مادر موسی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مادر موسی یا یُوکابَد از زنانی است که خدا به او وحی یا الهام کرده است. نام مادر موسی در قرآن با داستان تولد موسی(ع) همراه شده است. مادر موسی برای حفظ جان فرزندش به امر خدا موسی را در صندوقی قرار داد و در رود نیل انداخت. چگونگی بازگشت موسی به دامان مادرش نیز از داستان‌های مطرح در قرآن است.

معرفی

اسم مادر موسی در قرآن نیامده؛ ولی در برخی تفاسیر و قصص القرآن با عنوان یوکابَد[۱] (به معنای خداوند دارای مجد است[۲]یوخاند[۳] یوخابید، نخیب و افاحیه[۴] معرفی شده است. در تورات، یوکابد از نسل لاوی پسر یعقوب است. براساس تورات او با برادرزاده خود عمران (یا عمرام) ازدواج کرد و موسی(ع) و هارون فرزندان این دو هستند.[۵]
در میان برخی از عوام، افسانه‌ای درباره نام مادر موسی ساخته شده است. محمدجواد مغنیه در التفسیر الکاشف آورده است فردی با استفاده از داستان قفلی که مادر موسی بر صندوق بچه‌اش زد، افسانه‌ای ساخته است که اگر نام مادر موسی را بر هر قفلی بخوانند باز خواهد شد و بسیاری از مردم ساده لوح نیز بدان اعتقاد پیدا کرده‌اند.[۶]

تولد موسی

در تفسیر قمی آمده است زمانی که مادر موسی باردار شد کسی از این بارداری تا زمان وضع حمل مطلع نشد. این در حالی بود که فرعون به خاطر ترس از ظهور مردی از بنی‌اسرائیل که حکومت او را نابود می‌کند، بر زنان بنی‌اسرائیل موکلانی قرار داده بود که اگر فرزند پسری آوردند خبر دهند و آن پسران را زنده نمی‌گذاشت. زمانی که موسی(ع) به دنیا آمد مادرش بر حال او گریه کرد؛ ولی محبت موسی بر قلب زنی که موکل مادر او بود افتاد و خبر تولد موسی را مخفی نگاه داشت.[۷]
با وجود مخفی ماندن تولی موسی، ترسی در جان مادر موسی بود؛ به همین دلیل خداوند به او وحی (الهام)[۸]) کرد فرزندش را (که شیرخوار بود) به دریا (رود نیل) بیندازد و به او وعده داد طفلش را به وی بازمی‌گرداند و موسی را از پیامبران قرار می‌دهد.[۹]
در آیه ۷ سوره قصص اشاره به وحی به مادر موسی شده است. مفسران ماهیت این وحی را همان الهام و افکندن مطلب به دل کسی دانسته‌اند.[۱۰]
مادر موسی، به فرمان خدا موسی را در صندوقی قرار داد[۱۱] و آن را به رود نیل سپرد و خواهرش را در پی آن فرستاد. صندوق به شعبه‌ای از رود نیل وارد شد که به قصر فرعون می‌رفت و ملازمان فرعون صندوق را از آب گرفتند. زمانی که آسیه زن فرعون کودک را در صندوق دید، محبت موسی به دل او افتاد و از فرعون خواست او را به فرزندی برگزیند.[۱۲]
مفسران این صندوق را همان تابوتی می‌دانند که موسی(ع) زمان مرگ خود الواح و زره خود را در آن قرار داد و به وصی خود یوشع بن نون سپرد. این تابوت برای بنی اسرائیل مقدس بود و به آن تبرک می‌جستند؛ ولی به دلیل فراموش کردن ارزش آن، خداوند صندوق را از بنی اسرائیل پس گرفت و آنان را دچار سختی و عذاب کرد و جالوت را بر آنان مسلط ساخت تا زمانی که از پیامبر خود درخواست کردند از خداوند فرماندهی بر ایشان برانگیزد و عزت گذشته خود را بازیابند.[۱۳]


پروین اعتصامی شعری با نام «لطف حق» درباره داستان سپردن موسی به آب توسط مادر موسی سروده است:

مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفته رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه
گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای
گر نیارد ایزد پاکت بیاد آب خاکت را دهد ناگه بباد
وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است[۱۴]

بازگشت موسی به مادر

خداوند زمانی که به مادر موسی وحی کرد موسی را به دریا اندازد، این مژده را به او داد که فرزندش را به او بازخواهد گرداند و از پیامبران قرار خواهد داد؛ به همین دلیل مادر موسی با آرامش و دلی مطمئن موسی را به آب انداخت. زمانی که فرعون موسی را به فرزندی برگزید، برای او دایه‌هایی قرار داد که او را شیر دهند؛ ولی موسی از پذیرفتن دایه‌ها امتناع می‌کرد. خواهر موسی وقتی چنین صحنه‌ای را مشاهده کرد نزد آنان رفت و به صورت ناشناش پیشنهاد داد زنی را معرفی می‌کند که سرپرستی و شیر دادن به او را به عهده گیرد و مادر موسی را معرفی کرد. چنین بود که موسی به آغوش مادرش بازگشت.[۱۵]

پانویس

  1. مغنیه، التفسیر المبین، بنیاد بعثت، ص۵۰۷.
  2. بلاغی، حجة التفاسیر، ۱۳۸۶ق، جلد اول مقدمه، ص۲۵۵.
  3. بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۲۷.
  4. جزائری، قصص الأنبیاء، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۰.
  5. سفر خروج ۶: ۲۰.
  6. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۷۲.
  7. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۳۵.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۲۹۷.
  9. سوره قصص، آیه ۷ و ۱۰ - ۱۳؛ سوره طه، آیه ۳۸ - ۴۰
  10. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۱۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۱۰۵؛ قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۸، ص۱۰.
  11. سوره طه، آیه۳۹.
  12. بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۶.
  13. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۷.
  14. برای دیدن تمام شعر ببینید: پروین اعتصامی، دیوان، شعر لطف حق
  15. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۶، ص۳۲-۳۷.

منابع

  • بلاغی، سید عبد الحجت، حجة التفاسیر و بلاغ الإکسیر، قم، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ق.
  • بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
  • جزائری، نعمت الله بن عبد الله، قصص الأنبیاء، ترجمه فاطمه مشایخ، تهران، انتشارات فرحان، ۱۳۸۱ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • قرشی بنایی، علی اکبر، تفسير احسن الحديث‏، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش.
  • قمى، على بن ابراهيم‏، تفسی القمی، محقق طيب‏ موسوى جزايرى، قم، دار الکتاب، ۱۳۶۳ش.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.