامبرانی به سوی شما می‌آیند.[۳۳]

رابطه ختم نبوت و امامت

برخی امامت را با خاتمیت ناسازگار دانسته‌اند؛ آنان معتقدند که خاتمیت به این معناست که با درگذشت پیامبر اسلام باب وحی مسدود شده، در حالی‌که لازمه امامت این است که وحی ادامه داشته است چراکه امامان احکام و مطالبی را بیان کرده‌اند که ریشه در سخنان پیامبر ندارد.[نیازمند منبع] در پاسخ گفته‌اند که احادیثی که امامان معصوم نقل کرده‌اند با واسطه یا بی‌واسطه از رسول خدا نقل کرده همچنین برخی از مطالب آنان استنباط‌هایی از قرآن و سنت و یا الهام بوده است.[۳۴] صدرالدین شیرازی، ختم نبوت را به انقطاع وحی تشریعی و نزول فرشته وحی تفسیر کرده و معتقد است که ختم نبوت به معنای پایان یافتن حجت آسمانی نیست، بلکه طبق اعتقاد شیعه، حکم امامانِ معصوم، از سوی پیامبر اسلام معتبر اعلام شده است.[۳۵] همچنین ملاهادی سبزواری عارف و فیلسوف شیعی دوره قاجار نیز با تفکیک میان نبوت تشریعی و نبوت تبلیغی و تبیینی، ختم و انقطاع نبوت را ناظر به نبوت تشریعی دانسته است.[۳۶]

کتاب‌شناسی

درباره خاتمیت کتاب‌هایی نوشته شده است: برخی از آنها عبارتند از:

  • الخاتمیة فی الکتاب و السنة و العقل الصریح؛ نوشته جعفر سبحانی به زبان عربی که خاتمیت را از نظر قرآن، روایات و عقل بررسی کرده است. سبحانی در این کتاب به معنای لغوی کلمه خاتم پرداخته و به شبهات درباره خاتمیت نیز پاسخ داده است. این کتاب در سال ۱۳۶۹ش توسط انتشارات مؤسسه سید الشهداء در تهران چاپ شده و رضا استادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.[۳۷]
  • ختم النبوة فی ضوء القرآن و السنة؛ اثر ابوالاعلی مودودی (۱۲۸۲-۱۳۵۸ش) مؤسس جماعت اسلامی پاکستان. این کتاب به بررسی خاتمیت در قرآن و روایات می‌پردازد. بررسی مفهوم لغوی کلمه خاتم، اجماع صحابه و عالمان مسلمان بر ختم نبوت از عناوین بخش‌های کتاب است. همچنین ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی از مطالب پایانی آن است. کتاب به زبان اردو و با هدف رد ادعاهای غلام‌احمد قادیانی بنیانگذار فرقه احمدیه نوشته شده و خلیل‌احمد حامدی آن را به عربی ترجمه کرده است.

پانویس

  1. ابن‌فارس، معجم مقائیس اللغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۴۵.
  2. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۲۶.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۲۵.
  4. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  5. برای نمونه نگاه کنید به علامه حلی، واجب‌الاعتقاد، ۱۳۷۴ش، ص۵۲؛ سبحانی، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم»، ص۵۹؛ مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  6. رضانژاد، «خاتمیت، نفی بابیت»، ص۳۹۷.
  7. عباسی، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، ص۷.
  8. عباسی، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، ص۹.
  9. پاکتچی، «خاتمیت»، ص۵۸۴.
  10. عارفی، خاتمیت و پرسش‌های نو، ۱۳۸۶ش، ص۱۹.
  11. سوره احزاب، آیه۴۰.
  12. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۴.
  13. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۶۲.
  14. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۴.
  15. نگاه کنید به مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۷.
  16. سوره سباء، آیه ۲۸
  17. سوره فرقان، آیه۱
  18. سوره انبیاء، آیه۱۰۷
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۴۱-۳۴۲.
  20. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۴، باب من فضائل علی بن ابی‌طالب، ص۱۸۷۰.
  21. شیخ صدوق، مَن لایحضُرُه الفقیه، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۶۳.
  22. برای نمونه نگاه کنید به طوسی، مصباح‌المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۸۳؛ سیدبن‌طاووس، فلاح‌السائل، ۱۴۰۶ق، ص۲۲۱.
  23. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۴-۱۸۵.
  24. مصباح یزدی، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۵-۱۸۶.
  25. مصباح یزدی، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۶-۱۸۷.
  26. علامه حلی، واجب الاعتقاد، ۱۳۷۴ش، ص۵۲.
  27. میرزا حسین علی بها، ابقان، ص۱۳۶: به نقل از عارفی، خاتمیت، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.
  28. حسینی طباطبایی، ماجرای باب و بها، ص۱۶۳: به نقل از عارفی، خاتمیت، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.
  29. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۰.
  30. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۳۸.
  31. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۴۷۷ـ۴۷۸.
  32. سوره اعراف، آیه۳۵.
  33. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۱-۱۸۲.
  34. سبحانی، الاضواء علی عقائد الشیعة الامامیة، ص۵۸۵-۵۸۹.
  35. صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیة با حواشی ملاهادی سبزواری، ص۳۷۶ـ ۳۷۷: به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل خاتمیت.
  36. صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیة با حواشی ملاهادی سبزواری، ص۸۲۳، به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل خاتمیت.
  37. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

منابع

  • شیخ صدوق، محمد بن علی، مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم ۱۴۱۴ق.
  • رضانژاد، عزالدین، خاتمیت، نفی بابیت، انتظار موعود، ش ۱۸۶، ۱۳۹۱ش.
  • ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، ۱۴۰۴ق.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، قم، بوستان کتاب، ۱۴۰۶ق.
  • طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تصحیح: سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی، ۱۴۱۶ق.
  • پاکتچی، احمد، مدخل خاتمیت در دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، واجب الاعتقاد علی جمیع العباد، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ش،
  • سبحانی، جعفر، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم علیهم‌السلام»، کلام اسلامی، ش۵۵، پاییز ۱۳۸۴ش.
  • سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، به قلم حسن محمد مکی عاملی، ج۳، قم ۱۴۱۲ق.
  • طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق/ ۱۹۹۱م.
  • عارفی شیرداغی، محمداسحاق، خاتمیت و پرسش‌های نو، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۶ش.
  • عباسی، ولی‌الله، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، رواق اندیشه، ش ۲۸، فروردین ۱۳۸۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی‎اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل الی رسول الله صلی‌الله علیه و سلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • مصباح، محمدتقی، راه و راهنماشناسی(بخش ۴ و ۵ معارف قرآن)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۶ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، بی‌نا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، خاتمیت، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • میبدی، احمد بن ابی‌سعود، کشف الاسرار و عده الابرار، تحقیق: علی اصغر حکمت، تهران: نشر امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.

پیوند به بیرون