شهادت اعضای بدن در قیامت
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
شهادت اعضای بدن در قیامت که در قرآن به آن اشاره شده است، بخشی از منازل آخرت شمرده شده است. مفسران این شهادت را که شامل همه اعضای بدن است، قطعی دانسته و آن را بهعنوان اتمام حجتی برای بندگان مطرح کردهاند. طبق روایتی که از امام باقر(ع) نقل کردهاند، این شهادت اختصاص به کسانی دارد که عذاب الهی برایشان حتمی شده و شامل مؤمنان نمیشود. مرحله شهادت اعضا را پس از انکار نامه اعمال و رد شهادت فرشتگان از سوی مجرمان بیان کردهاند.
برخی مفسران شهادت پوستها را به تمامی اعضای بدن تعمیم دادهاند، در حالی که برخی دیگر آن را فقط به اعضای تناسلی محدود کردهاند. درباره سخن گفتن اعضای بدن در قیامت نیز نظرات مختلفی بیان شده که برخی مفسران آن را به معنای انجام همان اعمالی دانستهاند که انسان در دنیا مرتکب شده است.
علمای اخلاق یادآوری شهادت اعضا در قیامت را مرتبط با یاد خدا و مراقبه در یاد او ذکر کردهاند.
جایگاه و اهمیت
شهادت اعضای بدن در قیامت بهعنوان بخشی از منازل آخرت مطرح شده است.[۱] این شهادت در روز قیامت امری قطعی است و تفسیر آن به معنای مجازی نادرست شمرده شده است.[۲] شهادت اعضای بدن موجب شگفتی و وحشت مجرمان[۳] و سبب اعتراض همراه با توبیخ آنان به پوست خواهد شد.[۴]
مفسران شیعه و سنی، آیه ۲۰ سوره فصلت، آیه ۲۴ سوره نور و آیه ۶۵ سوره یس، و آیه ۳۶ سوره اسراء را مرتبط با شهادت اعضای بدن در قیامت دانستهاند.[۵] به گفته علامه طباطبایی، مفسر شیعه، در قرآن، از اعضایی مانند دست، پا، چشم، گوش و قلب انسان بهعنوان شاهدان در قیامت یاد شده است.[۶] در روایتی که شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل کرده، خواندن و استمرار برخی سورههای قرآن نیز سبب شهادت همه اعضای بدن مانند گوشت، خون، مو، اعصاب و استخوان به نفع انسان در قیامت خواهد شد.[۷]
سید محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، بر این باور است که شهادت اعضا زمانی حجت را بر بندگان تمام میکند که از درک و آگاهی برخوردار باشند و بتوانند اعمال صاحب خود را مشاهده کنند؛ و چنانچه خداوند به اعضایی که درک و آگاهی ندارد، زبان و صوت دهد تا شهادت دهند حجت الهی تمام نمیشود.[۸] مفسران با استناد به روایتی از امام باقر(ع)،[۹] بیان کردهاند که شهادت اعضای بدن مخصوص کسانی است که عذاب الهی برایشان حتمی شده و شامل مؤمنانی که نامه اعمالشان به دست راستشان داده میشود، نمی گردد.[۱۰]
علمای اخلاق یادآوری شهادت اعضا در قیامت را بهعنوان ارتباط با خداوند و مراقبه در یاد خدا دانستهاند.[۱۱]
اعتراف هر عضو به گناهانش
سید محمدحسین طباطبایی مفسر شیعه، در تفسیر آیه ۶۵ سوره یس بیان کرده، هر عضوی به عمل مخصوص به خود گواهی میدهد؛[۱۲] زبان برای گناهانی مانند غیبت و دروغ؛ دستها و پاها برای اعمالی چون سرقت و سخنچینی شهادت میدهند.[۱۳] او در ذیل آیه ۲۰ سوره فصلت معتقد شده، هر عضوی افزون بر شهادت عمل خود به گناهان سایر اعضا نیز شهادت میدهند؛ مثلاً گوش شهادت میدهد که صاحبش از شنیدن تلاوت قرآن دوری کرده و نیز با زبان خود، سخن کفرآمیز گفته است.[۱۴]
مراحل شهادت
علی بن ابراهیم قمی، راوی و مفسر شیعه، به استناد به روایتی نقل کرده که شهادت اعضای بدن بعد از انکار نامه اعمال و رد شهادت فرشتگان انجام میشود؛ در ابتدا بر زبان انسان مهر زده میشود و اعضای بدن (به ترتیب) گوش، چشم، دست، پا و سپس فرج به عنوان شاهد به سخن میآیند؛ پس از آن خداوند زبان او را باز کرده و با حالت تعجب و اعتراض، پوست بدن را بخاطر شهادتش مورد خطاب قرار میدهد.[۱۵] سید محمدحسین حسینی طهرانی نویسنده کتاب معادشناسی، بیان کرده، در قیامت ابتدا دهان انسان به دلیل عادت به دروغگویی در دنیا مهر میشود تا زبان انسان در وقت شهادت اعضا، نتواند انکار کند و دروغ بگوید.[۱۶]
شهادت پوست بدن
مفسران با استناد به آیه ۲۰ سوره فصلت بیان کردهاند که شهادت پوستها در این آیه بهصورت مطلق و با صیغه جمع ذکر شده و شامل پوستهاى مختلف بدن همچون دست و پا میشود.[۱۷] به گفته برخی مفسران، کسانی که شهادت پوست را به اعضای تناسلی تفسیر کردهاند،[۱۸] با سایر آیات ناسازگار است[۱۹] و از قبيل بيان مصداق است.[۲۰]
علامه طباطبایی، در تفسیر آیه «وَ قَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا» بیان کرده، دلیل اعتراض گنهکاران به پوست بدنشان این است که پوست به گناهانی شهادت میدهد که خود مستقیماً در انجام آنها نقش داشته است؛ در حالی که چشمها و گوشها به اعمالی که سایر اعضا انجام دادهاند نیز گواهی میدهند؛ از این رو، گنهکاران به پوست خود اعتراض کرده و آنها را که خود واسطه ارتکاب گناهان بودهاند، توبیخ میکنند.[۲۱] سید عبدالحسین طیب، نویسنده کتاب اطيب البيان، اعتراض گنهکاران به پوست را از باب مثال دانسته و بیان کرده، اعتراض مجرمان با سایر اعضای بدن (چشم، گوش، دست و پا هم) نیز انجام خواهد شد.[۲۲]
کیفیت سخن گفتن
در شیوه سخن گفتن اعضای بدن برخی معتقدند، به علت تفاوتهای میان دنیا و آخرت، کیفیت سخن گفتن برای انسان ناشناخته باقی مانده است.[۲۳] برخی دیگر بیان کردهاند، خداوند در روز قیامت قدرت درک، شعور و سخن گفتن را همانند زبان و مغز در تک تک اعضا میآفریند.[۲۴] همچنین گفته شده، اعمال انسان در طول عمر از بین نمیروند و آثار آن بر اعضای بدن و محیط اطراف باقی میماند؛ در روز قیامت این آثار بر اعضا ظاهر شده و ظهور این آثار به منزله شهادت اعضای بدن است.[۲۵]
سید محمد حسین طهرانی، قرآنپژوه شیعه بیان کرده، سخن گفتن دست در قیامت به معنای بجا آوردن همان عملی است که دست انسان آن را در دنیا انجام داده است؛ اگر دست انسان به خیانت و معصیت بلند شود و یا به دعا و طاعت الهی، همان را در برابر دیدگان خود انسان انجام میدهد، آن هم نه جدای از انسان، بلکه خود انسان با دستهایش مشغول انجام آن میشود.[۲۶]
پانویس
- ↑ رضایی، «منازل آخرت»، ص۳۶.
- ↑ جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۹۸ش، ج۱۰، ص۱۱۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۸، ص۴۳۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۷۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲، ج۹، ص۱۲، طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۱۰۳ و ۱۵۴؛ ابنعاشور، تفسیر التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج۱۸، ص۱۵۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۱۰۳.
- ↑ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۲۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۷۸.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۲.
- ↑ جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۱۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۸، ص۴۳۳.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۳۷۰ش، ص۴۵۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۱۰۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۹۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۷۸.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۲۶۴.
- ↑ حسینی طهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۷، ص۱۸۶.
- ↑ تفسير نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۲۴۹؛ سبحانی منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۴۹۷.
- ↑ ثَعلَبی، الكشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۸، ص۲۹۰؛ میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۵۱۶.
- ↑ سبحانی منشور جاوید، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۴۹۷.
- ↑ تفسير نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۲۴۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۷۹.
- ↑ طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۹ش، ج۱۱، ص۴۲۵.
- ↑ جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۹۸ش، ج۱۰، ص۱۱۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۷ش، ج۱۸، ص۴۳۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۷ش، ج۱۸، ص۴۳۱.
- ↑ حسینی طهرانی، معادشناسی،۱۴۲۳ق، ج۷، ص۱۸۷ - ۱۹۲.
منابع
- ابنعاشور، محمد طاهر، تفسیر التحریر والتنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- ثَعلَبی، احمد بن محمد، الكَشفُ و البَیان المَعُروف تفسیر الثَعلَبی، تحقیق، ابیمحمد ابنعاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، هجرت، ۱۳۹۸ش.
- جوادی آملی، عبدالله، معاد در قرآن، قم، اسراء، چاپ یازدهم، ۱۳۹۵ش.
- حسینی طهرانی، محمدحسین، معادشناسی، مشهد، نور ملکوت قرآن، ۱۴۲۷ق.
- حسینی همدانی، محمد، انوار درخشان در تفسیر قرآن، تحقیق، محمدباقر بهبودی، تهران، لطفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- سبحانی تبریزی، جعفر، منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۹۰ش.
- رضایی، غلامرضا، دانشنامه کلام اسلامی، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۷ش.
- صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دارالشریف الرضی، ۱۴۰۶ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح: فضلالله یزدی طباطبایی و هاشم رسولی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۰ش.
- طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، نشر اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.
- قمی، على بن ابراهيم، تفسیر القمی، تحقیق: سيد طيب موسوى جزايرى، قم، دارالکتاب، ۱۳۶۳ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح، علیاکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مدرسی، محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
- میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری)، تحقیق: علیاصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.