احباط: تفاوت میان نسخهها
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
== دیدگاه اهلسنت == | == دیدگاه اهلسنت == | ||
اشاعره همچون دیدگاه مشهور | [[اشاعره|اَشاعِره]] همچون دیدگاه مشهور شیعیان، احباط را باطل میدانند.<ref>تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۴۰.</ref> اما [[معتزله|مُعتَزله]] احباط را امری صحیح دانستهاند.<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۲.</ref> [[جعفر سبحانی]]، متکلم شیعه در قرن پانزدهم، ریشه این دیدگاه معتزله را در اعتقاد آنها درباره [[گناهان کبیره]] دانسته است؛ چرا که آنان معتقدند، مؤمنی که گناه کبیرهای را انجام دهد و بدون [[توبه]] بمیرد، در قیامت وارد [[جهنم|جهنّم]] میشود و تا همیشه دچار عذاب الهی میشود.<ref>سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۱۰.</ref> | ||
دیدگاه | دیدگاه مُعْتَزِلیان در این مسئله یکسان نیست و آنها سه نظریه را در این مسئله بیان کردهاند: | ||
# مقایسه مجموع اعمال صالح با مجموع گناهان، و مقدم داشتن اعمال زیادتر بر اعمال کمتر، بدون آنکه از مقدار آن کسر شود؛<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref> | # مقایسه مجموع اعمال صالح با مجموع گناهان، و مقدم داشتن اعمال زیادتر بر اعمال کمتر، بدون آنکه از مقدار آن کسر شود؛<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref> | ||
# | # مُوازَنه بین اعمال نیک و مجموع گناهان؛ اعمال صالح با گناهان سنجیده میشود و در صورتی که مقدار گناهان از کارهای خوب کمتر باشد، به همان مقدار از اعمال صالح از بین رفته، باقیماندۀ آن بر جا میماند.<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref> [[مقدس اردبیلی|مُقَدَّس اردبیلی]]، از عالمان شیعه در قرن دهم، معتقد است این قول بعید نیست و ادله عقلی و نقلی بر خلاف آن وجود ندارد.<ref>مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ۱۴۱۹ق، ص۴۷۰.</ref> | ||
# ملاک بودن آخرین عمل؛ | # ملاک بودن آخرین عمل؛ چنانچه آخرین عملی که شخص انجام میدهد، گناه باشد، همه اعمال نیک او از بین میرود.<ref>ایجی، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، ص۳۷۹.</ref> | ||
معتزله برای اثبات مدعای خود، به استدلالهای عقلی تمسک کردهاند،<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۳-۴۲۶.</ref> که علمای شیعه و اشاعره از آن استدلالها پاسخ دادهاند.<ref>نگاه کنید به: حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۲-۲۷۳؛ حِمَّصیّ رازی، المُنْقِذُ مِن التقلید، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲-۴۴؛ ایجی، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، ص۳۷۹.</ref> | معتزله برای اثبات مدعای خود، به استدلالهای عقلی تمسک کردهاند،<ref>قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۳-۴۲۶.</ref> که علمای شیعه و اشاعره از آن استدلالها پاسخ دادهاند.<ref>نگاه کنید به: حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۲-۲۷۳؛ حِمَّصیّ رازی، المُنْقِذُ مِن التقلید، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲-۴۴؛ ایجی، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، ص۳۷۹.</ref> | ||
نسخهٔ ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۵۳
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۷ خرداد ۱۴۰۳ توسط کاربر:Alikhani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| مرگ | |
|---|---|
| احتضار • عزرائیل • غسل میت • کفن • نماز میت • تدفین • شهادت | |
| برزخ | |
| شب اول قبر • سؤال قبر • نکیر و منکر • حیات برزخی • بدن برزخی | |
| قیامت | |
| اسرافیل • معاد جسمانی • نفخ صور • نامه اعمال • صراط • صحرای محشر • اصحاب یمین • اصحاب شمال | |
| بهشت | |
| درهای بهشت • حور العین • غلمان • رضوان • نعمتهای بهشت | |
| جهنم | |
| درهای جهنم • درکات جهنم • زقوم • اسفل سافلین • هاویه • جحیم • غساق | |
| مفاهیم وابسته | |
| شفاعت • تجسم اعمال • رقیب و عتید • تناسخ • رجعت • روح • باقیات صالحات | |
اِحْباطْ اصطلاحی در قرآن و علم کلام، به معنای از بین رفتن ثواب عبادتها بر اثر گناه است. از آنجا که ممکن است مؤمنان به اختیار خود همه اعمال نیکشان را با احباط از بین ببرند، این مسئله بااهمیت شده است؛ چنانکه ابلیس نیز به سبب تکبّرش، عبادتهای ششهزارساله خود را حَبْط کرد. به اتفاق همه مسلمانها، ارتداد باعث از بین رفتن همه اعمال نیک میشود. در قرآن و روایات از عوامل دیگری همچون بلند سخنگفتن در حضور پیامبر، نفاق، انکار ولایت امام علی(ع) و ریا کردن سخن به میان آمده است.
اگرچه همه مسلمانان در بیاثر شدن اعمال نیک در اثر گناه همنظرند، اما در تحلیلِ چگونگی بیاثر شدن کارهای نیک با انجام گناه دیدگاه یکسانی وجود ندارد. بر اساس دیدگاه مشهور عالمان شیعه، حَبْط شدن اعمال، بر خلاف آیات قرآن و بر خلاف احکام عقلی است؛ ازاینرو باید حَبط را بهگونهای معنا کرد که با قرآن و عقل سازگار باشد. مطابق این دیدگاه، شرط قبول شدن برخی از اعمال صالح، انجام ندادن برخی گناهان در آینده است؛ ازاینرو با انجام گناه، معلوم میشود که شخص از همان ابتدا عملِ صالح را با همه شرایطش انجام نداده و مستحق ثواب نبوده است.
برخی عالمان شیعه با تمثیل حبط به امور دنیایی، احباط را به همان معنای خود جایز دانسته، بر این باورند دلیلی عقلی و نقلی بر باطل بودن حبط وجود ندارد. از اهلسنت، گروه اَشاعِره، همچون دیدگاه مشهور شیعه، حبط را ناصحیح دانسته است، اما مُعْتَزله به درستی احباط باور دارد. به باور معتزله در قیامت مجموع اعمال صالح با مجموع گناهان فرد مؤمن مقایسه میشود و اعمال کمتر به کلی نابود شده، یا بخشی از اعمال بیشتر را از بین میبرد.
مفهومشناسی و جایگاه
اِحْباط اصطلاحی قرآنی[۱] و اصطلاحی در علم کلام،[۲] به معنای از بین رفتن کارهای نیک و ثواب آنها به وسیله گناهکردن است.[۳] ابوالحسن شعرانی از مفسران شیعه، معتقد است حبط قرآنی درباره اعمالی است که انجام دهندۀ آن کافر بوده و در انجام عملش قصد قربت نداشته است، اما حبط کلامی درباره اعمالی است که به صورت صحیح و با قصد قربت از سوی مؤمنان واقع شده، اما به دلیل انجام گناهی، بیاثر میشود.[۴] واژه احباط و مشتقات آن، شانزدهبار در قرآن آمده است.[۵] گستردگی بهکارگیری این واژه در قرآن را نشانگر اهمیت آن در قرآن دانستهاند.[۶] در مقابل احباط، تکفیر قرار دارد که به معنای از بین رفتن گناه، با انجام کارهای ثواب است.[۷]
در علم کلام نیز، مسئله احباط به صورت گسترده مورد بحث قرار گرفته و دیدگاههای مختلفی درباره آن بیان شده است.[۸] به گفته عالمان علم کلام، مسئله احباط در مورد مؤمنانی مطرح میشود که گاهی عمل صالح و گاهی گناه انجام میدهند و آنها اکثریت جامعه ایمانی را تشکیل میدهند؛ اما کافرانی که تا لحظه مرگ ایمان نمیآورند و نیز مؤمنانی که هیچگاه گناه انجام نمیدهند، به بحث احباط ارتباطی ندارند.[۹] این مسئله در علم کلام، ذیل مسائلی چون معاد، ثواب و عقاب یا وعده و وعید مطرح شده است.[۱۰]
مسئله احباط از آنجا که در سرنوشت انسان و اعمال نیک و بد او در دنیا و آخرت تأثیر دارد، اهمیت دارد.[۱۱] توجه به احباط مؤمنان را با این هشدار مواجه میکند، که انسان با اعمال اختیاری خود میتواند اعمال نیکش را فاسد کند.[۱۲] به گفته محققان، تصور نادرست از احباط یا تکفیر، به ترتیب موجب ناامیدی و غرور شده، انسان را از حالت خوف و رجا خارج میکند؛ زیرا ممکن است به این گمان که همه اعمال حبط شده، از انجام کارهای نیک دست بردارد، یا به گمان اینکه همه گناهان او بخشیده شده، به خود مغرور شده، بر انجام کارهای گناه جرأت پیدا کند.[۱۳] مطابق آنچه از امام علی(ع) در خطبۀ قاصِعه نقل شده، عبادتهای ششهزار سالۀ ابلیس، به سبب تکبّر او حبط شد.[۱۴] بر اساس آیه ۶۵ سوره زمر، حبط اعمال در ادیان پیش از اسلام نیز جریان داشته است.
دیدگاه شیعه
بر اساس همه مکاتب اسلامی، از جمله شیعیان، انجام دادن برخی گناهان، موجب از بین رفتن کارهای نیک میشود؛[۱۵] مثلاً به باور همه عالمان مسلمان، تمامی اعمال خوب مؤمن، با اِرتِداد او (و توبه نکردن بعد از آن) از بین میرود.[۱۶] عبدالله جوادی آملی، مؤلف تفسیر تسنیم، حبط اعمال را به دو قسمِ حبطِ مَحْض (نابودی تمام اعمال) و حبط غیرمَحْض (نابودی بعضی اعمال با انجام برخی گناهان) تقسیم کرده، معتقد است برخی اعمال مانند ارتداد همه اعمال را نابود میکند که آن حبط محض است و برخی گناهان مانند عُجب، حبط غیرمحضند که تنها عملی را که در آن عُجب صورت گرفته از بین میبرد.[۱۷] به گفته علامه مجلسی، مؤلف کتاب بحار الانوار، هر گناهی موجب از بین رفتن اعمال نیک نمیشود و نمیتوان هر گناهی را موجب از بین رفتن اعمال نیک دانست، بلکه باید به مواردی که در آیات و روایتها ذکر شده، بسنده کرد.[۱۸] برخی عالمان شیعه نیز معتقدند، بیاثر شدن کارهای خوب تنها به کافرشدن، نِفاق و ارتداد اختصاص دارد.[۱۹]
با این حال عالمان شیعه، درباره تحلیلِ چگونگی بیاثر شدن کارهای نیک با انجام گناه دو رویکرد جداگانه دارند:
انکار حبط به صورت کلی
به گفته شیخ طوسی، از مُتِکلّمان شیعه در قرن چهارم، معنای ظاهری آیات که بر احباط دلالت دارند، قابل پذیرش نیست؛ زیرا بنیان عقاید، بر عقل استوار است و باید آیات را بهگونهای معنا کرد که با عقل سازگار باشد.[۲۰] برای ایجاد این سازگاری گفته شده، از بین رفتن اعمال صالحی که در روایات ذکر شده، در معنای حبط واقعی به کار نرفته است؛ زیرا حبط واقعی به این معنا است که مؤمن عمل صالحی را انجام دهد و مستحق ثواب شود و بعد از مدتی آن عمل صالح به وسیله گناه از بین برود و استحقاقِ او نابود شود. اما آنچه در روایتها در قالب حبط بیان شده، به این صورت است که شرط قبول شدن برخی از اعمال صالح، انجام ندادن برخی گناهان در آینده است؛ ازاینرو اگر مؤمن کار نیکی را انجام دهد، شرطِ پذیرفته شدن عمل او این است که در آینده آن گناه را انجام ندهد و با انجام دادن آن گناه، معلوم میشود که او از همان ابتدا عملِ صالح را با همه شرایطش انجام نداده، و اساساً مستحق ثواب نبوده است.[۲۱] علامه مجلسی این دیدگاه را نظر مشهور شیعیان دانسته است.[۲۲]
برخی از عالمان با ادله عقلی و قرآنی، بر باطل بودن احباط استدلال کردهاند:[۲۳]
- دلیل عقلی: نابودن شدن عمل نیک با گناه، نوعی خُلْف وعده و ظلم است و از آنجا که خدا ظلم نمیکند، اعمال خوب انسان را با انجام گناه، حبط نمیکند.[۲۴] بلی، اگر از همان ابتدا شرط شود که شرط قبول شدن اعمال نیک، انجام ندادن برخی گناهان است، در این صورت با انجام گناه، شخص مستحق پاداش نیست، چون عمل نیک را بدون شرطش، انجام داده است.[۲۵]
- دلیل قرآنی: بر اساس آیاتی از قرآن (مانند آیه ۷ سوره زلزال و آیه ۴۰ سوره نجم) انسانها در روز قیامت نتیجه تمام اعمالی را که انجام دادهاند، خواهند دید.[۲۶]
اثبات حبط به صورت جزئی
برخی عالمان شیعه معتقدند، احباط به صورت جزئی ممکن است و دلیلی عقلی و نقلی بر باطل بودن حبط وجود ندارد.[۲۷] ناصر مکارم شیرازی، مؤلف تفسیر نمونه، با تمثیل حبط به امور دنیایی معتقد است همانطور که ممکن است سرمایههایی که انسان در طول عمرش با زحمت به دست آورده، با یک اشتباه از بین برود، اشکالی ندارد که کارهای خوب او با انجام یک گناه از بین برود. او اختلاف دیدگاه در این موضوع را نزاعی لفظی میداند.[۲۸]
دیدگاه اهلسنت
اَشاعِره همچون دیدگاه مشهور شیعیان، احباط را باطل میدانند.[۲۹] اما مُعتَزله احباط را امری صحیح دانستهاند.[۳۰] جعفر سبحانی، متکلم شیعه در قرن پانزدهم، ریشه این دیدگاه معتزله را در اعتقاد آنها درباره گناهان کبیره دانسته است؛ چرا که آنان معتقدند، مؤمنی که گناه کبیرهای را انجام دهد و بدون توبه بمیرد، در قیامت وارد جهنّم میشود و تا همیشه دچار عذاب الهی میشود.[۳۱]
دیدگاه مُعْتَزِلیان در این مسئله یکسان نیست و آنها سه نظریه را در این مسئله بیان کردهاند:
- مقایسه مجموع اعمال صالح با مجموع گناهان، و مقدم داشتن اعمال زیادتر بر اعمال کمتر، بدون آنکه از مقدار آن کسر شود؛[۳۲]
- مُوازَنه بین اعمال نیک و مجموع گناهان؛ اعمال صالح با گناهان سنجیده میشود و در صورتی که مقدار گناهان از کارهای خوب کمتر باشد، به همان مقدار از اعمال صالح از بین رفته، باقیماندۀ آن بر جا میماند.[۳۳] مُقَدَّس اردبیلی، از عالمان شیعه در قرن دهم، معتقد است این قول بعید نیست و ادله عقلی و نقلی بر خلاف آن وجود ندارد.[۳۴]
- ملاک بودن آخرین عمل؛ چنانچه آخرین عملی که شخص انجام میدهد، گناه باشد، همه اعمال نیک او از بین میرود.[۳۵]
معتزله برای اثبات مدعای خود، به استدلالهای عقلی تمسک کردهاند،[۳۶] که علمای شیعه و اشاعره از آن استدلالها پاسخ دادهاند.[۳۷]
عوامل احباط
به اتفاق نظر همه مسلمانان، در صورتی که شخص مؤمنی، مرتدّ شود، کفر او همه اعمال گذشتهاش را حبط میکند.[۳۸] در آیات قرآن ارتدادِ بعد از ایمان،[۳۹] کشتن آمران به معروف،[۴۰] تکذیب معاد و آیات الهی[۴۱] و نفاق و دورویی[۴۲] از علتهای حبط اعمال دانسته شده است.[۴۳] در احادیث شیعه نیز از جمله عوامل حبط، به گناهان ذیل اشاره شده است: انکار ولایت امام علی(ع)،[۴۴] بیصبری در برابر مصیبت،[۴۵] تهمت زنا زدن به زن یا مرد متأهل،[۴۶] سوء ظن،[۴۷] ریا[۴۸] و جدال کردن.[۴۹]
بلند سخنگفتن در حضور پیامبر
در آیه ۲ سوره حجرات، مؤمنان از بالا بردن صدای خود بر صدای پیامبر و نیز از بلند سخنگفتن نزد او، نهی شدهاند، تا مبادا اعمالشان حبط شود. مفسران شیعه در توجیه این آیه که چگونه ممکن است عملی غیر از کفر و شرک، سبب حبط شدن اعمال شود، پاسخهای مختلفی دادهاند:[۵۰]
- بالا بردن صدا بر صدای پیامبر یا بلند سخنگفتن در نزد او، در صورتی که به قصد توهین به پیامبر انجام شود، نوعی کفر است و مطابق دیدگاه همه مسلمانان، با کفار شدن، همه اعمال انسان حبط میشود.[۵۱]
- حضور در محضر پیامبر، خود عملی است که ثواب دارد. در صورتی که مؤمنان به قصد توهین با صدای بلند نزد پیامبر سخن بگویند، این کار سبب میشود ثوابِ حاضر شدن در محضر پیامبر، از بین برود و مطابق دیدگاه شیعیان اشکالی در این مطلب نیست که برخی از گناهان، ثواب برخی اعمال نیک را از بین ببرد.[۵۲]
- حبط همه کارهای خوب مؤمن به وسیله هتک پیامبر، ممکن است و دلیل عقلی بر خلاف آن دلالت ندارد.[۵۳]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۴۶۷.
- ↑ شجاعی، «احباط و تکفیر»، ص۱۷۹.
- ↑ حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۲؛ حِمَّصیّ رازی، المُنْقِذُ مِن التقلید، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲.
- ↑ شعرانی، نثر طوبی، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۵۲.
- ↑ عبدالباقی، المعجم المفهرس، ۱۴۰۷ق، ص۱۹۳.
- ↑ شجاعی، «احباط و تکفیر»، ص۱۷۹.
- ↑ حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۲؛ حِمَّصیّ رازی، المُنْقِذُ مِن التقلید، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲.
- ↑ شجاعی، «احباط و تکفیر»، ص۱۷۹.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۴۲؛ گروهی از نویسندگان، «احباط و تکفیر»، ص۶۰.
- ↑ شجاعی، «احباط و تکفیر»، ص۱۷۹.
- ↑ گروهی از نویسندگان، «احباط و تکفیر»، ص۵۸.
- ↑ کوشا، «احباط و تکفیر»، ص۱۵۸.
- ↑ رستگار مقدم گوهری، «مفهومشناسی احتباط از منظر قرآن»، ص۳۱۵.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۹۲، ص۲۸۷.
- ↑ سبحانی، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ۱۳۷۸ش، ج۴، ص۱۹۵.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۳۴.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۵۸۴-۵۸۶.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۳۴.
- ↑ یزدی، و زینب عباسی آغوی، «احباط و تکفیر عمل»، ص۸۶.
- ↑ شیخ طوسی، الاقتصاد، ۱۴۰۶ق، ص۲۰۰.
- ↑ نگاه کنید به: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۳۲-۳۳۴.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۳۲.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۰۹.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۰۹.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۱۰.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۱۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۱۱۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۱۱۵.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۴۰.
- ↑ قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۲.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۱۰.
- ↑ قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۵-۴۲۶.
- ↑ قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۵-۴۲۶.
- ↑ مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ۱۴۱۹ق، ص۴۷۰.
- ↑ ایجی، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، ص۳۷۹.
- ↑ قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه، ۱۴۲۲ق، ص۴۲۳-۴۲۶.
- ↑ نگاه کنید به: حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۲-۲۷۳؛ حِمَّصیّ رازی، المُنْقِذُ مِن التقلید، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۲-۴۴؛ ایجی، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، ص۳۷۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۱۴۲؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۶۰۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۱۷.
- ↑ سوره آلعمران، آیات ۲۱-۲۲.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۴۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۱۹.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۱۹-۵۳۲.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۷۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۲۴.
- ↑ شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عِقاب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۲۸۵.
- ↑ ابنحیون، دعائم الاسلام، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۵۲.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ۱۳۷۶ش، ص۵۸۲.
- ↑ ابنشعبه حرّانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۳۰۹.
- ↑ جعفری، «آشنایی با چند اصطلاح قرآنی (۴) احباط و تکفیر»، ص۴۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۱۳۸.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۹، ص۳۴۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۹۶.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۱۵؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۵۲۲.
منابع
- ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف فی علم الکلام، بیروت، عالم الکتب، بیتا.
- تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
- جعفری، یعقوب، «آشنایی با چند اصطلاح قرآنی (۴) احباط و تکفیر»، در مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره ۱۰، دی ماه ۱۳۷۲ش.
- شجاعی، احمد، «احباط و تکفیر»، در جلد ۱ دانشنامه کلام اسلامی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۷ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فی ما یتعلّق بالاعتقاد، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۶ق.
- قاضی عبدالجبار، ابن احمد، شرح الاصول الخمسه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
- کوشا، محمدعلی، «احباط و تکفیر»، در دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۷ش.
- گروهی از نویسندگان، «احباط و تکفیر»، در مجله کلام اسلامی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۸۰ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، قم، شرکت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۴ش.
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۱۹ق.
پیوند به بیرون
- دائره المعارف بزرگ اسلامی
- احباط یا موازنه
- بررسی مسأله احباط و تکفیر
- بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و آیتالله معرفت پیرامون آیات مربوط به مسئله احباط و تکفیر
- احباط و تکفیر عمل، از دیدگاه آیتالله جوادی آملی
- بررسی تفسیری حبط عمل در آیه ۶۵ زمر با تأکید بر تفسیر مجمع البیان