پرش به محتوا

سلمان فارسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Jalalyaghmoori
افزایش منبع
imported>Jalalyaghmoori
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳۴: خط ۱۳۴:
*ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، مصحح: علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۲.
*ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، مصحح: علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۲.
*ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیه، بیروت.
*ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیه، بیروت.
*ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، دراسة و تحقیق: عبد الغفور بلوشی،موسسه الرساله، *بیروت.
*ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، دراسة و تحقیق: عبد الغفور بلوشی،موسسه الرساله، بیروت.
*بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، محقق: محمدباقر محمودی و دیگران، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
*بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، محقق: محمدباقر محمودی و دیگران، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
*دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۷.
*دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۷.

نسخهٔ ‏۲۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۳

اطلاعات کلی
دیناسلام
مذهبشیعه
ملیتایرانی
زادروزدقیقا مشخص نیست
محل زندگیاصفهان، شام، عراق، مدینه
اطلاعات دیگر


سلمان فارسی، از اصحاب صفه و یاران نزدیک پیامبر (ص) و علی (ع) بود. او نزد شیعه و سنی محترم است. نژاد‌ش ایرانی بوده و تاریخ‌نویسان، محل تولدش را شیراز، اهواز (شوشتر یا رامهرمز) و اصفهان (جِی) ذکر کرده‌اند. نام ایرانی سلمان، روزبه یا ماهو بوده است.

او از کودکی یگانه‌پرست بود؛ در کودکی به مسیحیت روی آورد و به علت ترک آیین پدری‌اش مورد سرزنش خانواده قرار گرفته مجبور به ترک کاشانه شد. او در جستجوی یافتن حقیقت در مسیحیت به مسافرت پرداخت و به خدمت کشیش‌های متفاوتی درآمد. در خلال این سفرها وقتی به سوریه رسید، چندی در شام و موصل و نصیبین اقامت کرد تا آن‌که در سرزمین‌های عرب به دست قبیله بنی کلب اسیر و به بردگی گرفته شد. پس از مدتی، مردی از بنی قریظه او را خرید و به مدینه برد. در مدینه محمد بن عبدالله (ص) را دید و نشانه‌هایی که کشیشان از آخرین پیامبر داده بودند در او یافت و به او ایمان آورد. محمد (ص) او را از خواجه‌اش خرید، آزاد کرد و سلمان نام داد. ایمان سلمان به محمد (ص) تا به حدی راستین بود که درباره‌اش فرمود: «سلمان از ما اهل‌بیت است». او را سلمان محمدی، سلمان الخیر و سلمان الفارس هم نامیده‌اند اما او خود را سلمان بن عبدالله می‌نامید.

سلمان در غزوه خندق مسلمانان را به کندن خندق راهنمایی کرد و با این ترفند، پیروزی را رقم زد. او پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، در شمار یاران علی بن ابی‌طالب (ع) و معتقدان به امامت او قرار گرفت. با جریان سقیفه مخالف بود و این مخالفت را با جمله «کردید و نکردید» به فارسی ابراز کرد ولی پس از انتخاب ابوبکر و پس از آن عمر به خلافت با آن‌ها همکاری کرد. در زمان حکومت خلیفه دوم، حاکم مدائن شد. با این حال زنبیل می‌بافت و از دسترنج خودش روزی می‌خورد و وقتی عطای وی از بیت‌المال می‌رسید آن را صدقه می‌داد و عمر بن خطاب به خاطر این کار سرزنش‌نامه‌ای برای او نوشت و سلمان جواب‌نامه‌ای به آن نوشته است.

سلمان فارسی، پس از عمری طولانی در سال 34 هجری رحلت کرد. وفات او در شهر مدائن رخ داد. علی (ع) او را غسل داده و بر وی نماز خواند. مدفن‌اش در مدائن و به بقعه سلمان پاک مشهور است.[۱]

از کودکی تا بردگی

مسیر مهاجرت سلمان فارسی

نام فارسی سلمان روزبه بوده و پدرش خشفوذان از زمین داران بزرگ منطفه اصفهان و زردشتی بوده است. محل تولد او را جی اصفهان یا رامهرمز خوزستان دانسته‌اند. پدر سلمان، در میان فرزندان‌اش علاقه خاصی به او نشان می‌داد.[۲] خود سلمان چنین می‌گوید«فرزند یک سرکشاورز بودم و در قریه جی اصفهان زندگی می‌کردم. پدرم آنقدر دوستم داشت که همچون کنیزی در منزل حبس‌ام کرده بود و خیلی اجازه خروج از منزل را نداشتم. تلاشم در آیین زردشت مرا به مسؤولیت آتش کده رسانده بود. روزی پدرم مرا برای سرکشی یکی از زمین‌هایش فرستاد. در مسیر به کنیسه مسیحیان برخوردم و داخل شدم. نمازشان تعجب مرا برانگیخت و با خود گفتم دین آنان بهتر از دین من است. به آنان گفتم این دین از کدام کشور برخاسته؟ گفتند: شام. از خانه گریختم و به شام رفتم و در آن جا به خدمت اُسقُف درآمدم و از او آموختم. او در لحظه مرگ مرا به راهبی در موصل رهنمون شد. راهب موصلی هم در لحظه مرگ‌اش مرا به راهب نصیبین، و او نیز هنگام احتضار به راهب عموریه راهنمایی‌ام کردند. راهب عموریه در لحظه مرگ به من گفت: زمان پیامبری که به دین ابراهیم برانگیخته خواهد شد فرارسیده است و علامتش این است که صدقه نمی‌پذیرد اما هدیه را قبول می‌کند و بین کتف هایش مُهر نبوّت خورده است... در پی یافتن این پیامبر، با کاروانی از بنی کلب رهسپار حجاز شدم اما در وادی القری متوجه شدم که مرا به بردگی یک یهودی فروخته‌اند. آن یهودی نیز مرا به پسرعمویش فروخت و با او به مدینه رفتم.»[۳]

اسلام آوردن

امام علی(ع):
اَلسُّبَّاقُ خَمْسَةٌ فَأَنَا سَابِقُ اَلْعَرَبِ وَ سَلْمَانُ سَابِقُ فَارِسَ   وَ صُهَیبٌ سَابِقُ اَلرُّومِ وَ بِلاَلٌ سَابِقُ اَلْحَبَشِ وَ خَبَّابٌ سَابِقُ اَلنَّبْطِ (ترجمه: سبقت‌جویان در اسلام پنج نفرند، من اولین عرب، سلمان اولین فارس، صهیب اولین روم، بلال اولین حبشه و خباب اولین نبط است.)

ابن بابویه، الخصال، ج۱، ص۳۱۲.

او در سال اول هجرت و در ماه جمادی الأول اسلام آورد و آن‌طور که ابن مردویه می‌گوید: در بعضی از روایات علی (ع) و سلمان از نخستین کسانی بودند که اسلام آوردند.[۴] سلمان شنیده بود که پیامبری ظهور خواهد کرد که صدقه نمی‌خورد اما هدیه را می‌پذیرد و بین دو کتف‌اش مُهر نبوّت حک شده، از این رو هنگامی که در قباء با پیامبر اکرم (ص) برخورد کرد، خرمایی به رسم صدقه به آن حضرت داد. پیامبر (ص) از آن خرما به یاران داد اما خودش از آن نخورد. سلمان این جریان را یکی از آن نشانه‌های سه گانه به حساب آورد. بار دیگر در مدینه، پیامبر (ص) را دید. خرمایی به عنوان هدیه به آن حضرت داد و ملاحظه کرد که این بار خود حضرت از آن خرما خورد. برای بار سوم، در بقیع الفرقد، حضرت را در تشییع جنازه یکی از یاران‌اش دید. به او سلام کرد و به دنبال‌اش برگشت. پیامبر (ص) لباس‌اش را طوری کنار زد که سلمان مُهر نبوت را در بین دو کتف ایشان دید. در این وقت سلمان خود را به دامان پیامبر انداخت و بدن‌اش را بوسه باران کرد و اسلام آورد.[۵]

آزاد شدن

سلمان در سال اول هجرت از صاحبش خریداری و آزاد شد[۶] بهای آزادی او غرس ۳۰۰ یا ۴۰۰ درخت خرما و ۴۰ اوقیه طلا بود که رسول خدا آن را پرداخت و وی را آزاد کرد. خود سلمان به این نکته اشاره دارد که رسول خدا او را آزاد کرده و سلمان نام نهاد.[۷] سند آزادی سلمان به دست علی (ع) و دستور رسول خدا (ص) این‌گونه نوشته شد:

هذا ما فادی محمد بن عبد الله رسول الله-صلّی الله علیه و سلم-فدی سلمان الفارسی من عثمان بن الأشهل الیهودی ثم القرظی بغرس ثلاثمائة نخلة و أربعین أوقیة ذهبا، فقد بریء محمد بن عبد الله رسول الله-صلّی الله علیه و سلم- لثمن سلمان الفارسی، و ولاؤه لمحمد بن عبد الله رسول الله-صلّی الله علیه و سلم-و أهل بیته، فلیس لأحد علی سلمان سبیل [۸]

پیمان برادری

بعضی قائل به انعقاد پیمان برادری بین سلمان و ابودرداء شده‌اند، بعضی برادر سلمان را حذیفة بن یمان دانسته‌اند، بعضی دیگر سخن از برادری او و مقداد به میان آورده‌اند[۹] اما مضامین روایی شیعه، برقراری پیمان برادری بین سلمان و ابوذر را تأیید می‌کنند[۱۰] و در برخی روایات از اشتراط پیروی ابوذر از سلمان سخن به میان آمده است.[۱۱]

سلمان منا اهل البیت

به نقل اکثر منابع شیعی روزی سلمان وارد مسجد شد و حاضرین به احترام‌اش او را در صدر مجلس جای دادند ولی برخی به بهانه عجمیتِ (عرب نبودن) او بر این کار حاضرین خرده گرفتند. پیامبر (ص) با دیدن این صحنه به بالای منبر رفت و خطبه خواند؛

إِنَّ اَلنَّاسَ مِنْ عَهْدِ آدَمَ إِلَی یوْمِنَا هَذَا مِثْلُ أَسْنَانِ اَلْمُشْطِ لاَ فَضْلَ لِلْعَرَبِی عَلَی اَلْعَجَمِی وَ لاَ لِلْأَحْمَرِ عَلَی اَلْأَسْوَدِ إِلاَّ بِالتَّقْوَی سَلْمَانُ بَحْرٌ لاَ ینْزَفُ وَ کنْزٌ لاَ ینْفَدُ سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَیتِ سَلْسَلٌ یمْنَحُ اَلْحِکمَةَ وَ یؤْتِی اَلْبُرْهَانَ (ترجمه: انسان‌ها را به لحاظ عربیت و رنگ پوست و ... فضلی بر دیگری نیست. ملاک برتری فقط پرهیزگاری است. سلمان، دریایی بی‌پایان و گنجی تمام ناشدنی است. سلمان از ما اهل بیت است. او آب گوارایی است که حکمت و برهان عطایش شده است) .[۱۲][۱۳][۱۴] هرجا که عرب‌ها با بیان اصل و نسبشان به دیگران فخر می‌فروختند و (با منظور یا بی‌منظور) از سلمان در این مورد سؤال می‌کردند او خود را فرزند اسلام[۱۵] و آزادشده محمد (ص) می‌دانست و می‌گفت:

أنا سلمان بن عبد اللّه کنت ضالّا فهدانی اللّه بمحمد و کنت عائلا فاغنانی اللّه بمحمد و کنت مملوکا فاعتقنی اللّه بمحمد، فهذا حسبی و نسبی یا عمر... (ترجمه: من سلمان فرزند عبدالله هستم، گمراهی که خداوند به دست محمد هدایتش کرد، فقیری که خدا به محمد بی‌نیازش ساخت و بنده‌ای که پروردگار به دست محمد آزادش ساخت.‌ای عُمَر این است اصل و نَسَب من) .[۱۶]

اقدامات مهم

مخالفت با سقیفه

سلمان فارسی در واقعه سقیفه:
لو بایعوا علیّا لأکلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم (ترجمه: اگر با علی بیعت می‌کردند برکت از آسمان و زمین بر آنان روی می‌آورد.)

بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۹۱.

سلمان، از مخالفان جریان سقیفه بود. مقداد و سلمان و ابوذر و عبادة بن صامت و ابوهیثم التیهان و حذیفه و عمار پس از این که از واقعه سقیفه خبردار شدند، در شب دور هم جمع شدند تا مجددا امر خلافت را در شورایی متشکل از مهاجرین بررسی کنند[۱۷] سلمان و اُبَیّ بن کَعب احتجاجات فراوانی در مخالفت با این واقعه دارند[۱۸]. معروف است که او در سرزنش بیعت برخی از صحابه با ابوبکر گفت «کردید و نکردید».[۱۹] معنی این جمله این است که خلیفه‌ای را انتخاب کردید اما فرمان رسول خدا را اجرا نکردید. او در آن روز می‌گفت: مرد سالمند را برگزیدید و خاندان پیغمبر خود را رها کردید، اگر خلافت را در خاندان پیامبر می‌گذاشتید حتی دو نفر باهم اختلاف پیدا نمی‌کردند و از میوه این درخت هرچه گواراتر و زیادتر سود می‌بردید[۲۰]

استانداری مدائن

سلمان فارسی، در زمان عمربن خطاب از جانب خلیفه استاندار مدائن شد. سلمان برای قبول این کار از امیرالمومنین (ع) اجازه گرفت و سپس آن را قبول کرد. او تا لحظه مرگ والی آن شهر بود.[۲۱] سهم سلمان از بیت المال در سِمَت استانداری مدائن، پنج هزار درهم بوده است که آن را صدقه می‌داده[۲۲] و با زنبیل بافی از دسترنج خودش ارتزاق می‌کرده است.

طرح کندن خندق و راهنمایی مسلمانان در فتح ایران

او در جنگ‌های صدر اسلام شرکت داشته و پس از غزوه خندق هیچ جنگی از او فوت نشد.[۲۳] طرحِ کندن خندق دور شهر مدینه در غزوه خندق از او بوده[۲۴] در این جنگ، به دستور پیامبر (ص) هر ده نفر مأمور کندن چهل زراع از خندق شدند. به‌خاطر توان جسمی بالای سلمان، بین مهاجرین و انصار اختلاف افتاد و هرکدام سلمان را از خود می‌دانستند؛ مهاجرین معتقد بودند چون سلمان از جای دیگر (ایران) هجرت کرده از آنان محسوب می‌شود و انصار می‌گفتند چون او در زمان ورود پیامبر به یثرب در آن جا بوده از انصار است.[۲۵] در فتح ایران، عُمَر او و حذیفه را پیشگام و راهنمای سپاه اسلام قرار داد.[۲۶]

همسر، فرزندان و نوادگان

دو اقدام اولیه سلمان برای ازدواج، ناموفق بوده‌اند؛ اولین‌اش خواستگاری دختر عمر _خواهر حفصه، همسر پیامبر (ص)_ بوده که در ابتدا با مخالفت عمر مواجه شده و پس از بیان جایگاه سلمان به دست رسول خدا او به این امر رضایت داده ولی سلمان از آن منصرف شده است. در دومین مورد سلمان ابودرداء را به خواستگاری زنی فرستاده که خانواده‌اش با ازدواج او با سلمان مخالفت کرده ولی با ازدواج‌اش با خود ابودرداء موافق بوده‌اند و ابودرداء آن زن را به همسری خودش درآورده.

بُقیره، همسر سلمان، از بنی کنده بوده. پسران سلمان عبدالله و محمد نام داشته‌اند. عبدالله حدیث تحفه بهشتی برای فاطمه (س) را از پدرش سلمان روایت کرده است. سلمان دختری در اصفهان و دو دختر در مصر داشته.

از قول محدث نوری استفاده می‌شود که نواده‌های سلمان تا حدود پانصد سال در ری بوده‌اند. بدرالدین حسن بن علی بن سلمان از شخصیت‌های حدیثی است که نسب‌اش با نُه واسطه به سلمان می‌رسد. ضیاء الدین فارسی (متوفی، ۶۲۲ ه)، از علما و شاعران خُجند، پیشوای امور شرعی در بخارا و صاحب شرح بر کتاب «محصول» رازی، از نوادگان سلمان است. محدث نوری، شمس الدین سوزنی(متوفی ۵۶۲ یا ۵۶۹ ه) ملقب به تاج الشعرا را از نواده‌های سلمان دانسته است. عبدالفتاح، که مدتی متولی بقعه سلمان بوده، ابوکثیر بن عبدالرحمن، نبیره سلمان که نامه رسول خدا به «أشهل یهودی قریظی» در آزادی سلمان را روایت کرده، ابراهیم بن شهریار(متوفی ۴۲۶ ه)، از عرفای قرن پنجم هجری و معروف به ابواسحاق کازرونی و حسن بن حسن که سلسله نسب‌اش به محمد بن سلمان می‌رسد و واعظ بوده، از دیگر نوادگان سلمان فارسی هستند.[۲۷]

وفات

سلمان، روی کفن خود این شعر را نوشته بود؛[۲۸] خطای لوآ در mw.text.lua در خط 25: bad argument #1 to 'match' (string expected, got nil). الگو:بالگو:بالگو:پایان شعر

پس از وفات سلمان، علی (ع) از مدینه به مدائن آمد او را غسل و کفن کرد و بر او نماز خواند و دفن کرد. علی (ع) در همان شب به مدینه بازگشت.[۲۹] ابوالفضل تمیمی این جریان را با این عبارات به نظم کشیده است:

شعر ابوالفضل تمیمی درباره تدفین سلمان:

نستعلیق

الگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:پایان شعر

عاملی، سلمان فارسی، ص۵۷و۵۸ : نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان (رض)، ص161

ترجمه شعر ابوالفضل تمیمی:

الگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:پایان شعر

عاملی، سلمان فارسی، ص۵۷و۵۸

معرفی کتاب

  • سلمان فارسی، جعفر مرتضی عاملی
  • سلمان الفارسی عرض و تحلیل، محمدجواد آل‌الفقیه
  • نفس الرحمان فی فضائل سلمان (رض)، المیرزا حسین النوری الطبرسی
  • سلمان فارسی، عباس ملکی
  • سلمان فارسی استاندار مداین، احمد صادقی اردستانی
  • امیر مدائن: زندگی‌نامه سلمان فارسی، حسن باقی‌زاده (صادقی)

پانویس

  1. نک: لغت‌نامه دهخدا ج9، ص13735، سلمان فارسی؛ دانستنی‌های اسلامی برای نوجوانان، ج2، ص 986
  2. نک: آل فقیه، سلمان الفارسی، ص۱۹
  3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۷-۳۸
  4. عاملی، سلمان فارسی، ص۳۲و۳۵
  5. عاملی، سلمان فارسی، ص۳۵و۳۶
  6. عاملی، سلمان فارسی، ص۴۰
  7. نک: نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان (رض)، ص۶
  8. ابوالشیخ، طبقات المحدثین باصبهان، ج۱، ص۲۲۶
  9. برای اطلاع از منابع این اقوال نک: عاملی، سلمان فارسی، ص۸۶-۸۷
  10. نک:کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۸۴
  11. نک: مجلسی، بحار الانوار، ج۲۲، ص۳۴۵
  12. نک:مفید، الاختصاص، ص۳۴۱
  13. نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان (رض)، ص۲۹
  14. مجلسی، بحار الانوار، ج۲۲، ص۳۴۸
  15. و کان اذا قیل له: ابن من انت؟ یقول: انان سلمان بن الالسلام انا من بنی آدم. نک: آل فقیه، سلمان سابق فارس، ص۱۴۲
  16. نک: مدنی، الدرجات الرفیعه، ص۲۰۶
  17. نک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰
  18. عاملی، سلمان فارسی، ص۳۵
  19. نک: نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان، ص۱۴۸
  20. عسکری، عبدالله بن سبا، ج1، ص145
  21. مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، ص۲۱۵
  22. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۵
  23. عاملی، سلمان فارسی، ص۳۲
  24. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۳
  25. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۶۲
  26. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۱
  27. درباره همسر و فرزندان سلمان نک: اردستانی، سلمان فارسی استاندار مداین، صص 377-390
  28. نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان (رض)، ص۱۳۹
  29. نک: مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۸۰.

منابع

  • آل فقیه، محمدجواد، سلمان الفارسی عرض و تحلیل،الطبعه الرابعه، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۲۰ه/۲۰۰۰م.
  • ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، محقق: ابوالفضل ابراهیم، کتابخانه آیةالله مرعشی نجفی، قم.
  • ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، مصحح: علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۲.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیه، بیروت.
  • ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، دراسة و تحقیق: عبد الغفور بلوشی،موسسه الرساله، بیروت.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، محقق: محمدباقر محمودی و دیگران، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۷.
  • دانستنی‌های اسلامی برای نوجوانان، گروه نویسندگان، زیر نظر سید مهدی شجاعی، کانون پرورش فکر ی کودکان و نوجوانان، تهران، ۱۳۸۷.
  • صادقی اردستانی، احمد، سلمان فارسی استاندار مداین، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۶.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، روایع الثرات العربی، بیروت.
  • عاملی، جعفر مرتضی، سلمان فارسی، ترجمه محمد سپهری، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، بی‌جا، ۱۳۷۵.
  • عسکری، سیدمرتضی، عبدالله بن سبا و دیگر افسانه‌های تاریخی، مجمع علمی اسلامی، بی جا، ۱۳۷۵.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سعید و لطیف راشدی، اجود، قم، ۱۳۸۸.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار: الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محقق: محمدباقر محمودی و عبد الزهراء علوی، دار احیاء التراث العربی.
  • مدنی، علیخان بن احمد، الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، مقدمه نویس: محمد صادق بحر العلوم،موسسه الوفاء، بیروت.
  • مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، تحقیق علی اکبر غفاری و دیگران، المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، قم.
  • نوری الطبرسی، حسین، نفس الرحمان فی فضائل سلمان (رض)، الرسول المصطفی، قم، بی‌تا.

پیوند به بیرون