مستجابالدعوه
مُسْتَجَابُالدَّعْوَه به کسی گفته میشود که دعاهای او نزد خدا پذیرفته میشود یا دعایش اثر ویژهای دارد.[۱] در روایات، پیامبران و امامان بهعنوان مستجابالدعوه معرفی شدهاند.[۲] امام حسن(ع) در خطبهای خود را «فرزند مستجابالدعوه» خوانده[۳] و امام رضا(ع) مستجابالدعوه بودن را از نشانههای امام برحق دانسته است.[۴]
بر اساس روایات، دعای بعضی افراد در شرایط خاص بیشتر مورد اجابت قرار میگیرد؛ از جمله دعای بیمار،[۵] دعای والدین برای فرزند نیکوکار یا علیه فرزندِ ناسپاس،[۶] دعای مظلوم علیه ستمگر،[۷] دعای مظلوم در حق یاریرسان،[۸] دعای روزهدار[۹] بهویژه هنگام افطار[۱۰] و دعای عمرهگزار تا زمان بازگشت.[۱۱] همچنین دعای امام عادل[۱۲] و دعای مؤمن برای کسی که به او کمک کرده[۱۳] و دعای مؤمن علیه فردی که توان یاری داشته اما از کمک خودداری کرده است،[۱۴] از دعاهای مستجاب دانسته شدهاند.
در روایات اسلامی، برخی ویژگیها و رفتارها از عوامل مستجابالدعوه شدن شمرده شدهاند. از امام حسن(ع) نقل شده است کسی که دل خود را از اندیشههای ناپسند حفظ کند، دعایش به اجابت میرسد.[۱۵] همچنین درباره بلعم باعورا آمده است که بهدلیل آگاهی از اسم اعظم، دعایش مستجاب بود؛[۱۶] اما بهدلیل همراهی با فرعون و دشمنی با موسی(ع)، این جایگاه را از دست داد.[۱۷]در روایتی دیگر، پیامبر اسلام(ص)، پاکیزگی خوراک و پرهیز از مال حرام را شرط مستجابالدعوهشدن دانسته و فرمود اعمال کسی که لقمه حرام بخورد، تا چهل روز پذیرفته نمیشود.[۱۸]
در منابع روایی، نمونههایی از استجابت دعا و نفرین پیامبر(ص) و امامان شیعه(ع) گزارش شده است. بنابر روایتی، امام مجتبی(ع) با دعا، درخت خرمای خشکی را به درختی بارور و دارای رطب تبدیل کرد.[۱۹] همچنین نقل شده است که در روز عاشورا، عبدالله بن حوزه با سخنانی توهینآمیز امام حسین(ع) را تهدید کرد. امام(ع) او را نفرین کرد و پس از آن اسبش رم کرد و او کشته شد.[۲۰] در گزارشی دیگر، منهال بن عمرو اسدی نقل میکند که امام سجاد(ع) پس از آگاهی از زنده بودن حرملة بن کاهل اسدی، او را نفرین کرد تا حرارت آهن و آتش را بچشد. بنا بر نقلها، این نفرین بعدها در قیام مختار ثقفی تحقق یافت[۲۱]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ۱۳۷۷ش، ذیل واژه مستجاب.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۱۱۶.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۸۱.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۳۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰؛ راوندی، الدعوات، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۲۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰؛ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰؛ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳ و ص۱۷۸۱.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰؛ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۶۸۶؛ راوندی، الدعوات، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۷.
- ↑ راوندی، الدعوات، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۸۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۲.
- ↑ عیاشی، التفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۴۲.
- ↑ بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶۱۵؛ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۴۸.
- ↑ محمدی ریشهری، نهج الدعاء، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۴۴۳.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲۳.
- ↑ شیخ مفید، ارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۰۲۷؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۰۱.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص ۵۳.
منابع
- بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- دهخدا، لغتنامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
- قطب راوندی، سعید بن هبةالله، الدعوات، قم، مدرسة الامام المهدی(عج)، ۱۳۶۶ش.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق و تصحیح سید طیب موسوی جزائری، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
- محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ق.
- محمدی ریشهری، محمد، نهج الدعا، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۵ش.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، اَلاِرشاد فی معرفةِ حُجَجِ اللهِ علی العباد، تحقیق و تصحیح مؤسسه آلالبیت، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.