آیه محاربه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه محاربه
مشخصات آیه
نام آیه: محاربه
واقع در سوره: سوره مائده
شماره آیه: ۳۳
جزء: ۶
شأن نزول: درباره عُرَینیان یا راهزنان
مکان نزول: مدنی
موضوع: فقهی
درباره: کسانی که در جامعه ایجاد ناامنی می‌کنند.
سایر: چگونگی مجازات محارب

آیه محاربه (مائده: ۳۳) درباره سزای کسانی است که با خداوند و پیامبر خدا می‌جنگند. به گفته مفسران کسانی که امنیت جامعه اسلامی را مختل می‌کنند، در واقع به جنگ خدا و پیامبرش رفته‌ و به آنها «مُحارب» گفته می‌شود. کشتن، به دارآویختن، قطع دست و پا و تبعید جزای محاربه با خدا و پیامبرش است.

آیه محاربه در فقه به عنوان مبنایی برای احکام محاربه استفاده شده است.

متن و ترجمه آیه

«إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»(۳۳)
جزای کسانی که با خدا و پیامبرش جنگ می‌کنند و در زمین به فساد می‌کوشند، آن است که کشته شوند یا بر دار گردند یا دست‌ها و پاهایشان یکی از چپ و یکی از راست بریده شود یا از سرزمین خود تبعید شوند. این‌ها رسواییشان در این جهان است و در آخرت نیز به عذابی بزرگ گرفتار آیند.

شأن نزول

بیشتر مفسران بر این اعتقادند که آیه مُحاربه درباره عُرَینیان نازل شده است.[۱] عرینیان مشرکانی بودند که به مدینه آمده و مسلمان شدند.[۲] از آنجا که آب و هوای مدینه با آنها سازگار نبود مریض شدند و به دستور پیامبر(ص) از شیر شتر استفاده کرده و بهبود یافتند؛ اما پس از بهبودی مرتد شده و بعد از کشتن عده‌ای از مسلمانان، شتران را دزدیده و از مدینه فرار کردند.[۳] علامه طباطبایی معتقد است امام علی(ع) به دستور پیامبر(ص) آنها را دستگیر کرد و نزد پیامبر آورد.[۴] در این هنگام آیه محاربه نازل شد و پیامبر طبق این آیه آنها را مجازات کرد.[۵] عده‌ای معتقدند، عرینیان فقط دزدی کرده بودند به همین دلیل پیامبر(ص) طبق آیه فقط دست و پای آنها را قطع کرد.[۶] داستان عرینیان در کتاب کافی نیز به نقل از امام صادق(ع) آمده است.[۷]


برای آیه محاربه شأن نزول‌های دیگری نیز بیان شده است.[۸] به گفته فخر رازی این آیه درباره قوم بنی اسرائیل نازل شد؛ زیرا در کشتن مفسدان زیاده‌روی کردند.[۹] همچنین راهزنان، دزدان کاروان حج و زیارات، مشرکان و پیمان‌شکنان از دیگر کسانی بودند که به عقیده برخی آیه محاربه درباره آنها نازل شده است.[۱۰] بنا بر نقل علامه طباطبایی روایات شأن نزول این آیه در شش کتاب معتبر اهل سنت نیز با کمی تغییرات آمده است.[۱۱]

تفسیر

سی و سومین آیه سوره مائده به آیه محاربه شهرت یافته است.[۱۲] بنا بر این آیه، کسی که در جامعه اسلامی ایجاد ناامنی و غارت‌گری کند، محارب محسوب می‌شود.[۱۳] به عقیده مفسران محارب در واقع به خدا و رسول خدا اعلام جنگ کرده است.[۱۴] محارب به یکی از چهار صورتی که در آیه بیان شده مجازات می شود.[۱۵]

کشته شدن: اگر شخص محارب انسانی را کشته باشد جزای او کشته شدن است.[۱۶] فاضل مقداد، فقیه و مفسر شیعه، معتقد است با بخشش صاحبان خون مقتول، حکم منتفی نمی‌شود و کسی که محارب است حتما کشته می‌شود.[۱۷]

به دار آویختن:(بستن دست و پای مجرم چیزی شبیه صلیب) حکم کسی است که علاوه بر کشتن انسان، دزدی نیز کرده باشد.[۱۸] طبرسی معتقد است، محارب را پس از کشتن سه بار به دار می‌آویزند.[۱۹] بنا بر گزارش کتاب کشف الاسرار محارب را سه روز قبل از کشتن یا بعد از کشتن دار می‌زنند و تشخیص آن به عهده امام است.[۲۰]

قطع دست و پا: جزای محاربی است که فقط دزدی کرده باشد.[۲۱] امام صادق(ع) منظور از آن را دست راست و پای چپ بیان کرده است.[۲۲] افزون بر آن گروهی منظور از قطع دست و پا را همان بریدن چهار انگشت از دست یا پا دانسته‌اند.[۲۳] قطع انگشت دست و پا در صورتی است که مالِ دزدیده شده به اندازه حد نصاب سرقت باشد.[۲۴] شهید ثانی حد نصاب سرقت را یک چهارم دینار دانسته است.[۲۵]

تبعید یا زندان: برای کسی است که میان مردم ایجاد ترس و نامنی می‌کند.[۲۶] گروهی از مفسران منظور از «أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ: یا از سرزمین خود تبعید شوند» را تبعید کردن محارب به شهر دیگر و عده‌ای آن را زندانی کردن او دانسته‌اند.[۲۷] همچنین باید مانع رفتن محارب به شهرهایی شد که مشرکان در آنجا زندگی می‌کنند.[۲۸] در کتاب کنز العرفان به نقل از شافعی آمده است: با محاربی که تبعید شده نباید هیچ‌گونه ارتباطی از جمله خرید و فروش، کمک کردن و معاشرت داشت.[۲۹]

به عقیده مفسران این مجازات‌ها با توجه به جرم محارب تعیین شده است.[۳۰] چنانچه از امام صادق(ع) و امام باقر(ع) روایت شده: «جزای محارب به اندازه استحقاق او است.»[۳۱] برخی نیز چگونگی مجازات محارب را به تشخیص حاکم[۳۲] یا امام[۳۳] دانسته‌اند. طبق آیه محاربه این مجازات‌ها مربوط به دنیا بوده و مانع از عذاب محارب در آخرت نمی‌شود.[۳۴]

توبه

مفسران معتقدند، اگر محارب قبل از دستگیری توبه کند، توبه‌اش پذیرفته شده و مجازات نمی‌شود.[۳۵] بنا بر گزارش سیوطی، حارث بن بدر در مصر، بر روی مردم شمشیر کشیده بود؛ اما توبه کرد و عده‌ای از مسلمانان او را نزد امام علی(ع) بردند. امام علی(ع) پس از اطمینان از پشیمانی او، توبه‌اش را پذیرفته و به او امان‌نامه دادند.[۳۶] البته در صورت توبه محارب، فقط جرمِ اخلال در امنیت عمومی او نادیده گرفته می‌شود؛ ولی اگر دزدی یا قتل انجام داده باشد، باید متناسب با آن مجازات شود.[۳۷]

کاربرد فقهی

نوشتار اصلی: محاربه

در کتاب‌های فقهی با توجه به آیه محاربه، حکم شرعی محارب را بیان کرده‌اند. به عقیده فقها ایجاد ناامنی در جامعه ممکن است با سلاح‌های مختلف از جمله شمشیر، کمان و سلاح‌های امروزی صورت گیرد.[۳۸] برای تحقق محاربه شروط مختلفی از جمله کشیدن سلاح، ایجاد ترس در مردم و فاسد بودن شخص محارب بیان شده است.[۳۹]

گروهی از فقها برای محارب مصداق‌هایی از جمله اهل ذمه، مرتد، راهزنان و هر کسی که مسلمانان را بترساند، بیان کرده‌اند.[۴۰] همچنین برخی فقها منظور از محاربه را جنگ با مسلمانان دانسته‌اند.[۴۱]

تخییر یا ترتیب

بنا بر آیه محاربه برای محارب چهار مجازات در نظر گرفته شده؛[۴۲] اما فقیهان در چگونگی مجازات محارب اختلاف کرده‌اند.[۴۳] به اعتقاد گروهی از جمله شیخ صدوق،[۴۴] شیخ مفید،[۴۵] علامه حلی،[۴۶] و امام خمینی[۴۷] اجرای مجازات به صورت تخییری بوده و می‌توان یکی از چهار مجازات را انتخاب کرد.

در مقابل بعضی معتقدند، مجازات محارب ترتیبی و با توجه به جرمی است که انجام داده است.[۴۸] شیخ طوسی، محمد‌حسن نجفی، و صاحب ریاض و آیت الله خویی را از طرفداران این نظریه دانسته‌اند.[۴۹]

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به:‌ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۵.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳.
  3. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳.
  4. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۳۱.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۳۵۹.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۲۶.
  7. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۴۵.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۵.
  9. فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۵.
  10. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۱؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۵.
  11. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۳۳.
  12. صالحی نجف آبادی، «تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن»، ص۶۵.
  13. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۲۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  14. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۲۶.
  15. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳.
  16. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳.
  17. فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۳۵۲.
  18. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  19. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  20. خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۲.
  21. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  22. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۳۶۰.
  24. شهید ثانی، شرح لمعه، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۲۵۶.
  25. .شهید ثانی، شرح لمعه، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۲۵۶.
  26. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۳۵۷.
  27. سید قطب، فی ضلال القرآن، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۸۸۰.
  28. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۳۵۷؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۷.
  29. فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۳۵۲.
  30. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲؛ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۰۳.
  31. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲.
  32. فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۳۴۶.
  33. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۳۱.
  34. سوره بقره: آیه ۳۳.
  35. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۹۲؛ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۲۸.
  36. سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۷۹.
  37. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۶۸؛ صالحی نجف آبادی، «تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن»، ص۷۹.
  38. مشکینی، مصطلحات الفقه و اصطلاحات الاصول، ۱۴۳۱ق، ص۴۷۵.
  39. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات‌، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۱۱تا۵۲۴.
  40. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۴۷.
  41. صالحی نجف‌آبادی، «تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن»، ص۶۱.
  42. سوره مائده: آیه۳۳.
  43. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات‌، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۵۸.
  44. شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۵۰.
  45. شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص۸۰۴.
  46. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۵۸.
  47. خمینی، تحریرالوسیله، مطبوعات دارالعلم، ج۲، ص۴۹۳.
  48. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات‌، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۶۲.
  49. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات‌، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۶۲.

منابع

  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد،آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • خواجه عبدالله انصاری، عبدالله بن محمد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • خمینی، روح الله، تحریرالوسیلة، قم، موسسه مطبوعات دارلعلم، چاپ اول، بی‌تا.
  • سیوطی، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن نور الدین علی، شرح لمعه، الروضة البهیة فی شرح المعة الدمشقیة، تحقیق کلانتر، قم، داوری، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی الفقه الإمامیه، تصحیح و تحقیق سیدمحمدتقی کشفی، قم، المکتبة الرضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، موسسه امام هادی(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • صالحی نجف آبادی، نعمت الله، «تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن»، در مجله نامه مفید، شماره ۹، ۱۳۷۶ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت، موسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • فخررازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر(مفاتیح الغیب)، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی،‌ ۱۴۲۰ق.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۳ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تصحیح غفاری و آخوندی، تهران، مکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مشکینی، مصطلحات الفقه و اصطلاحات الاصول، بیروت منشورات الرضا، چاپ اول، ۱۴۳۱ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق و تصحیح عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • موسوی اردبیلی، سیدعبدالکریم، فقه الحدود و التعزیرات‌، قم، مؤسسة النشر لجامعة المفید رحمه الله‌، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.

پیوند به بیرون