ذا النون

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ذا النون تعبیری قرآنی[۱] که مفسران شیعه[۲] و اهل سنت[۳] آن‌ را لقب حضرت یونس(ع)‌ دانسته‌اند. این تعبیر یک‌بار در قرآن استفاده شده است.[۴] مفسران «نون» را به معنای ماهی،[۵] نهنگ یا وال دانسته[۶] از این‌رو «ذا النون» به صاحب ماهی یا همدم ماهی معنا شده است.[۷]

فخر رازی معتقد است مفسران اتفاق‌نظر دارند که تعبیر «ذا النون» تنها در مورد حضرت یونس است.[۸] حضرت یونس(ع) پس از ایمان نیاوردن قومش از خداوند درخواست عذاب آنان را کرد و از میانشان رفت. اما قوم او پیش از عذاب توبه کرده و عذاب از آنان رفع شد. به نظر علامه طباطبایی از آنجا که قوم یونس، توبه کردند و ایمان آوردند؛ امّا یونس نسبت به ایشان صبر و تحمل نکرد و فقط عذابشان را از خدا خواست، خداوند هم بر او سخت گرفت و ماهی او را بلعید.[۹] خداوند حضرت یونس را به مدت چهل روز[۱۰] در شکم یک ماهی بزرگ قرار داد.[۱۱] مفسران علت تعبیر «ذا النون» برای حضرت یونس را چنین دانسته‌اند که او در شکم ماهی بود و این‌گونه امتحان شد.[۱۲]

تعبیر ذا النون پس از آنکه در قرآن برای حضرت یونس استفاده شد،‌ توسط دیگران نیز به عنوان اسم مورد استفاده قرار گرفت. از مشهورترین این افراد؛ ذو النون مِصری است.[۱۳]

پانویس

  1. سوره انبیاء، آیه۸۷.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۹۶؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۷، ص۲۷۳.
  3. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۷۹.
  4. قرشی، قاموس قرآن، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۱۳۳.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۹۶.
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۴۸۵.
  7. دهخدا، «ذوالنون»، لغت‌نامه دهخدا.
  8. فخررازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۲، ص۱۷۸.
  9. طباطبایی،‌ المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۴، ص۳۱۴-۳۱۵.
  10. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۷، ص۳۷۱.
  11. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۳۱۴.
  12. معین، «ذوالنون»،‌ فرهنگ فارسی معین.
  13. ابن‌اثیر، المرصع، ۱۴۱۲ق، ص۲۹۸.

منابع

  • ابن‌اثیر، مبارک بن محمد، المرصع فی الآباء و الأمّهات و الأبناء و البنات و الأذواء و الذّوات، محقق: سعد فهمی، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌عساکر، ابو القاسم علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق،‌ دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  • آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: عطیة، علی عبدالباری، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، کلمه «ذوالنون».
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة‌الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۲ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمد جواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • فخررازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن،‌ تهران،‌ دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، کلمه «ذوالنون».
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.