مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

خاتمیت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل
فروع توسل • شفاعت • تبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلام  • اعجاز • عدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفة الله • غیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان
مسائل برجسته
اهل بیت • چهارده معصوم • تقیه • مرجعیت

خاتَمِیت، اعتقاد به اینکه حضرت محمد آخرین پیامبر و اسلام آخرین دین آسمانی است و پس از آن پیامبر و دین دیگری نخواهد آمد؛ چرا که اسلام دینی جامع است و آموزه‌های آن برای همیشه پاسخگوی نیازهای بشر هستند.

خاتمیت تا پیش از قرن ۲۰ میلادی در کتب کلامی به عنوان مسئله‌ای جدی مطرح نبوده است؛ از اواخر قرن ۲۰ میلادی، ختم نبوت در محور مباحث کلامی قرار گرفت. ظهور فرقه‌هایی همچون بهائیت که با ادعای شریعت جدید همراه بود و نیز ارائه رویکردی جدید به دین که منجر به قرائت خاصی از وحی و نبوت گردید را، سبب مطرح شدن خاتمیت در این دوره دانسته‌اند.

مفهوم‌شناسی

خاتمیت، از ریشه ختم است؛ خَتَم به معنای رسیدن به پایان چیزی و ختْم به معنای مهر زدن است.[۱] خاتم به معنای «ما یختم به؛ چیزی که با آن پایان داده می‌شود» است.[۲] درگذشته مُهر کردن نامه‌ها در پایان کار و با حکاکی روی انگشتر نیز انجام می‌شده، از این رو به انگشتر، خاتم گفته‌اند.[۳] البته برخی معتقدند که خاتِم به معنای پایان و خاتَم به معنای زینت انگشتری است.[۴]

خاتم النببین یعنی کسی که نبوت با او پایان یافته است[۵] خاتمیت در اصطلاح به این معنا است که حضرت محمد(ص) آخرین پیامبر الهی است و پس از او پیامبری نخواهد آمد[۶] و دین او(اسلام) خاتم الادیان است.[۷] از این رو پس از او دیگر، وحی‌ای که حکمی را تشریع کند یا حرامی را حلال و یا حلالی را حرام کند، نخواهد شد.[۸]

تاریخچه بحث

خاتمیت در قرآن کریم و احادیث اسلامی مطرح شده است و مسلمانان آن را از ضروریات دین اسلام دانسته‌اند.[۹] بنا به گفته برخی محققان مسئله خاتمیت پس از اواخر قرن بیستم مطرح شده و تا پیش از آن در منابع اسلامی به صورت گسترده و مستقل مطرح نبوده است؛ ظهور فرقه‌هایی مانند بابیت و بهائیت و ادعای ایجاد شریعت جدید از سوی آنان و نیز بروز رویکردی متمایز از نگاه سنتی به دین که به تفسیر خاصی از نبوت، وحی و خاتمیت منجر شد، را از عوامل مطرح شدن خاتمیت در این دوره دانسته‌اند.[۱۰] گفته شده نگرش جدید به خاتمیت، با سخنان اقبال لاهوری آغاز و با نقد و بررسی آنها ادامه یافت[۱۱] و درباره آن کتاب‌ها و رساله‌هایی نوشته شد. مرتضی مطهری، از اولین کسانی بود که به نقد آرای اقبال لاهوری پرداخت.[۱۲]

در آموزه‌های مسیحیت خاتمیت مطرح نبوده است اما به گفته برخی پژوهشگران در جدال مسیحیان با مسلمانان به‌ویژه در قرن دوم قمری برخی از عالمان مسیحی عیسی را خاتم الانبیا دانسته‌اند.[۱۳]

دلایل خاتمیت

منشأ اعتقاد به خاتمیت قرآن و روایات است از این‌رو آن را از مسائل درون دینی دانسته‌اند که از طریق عقلی قابل اثبات نیست و باید آن را از قرآن و روایات اثبات کرد.[۱۴]

  • دلایل قرآنی؛ قرآن کریم حضرت محمد را خاتم پیامبران معرفی کرده است. متکلمان برای اثبات خاتمیت به آیه ما کانَ مُحَمدٌ أبا أَحَدٍ مِنْ رجالِکمْ وَلکنْ رسولَ اللّهِ و خاتمَ النبیینَ؛ محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، بلکه او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.[۱۵] استناد کرده‌اند. در این آیه کلمه خاتم به دو صورت خاتَم و خاتِم قرائت شده است؛ در قرائت عاصم، خاتم به فتح «تاء» خوانده شده است. در این قرائت، خاتم، فعل ماضی باب مفاعله ختم‌کردن، یا اسم و به معنای مُهر و آخر پیامبران است.[۱۶] در قرائت‌ دیگر خاتم را به کسر «تاء» خوانده‌اند، در این قرائت خاتِم، اسم فاعل و به معنای ختم‌کننده پیامبری است.[۱۷] در هر دو صورت، مفهوم آیه این است که حضرت محمد(ص) آخرین پیامبر خدا خواهد بود.[۱۸] همچنین برای اثبات خاتمیت به آیات دیگری استناد شده است مثلا آیاتی که رسالت پیامبر را از نظر مکانی و زمانی، عام و گسترده معرفی می‌کند، عمومیت زمانی آن را بیانگر خاتمیت دانسته‌اند.[۱۹] آیات وَ ما أَرْسَلْناک إِلاَّ کافَّهً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً،[۲۰] تَبارَک الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیکونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً»[۲۱] و « و ما اَرسلناک اِلّا رحمةً لِلعالمین»[۲۲] از این موارد است.[۲۳]
  • دلایل روایی؛ در کتب حدیثی شیعه و اهل سنت، احادیثی درباره خاتمیت نقل شده است. برای نمونه پیامبر اکرم(ص)در حدیث منزلت، نسبت علی(ع) به خود را همانند نسبت هارون به موسی دانسته با این تفاوت که پس از او پیامبری نخواهد آمد.[۲۴] یا اینکه از او نقل شده اگر کسی پس از من ادعای نبوت کرد دروغگو است.[۲۵] همچنین خود را برای هدایت جمیع مردم، معرفی کرده و تصریح می‌کند که سلسله انبیا با او به پایان رسیده است.[۲۶] در برخی از دعاهای منقول از ائمه(ع) نیز به خاتمیت رسول اکرم(ص) اشاره شده است.[۲۷] همچنین احادیث عدم نسخ شریعت و احکام اسلام؛ که مبنای فقیهان در استنباط احکام شرعی قرار گرفته‌اند نیز تأیید کننده خاتمیت رسول اکرم(ص) است؛ حدیث «حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرام او نیز تا قیامت حرام است» از این موارد است.[۲۸]

علل ختم نبوت

متفکران مسلمان به ویژه در دوران معاصر حکمت‌هایی را درباره ختم نبوت مطرح کرده‌اند:

مصون بودن قرآن از تحریف

دعوت پیامبران قبل از پیامبر اسلام، پس از چندی دچار تحریف می‌شد. از این رو، حکمت الهی اقتضا می‌کرد که پس از تحریف محتوای دعوت یک پیامبر، پیامبر دیگری مبعوث شود تا دوباره دعوت به سوی حق را احیا کند و تحریف‌های صورت پذیرفته را بزداید و رسالت الهی را به مسیر اصلی خود بازگرداند اما از آنجا که خدا قرآن را از تحریف ضمانت کرده است،[۲۹] از این رو این مسئله دربارۀ اسلام و کتاب آسمانی آن صدق نمی‌کند.[۳۰]

جامعیت و کمال دین اسلام

جامعیت و کامل بودن دین اسلام از دیگر علل ختم نبوت دانسته شده است، دین زمانی به مرحله پایانی می‌رسد و دیگر نیازی به آمدن دین دیگری نخواهد بود که جمیع جهات احتیاج انسان را در برگیرد.[۳۱] آیت الله مصباح یزدی با استناد به آیه اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکُمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا؛ امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما برگزیدم.[ مائده–۳] اسلام را دینی کامل و جامع دانسته که همه نیازهای آیندگان را هم دربردارد.[۳۲] از نظر سبزواری، خاتمیت پیامبر اکرم دو وجه دارد: یکی آنکه با ظهور رسول اکرم(ص) همه کمالات به اوج خود رسیده و جایی برای ظهور پیامبر دیگری باقی نمانده است. وجه دیگر اینکه از آنجا که پیامبر اکرم(ص) اشرف مخلوقات و غایت آفرینشِ عالم امکان است، با ظهور او غایت آفرینش تحقق یافته است.[۳۳]

برطرف شدن زمینه ارسال پیامبران تبلیغی

یکی از دلایل ظهور پیامبر جدید، بیان جزئیات شریعت و استمرار ارتباط بین خدا و مردم دانسته شده که این مسئله در اسلام، از سوی شخص پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) تأمین می‌گردد و در دوره غیبت امام دوازدهم نیز، تبیین دین به ویژه در عرصه عملی، براساس آنچه در اختیار است، به عالمان و مجتهدان واجد شرایط سپرده شده است.[۳۴]

کمال و بلوغ عقلی مخاطبان

به باور برخی از نویسندگان معاصر، فلسفه خاتمیت بلوغ و رشد عقلی بشر است. اقبال لاهوری بلوغ عقلی بشر را عامل ختم نبوت می‌داند و معتقد است که وحی و پیامبران برای دوره حاکمیت غرایز بوده و وقتی که انسان رشد و تکامل یافت، نیازی به وحی و پبامبر ندارد. بنابر عقیده او، با نبوت پیامبر اکرم(ص)، بشر به لحاظ عقل و دانش در سطحی قرار دارد که خود می‌تواند بدون کمک گرفتن از پیامبر و وحی، راه رسیدن به سعادت را بشناسد.[۳۵] مرتضی مطهری دیدگاه اقبال در فلسفه خاتمیت که آن را عدم نیازمندی بشر به وحی دانسته، به معنای ختم دیانت و برخلاف ضروریات دین اسلام می‌داند.[۳۶] او در واکنش به دیدگاه اقبال میان نبوت تشریعی و تبلیغی تفصیل قائل شده و معتقد است که در فلسفه ختم نبوت تشریعی، رشد عقلی بشر دخالتی ندارد چراکه هر چه را که لازم بوده پیامبر مطرح کرده است و دیگر نیازی به آمدن پیامبر جدید نیست. ولی در نبوت تبلیغی می‌توان گفت رشد عقلی بشر به اندازه‌ای رسیده که از پیامبران تبلیغی بی‌نیاز باشند.[۳۷] برخی دیگر از نویسندگان در صحیح بودن چنین برداشت‌های از سخن اقبال تردید کرده‌اند.[نیازمند منبع]

مباحث خاتمیت در دوران معاصر

اعتقاد به خاتمیت از ضروریات دین اسلام دانسته شده است[۳۸] با این حال شبهاتی بر آن وارد شده[۳۹] متفکران اسلامی در آثار خود به آنها پاسخ داده‌اند؛

خاتم پیامبران یا زینت آنان

برخی معتقدند که در آیه ۴۰ سوره احزاب، «خاتم» به معنای انگشتر است و منظور از آن این است که پیامبر اسلام زینت پیامبران است نه آخرین آنان. مستند آنان این است که خاتم در لغت به معنای انگشتری و زینت نیز آمده است.[۴۰] در پاسخ آنان گفته شده که، خاتم به معنای وسیله ختم كردن است و چون در گذشته ختم کردن و مُهر کردن نامه‌ها با حکاکی روی انگشتر زیاد انجام می‌شده به همین دلیل به انگشتر خاتم نیز می‌گفتند ولی استفاده از لفظ «خاتم» به معنای «زینت» خلاف ظاهر آیه است.[۴۱]

خاتم انبیاء یا خاتم رسولان

برخی گفته‌اند که قرآن از پیامبر اکرم با تعبیر خاتم النببین یاد کرده نه خاتم المرسلین، از این رو پیامبر آخرین نبی است نه آخرین رسول و ممکن است بعد از او رسول دیگری مبعوث شود. در پاسخ گفته‌اند که مرتبه رسالت فراتر از نبوت است[۴۲] و وقتی که نبوت پایان یافت به طریق اولی رسالت نیز پایان می‌یابد.

نفی عمومیت دعوت پیامبر

به گمان برخی، آیاتی از قرآن، عمومی بودن دعوت پیامبر را رد نموده و آن را مختص گروه و قوم خاصی دانسته است. مانند آیه « لِتُنذِرَ‌ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ‌ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ؛ تا قومى را كه پدرانشان بيم‌داده نشدند و در غفلت ماندند، بيم دهى»[ یس–۶] انذار پیامبر را مخصوص یک قوم یا آیه «وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ‌ أُمَّ الْقُرَ‌ىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا؛ و اين خجسته‌كتابى است كه ما آن را فرو فرستاديم، و كتاب‌هايى را كه پيش از آن آمده تصديق مى‌كند. و براى اينكه مردم مکه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى[ انعام–۹۲»] که آن را مخصوص مکه و اطراف آن دانسته است. در پاسخ این گروه گفته‌اند که آیات دیگری بر عمومیت دعوت پیامبر اکرم(ص) دلالت دارد. همچنین بنابر آیات قرآن، دعوت جهانی در ابتدای رسالت امکان‌پذیر نبوده است؛ پیامبر(ص) پس از دعوت خویشاوندان و سپس قوم خود و پس از آن اهل حجاز، به دعوت از سران کشورهای دیگر پرداخته است.[۴۳]

امکان بعثت پیامبران دیگر

برخی از منکران خاتمیت به آیاتی از قرآن استناد می‌کنند که از نظر آنان به امکان بعثت پیامبرانی در آینده، ابلاغ دین و شریعت جدید، جریان اراده خدا بر فرستادن پیامبری دیگر، یا استمرار ارسال رسل اشاره دارد. آیه «بَنی آدَمَ اِمَّا یاتِینَّکم رُسُلٌ منکم یقُصُّون عَلَیکم آیاتی»[۴۴] مورد استناد آنان است که گفته‌اند از فرستادن پیامبرانی در آینده خبر می‌دهند در پاسخ این گروه گفته شده که این آیه در ادامه داستان خروج آدم از بهشت و خطاب به همه انسان‌ها است که خدا برای راهنمایی آنها نظام پیامبری و شریعت را قرار داده است. همچنین گفته شده که فعل مضارع همیشه دلالت بر وقوع فعل در آینده ندارد و مضمون این آیه در قالب جمله شرطی بیان شده، به این معنا که اگر پیامبرانی به سوی شما آمدند، از آنان پیروی کنید و نشان دهنده این نیست که حتما، پیامبرانی به سوی شما می‌آیند.[۴۵]

رابطه ختم نبوت و امامت

برخی امامت را با خاتمیت ناسازگار دانسته‌اند؛ آنان معتقدند که خاتمیت به این معناست که با درگذشت پیامبر اسلام باب وحی مسدود شده، در حالی‌که لازمه امامت این است که وحی ادامه داشته است چراکه امامان احکام و مطالبی را بیان کرده‌اند که ریشه در سخنان پیامبر ندارد.[نیازمند منبع] در پاسخ گفته‌اند که احادیثی که امامان معصوم نقل کرده‌اند با واسطه یا بی‌واسطه از رسول خدا نقل کرده همچنین برخی از مطالب آنان استنباط‌هایی از قرآن و سنت و یا الهام بوده است.[۴۶] صدرالدین شیرازی، ختم نبوت را به انقطاع وحی تشریعی و نزول فرشته وحی تفسیر کرده و معتقد شده که ختم نبوت به معنای پایان یافتن حجت آسمانی نیست، بلکه طبق اعتقاد شیعه، حکم امامانِ معصوم، از سوی شخص پیامبر اسلام حجت الهی و معتبر اعلام شده است.[۴۷] همچنین ملاهادی سبزواری عارف و فیلسوف شیعی دوره قاجار نیز با تفکیک میان نبوت تشریعی و نبوت تبلیغی و تبیینی، ختم و انقطاع نبوت را ناظر به نبوت تشریعی دانسته است.[۴۸]

کتاب‌شناسی

درباره خاتمیت کتاب‌هایی نوشته شده است برخی از آنها عبارتند از:

  • الخاتمیة فی الکتاب و السنة و العقل الصریح؛ کتابی است نوشته جعفر سبحانی به زبان عربی که خاتمیت را از نظر قرآن، روایات و عقل بررسی کرده است. سبحانی در این کتاب به معنای لغوی کلمه خاتم پرداخته و به شبهات درباره خاتمیت نیز پاسخ داده است. این کتاب در سال ۱۳۶۹ش توسط انتشارات مؤسسه سید الشهداء در تهران چاپ شد و رضا استادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.[۴۹]
  • ختم النبوة فی ضوء القرآن و السنة؛ اثر ابوالاعلی مودودی (۱۲۸۲-۱۳۵۸ش) مؤسس جماعت اسلامی پاکستان. این کتاب به بررسی خاتمیت در قرآن و روایات می‌پردازد. بررسی مفهوم لغوی کلمه خاتم، اجماع صحابه و عالمان مسلمان بر ختم نبوت از عناوین بخش‌های کتاب است. همچنین ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی از مطالب پایانی آن است. کتاب به زبان اردو و با هدف رد ادعاهای غلام احمد قادیانی بنیانگذار فرقه احمدیه نوشته شده و خلیل احمد حامدی آن را به عربی ترجمه کرده است.
  • خاتمیت: شهید مطهری
  • ختم نبوت؛ شهید مطهری
  • خاتمیت و پرسش‌های نو: محمداسحاق عارفی شیرداغی
  • اثبات خاتمیت: محمدرضا ربانی

پانویس

  1. ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۴۵.
  2. ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۴۵.
  3. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۰.
  4. طریحی، مجمع البحرین، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۵۴
  5. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۲۶.
  6. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۲۵.
  7. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  8. سبحانی، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم»، ص۵۹-۶۰.
  9. برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، واجب الاعتقاد، ۱۳۷۴ش، ص۵۲؛ سبحانی، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم»، ص۵۹؛ مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  10. رضانژاد، خاتمیت، نفی بابیت، ص۳۹۷.
  11. عباسی، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، ص۷.
  12. عباسی، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، ص۹.
  13. پاکتچی، «خاتمیت»، ص۵۸۴.
  14. عارفی، خاتمیت و پرسش‌های نو، ۱۳۸۶ش، ص۱۹.
  15. سوره احزاب، آیه۴۰.
  16. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۴.
  17. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۶۲.
  18. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۴.
  19. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۷.
  20. سوره سباء، آیه ۲۸
  21. سوره فرقان، آیه۱
  22. سوره انبیاء، آیه۱۰۷
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۴۱-۳۴۲.
  24. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۴، باب من فضائل علی بن ابی‌طالب، ص۱۸۷۰.
  25. شیخ صدوق، مَن لایحضُرُه الفقیه، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۶۳.
  26. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۳۷۱.
  27. برای نمونه نگاه کنید به طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۸۳؛ ابن طاووس، فلاح السائل، ۱۴۰۶ق، ص۲۲۱.
  28. کلینی، ج۱، ص۵۸.
  29. سوره حجر، آیه۹.
  30. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۴-۱۸۵.
  31. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۳۰.
  32. مصباح یزدی، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۵-۱۸۶.
  33. سبزواری، شرح الاسماء، ۱۳۷۵ش، ص۱۰۲، پانویس۳، ص۵۴۷ـ۵۴۸ به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل خاتمیت.
  34. مصباح یزدی، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۶-۱۸۷.
  35. اقبال لاهوری، The reconstruction of religious thought in Islam، انتشار ۱۹۸۱م، ص۱۲۴-۱۲۷ به نقل از دانشنامه جهان اسلام.
  36. مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۸۷، ج۲۴، ص۵۹.
  37. مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۱۷۶.
  38. علامه حلی، واجب الاعتقاد، ۱۳۷۴ش، ص۵۲.
  39. میرزا حسین علی بها، ابقان، ص۱۳۶، بنقل از عارفی، خاتمیت، ص۶۵.
  40. حسینی طباطبایی، ماجرای باب و بها، ص۱۶۳، بنقل از عارفی، خاتمیت، ص۶۲.
  41. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۰.
  42. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۳۸.
  43. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲، ج۳، ص۴۷۷ـ ۴۷۸
  44. سوره اعراف، آیه۳۵.
  45. مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۱-۱۸۲.
  46. سبحانی، الاضواء علی عقائد الشیعة الامامیة، ص۵۸۵-۵۸۹.
  47. صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیة با حواشی ملاهادی سبزواری، ص۳۷۶ـ ۳۷۷، به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل خاتمیت.
  48. صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیة با حواشی ملاهادی سبزواری، ص۸۲۳، به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل خاتمیت.
  49. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

منابع

  • شیخ صدوق، محمد بن علی، مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۱۴ق.
  • رضانژاد، عزالدین، خاتمیت، نفی بابیت، انتظار موعود، ش ۱۸۶، ۱۳۹۱ش.
  • ابن عربی، فصوص الحکم، و التعلیقات علیه بقلم ابوالعلاء عفیفی، تهران، الزهرا، ۱۳۷۰ش.
  • ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، ۱۴۰۴ق.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، قم، بوستان کتاب، ۱۴۰۶ق.
  • طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تصحیح: سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی، ۱۴۱۶ق.
  • پاکتچی، احمد، مدخل خاتمیت در دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، واجب الاعتقاد علی جمیع العباد، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ش،
  • سبحانی، جعفر، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم علیهم‌السلام»، کلام اسلامی، ش۵۵، پاییز ۱۳۸۴ش.
  • سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، به قلم حسن محمد مکی عاملی، ج۳، قم ۱۴۱۲ق.
  • سبزواری، هادی بن مهدی، شرح الاسماء، او، شرح دعاء الجوشن الکبیر، چاپ نجفقلی حبیبی، تهران ۱۳۷۵ش.
  • صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، با حواشی ملاهادی سبزواری، چاپ جلال الدین آشتیانی، تهران ۱۳۶۰ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق/ ۱۹۹۱م.
  • عارفی، شیرداغی، محمداسحاق، خاتمیت و پرسش‌های نو، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۶ش.
  • عباسی، ولی‌الله، «خاتمیت از دیدگاه استاد مطهری و اقبال لاهوری»، رواق اندیشه، ش ۲۸، فروردین ۱۳۸۳ش.
  • مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل الی رسول الله صلی‌الله علیه و سلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • مصباح، محمدتقی، راه و راهنماشناسی(بخش ۴ و ۵ معارف قرآن)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۶ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، بی‌نا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، خاتمیت، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • میبدی، احمد بن ابی‌سعود، کشف الاسرار و عده الابرار، تحقیق: علی اصغر حکمت، تهران: نشر امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • Muhammad Iqbal Lahuri, The reconstruction of religious thought in Islam, New Delhi 1981.

پیوند به بیرون