فحاشی
فُحْش، دُشْنام یا ناسِزا (بهعربی: سَبّْ یا شَتْم) به استفاده از الفاظ ناپسند علیه دیگران گفته میشود و در منابع دینی شیعه و سنی حرام است، مگر اینکه فرد مستحق آن باشد مثل بدعتگذاران. فقیهان سبّ کافران را جایز دانستهاند، اما قذف حتی برای آنها ممنوع است. در قرآن و روایات نیز از ناسزاگویی نهی شده است، بهویژه در آیه ۱۰۸ سوره انعام که مسلمانان از سبّ بیخدایان منع شدهاند. همچنین در روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، پرهیز از ناسزاگویی و برخورد با آن بهطور مؤدبانه تأکید شده است.
اهل لغت و فقیهان بیشتر سبّ و شَتْم را مرادف دانستهاند، اما برخی سبّ را شدیدتر از شَتْم میدانند. فحش و قذف شامل اتهاماتی چون زنا و لواط است که دارای مجازاتهای سنگینتری هستند. «لعن» به معنای دوری از رحمت خداست که در برخی موارد جایز میباشد، اما سبّ و ناسزا بهطور کلی ممنوع است. همچنین، تبرّی (بیزاری قلبی) با سبّ و شتم که صرفاً لفظی است، تفاوت دارد.
فقها با استناد به ادله اربعه، حرمت ناسزاگویی را ثابت کردهاند، اما در برخی موارد (مثل ناسزا به بدعتگذاران یا گناهکاران) ممکن است جایز باشد. علاوهبر این، ناسزاگویی به خود یا خانواده حرام است و در صورت قذف، مجازات حد (مجازات شرعی) اعمال میشود. در قانون مجازات اسلامی، فردی که به کسی توهین کند ممکن است با شلاق و جریمه نقدی مواجه شود. استثنائاتی نیز وجود دارد، از جمله کلماتی که بهطور غیر توهینآمیز بهکار میروند یا ناسزاگویی به افرادی که در فقه مستحق آن هستند. در برخی موارد نیز مقابلهبهمثل با ناسزا مجاز است، مشروط به اینکه از الفاظ ممنوعه استفاده نشود. در نهایت، دشنام به پیامبر(ص) و امامان شیعه مستوجب اعدام است.
چیستی و جایگاه
به فُحْش، سَبّْ، شَتْم، هُجْر،[۱] دشنام گفته میشود و آن بهکارگیری الفاظ ناپسند و زشت علیه دیگری است.[۲] برخی فقیهان مشتمل بودن ناسزا بر بیان نقص، همچنین رویارویی دو طرف را از شروط ناسزا بیان کردهاند.[۳] ناسزا به اعتقاد شیعه و سنّی، حرام و یکی از راههای هتک حرمت و اهانت اشخاص است، مگر آنکه شخص بهواسطه بدعت، اظهار به گناه و... مستحق آن باشد.[۴] میرزای دوم در حاشیة المکاسب با استناد به برخی روایات، حرام بودن فُحش به کافر، فاسق، غیر ممیّز، و حتی حیوانات را نتیجه گرفته است.[۵]
فقیهان از دشنام به مناسبت در بابهای طهارت، تجارت و دیات سخن گفتهاند.[۶]
تفاوت سب، شتم، فحش، قذف و لعن و برائت
اهل لغت و بیشتر فقیهان شَتْم و سَبّ را مرادف دانستهاند،[۷] اما برخی سبّ را شدیدتر از شَتْم میدانند.[۸] غزالی سَب و شَتْم را از فُحش و قَذْف جدا کرده و سَبّ را به کلماتی مانند «ای جاهل» و «ای احمق» اختصاص داده است،[۹] درحالیکه فحش و قذف شامل نسبتهایی چون زنا و لواط است.[۱۰] برخی فقیهان از اصطلاح هُجْر برای فُحش و هَجْو برای ناسزای شعرگونه استفاده کردهاند.[۱۱]
به گفته پژوهشگران، «لعن» به معنی دوری از رحمت خداست و در قرآن برای برخی افراد و اقوام ذکر شده است. برخی معتقدند که لعن در موارد خاص جایز است، اما سبّ و ناسزا به دلیل نهی خداوند در قرآن در آیه ۱۰۸ سوره انعام و روایات، ممنوع است.[۱۲] همچنین، تبرّی به معنای بیزاریجستن از امور قلبی و اعتقادی است، در حالی که سبّ و شتم صرفاً امور لفظی هستند.[۱۳]
دشنام در آینه آیات و روایات
... و لا تتكلّموا بالفحش فإنّه لا يليق بنا و لا بشيعتنا و إنّ الفاحش لا يكون صديقا... سخن ناسزا نگوييد كه نه زيبنده ما است و نه زيبنده شيعيان ما، همانا ناسزاگو از راستگویان نخواهد بود.
مستدرك الوسائل , جلد۱۲ , صفحه۸۲
به گفته پژوهشگران، در قرآن و روایات، از سبّ و ناسزا بهطور گستردهای نهی شده است. واژه «سبّ» تنها در آیه ۱۰۸ سوره انعام بهکار رفته که در آن از سبّ بیخدایان توسط مسلمانان نهی شده است. برخی این نهی را به دلیل زشتی عمل و برخی دیگر بهدلیل احتمال بازخورد و مقابله به مثل کفار میدانند.[۱۴] همچنین فقیهان «فسوق» (آیه ۱۹۷ سوره بقره)[۱۵] و «قول زور» (آیه ۳۰ سوره حج) را به ناسزاگویی تطبیق کردهاند.
پیامبر(ص) ناسزاگویی را باعث کدورت و دشمنی دانسته[۱۶] و امام باقر(ع) نیز فرموده است که هرکس به برادر مومنش ناسزا بگوید، برکت رزق از او گرفته میشود.[۱۷] در روایات، بدترین مخلوقات خداوند کسانی معرفی شدهاند که زیاد فحش میدهند و لعن میکنند.[۱۸] فیض کاشانی لعنکننده زیاد را به کسی که لعن در اخلاق او نهادینه شده، معنا کرده و جواز لعن مستحقان را برای جمع با این احادیث ذکر کرده است.[۱۹] حرّ عاملی و کلینی در کتابهای خود احادیث مربوط به تحریم سبّ مؤمن، آبرو و مال او را گردآوری کردهاند.[۲۰]
سیره اهل بیت(ع) در مواجهه با ناسزاگویی
...برادرم تو چند دقیقه پیش نزد من آمدى و حرفهایى زدى، اگر آن چه گفتى در من هست از خدا میخواهم مرا بیامرزد و اگر در من نیست از خدا میخواهم تو را بیامرزد. آن مرد شرمنده شد، پیش آمد و پیشانى امام را بوسید و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و اعتراف میکنم که خود به آن چه گفتم سزاوارترم.
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ش، ج۴۶، ص۵۴.
در آیات قرآن، سیره پیامبر(ص) و زندگی معصومین، داشتن سعهصدر، خوشرویی و پرهیز از تندی در مواجهه با ناسزاگویی تأکید شده است. بهعنوان مثال، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) زمانی که مسلمانان به دستور معاویه به امام علی(ع) ناسزا میگفتند، هیچگاه مقابلهبهمثل نکردند.[۲۱] همچنین در واقعه صفین، امام علی(ع) از اصحاب خود خواست تا از ناسزاگویی به دشمنان خودداری کرده و به جای آن، دعا و آشتی را پیشه کنند.[۲۲] امام باقر(ع) نیز در برابر توهینها و ناسزاها صبر و بردباری نشان داد، بهطوریکه یک مسیحی با دیدن این رفتار به اسلام گروید.[۲۳]
امام صادق(ع) در حدیث عنوان بصری توصیه کرده است که در مواجهه با ناسزاگویی، باید به فرد ناسزاگو بگوییم: «اگر حرفت درست است، از خدا میخواهم مرا ببخشد و اگر نادرست است، از خدا میخواهم تو را ببخشد» و همچنین در صورتی که کسی تهدید به دشنام دادن کند، باید او را به خیرخواهی و رعایت وعده تشویق کرد.[۲۴]
آیا خداوند و أئمّه ناسزا گفتهاند؟
به گفته پژوهشگران، در قرآن و کلمات معصومان(ع)، مواردی از تشبیهات و تعبیرات ناپسند دیده میشود که به نظر میرسد نوعی دشنام محسوب میشوند، مانند تشبیه برخی افراد به حیوانات یا استفاده از القاب منفی همچون اشباه الرجال ( نامردان مردنما)، بیوفایان مکّار، «بیخرد کوردل».[۲۵] برخی محققان این موارد را با توجه به ناهمگونیشان با اصل احترام در اسلام، توجیه کردهاند[۲۶]
- این نوع تعبیرات در مواقع خاص و در شرایطی که فرد مستحق آن باشد (مانند کفر یا فسق)، ممکن است جایز باشد.[۲۷]
- ین تشبیهات میتواند بیانگر باطن و حقیقت اعمال افراد باشد یا بهدلیل ویژگی خاص حیوانات توهینآمیز نباشند، بهعنوان مثال امام علی(ع) در نهج البلاغه یاران شهید خود را به شتری که بچهاش را در آغوش میکشد، تشبیه کرده است.[۲۸] همچنین امام سجاد(ع) مردم زمانه را به شش گروه از حیوانات تقسیم کرده و فحاشان را به سگها تشبیه کرده است.[۲۹]
- برخی پژوهشگران به تفاوتهای زبانی و فرهنگی اشاره کردهاند و معتقدند که واژگان و اصطلاحات در زبانهای مختلف و در موقعیتهای اجتماعی متفاوت، میتوانند معانی گوناگونی داشته باشند.[۳۰] مثلاً عبارت «ثَکَلَتْکَ أُمُّک» در آن زمان بهعنوان عبارتی رایج تلقی میشده و نه ناسزا.[۳۱]
- لعن یا تحقیر در برخی مواقع بهعنوان تذکر یا نهیب برای هدایت افراد به مسیر درست استفاده میشود، مانند سخن امام حسین(ع) که باعث بازگشت حرّ از مسیر اشتباهش شد.
علت ناسزاگویی
گفته شده این کار بهسبب نقص در استدلال و عدم منطق و برتریجویی بر طرف مقابل صورت میگیرد؛ اما پارهای از احادیث این رفتار را به طینت و شیوه تربیتی شخص بازمیگردانند،[۳۲] چنانچه امام علی(ع) بدزبانی را از خصوصیات شخصیتی انسانهای پَست، دانسته است. همچنین پیامبر(ص) طینت و سرشت کسی که ناسزاگو و بیحیا باشد و باکی از آنچه در موردش گفته میشود نداشته باشد را ناپاک یا شبههدار معرفی کرده است.[۳۳]
احکام ناسزا
فقها براساس ادله اربعه حرمت ناسزاگویی را ثابت کردهاند،[۳۴] مگر در مواردی که شخص مستحق آن باشد،[۳۵] مانند بدعتگذاران یا مروجین گناه. سبّ کافران و مخالفان بهطور کلی جایز است، اما قذف (اتهام زنا) حتی برای آنها ممنوع است.[۳۶] ناسزاگو در صورت قذف، مجازات حد و در غیر آن، مجازات تعزیر در نظر گرفته میشود.[۳۷] همچنین دشنام به خود یا خانواده نیز حرام است.[۳۸]
ناسزا ممکن است همراه با دیگر رفتارهای ناپسند مانند غیبت، تمسخر، تهمت یا افترا باشد. در صورتی که ناسزاگویی در غیاب فرد صورت گیرد، علاوهبر ناسزا، غیبت نیز محسوب میشود.[۳۹] به گفته فقیهان، معیار تشخیص ناسزا از غیر آن بر عهده عرف است.[۴۰]
مطابق ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی، ناسزاگو به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه و ۵ هزار تا ۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم میشود. در صورتی که شخصی به یکی از مقامات دولتی این کشور حین انجام وظیفه توهین کند علاوه بر مجازات فوق ممکن است به سه تا شش ماه حبس نیز محکوم شود.[۴۱]
استثناها
فقیهان مواردی را از حکم حرمت ناسزا، استثنا کردهاند:[۴۲]
- کلمات ناپسندی که موجب اهانت، هتک و بیان نقصی در شخص مقابل نشود؛ مثل کلماتی چون «پدر سوخته» یا ... که پدر به طفل خود به جهت ابراز علاقه میگوید؛[۴۳] برخی فقیهان با استناد به روایاتی فحش و ناسزا به قصد شوخی را نیز حرام دانستهاند.[۴۴]
- ناسزا گفتن به کسی که در فقه مستحق آن شمرده شده است: مثل بدعتگذار، و اظهار کننده گناه و... .[۴۵]
- مقابلهبهمثل: عدهای مقابلهبهمثل در ناسزگویی را با استناد به آیه اعتدا،[۴۶] انتصار،[۴۷] مجازات و معاقبه،[۴۸] همچنین نارسایی دلایلِ اثبات کنندهٰ حرمت، فیالجمله پذیرفتهاند. مشروط به آنکه ناسزا از الفاظ ممنوعهای چون قذف و... نباشد.[۴۹] بنابر فرمایش پیامبر(ص) کسی که در مواجهه با ناسزای شخصی، مقابلهبهمثل کند، گناهش بر شروعکننده ناسزاگویی است.[۵۰] تعداد زیادی از فقیهان مقابلهبهمثل در ناسزاگویی را جایز ندانستهاند.[۵۱]
سبّ النبی
دشنام به پیامبر(ص) یا امامان شیعه مستوجب قتل است، به شرطی که عمدی و براساس عقیده باشد. در این خصوص نیازی به اذن شارع نیست.[۵۲] مطابق ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی، اهانت به پیامبر(ص) یا سایر مقدسات اسلام، به اعدام منتهی میشود و در صورت عدم توهین به مقدسات، حبس از یک تا پنج سال در پی دارد.[۵۳]
پانویس
- ↑ طباطبایی، عمدة المطالب فی التعلیق علی المکاسب، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۱۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۶۱۸؛ محقق کرکی، جامع المقاصد، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۷.
- ↑ محقق کرکی، جامع المقاصد، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۷؛ انصاری، المکاسب، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۹.
- ↑ شیرازی، حاشیة المکاسب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۴۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۶۱۸.
- ↑ تاج العروس ذیل واژه سبّ؛ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۵؛ حسینی، زيارة عاشوراء تحفة من السماء، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۱۱۰.
- ↑ العسکری، الفروق فی اللّغه، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۴۳؛ خمینی، بررسی حکم شرعی دشنام و بهتان، ۱۴۰۲ق، ص۳۵.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، دارالکتب العربی، ج۷، ص۲۰ و ۴۷؛ الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۹ و ۳۲۳.
- ↑ روحانی، فقه الصادق، ج۱۴، ص۲۹۶؛ لسان العرب، ذیل واژه سبّ.
- ↑ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۳۹و ۲۴۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت، صيانة القرآن الكريم من التحريف، ۱۴۲۶ق، ج۳۳، ص۱۳؛ ذاکری، سبّ و لعن در قرآن، ص۹؛ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۹.
- ↑ المعلّم، محمدعلی صالح، التقیه فی فقه أهل البیت علیهم السلام، ج۱، ص۹۲.
- ↑ اباذر پور، خرمی، واکاوی دشنام در کلام مصومین(ع)، ص۹۹.
- ↑ خویی، المستند فی شرح العروة الوثقى، موسّسة احياء آثار الامام الخوئی، ج۲۸، ص۴۲۹.
- ↑ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۶۰.
- ↑ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۲۶.
- ↑ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۰.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البيضاء، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۲۲.
- ↑ حرّ عاملی، وسائل الشيعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۲، ص۲۹۸؛ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۹ و ۳۲۳.
- ↑ هادی منش، آفتاب حسن، رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۳۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۶، ص۲۸۹.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۲۴-۲۲۶.
- ↑ اباذر پور، خرمی، «واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)»، ص۱۰۲.
- ↑ اباذر پور، خرمی، «واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)»، ص۱۰۸.
- ↑ .اباذر پور، خرمی، «واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)»، ص۱۰۳-۱۰۵.
- ↑ اباذر پور، خرمی، «واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)»، ص۱۰۳-۱۰۵.
- ↑ صدوق، خصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ طامه، فرزامی، «نام ابزارها و کاربرد و طبقه بندی آنها در دشنامهای فارسی»، ص۱۷.
- ↑ ««ثکلتک امک» درشتگویی است ولی ناسزا نیست»، خبرگزاری بین المللی قرآن؛ اباذر پور، خرمی، «واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)»، ص۱۰۸.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، دار الکتب العربی، ج۹، ص۱۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص۲۰۷.
- ↑ انصاری، المکاسب، ۱۴۰۱۱ق، ج۱، ص۲۵۳؛ روحانی، منهاج الفقاهه، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۳۷۴.
- ↑ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۲۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۶۱و۶۲؛ انصاری، المكاسب، ۱۴۱۱ق، ج۱۷ ص۲۳۹.
- ↑ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۱۴، ص۲۹۶.
- ↑ اخوی، «دشنام به خود؟»، ص۴.
- ↑ الروحانی، منهاج الفقاهة، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۳۷۷؛ خویی، کتاب المساقاة، ۱۳۷۴ق، ج۱، ص۲۸۱.
- ↑ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۲۵.
- ↑ «مجازات فحاشی چیست؟»، خبرگزاری میزان.
- ↑ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۹.
- ↑ .انصاری، المکاسب، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۲۶؛ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۷.
- ↑ محمودی، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۱۹۱ و ۱۹۲؛ صدوق، خصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۳۱.
- ↑ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۷.
- ↑ سوره بقره، آیه۱۹۴.
- ↑ سوره شوری، آیه۴۱.
- ↑ سوره نحل، آیه۱۹۶.
- ↑ روحانی و دیگران، فقه الصادق، ۱۴۳۵ق، ج۲۱، ص۶۷.
- ↑ الکلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۶۰.
- ↑ واکاوی فقهی مقابله به مثل در ناسزا، ص۵۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۴۳۲-۴۳۹.
- ↑ مرجانی، «بررسی جرم اهانت به مقدسات مذهبی در قوانین موضوعه و متون فقهی»، ص۵.
منابع
- «مجازات فحاشی چیست؟»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: ۲۲اردیبهشت۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید:۱آبان۱۴۰۲ش.
- ««ثکلتک امک» درشتگویی است ولی ناسزا نیست»، خبرگزاری بین المللی قرآن، تاریخ درج مطلب: ۲۴مرداد۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید:۲آبان۱۴۰۲ش.
- اباذرپور، فاطمه و خرمی، مرتضی، واکاوی دشنام در کلام معصومین(ع)، در دفصلنامه اسلام و پژوهشهای تربیتی، شماره۲۶، ۱۴۰۰ش.
- ابن بابویه(شیخ صدوق)، محمد بن علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
- اخوی، ع، «دشنام بخود؟»، در مجموعه حقوقی، شماره ۱۴۷، ۱۳۱۹ش.
- الداوری، مسلم، زيارة عاشوراء تحفة من السماء (مقرّر: عباس حسینی) قم، دار السجاد، ۱۴۳۱ق.
- الطباطبایی القمّی، تقی، عمدة المطالب فی التعلیق علی المکاسب، قم، محلاتی، ۱۴۱۳ق.
- العسکری، ابوهلال، الفروق في اللغه، بیروت، دار آثار الجدیده، ۱۴۰۰ق.
- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران۷ دارالکتب الإسلامیّه، ۱۴۰۷ق.
- انصاری، شیخ مرتضی، المکاسب، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۱ق.
- حاجی حسینی، حسین و قورچی بیگی، مجید، بازپژوهی ماهیت جرم سب النبی در فقه امامیه، در فصلنامه علمی پژوهشی کاوشی نو در فقه، شماره۹۱، ۱۳۹۶ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث۱۴۱۶ق.
- خمینی، سید حسن، بررسی حکم شرعی دشنام و بهتان، (مقرّر: رشید داودی)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار خمینی(ره)، ۱۴۰۲ق.
- خویی، سید ابوالقاسم، المستند في شرح العروة الوثقى، (مقرر: مرتضی البروجردی) قم: موسسه احياء آثارالامام الخوئی، بیتا.
- خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهه، بیجا، وجدانی،۱۳۷۲ش.
- دهقانعفیفی، ناهید، سبّ و فحاشی در فقه (با بررسی آیه 108 سوره انعام)، در فصلنامه مطالعات قرآنی، شماره۴۳، ۱۳۹۹ش.
- ذاکری، علیاکبر، سبّ و لعن در قرآن، در دوفصلنامه نشریه حوزه، شماره ۱۵۷، ۱۳۸۹ش.
- روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق، قم، دارالکتب، ۱۴۱۳ق.
- روحانی، محمد صادق و دیگران، فقه الصادق، قم، آیین دانش، ۱۴۳۵ق.
- روحانی، محمدصادق، منهاج الفقاهه، قم، أنوارالهدی، ۱۴۲۹ق.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
- فرزامی، هومن و طامه مجید، نام ابزارها و کاربرد و طبقه بندی آنها در دشنام های فارسی، در دوفصلنامه زبان و زبانشناسی، شماره۳۱، ۱۳۹۹ش،
- فیض کاشانی، ملاّمحسن، المحجّة البیضاء، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- محقق کرکی، علی بن الحسین، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.
- مرجانی، سعید، بررسی جرم اهانت به مقدسات مذهبی در قوانین موضوعه و متون فقهی، در ماهنامه دادرسی، شماره۶۹، ۱۳۸۷ش.
- مروجی طبسی، محمدجواد، حکم فقهی دشنام دهنده به پیامبر(ص)، در فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره۷۸، ۱۳۸۸ش.
- نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
- هادی منش، ابوالفضل، آفتاب حسن، رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما،۱۳۸۲ش.
- همتیان، هادی و طاهری، سید جلیل، جعفرطیاری، مصطفی، واکاوی فقهی مقابله به مثل در ناسزا، در پژوهشهای فقهی، شماره۳، ۱۳۹۹ش.