سید نعمت‌الله جزایری

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از سید نعمت الله جزایری)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید نعمت اللّه جزایری
اطلاعات فردی
لقب: محدث جزایری
تاریخ تولد: ۱۰۵۰ ق
زادگاه: روستای صباغیه از جزایر بصره
محل زندگی: اصفهان و شوشتر
استادان:
محمدباقر مجلسی
شیخ حر عاملی
محقق سبزواری
محقق خوانساری
و...
شاگردان:
ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری
محل تحصیل: حویزه، شیراز، اصفهان، عتبات عالیات
تألیفات:
الانوار النعمانیة
انیس الوحید فی شرح التوحید
جواهر الغوالی فی شرح عوالی اللئالی
کشف الاسرار فی شرح الاستبصار


سید نعمت اللّه جزایری (۱۰۵۰- ۱۱۱۲ق) مشهور به محدث جزایری، از علمای شیعی قرن یازدهم و دوازدهم و سرسلسله خاندان مشهور علمی و دینی سادات جزایری که نسب‌شان به امام کاظم (ع) می‌رسد. سید نعمت الله شاگرد عالمانی همچون علامه مجلسی، آقا جمال خوانساری، ملامحسن فیض کاشانی و شیخ حر عاملی بود. نوشته‌های به جامانده از سیدنعمت اللّه جزایری فراوان است و او را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کرده‌اند. از جمله آثار معروف او الانوار النعمانیة، قصص الانبیاء و کتاب کشکولی زَهر الربیع است. او از علمای طرازِ اول مسلک اخباری محسوب می‌شود.

نسب، تولد، درگذشت

سید نعمت الله جزایری سرسلسله خاندان سادات جزایری است که سه قرن در منطقه خوزستان ، به ویژه شوشتر، خدمات علمی و دینی ارائه می‌کردند.[۱] نسب آنها به عبدالله بن موسی بن جعفر، فرزند امام کاظم (ع)، می‌رسد.[۲] به نوشته سید نعمت اللّه او [۳] در ۱۰۵۰ در روستای صَباغیه از جزایر بصره ، محلی میان دجله و فرات ، به دنیا آمد.[۴]

بزرگ‌ترین فرزندِ پسرِ او، سید نورالدین بود که نسبت بیشتر سادات جزایری به وی می‌رسد، از این رو آنان به سادات نوریه نیز مشهورند.[۵] برخی از فرزندان و نوادگان او در شوشتر ماندند و برخی در هند، نجف و جاهای دیگر ساکن شدند.

مزار سید نعمت الله جزایری در پلدختر

سید نعمت اللّه در ۱۱۱۱ برای زیارت به مشهد رفت و در راه بازگشت به شوشتر، در خرم آباد بیمار شد و در پلدختر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. آرامگاه او در آنجا معروف است . وفات وی را در ۲۳ شوال ۱۱۱۲ ذکر کرده‌اند.[۶]

تحصیلات

سید نعمت الله در پنج سالگی به مکتب رفت و قرآن را ختم کرد و قصاید و اشعار بسیاری فراگرفت .[۷] سپس به آموختن صرف و نحو همت گماشت و برای ادامه تحصیل به حُوَیزه رفت .[۸]

  • شیراز

سید نعمت الله به همراه برادرش سیدنجم الدین، و عموزاده‌اش سید عزیزالله به شیراز سفر کرد که از مراکز علمی آن روزگار بود و در مدرسه منصوریه ساکن شد.[۹] سید نعمت اللّه نه سال در شیراز اقامت کرد و در این مدت به تکمیل دانش خود در ادبیات، علوم عقلی و نقلی پرداخت . در آنجا زندگی چنان بر او تنگ آمد که ناگزیر، به درخواست خانواده‌اش، به زادگاهش بازگشت .[۱۰]

  • اصفهان

اشتیاق به تحصیل موجب سفر مجدد او به شیراز شد، اما پس از یک ماه، به علت فوت پدرش و آتش گرفتن مدرسه منصوریه، به اصفهان رفت و چهار سال نزد علامه محمدباقر مجلسی (متوفی ۱۱۱۰) به تحصیل حدیث و علوم دینی پرداخت .[۱۱] میرزا تقی دولت آبادی در نزدیکی حمام شیخ بهایی، مدرسه‌ای ساخت و از سید نعمت الله خواست که در آنجا تدریس کند. سید نعمت اللّه هشت سال در این مدرسه به تدریس علوم دینی، تألیف و همکاری با مجلسی در نگارش و تدوین بحارالانوار مشغول شد.[۱۲]

  • عتبات عالیات

چشمان سید نعمت الله پس از مدتی ضعیف شد و برای شفا و زیارت، از طریق کرمانشاه عازم عتبات عالیات شد[۱۳] و در آنجا با چند تن از عالمان و فقیهان ملاقات کرد.

  • جزایر

سپس به زادگاهش، بازگشت و سه ماه در آنجا اقامت کرد. سید نعمت الله در همین زمان نوشتن شرح تهذیب الاحکام (مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام )، را آغاز کرد.[۱۴]

  • حویزه

در پی حوادث سیاسی سال ۱۰۷۹ق [یادداشت ۱] مردم جزایر مجبور به نقل مکان به حویزه و دیگر شهرهای مجاور شدند، سید نعمت اللّه نیز در میان آنان بود. سید علی بن مولی خلف موسوی فلاحی (درگذشته ۱۰۸۸ق)، از سادات مشعشعیان ، استقبال خوبی از او کرد.[۱۵] سیدعلی آثار علمی فراوانی داشته، تا آنجا که افندی [۱۶] مدعی است بسیاری از مطالب علمی کتاب‌های سید نعمت الله از آثار سیدعلی گرفته شده است . سیدعلی احترام زیادی برای سید نعمت اللّه قائل بود و تا زمان مرگش با او در ارتباط بود.[۱۷]

  • اصفهان

جزایری، پس از چند ماه اقامت در حویزه ، عازم اصفهان شد اما در میانه راه به شوشتر رفت و به درخواست مردم این منطقه در آنجا اقامت کرد. حاکم وقت شوشتر، فتحعلی خان، که از طرف دولت صفوی (حکومت: حدود۹۰۶ـ ۱۱۳۵) به حکومت این منطقه گمارده شده بود، در بزرگداشت سید نعمت الله نهایت تلاش زیادی نمود و در کنار مسجد جامع برای وی خانه‌ای درنظر گرفت و مسئولیت تمام اموری شرعی شوشتر، از جمله تدریس علوم دینی، تولیت مسجد جامع و امامت جمعه و امر به معروف و نهی از منکر، را به او واگذار کرد.[۱۸]

اساتید

نعمت الله جزایری در جزایر بصره، حویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بسیاری به تحصیل علوم دینی پرداخت .[۱۹]

  • جزایر

در جزایر نزد این اشخاص علوم دینی را فراگرفت :

  1. یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی پیش از ۱۰۷۰)، عالم و قاضی .[۲۰]
  2. محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعد از ۱۰۷۰)، فقیه و ادیب .[۲۱]
  3. حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و ادیب .[۲۲]
  • شیراز

استادان و مشایخ سیدنعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست تن بودند[۲۳] که از آن جمله‌اند:

  1. میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۴]
  2. جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۵]
  3. صالح بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۶]
  4. عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی ، مؤلف تفسیر نورالثقلین (متوفی بین سالهای ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۷] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث او نیز به شمار می‌آیند، چنانکه او خود در اجازه روایت به حسین بن محیی الدین جامعی عاملی ، به آنان اشاره کرده است .[۲۸]
  • اصفهان

سید نعمت اللّه در اصفهان نزد این استادان به تحصیل علوم دینی پرداخت:

  1. محمدباقر مجلسی[۲۹] که از مشایخ مهم او بود[۳۰] و سه اجازه به سید نعمت اللّه داد که مبسوط‌ترین آنها در پایان نسخه‌ای از نهج البلاغه ، به خط خود مجلسی نوشته شده است .[۳۱]
  2. محمدباقر بن محمد مؤمن خراسانی معروف به محقق سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۲]
  3. آقاجمال فرزند آقاحسین خوانساری (محقق خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۳]
  4. محمدبن مرتضی کاشانی مشهور به مولی محسن فیض کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۴] که سید نعمت اللّه جزایری از ملازمان و شاگردان خاص او بود.[۳۵]
  5. شیخ حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۶] که جزایری بخشی از احادیث را نزد وی خوانده و او را به انصاف ستوده است . حرّ عاملی اذعان می‌کرده که اشکالاتِ گونه‌ای از قیاس ، از جمله قیاسِ منصوص العله و اولویت ، را از سید نعمت اللّه آموخته است .[۳۷]

شاگردان

شاگردان سید نعمت اللّه جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری ، نوه او، در تذکره شوشتر[۳۸] و محمد جزایری در کتاب نابغه فقه و حدیث ،[۳۹] به ترتیب الفبا، نام آنان را ذکر کرده‌اند، از جمله آنانند:

  1. ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۴۰]
  2. ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۱]
  3. عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از وی اجازه روایت اخذ کرد.[۴۲]
  4. علی بن حسین جامعی عاملی ، از عالمان و مفسران مشهور.[۴۳]
  5. عنایت الله بن محمد زمان تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۴]
  6. مجدالدین بن قاضی شفیع الدین دزفولی (متوفی پیش از ۱۱۶۵).[۴۵]
  7. فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۶]
  8. محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۷]
  9. یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که نخست در شیراز و سپس در شوشتر نزد سیدنعمت اللّه به تحصیل علم پرداخت .[۴۸]
  10. محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا ۱۱۴۱) که از شاگردان بزرگ سید نعمت اللّه بود و از طرف او به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۹] در علوم شرعی، به ویژه تجوید و تفسیر، یگانه بود و کتاب مجمع التفاسیر از آثار اوست .[۵۰] او یادداشت‌های تفسیری سیدنعمت اللّه را نیز در کتابی با عنوان عقود المرجان گردآوری کرده است .[۵۱]

روش علمی

محققان در این باب اتفاق نظر دارند که مسلک جزایری در استنباط احکام نه اصولی بوده نه اخباری صرف، بلکه او میانه رو بوده و به تعبیر مشهور، طریقه وُسطا یعنی راه میانه را برگزیده بوده است .[۵۲]

  • منبع محققان در این داوری، سخنان جزایری در کتابها و رساله‌های متعدد او بوده که در آنها به اخذ مسلک و طریقه وسطا تصریح و آن را روش استادش محمدباقر مجلسی ذکر کرده است .[۵۳] مراد جزایری از طریقه وسطا، آن گونه که خود در مقدمه کتاب غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام [۵۴] توضیح داده، اعتقاد به حجیت ظواهر قرآن در تشریع است و آن را طریقی دانسته که نه مانند طریق مجتهدان اصولی است که به قواعد و استنباط و استدلال‌های عقلی تکیه زده‌اند و نه مانند اخباری‌هایی چون محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط مبتنی بر قواعد ظنی را انکار کرده و عمل به ظواهر قرآن را از مصادیق آن شمرده‌اند.[۵۵] جزایری [۵۶] پس از نقل سخنان محمد امین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق تمام سخنان وی، تنها بر رأی او مبنی بر عدم حجیت ظواهر کتاب خرده گرفته است .
  • یکی از دلایلی که سبب شده تا محققان، جزایری را میانه رو بدانند، نظر او درباره برخی از موارد شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و مصرف دخانیات، است که در حرمت آنها نصّی وارد نشده است .[۵۷] اخباریها در این گونه موارد، بنا بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، اما جزایری از این نظر عدول کرده، قائل به اباحه شده است .[۵۸]

نشانه‌های اخباری بودن

  • سید نعمت الله جزایری در بسیاری موارد دیگر مطابق رأی اخباریان نظر داده، از جمله در باب منابع تشریع، فقط کتاب و سنت را معتبر شمرده و اجماع ، استصحاب ، عقل و تمام گونه‌های قیاس ، از جمله قیاس منصوص العلة و اولویت ، را باطل دانسته است .[۵۹] همچنین در صورت تعارض نقل با ادله عقلی، اعم از قواعد عملی یا قواعد نظری (چون «امر به شی ء مستلزم نهی از ضد عام است‌» و «مامِنْ عامٍّ اِلاّ و قَدْ خُصّ»)، نقل را مقدّم دانسته است .[۶۰] وی بر خلاف علامه مجلسی [۶۱] که تقلید از میت را جایز نمی‌دانسته، همانند اخباریها قائل به جواز تقلید از میت بوده است .
  • در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام شرعی و نحوه استنباط آنها را می‌توان استخراج کرد که دست کم تا صورت‌بندی نهایی آرای فقهی و اصولی‌اش، وی را باید در زُمره اخباری‎ها دانست، زیرا وی از سویی فقه را نه مجموعه‌ای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از روایات جزئی دانسته است که یگانه ملاک معتبر استنباط و مبنای عمل اند[۶۲] و از سوی دیگر، برای غنی کردن منابع روایت و محدود کردن دامنه استنباط عقلی، علاوه بر نقد نظریه تقسیم چهارگانه احادیث (صحیح ، حسن ، موثق و ضعیف )، که مستلزم مناقشه درباره بسیاری از احادیث است [۶۳] بر وثاقت بسیاری از کتاب‌های حدیثی، چون عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذاشته است .[۶۴]

تألیفات و آثار علمی

کتاب ها، رساله‌ها و حواشی به جامانده از سیدنعمت الله جزایری فراوان است، چنانکه وی را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کرده‌اند[۶۵] او بر بسیاری از کتاب‌ها و متون حدیثی شرح‌ و حاشیه‌ نگاشته است .[۶۶] با مراجعه به تعدادی از این آثار می‌توان دریافت که هدف عمده جزایری، منابع حدیثی و در واقع نقدی بر آرای مجتهدان اصولی بوده است .[۶۷] شرح‌ها و حاشیه نویسی‌ها در آغاز به صورت یادداشت‌هایی بوده که سید نعمت اللّه بر کتاب‌های مختلف نگاشته و سپس آنها را به قلم خود یا شاگردانش بازنویسی و مدون کرده است .[۶۸] جزایری همچنین بر کتاب‌هایی چون تفسیر بیضاوی ، قاموس اللغة فیروزآبادی و کتاب‌های چهارگانه حدیث که در ایام تحصیل خوانده و آنها را استنساخ کرده بود، نیز حاشیه نوشته است .[۶۹]

برخی از کتا بهای مهم او به این شرح است :

  1. الانوار النعمانیة فی معرفة النشأة الانسانیة، که‌گاه به اشتباه آن را انوار نعمانی معرفی کرده‌اند.[۷۰] این کتاب در شرح احوالات آدمی از پیش از تولد تا پس از مرگ است که در سه باب تدوین شده است، به این ترتیب : در احوال پیش از تولد، از تولد تا وفات و احوال پس از مرگ و عالم آخرت . کتاب مؤخره‌ای نیز دارد که سید نعمت اللّه جزایری [۷۱] در آن به شرح احوال و سوانح زندگانی استادان و مشایخ خود پرداخته است و در شناخت وی و نیز دوره‌ای که در آن می‌زیسته منبعی مهم و معتبر به شمار می‌آید.
  2. انیس الوحید فی شرح التوحید، که شرحی است بر کتاب التوحید ابن بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱). جزایری خود در کتاب زهر الربیع [۷۲] از آن با نام انیس الفرید یاد کرده است .
  3. جواهر الغوالی فی شرح عوالی اللئالی، که شرحی است بر عوالی اللئالی ابن ابی جمهور احسائی (متوفی ح ۹۰۷).[۷۳] جزایری [۷۴] از این کتاب با عنوان مدینة الحدیث یاد کرده است . موضوع این کتاب دو جلدی شرح روایات فقهی از طهارت تا دیات است .[۷۵]
  4. حاشیه شرح جامی بر کافیه در نحو، جزایری [۷۶] آن را حاشیه مدونه علی شرح الجامی نامیده است . آقابزرگ طهرانی [۷۷] نیز از این کتاب با عنوان الحاشیة علی الجامی و شرح الکافیة یاد کرده است .
  5. حواشی امل الامل شیخ حر عاملی ؛ این حواشی متضمن شرح احوال تعدادی از دانشمندان معاصر جزایری است که در متن کتاب امل الا´مل ذکر نشده‌اند و در واقع استدراکی بر کتاب مذکور به شمار می‌آید. بر اساس این کتاب و کتاب‌های دیگر رجالی، آقابزرگ تهرانی [۷۸] سید نعمت اللّه جزایری را در شمار عالمان رجالی و تذکره نویسان ذکر کرده است . سید عبدالله جزایری ، نوه سید نعمت الله جزایری، بعدها در کتاب الاجازة الکبیرة از همین شیوه پیروی کرده و به شرح احوال برخی معاصران خود پرداخته است .[۷۹]
  6. حواشی نهج البلاغة، که شرح مختصر جزایری است بر نهج البلاغه[۸۰] و آن را الحواشی الضافیة و الموازین الوافیة نامیده است .[۸۱]
  7. ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، در سه جلد: جلد نخست در حالات پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، جلد دوم در احوال حضرت زهرا (س) و امام دوم تا امام یازدهم و جلد سوم در شرح احوال امام دوازدهم (عج).[۸۲]
  8. زَهْر الربیع فی الطرائف و الملح و المقال البدیع ، که جُنگ مانندی است در بیان مطالب گوناگون ادبی، نکات تفسیری و شرح احوال پاره‌ای از مشایخ و استادان . این کتاب یکی از آثار مشهور جزایری است .[۸۳] عبدالله جزایری [۸۴] پس از ذکر نام کتاب، به اشتمال آن بر مطایبات و هزلیات اشاره کرده و آن را از این جهت قابل حک و اصلاح دانسته است .
  9. شرح صحیفه سجادیه ؛ سید نعمت اللّه جزایری بر کتاب صحیفه مجموعاً سه شرح نگاشته است :[۸۵] نخست شرحی که به شرح کبیر معروف شده است .دوم شرح مختصر که در واقع تنقیح و خلاصه‌ای از شرح نخستین است که پس از تألیف آن، شرح کبیر مهجور گشت . شرح مختصر با عنوان نور الانوار فی شرح کلام خیرالاخیار شناخته می‌شود. مؤلف در ۱۰۷۸، یعنی در ۲۸ سالگی، در خرّم آباد از تألیف آن فارغ شد.[۸۶] سوم شرح ملحقات صحیفه است، با عنوان النُکت ُالطریفة فی شرح ملحقات الصحیفة.
  10. غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام ، که شرح تهذیب الاحکام شیخ طوسی است . این شرح مختصری است از شرح دیگر مؤلف که در ایام جوانی بر تهذیب با عنوان مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام نگاشته بود.[۸۷] این کتاب حاوی یک دوره فقه استدلالی است و اطلاعات عظیمی از حوزه‌های دانش‌های اسلامی، مانند حدیث، رجال ، اصول فقه و عقاید، را در خود جای داده است . علاوه بر این، کتاب مذکور به سبب ذکر آرا و فتاوی فقهی و اصولی محمدباقر مجلسی ، که غالباً از او به عنوان شیخنا المعاصر یاد کرده، حائز اهمیت فراوان است .
  11. کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، که حاوی مطالب علمی عمده‌ای در فقه ، حدیث و رجال است . مقدمه کتاب نیز بخش مهمی از دیدگاههای مؤلف را منعکس کرده است .[۸۸]
  12. مقامات النجاة فی شرح اسماء الحسنی ، که به ترتیب حروف الفباست و تا حرف ضاد اسمای حسنا را شرح کرده است . این کتاب بر مشرب عرفانی نگاشته شده و حاوی اقوال بسیاری از بزرگان و مشایخ تصوف ، چون ذوالنون مصری ، رابعه عدویه ، مجدالدین بغدادی و محیی الدین ابن عربی ، است .[۸۹] ضمناً برخی از دیدگاههای صوفیان را نیز نقد کرده است . علامه مجلسی به سبب محتوای صوفیانه کتاب، جزایری را از ادامه تألیف بازداشته، چنانکه جزایری خود در کتاب زهرالربیع [۹۰] به مورد مشابهی از این توصیه علامه مجلسی اشاره کرده است . ظاهراً مقامات النجاة در زمان مؤلف گزینش و به فارسی نیز ترجمه شده است .[۹۱]
  13. النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین ، این کتاب در حکم تکمله‌ای بر کتاب ریاض الابرار یاد شده [۹۲] و بارها منتشر شده است .[۹۳] نورالدین جزایری، فرزند مؤلف، نیز این کتاب را با عنوان تحفة الاولیاء به فارسی ترجمه کرده است .[۹۴]
  14. هدیة المؤمنین و تحفة الراغبین ، رساله فقهی مختصری در احکام طهارت و صلاه است .[۹۵] سید نعمت اللّه جزایری در آغاز این کتاب از آموزه اصولیان در تقسیم مکلفان به مجتهد و مقلد و نیز مجاز نبودن تقلید از میت انتقاد کرده است . شیوه نگارش این کتاب به نقل روایت نزدیک‌تر است تا به شیوه‌های متعارف در تحریر مسائل شرعی .

تفسیر رویدادها با گفتمان دینی

سیدنعمت اللّه جزایری کتابی با عنوان مُسکن الشُجُون فی حکم الفرار من الطاعون نوشته که در آن به شرح بیماری طاعون و شیوع آن در بغداد، جزایر و حویزه پرداخته است . این واقعه در ۱۱۰۲ در شام ، آسیای صغیر و عراق و بخش‌های جنوب شرقی ایران [۹۶] رخ داد که عده بسیاری بر اثر آن درگذشتند. او در این کتاب علل وقوع و راههای پیشگیری از این بیماری را از منظر دینی و با نگاه ویژه و ادیبانه خود بررسی کرده که شایان تأمل است .

آرای جزایری در باب طاعون نمونه آشکار تفسیر دینی رویدادهاست و این گفتمان دینی امکانات تازه‌ای را در ادبیات مرگ ابداع کرده است .

همنشینی با حاکمان

سید نعمت اللّه با عالمان و نیز حاکمان مناسبات خوبی داشت تا آنجا که او را، به سبب همنشینی زیاد با سلاطین، نکوهش کرده‌اند.[۹۷]

پانویس

  1. اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۰۳ـ ۷۰۵؛ محمد جزایری، ۱۳۹۷، ج ۱، ص۲۲.
  2. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۷۵؛ اعرجی، ص۴۹۸ـ ۴۹۹.
  3. الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۲.
  4. جزایری، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ۱۴۰۸، ج ۱، مقدمه موسوی جزائری، ص۱۵.
  5. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۵۵.
  6. تذکره شوشتر، ص۷۶؛ شوشتری، ص۱۰۵؛ خوانساری، ج ۸، ص۱۵۹.
  7. جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۳.
  8. جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۴.
  9. جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۷، محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۸.
  10. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۹ـ ۳۱۲.
  11. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۱۲.
  12. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۳؛ شوشتری، ص۱۰۰.
  13. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۱۳.
  14. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۱۶ـ ۳۱۸.
  15. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۱۸ـ۳۱۹، شوشتری، ص۱۰۰ـ۱۰۱.
  16. ج ۴، ص۸۰.
  17. نعمت اللّه جزایری، مسکن الشجون، ص۳۷.
  18. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۷۳ـ۷۴؛ شوشتری، ص۱۰۱.
  19. خوانساری، ج ۸، ص۱۵۰.
  20. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۱؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۳۲.
  21. عبداللّه جزایری،الاجازة الکبیرة، ص۷۱؛محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۱۱ـ۲۱۲.
  22. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۵.
  23. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۳۹.
  24. نعمت اللّه جزایری، زهرالربیع، جزء۱، ص۲۸۵؛ عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۲.
  25. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۸۰ ۸۱؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۷۱
  26. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۲.
  27. نعمت اللّه جزایری، زهرالربیع، جزء۱، ص۲۴۸؛ نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۳۰۹.
  28. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۶۴.
  29. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۳.
  30. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۸.
  31. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۵۷ـ ۱۶۳.
  32. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۳؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۶۳.
  33. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۸۱؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۷۹.
  34. نعمت اللّه جزایری، زهرالربیع، جزء۱، ص۲۸۴؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ص۱۳۰؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۱۵.
  35. عبداللّه جزایری، التحفة السنیة، ص۳۳۹.
  36. نعمت اللّه جزایری، غایه المرام، ج ۱، ص۳۶۱؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۰۲ـ۲۰۳.
  37. نعمت اللّه جزایری، غایه المرام، ج ۱، ص۳۶۱.
  38. ص ۱۵۷ـ۱۶۳.
  39. ص ۲۵۲ـ۳۲۶.
  40. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۱۵۷؛عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۲۳؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۵۲ـ۲۵۳.
  41. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۱۵۸ـ ۱۵۹.
  42. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۷۱.
  43. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۷۴ـ ۲۷۵.
  44. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۵۷؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۷۷ـ۲۷۹.
  45. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۷۲.
  46. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۵۸.
  47. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۸۹.
  48. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۹۲.
  49. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۰۱.
  50. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۷۸؛ عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۱۶۱؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۰۴.
  51. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۷۰۶؛آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۵، ص۳۰۵.
  52. خوانساری، ج ۸، ص۱۵۰؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۳۰ـ ۳۳۲؛ محمدتقی حکیم، ص۹۶؛ نعمت اللّه جزایری، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج ۱، مقدمه موسوی جزائری، ص۳۹ـ۴۰.
  53. غایة المرام، ج ۱، ص۴۰، ج ۲، ص۱۴۰.
  54. ج ۱، ص۴۰.
  55. استرآبادی، ص۲۶۹ـ۲۷۱، ۳۳۶ـ ۳۳۸.
  56. غایة المرام، ج ۱، ص۱۶.
  57. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۳۲؛ نعمت اللّه جزایری، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج ۱،محمدتقی حکیم، ص۹۷ـ ۹۸.
  58. نعمت اللّه جزایری، الانوار النعمانیة، ج ۴، ص۵۵-۶۰.
  59. نعمت اللّه جزایری، غایة المرام، ج ۱، ص۱۱ـ۱۵، ۲۲، ۳۷، ۵۹ـ۶۱، ج ۲، ص۵۱، نعمت الله جزایری، زهرالربیع، جزء۱، ص۴۸۵، ۵۱۴.
  60. غایه المرام، ج ۱، ص۳۵ـ۳۶.
  61. مجلسی، نظم اللئالی، ص۱۳ـ۱۴.
  62. غایة المرام، ج ۱، ص۳۵ـ۳۶، ج ۲، ص۹۵.
  63. غایة المرام، ج ۱، ص۲ـ۴.
  64. غایة المرام، ج ۱، ص۸.
  65. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۷۶؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۴۶.
  66. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۴.
  67. نعمت اللّه جزایری، لوامع الانوار، ص۵؛ نعمت اللّه جزایری، انیس الوحید فی شرح التوحید، ج ۱، ص۴۶.
  68. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۴.
  69. شوشتری، ص۱۰۰.
  70. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۴۷.
  71. ج ۴، ص۳۰۲ـ۳۲۶.
  72. زهرالربیع، جزء۲، ص۲۳۷.
  73. افندی اصفهانی، ج ۵، ص۲۵۴ـ۲۵۵؛ عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۷۵.
  74. زهرالربیع، جزء۲، ص۲۳۷.
  75. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۵۴.
  76. زهرالربیع، جزء۲، ص۲۳۷.
  77. الذریعة، ج ۶، ص۵۷، ج ۱۴، ص۳۱.
  78. مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، ص۴۸۳ـ۴۸۴.
  79. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۱۷ـ۱۹۳.
  80. عبداللّه جزایری، کتاب تذکره شوشتر، ص۷۶؛ شوشتری، ص۱۰۴.
  81. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۶۲.
  82. نعمت اللّه جزایری، زهرالربیع، جزء۲، ص۲۰۸؛ افندی اصفهانی، ج ۵، ص۲۵۵؛ عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۵؛ محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۶۳ـ۶۶؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۱، ص۳۱۶.
  83. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۶۶.
  84. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۵.
  85. نعمت اللّه جزایری، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج ۱.
  86. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۲۸.
  87. نعمت اللّه جزایری، غایة المرام، ج ۱، ص۱.
  88. نعمت اللّه جزایری، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج ۲، ص۳۶ـ۹۳.
  89. ص ۱۲۹، ۱۶۲، ۲۵۴، ۳۲۳
  90. زهرالربیع، جزء۱، ص۴۴۵.
  91. محمد جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۱۱۹.
  92. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۶؛آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۴، ص۳۷۵ـ۳۷۶.
  93. مشار، ج ۶، ستون ۶۳۰.
  94. عبداللّه جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۶۱؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۳، ص۴۲۲ـ۴۲۳.
  95. نعمت الله جزایری، هدیة المؤمنین، ص۲؛ محمد جزایری، ۱۴۱۸، ص۱۳۱ـ ۱۳۳.
  96. مسکن الشجون، ص۶۳.
  97. بَحْرانی، لؤلؤة البحرین، ص۱۱۱.
  1. در این سال حسین پاشا، حاکم بصره ، بر سلطان محمد عثمانلو، وزیر بغداد، شورش کرد. سلطان محمد لشکری را برای جنگ با وی روانه بصره ساخت . حاکم بصره به جزایر رفت و در آنجا به دفاع از خود پرداخت، اما پس از چهار ماه مقاومت و محاصره جزایر، سرانجام لشکریان بغداد او را شکست دادند و او به سوی هندوستان گریخت . مردم جزایر، که از یاران پاشا بودند، از بیم جان به حویزه و شهرهای مجاور گریختند.

منابع

  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • همو، طبقات اعلام الشیعة: الکواکب المنتشرة فی القرن الثانی بعد العشرة، چاپ علی نقی منزوی، تهران ۱۳۷۲ ش.
  • همو، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، چاپ احمد منزوی، تهران ۱۳۳۷ ش.
  • محمدامین بن محمدشریف استرآبادی، الفوائد المدنیة، چاپ رحمة اللّه رحمتی اراکی، قم ۱۴۲۴.
  • محمدحسن‌بن على اعتمادالسلطنه، مرآة‌البلدان، چاپ عبدالحسين نوائى و ميرهاشم محدث، تهران ۱۳۶۷ـ۱۳۶۸ش.
  • جعفربن محمد اعرجی، مناهل الضرب فی انساب العرب، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۷ ش.
  • عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱.
  • یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
  • همو، لؤلؤة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم، بی‌تا.
  • محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، چاپ محمد ذهنی افندی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • محمدتقی بروجردی، نهایة الافکار، تقریرات درس آیت اللّه عراقی، ج۴، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، بی‌تا.
  • محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • محمدبن سلیمان تنکابنی، قصص العلماء، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا.
  • علی حسین جابری، الفکر السلفی عند الشیعة الاثنی عشریة، بیروت ۱۹۷۷، چاپ افست قم ۱۳۶۷ ش.
  • اسماعیل بن حسن جرجانی، کتاب ذخیره خوارزمشاهی، چاپ محمدرضا محرری، تهران ۱۳۸۰ ش.
  • عبداللّه بن نورالدین جزایری، الاجازة الکبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم ۱۴۰۹.
  • همو، التحفة السنیة فی شرح نخبة المحسنیة، نسخه خطی کتابخانه آستان قدس رضوی، ش ۲۲۶۹.
  • همو، کتاب تذکره شوشتر، اهواز: کتابفروشی صافی، بی‌تا.
  • محمد جزایری، شجره مبارکه یا برگی از تاریخ خوزستان: در بیان انساب و احوال سادات نوریه (خاندان جزائری) و بزرگان خوزستان، ج۱، اهواز، ۱۳۹۷.
  • عبداللّه بن نورالدین جزایری، نابغه فقه و حدیث: سیدنعمت اللّه جزائری، قم ۱۴۱۸.
  • نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، الانوار النعمانیة، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
  • همو، حاشیه سیدنعمة اللّه بر شرح جامی، چاپ سنگی) بی‌جا، بی‌تا.
  • همو، زهرالربیع، جزء ۱، بیروت: دارالجنان، ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
  • نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، زهرالربیع، جزء ۲، بیروت: مؤسسه البلاغ، ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
  • همو، غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام، نسخه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ش ۷۷۰۳ـ۷۷۰۴؛
  • همو، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، چاپ طیب موسوی جزائری، قم ۱۴۰۸.
  • همو، کنز الطالب و وسیلة الراغب، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش ۲۱۱۸.
  • همو، لوامع الانوار فی شرح عیون الاخبار، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش ۲۱۶.
  • همو، مسکن الشجون فی حکم الفرار من الطاعون، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش ۳۴۴۲.
  • همو، مقامات النجاة، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش ۳۴۹۶.
  • همو، منبع الحیاة، در محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، الشهاب الثاقب فی وجوب صلاة الجمعة العینی، چاپ رؤوف جمال الدین، قم ۱۴۰۱.
  • همو، نورالبراهین، او، انیس الوحید فی شرح التوحید، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۷.
  • همو، هدیة المؤمنین و تحفة الراغبین، نسخه خطی کتابخانه آیت آللّه مرعشی نجفی، ش ۳۹۰۱.
  • محمد حداد، حفریات تأویلیة فی الخطاب الاصلاحی العربی، بیروت ۲۰۰۲.
  • محمدرضا حسینی جلالی، المؤلفات فی مسألة تقلید المیت، در احمدبن محمد مقدس اردبیلی، هفده رساله (عربی و فارسی)، قم ۱۳۷۵ ش.
  • محمدتقی حکیم، «‌شرح زندگانی فقیه عالی مقام و محدث بزرگوار علامه سیدنعمت اللّه جزایری قدس سره »، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال ۲۷، ش ۳ـ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۶۸).
  • محمدحسین حکیم، نسخه‌های خطی شروح و ترجمه‌های صحیفه سجادیه، قم ۱۳۸۲ ش.
  • محمدباقربن زين‌العابدين خوانسارى، روضات‌الجنات فى احوال‌العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعيليان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
  • محمدتقی دانش پژوه، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج۱، تهران ۱۳۴۸ ش.
  • محمدبن زکریا رازی، تقاسیم العلل: کتاب التقسیم و التشجیر، تحقیق و ترجمه صبحی محمود حمامی، حلب ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • همو، المنصوری فی الطب، چاپ حازم بکری صدیقی، کویت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
  • عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الرحمة فی الطب و الحکمة، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
  • عبداللطیف بن ابیطالب شوشتری، تحفة العالم، ذیل التحفة، چاپ صمد موحد، تهران ۱۳۶۳ ش.
  • زین الدین بن علی شهیدثانی، رسائل الشهید الثانی، قم ۱۳۷۹ـ۱۳۸۰ ش.
  • حسن طارمی راد، علامه مجلسی، تهران ۱۳۷۵ ش.
  • محمدبن علی طباطبایی، مفاتیح الاصول، چاپ سنگی، تهران، بی‌تا، چاپ افست قم: آل البیت، بی‌تا.
  • محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
  • سلیمان بن احمد طبرانی، مسندالشامیین، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • سلیمان بن داود طیالسی، مسند ابی داود الطیالسی، چاپ محمدبن عبدالمحسن ترکی، جیزه ۱۴۱۹ـ۱۴۲۰.
  • عبداللطیف بن یوسف عبداللطیف بغدادی، الطّبّ من الکتاب و السنّة، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
  • محمدبن محمد غزالی، احیاءعلوم الدین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
  • کامران فانی، «‌زندگی طلبگی در قرن یازدهم »، نشر دانش، سال ۵، ش ۱ (آذر و دی ۱۳۶۳).
  • محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۱.
  • محمدتقی کرمی، «‌ماهیت و وظیفه عقل در فقه شیعه »، نقد و نظر، سال ۷، ش ۳ و ۴ (تابستان و پاییز ۱۳۸۰).
  • محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، چاپ على‌اكبر غفارى، بيروت ۱۴۰۱.
  • محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • محمدباقربن محمدتقی مجلسی، رساله مجلسی درباره حکما، اصولیین و صوفیه، در کیهان اندیشه، ش ۳۳ (آذر و دی ۱۳۶۹).
  • محمدباقربن محمدتقی مجلسی، نظم اللئالی، معروف بسؤال و جواب گردآورنده محمدبن احمد حسینی لاهیجانی، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۱.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
  • هما ناطق، مصیبت وبا و بلای حکومت، تهران، ۱۳۵۸ ش.
  • Devin J. Stewart, "The humor of the scholars: the autobiography of Ni ـ mat Allah al-Jazairi (d.1112/1701) ", Iranian studies , XXII , no.4 (1989).

پیوند به بیرون