پرش به محتوا

منزلة بین المنزلتین

از ویکی شیعه

مَنزِلةٌ بَینَ المَنزِلَتَین (جایگاهی میان دو جایگاه) اصطلاحی است که معتزله برای فرد مرتکب گناه کبیره به کار می‌برند. آن‌ها معتقدند این شخص نه مؤمن کامل است و نه کافر، بلکه جایگاهی بینابین میان کفر و ایمان قرار دارد. این بدان معناست که سرنوشت اخروی او نه پاداش کامل است و نه عذاب شدید و ابدی، بلکه عذابی معمولی است.

این نظریه را به واصل بن عطاء، از بنیان‌گذاران مکتب اعتزال در قرن دوم هجری قمری، نسبت می‌دهند. به گفته پژوهشگران، معتزله در پاسخ به دیدگاه‌های وعیدیه (از خوارج) و مرجئه، نظریه «منزلة بین المنزلتین» ارائه کردند. وعیدیه معتقدند گناه کبیره مساوی کفر است و فرد برای همیشه در عذاب خواهد ماند و مرجئه باور دارند گناه کبیره به ایمان لطمه نمی‌زند و وضعیت فرد در آخرت نامشخص است. ازاین‌رو، معتزله جایگاهی بینابین این دو افراط ارائه کرد. عبدالجبار معتزلی برای اثبات منزلة بین المنزلتین استدلال می‌کند که فاسق، مؤمن نیست زیرا مستحق سرزنش است، نه ستایش. همچنین کافر نیست زیرا مستحق عذاب شدید و احکام خاص کافران نمی‌باشد. بنابراین، جایگاه او چیزی بین این دو حالت است.

شیعه امامیه با منزلة بین المنزلتین مخالف است. دیدگاه شیعه این است که ارتکاب گناه کبیره، مسلمان را از ایمان خارج نمی‌کند، بلکه او را فاسق می‌سازد. از آنجایی که جاودانگی در عذاب مختص کافران است، فاسق مستحق عذاب است اما عذابش ابدی نیست و در صورت توبه، خداوند او را می‌بخشد.

مفهوم‌شناسی

منزلة بین المنزلتین (جایگاهی میان دو جایگاه از کفر و ایمان) اصطلاحی کلامی از معتزله است که به دیدگاه آن‌ها در مورد گناهکاران کبیره اشاره دارد. معتزله معتقدند این افراد نه مؤمن هستند و نه کافر، بلکه در جایگاهی میان این دو قرار دارند. در نتیجه، سرنوشت اخروی آن‌ها نیز نه پاداش کامل است و نه عذاب شدید، بلکه عذابی معمولی خواهند داشت.[۱]

قاضی عبدالجبار معتزلی این نظریه را با دسته‌بندی مکلفان به مستحق پاداش عالی (پیامبران)، مستحق پاداش معمولی (مؤمن و صالح)، مستحق عذاب شدید (کافر) و مستحق عذاب معمولی (فاسق) شرح می‌دهد.[۲] بر این اساس، فاسق نه مؤمن است و نه کافر، و جایگاه اخروی او نیز نه مانند مؤمن است و نه مانند کافر. فاسق از ایمان خارج می‌شود اما کافر محسوب نمی‌شود و جایگاه او «منزلة بین المنزلتین» است.[۳]

به گفته پژوهشگران، این اصطلاح گاهی به جای الامر بین الامرین در دیدگاه شیعیان در باب جبر و اختیار نیز به کار می‌رود، اما مفهوم آن با دیدگاه معتزله متفاوت است.[۴]

پیشینه

به گفته پژوهشگران، اولین کسی که نظریه «منزلة بین المنزلتین» را مطرح کرد، واصل بن عطاء از متکلمان قرن دوم هجری قمری و موسس مکتب اعتزال- بود.[۵] معتزله در پاسخ به دیدگاه‌های وعیدیه (از خوارج) و مرجئه، نظریه «منزلة بین المنزلتین» (جایگاهی میان دو جایگاه کفر و ایمان) را ارائه کردند:

  • دیدگاه وعیدیه: این گروه معتقدند که اعمال نیکو بخشی از ایمان محسوب می‌شوند.[۶] بنابراین، فردی که مرتکب گناه کبیره می‌شود، دیگر ایمان ندارد، کافر است و برای همیشه در آتش جهنم خواهد ماند.[۷]
  • دیدگاه مرجئه: مرجئه بر این باورند که اعمال نیکو بخشی از ایمان نیستند. از این رو، گناه کبیره به ایمان فرد لطمه‌ای وارد نمی‌کند و وضعیت نهایی او در آخرت (بهشتی یا جهنمی بودن) در حال حاضر مشخص نیست.[۸]

نظریه «منزلة بین المنزلتین» معتزله، جایگاهی بینابین کفر و ایمان برای مرتکبان گناهان کبیره در نظر می‌گیرد. از نظر معتزله، فاسق نه مومن است و نه کافر بلکه جایگاهش بین آن دو است؛ و به همین جهت، سرنوشت اخروی او نیز نه پاداش عالی است و نه عذاب شدید بلکه عذاب معمولی است.[۹] در توضیح دیدگاه معتزله گفته شده که به باور آنها کسی که در آتش جهنم وارد شود، هیچ گاه از آن خارج نمی‌شود.[۱۰]

آیا شیعه امامیه با نظریه «منزلة بین المنزلتین» موافق است؟

به گفته شیخ مفید، معیار معتزلی بودن، قبول نظریه «منزلة بین المنزلتین» است، حتی اگر شخص در سایر امور با اکثر معتزلی‌ها موافق نباشد؛ همانطور که اعتقاد به امامتِ بدون فاصله امام علی(ع)، معیار شیعه بودن است حتی اگر شخص در سایر امور با اکثر شیعیان موافق نباشد.[۱۱]
اما شیعه امامیه با نظریه «منزلة بین المنزلتین» مخالفت کرده و انجام گناه کبیره را عامل خروج مسلمان از ایمان و اسلام نمی‌داند. به باور شیعه امامیه، مسلمان بعد از انجام گناه کبیره، فاسق می‌شود و از ایمان خارج نمی‌شود و چون خلود(جاودانگی عذاب) مختص به کافر است، پس ممکن است مسلمان، فاسق و مستحق عذاب باشد اما در جهنم جاودانه باقی نمی‌ماند.[۱۲]
البته هیچ اختلافی نیست که اگر فاسق در دنیا توبه کند، خداوند او را می‌بخشاید[۱۳] و هدایت می‌نماید و به خلود در عذاب گرفتار نمی‌شود.[۱۴]

استدلال معتزله برای اثبات منزلة بین المنزلتین

عبدالجبار معتزلی، از متکلمان برجسته معتزله، در اثبات اصل «منزلة بین المنزلتین» (فاسق نه مومن است و نه کافر) این استدلال را بیان می‌کند:

  • منزلت فاسق، منزلت مومن نیست، چون شرعاً (مستند به قرآن و سنت و سیره صحابه) مومن مستحق ستایش و بزرگداشت است اما فاسق با انجام گناه کبیره، مستحق سرزنش و خواری است؛ پس فاسق، مومن نیست.[۱۵]
  • منزلتَ فاسق، منزلتَ کافر نیست، چون شرعاً (مستند به قرآن و سنت و سیره صحابه) کافر مستحق عذاب شدید و احکام خاصی -همچون منع ازدواج با کافر و یا منع دفن او در قبرستان مسلمانان و غیره- است اما فاسقْ مستحقِ این عذاب و احکام نیست؛ پس فاسق، کافر نیست.[۱۶]

پانویس

  1. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱.
  2. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  3. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۵۴.
  5. رازی، تبصرة العوام، ۱۳۶۴ش، ص۴۷؛ شیخ مفید، أوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۳۷.
  6. طوسی، قواعد العقائد، ۱۴۱۳ق، ص۱۰۶.
  7. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۳۲.
  8. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۲.
  9. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  10. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۵، ص۵۶۱.
  11. شیخ مفید، أوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۳۸.
  12. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۴-۲۷۶؛ سبحانی، محاضرات فی الإلهیات، ۱۴۲۸ق، صص۴۶۱-۴۶۳.
  13. آیه ۸ سوره تحریم.
  14. طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱۰،ص۴۷۷-۴۷۸.
  15. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۴.
  16. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۱.

منابع

  • رازی، سید مرتضی بن داعی حسنی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الأنام، انتشارات اساطیر، ۱۳۶۴ش.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، انتشارات الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، نصیرالدین، قواعد العقائد، انتشارات دار الغربۀ، ۱۴۱۳ق.
  • طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.