مقاله متوسط
جانبدارانه
نارسا
نیازمند خلاصه‌سازی

آیه نفی سبیل

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

آیه نفی سَبیل، اشاره به بخش آخر آیه ۱۴۱ سوره نساء، برای اثبات قاعده نفی سبیل که کاربرد زیادی در فروعات احکام، عبادات و معاملات دارد. آیه در حکمی قطعی و دائمی، هر گونه سلطه و برتری کافران بر مؤمنان را نفی کرده و بر این اساس، مؤمنان نیز حق پذیرفتن سلطه کافران را ندارند و باید با آن مقابله کنند.

حکم در این آیه، تشریعی است و کافران هیچ‌گونه حقی در برابر مؤمنان ندارند. مراد از مؤمنان کسانی هستند که ملتزم به لوازم ایمان بوده و با وحدت و تمسک به خداوند از تفرقه و تنازع خودداری کنند. برخی این حکم را در دنیا و برخی در آخرت دانسته‌اند چنانکه برخی با تمسک به عموم آیه، نفی تسلط کافران را به صورت مطلق و در دو جهان نافذ می‌دانند؛ همان‌طور که با استناد به عموم آیه، نفی تسلط را در تمامی زمینه‌های نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دانسته‌اند.

میرزای شیرازی در نهضت تنباکو و علمای زمان فتحعلی شاه در جهاد علیه روسیه با استناد به این آیه و برداشت قاعده نفی سبیل، حکم تحریم و جهاد صادر کردند. برای این آیه، تأییداتی از آیات دیگر قرآن و روایات و حتی حکم عقل ذکر شده است.

متن و ترجمه آیه

الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ۚ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا ﴿۱۴۱﴾
همان منافقان که در انتظار فرصتند تا اگر فتحی از ناحیه خدا نصیب شما شود خود را از شما دانسته، می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم و اگر نصیب کافران شود به آنان می‌گویند: مگر نبود که ما رهنمودهای خود را به شما قبولاندیم و نمی‌گذاشتیم به دین مؤمنین بگروید، ولی خدا در قیامت بین شما حکم خواهد کرد و خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مؤمنان داشته باشند. (نساء، ۱۴۱)

معرفی و شأن نزول

در پایان آیه ۱۴۱ سوره نساء سلطه و برتری کافران بر مسلمانان نفی شده است به همین جهت به این بخش از آیه «وَ لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» آیه نفی سبیل گفته می‌شود.[۱]

در معنای لغوی، سبیل به معنای «راه»[۲] دانسته شده و در این آیه به معانی نصر، حجت در دنیا، حجت در آخرت، سلطه اعتباری و سلطه خارجی دانسته شده است.[۳]

علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیر خود شأن نزول کل آیه را در مورد کناره گیری عبدالله بن اُبی و یاران او از لشکر اسلام در جنگ اُحد دانسته است و هدف وی از انجام این کار این بود که در صورت پیروزی کفار بر مسلمانان بگویند ما با آن‌ها نبودیم و در صورت غلبه مسلمین بگویند ما با شما بودیم و خداوند با نزول این آیه آنها را توبیخ نمود.[۴]

توضیح و تفسیر آیه

آیه شریفه با خطاب قرار دادن مؤمنان[۵] طی حکمی نهایی[۶] [یادداشت ۱] و غیر قابل تغییر و تبدیل،[۸] هرگونه تسلط و برتری[۹] و قدرت و غلبه[۱۰] و استیلای کافران بر مسلمانان را نفی[۱۱] و برتری مؤمنان بر کافران را اعلام می‌دارد[۱۲] و حتی برخی با استفاده از این آیه به عدم تسلط حقوقی کافران بر مؤمنان نیز حکم داده‌اند[۱۳] و هرگز این حکم به عکس نخواهد شد[۱۴] و با حکم این آیه در همه دوره‌ها در نهایت فتح و پیروزی از آن مؤمنان خواهد بود.[۱۵]

طبق برداشت از آیه، مؤمنان نیز حق پذیرفتن سلطه کافران را ندارند و هرگونه عهدنامه یا تفاهم که راه نفوذ کفار بر مسلمانان را باز کند حرام شمرده شده است و مؤمنان وظیفه دارند تا با آن مقابله نمایند؛[۱۶] البته برخی با توجه به روایات، کسب آموزش و تبادلات فرهنگی و اقتصادی با کافران غیر سلطه جو[۱۷] که سبب سلطه کفار و ذلت مؤمنان نباشد، را جایز دانسته‌اند.[۱۸]

برخی طبق آیه، نفی سبیل را بیانگر دو جنبه ایجابی و سلبی دانسته‌اند: جنبه ایجابی آن بیانگر وظیفه جامعه اسلامی و حاکمان آن در حفظ استقلال و از میان برداشتن زمینه‌های وابستگی است و جنبه سلبی آن ناظر به نفی سلطه بیگانگان بر سرنوشت سیاسی اجتماعی مسلمانان است.[۱۹]

حکم تکوینی یا تشریعی

حکم در آیه به صورت جعل تکوینی نیست زیرا خلاف این مورد دیده شده است بلکه مراد از آیه جعل تشریعی است که هیچ گونه حقی در دنیا و آخرت برای کفار در برابر مؤمنان وجود ندارد[۲۰] [یادداشت ۲]

مشاهده تسلط ظاهری کفار در طول تاریخ، ضرری به این حکم نمی‌زند زیرا تسلط آنها موقتی و به علت کوتاهی است که ریشه در بعضی اعمال مؤمنان دارد[۲۲] و یا به دلیل سنت ابتلا و آزمایش الهی و تأدیب مسلمانان، برای بازگشت کامل به دین است[۲۳] و زمانی این برتری وجود دارد که مؤمنان ملتزم به لوازم ایمان[۲۴] و عاملین به حق بوده[۲۵] و از وحدت، علم و جهاد واقعی برخوردار[۲۶] و از هم‌نشینی و معاشرت با بیگانگان خیانت پیشه بپرهیزند[۲۷] و با تمسک به دین و چنگ زدن به ریسمان الهی از تفرقه و تنازع خودداری کنند.[۲۸]

مقصود از کافران و گستره نفی تسلط

برخی معتقدند که این حکم شامل تمام کافران می‌شود و برخی علاوه بر کفار، منافقان را نیز مشمول این حکم قرار داده‌اند؛[۲۹] هرچند برخی دایره کفار در این آیه را محدود به قوم یهود دانسته‌اند.[۳۰]

در زمینه گستره نفی تسلط کفار، برخی این حکم را شامل دنیا و برخی تنها متعلق به روز قیامت می‌دانند؛[۳۱] همان‌طور که برخی نفی تسلط کافران را مطلق و در دو جهان دانسته‌اند.[۳۲] و برخی اختصاص دادن به یک مورد را خلاف ظاهر آیه و کاری بی‌دلیل شمرده‌اند.[۳۳] بنابراین عمومیت آیه شامل هر نوع برتری مؤمنان بر کافران چه از نظر حجت و دلیل و چه از نظر فقهی و حقوقی و چه در دنیا و آخرت می‌شود.[۳۴]

با توجه به برداشت عموم از آیه، نفی تسلط از تمامی جهات، از جمله نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است؛[۳۵] چه بسا هیچ راهی برای باطل نمودن عقیده مؤمنان توسط کافران وجود ندارد؛[۳۶] هر چند برخی معتقدند که سبیل به معنای حجت است یعنی کفار حجتی بر مؤمنان ندارند[۳۷] و دلائل مؤمنان، در زمینه عقاید خود، محکم‌تر از کافران است.[۳۸]

قاعده نفی سبیل

نوشتار اصلی: قاعده نفی سبیل

یکی از مبانی و قواعد مشهور فقهی اسلام که بر آن ادعای اجماع نیز شده است[۳۹] و کاربرد زیادی در فروعات احکام، عبادات و معاملات دارد، قاعده نفی سبیل است[۴۰] و بر هر حکمی که باعث برتری کافر بر مسلمان شود، مقدم است.[۴۱] فقیهان در مسائل مختلف فقهی، برای استفاده از این قاعده، به این آیه استناد کرده‌اند.[۴۲]

بر اساس این قاعده در فقه، احکامی چون عدم ارث بردن کافر از مؤمن، عدم فروش برده مسلمان به کافر، و عدم ولایت جد کافر بر کودکان صغیر مسلمان، بطلان ازدواج زن مسلمان با کافر[۴۳]، وکیل شدن مسلمان برای کافر ذمی بر ضرر مسلمان[۴۴] و همچنین در دیگر موضوعات فقهی صادر شده است.

آیات و روایات تأیید کننده

از موضوعات دیگری که در آیات قرآن به صورت ضمنی آیه نفی سبیل کافران و استقلال مسلمانان را تأیید می‌کند می‌توان به موضوعاتی چون عزت مسلمانان،[۴۵] نپذیرفتن سلطه و سرپرستی کافران،[۴۶] عدم میل و اعتماد به کافران،[۴۷] پیروی نکردن از اهل کتاب و مشرکان،[۴۸] روی پای خود ایستادن،[۴۹] نداشتن دوستی صمیمانه با مشرکان[۵۰] و آیاتی که دشمنی کافران و مشرکان با مسلمانان را گوشزد می‌کند و خواستار هوشیاری مسلمانان در برابر نقشه‌ها و توطئه‌های آنان است، اشاره کرد.[۵۱]

روایات فراوانی در تأیید برداشت از آیه نقل شده است که می‌توان به حدیث پیامبر(ص) مبنی بر برتری اسلام و نفی برتری دیگران اشاره کرد.[۵۲] برخی با سوءاستفاده از این آیه سعی در تحریف برخی از واقعیات داشته‌اند که در این زمینه می‌توان به کسانی اشاره کرد که شهادت امام حسین(ع) را انکار کرده و قائل به عروج امام همانند حضرت عیسی(ع) شدند. امام رضا(ع) ضمن رد شدید این موضوع، صاحبان این سخن را لعنت کرده و با استدلال‌هایی به پاسخ این شبهه پرداختند.[۵۳]

برخی دیگر، از برهان عقلی نیز در تأیید برداشت از آیه نفی سبیل، استفاده کرده‌اند؛ بدین گونه که غلبه کافران بر مسلمانان کار قبیحی است و خداوند کار قبیح انجام نمی‌دهد لذا خداوند کفار را بر مسلمانان چیره نخواهد کرد.[۵۴]

بازتاب در فقه سیاسی و حکومتی

در طول تاریخ، آیه نفی سبیل و قاعده برخاسته از آن، در فقه سیاسی و حکومتی جهان اسلام بازتاب فراوانی داشته است؛ از جمله می‌توان به حکم جهاد با روس، توسط علما در زمان مظفر الدین شاه، بعد از استیلا به برخی از مناطق اسلامی و مسلمانان،[۵۵] و همچنین استدلال به این آیه در تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی[۵۶] اشاره نمود.

پانویس

  1. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۴۰۷
  2. راغب اصفهانی، مفردات، ۱۴۱۲ق، ص۳۹۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
  3. بجنوردی، القواعدالفقهیه، ۱۴۱۹ق، ج ۱، ص۱۸۷-۱۹۰؛ ابن عربی، احکام القرآن، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰.
  4. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.
  5. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶.
  6. دیوبندی، تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۸۴.
  7. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۵۵.
  8. موسوی سبزواری، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۴۲.
  9. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۷۵.
  10. ابومسلم اصفهانی، موسوعة تفاسیر المعتزلة، ۲۰۰۹م، ج۳، ص۱۷۶؛ سبزواری، ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۱۰۶.
  11. جزایری، ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۵۵۹؛ شحاته، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۹۵۲.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶.
  13. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۲.
  14. موسوی سبزواری، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۴۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶.
  15. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶.
  16. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۹۱؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۲.
  17. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۳.
  18. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۹۰.
  19. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۵۵.
  20. طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۲۴۶؛ بجنوردی، القواعدالفقهیه، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸۸.
  21. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۷.
  22. موسوی سبزواری، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۴۱و۴۳.
  23. طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۵۵.
  24. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۷۵.
  25. شحاته، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۹۵۳.
  26. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۳.
  27. حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۵۲.
  28. طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۵۵.
  29. طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۵۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۱۶.
  30. دخیل، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ۱۴۲۲ق، ص۱۳۲.
  31. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۴۷۲.
  32. طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ۱۹۹۷م، ج۳، ص۳۵۵.
  33. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۷.
  34. موسوی سبزواری، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۴۲؛ جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۷.
  35. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۷۵.
  36. سبزواری، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۷۸.
  37. صادقی تهرانی، البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، ۱۴۱۹ق، ص۱۰۱.
  38. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۷.
  39. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۸
  40. بجنوردی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸۷.
  41. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۵.
  42. موسوی سبزواری، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۴۳؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۹۰؛ جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۶.
  43. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹۸-۵۹۹.
  44. گیلانی، جامع الشتات فی أجوبة السؤالات، ۱۴۱۳ق، ج‌۳، ص۵۲۲.
  45. نساء، ۱۳۹؛ فاطر، ۱۰؛ منافقون، ۸.
  46. مائده، ۵۱-۵۲.
  47. هود، ۱۱۳.
  48. آل‌عمران، ۱۴۹-۱۵۰؛ مائده، ۴۹.
  49. فتح، ۲۹.
  50. آل‌عمران، ۱۱۸-۱۱۹؛ مائده، ۵۷.
  51. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۵۴.
  52. الاسلام یعلو و لا یعلی علیه، ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۳۴.
  53. قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۵۶۹؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۶۵؛ سبزواری، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۷۸.
  54. ابومسلم اصفهانی، موسوعة تفاسیر المعتزلة، ۲۰۰۹م، ج۳، ص۱۷۶.
  55. زنگنه شهرکی، قاعده نفی سبیل در آرای فقهی و مواضع سیاسی صاحب عروه، ص۱۴۸-۱۹۴؛ جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۹ش، ص
  56. کرمانی، تاریخ بیداری مسلمانان، ۱۳۷۱ش، ص۱۱-۱۴؛ جوادی آملی، ولایت فقیه، ۱۳۷۹ش، ص
  1. بر اساس مفاد حرف نفی «لن» که به معنای نفی ابد است کافران هیچگاه در هیچ زمینه‌ای شرعاً نمی‌توانند و همه روابط باید بر این پایه استوار باشد و با آن ارزیابی گردد.[۷]
  2. یعنی اینکه خداوند حکمی را که باعث تسلط کافر بر مؤمن باشد، تشریع نکرده است و بنابراین هر حکمی در عمومیت خود مستلزم تسلط کافر بر مؤمن باشد با این آیه تخصیص می‌خورد و یا مقید می‌شود.[۲۱]

منابع

  • ابن بابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • ابن عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، تحقیق علی محمد بجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۸ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت،دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • ابو مسلم اصفهانی، محمد بن بحر، موسوعة تفاسیر المعتزلة (تفسیر أبی بکر الأصم، تفسیر أبی علی الجبائی، تفسیر أبی القاسم الکعبی البلخی)، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۲۰۰۹م.
  • بجنوردی، سیدحسن بن آقابزرگ موسوی، القواعدالفقهیه، تحقیق مهدی مهریزی، قم، نشر الهادی، ۱۴۱۹ق.
  • جزایری، ابوبکر جابر، ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، مدینه، مکتبة العلوم و الحکم، ۱۴۱۶ق.
  • جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، قم، موسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۶ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۹ش.
  • حسینی همدانی، محمد، انوار درخشان در تفسیر قرآن، تهران، انتشارات لطفی، ۱۴۰۴ق.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • دخیل، علی محمد علی، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.
  • دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی، تهران، نشر احسان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۵ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۲ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • زنگنه شهرکی، جعفر، قاعده نفی سبیل در آرای فقهی و مواضع سیاسی صاحب عروه، مجله کاوشی نو در فقه، دوره۱۹، شماره۷۳، ۱۳۹۱ش.
  • سبزواری، محمد، ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۹ق.
  • سبزواری، محمد، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • شحاته، عبدالله محمود، تفسیر القرآن الکریم، قاهره، دار غریب، ۱۴۲۱ق.
  • صادقی تهرانی، محمد، البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، مکتبة محمد الصادقی الطهرانی، ۱۴۱۹ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طنطاوی، محمد سید، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، قاهره، نهضة مصر، ۱۹۹۷م.
  • طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • گیلانی، میرزای قمی، ابو القاسم بن محمد حسن، جامع الشتات فی أجوبة السؤالات، تهران، مؤسسه کیهان، ۱۴۱۳ق.
  • مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • موسوی سبزواری، عبدالاعلی، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، بی‌جا، دفتر سماحه آیت الله العظمی السبزواری، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.