آیه لا اکراه فی الدین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه لا اکراه فی الدین
مشخصات آیه
نام آیه: لا اکراه فی الدین
واقع در سوره: بقره
شماره آیه: ۲۵۶
جزء: ۳
شأن نزول: قصد انصار برای اجبار فرزندان خود به پذیرش اسلام
مکان نزول: مدینه
موضوع: اعتقادی و اخلاقی
درباره: عدم اجبار در پذیرش دین
سایر: آزادی عقیده
آیات مرتبط: آیه ۹۹ سوره یونس

آیه لا اِکْراهَ فِی الدّین (سوره بقره: ۲۵۶) بخشی از آیة الکرسی است که به مسلمانان توصیه می‌کند، غیرمسلمانان را به پذیرش دین اسلام مجبور نکنند. این آیه هنگامی نازل شد که عده‌ای از انصار قصد اجبار فرزندان خود به پذیرش دین اسلام را داشتند. برخی از مفسران این آیه را پاسخ به افرادی دانسته‌اند که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام معرفی می‌کردند. برخی نیز گفته‌اند این آیه با نزول آیه قتال و آیه ۷۴و۷۵ سوره توبه، نسخ شده است. متکلمان نیز به این آیه در موضوعاتی نظیر عصمت پیامبران(ع)، انکار جبر، امتحان خداوند و آزادی عقیده در اسلام استناد نموده‌اند.

متن و ترجمه آیه

لَا إِکرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی ۚ فَمَن یکفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۵۶﴾
در دین هیچ اجباری نیست. و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزی استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنوای داناست.

معرفی اجمالی

«آیه لا اکراه فی الدین» آیه ۲۵۶ سوره بقره است که معمولاً همراه با آیة الکرسی تلاوت می‌شود و از پرکاربردترین آیات قرآن کریم است.[۱]

آیه لااکراه نشان‌دهنده اجباری نبودن پذیرش دین است و بر آزادی و اختیار انسان در پذیرش دین تأکید دارد.[۲] امام خمینی فضایل اخلاقی را در معنای کلمه دین در آیه لا اکراه فی الدین دخیل دانسته است.[۳] برخی نیز محتوای آیه را به صورت قاعده عقلی پذیرفته‌اند.[۴]

آیه ۲۵۵ سوره بقره، آیة الکرسی خوانده می‌شود؛ ولی در برخی روایات و بنابر عقیده عده‌ای از مفسران، آیات ۲۵۶ و ۲۵۷ سوره بقره هم جزء آیة الکرسی دانسته شده است.[۵] علامه طباطبایی علت عظمت آیة الکرسی‌ را شامل‌بودن آن بر مطالب دقیقی درباره توحید خالص و قیمومیت مطلق خدا می‌داند.[۶] بنا بر روایات معصومین(ع)، خواندن این آیه در همه حال، برای دفع چشم‌زخم، سلامتی و... مستحب است.[۷]

شأن نزول

علامه طباطبایی به نقل از تفسیر الدر المنثور، شأن نزول آیه را مربوط به برخی از همسرانِ انصار می‌داند که عهد کرده بودند اگر فرزندی به دنیا بیاورند، آنها را یهودی کنند و به همین دلیل زمانی که یهودیان بنی‌ نضیر به خاطر پیمان شکنی به بیرون مدینه رانده شدند، پدران آن فرزندان اجازه خروج به آنها نمی‌دادند و درصدد بودند آنها را به اجبار مسلمان کنند تا اینکه آیه لا اکراه فی الدین نازل شد.[۸] البته علامه طباطبایی قول دیگری را نقل می‌کند که فردی از پیامبر اکرم(ص) سوال نموده، آیا می‌تواند فرزندان نصرانی خود را به پذیرش اسلام مجبور نماید که این آیه در پاسخ نازل شده است.[۹]

در تفسیر مجمع البیان از قول قتادة بن دعامه، حسن و ضحاک آمده است، این آیه درباره اهل کتابی که از آنها جزیه دریافت می‌شد نازل شده است. سدی گفته است، این آیه درباره همه کافران است و بعدها با آیه قتال نسخ شده است.[۱۰] از ابن عباس نیز نقل شده آیه لا اکراه فی الدین مربوط به فرزندان یهودی دسته مشخصی از انصار است و برخی دیگر هم معتقدند که مخاطب آیه همه مردم هستند؛ به این معنا که در دین که مسئله‌ای قلبی است، برای هیچ شخصی اجبار وجود ندارد.[۱۱]

دیدگاه مفسران

مفسران چند گونه آیه لا اکراه فی الدین را تفسیر نموده‌اند:

دسته اول معتقدند این آیه نسخ شده است. میبدی[۱۲] و ابوالفتوح رازی[۱۳] گفته‌اند، این آیه با آیه قتال و آیات ۷۴و۷۵ سوره توبه نسخ شده است.

دسته دوم در تفسیر این آیه گفته‌اند در پذیرش دین، نوعی از اجبار قابل تصور است، مثلا اینکه در بیان راه حق و رساندن آن به گوش افراد می‌توان اجبار را بکار برد؛[۱۴] و یا اینکه اگر فرد به تعالی روحی رسیده باشد، اجبار مفهوم پیدا نمی‌کند.[۱۵]

دسته سوم کسانی که معتقدند بر اساس این آیه، ایمان با اکراه نمی‌تواند در یک جا جمع شود[۱۶] و اجبار تنها می‌تواند در رفتار ظاهری تأثیر بگذارد.[۱۷] این آیه نیز پاسخی به افرادی است که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام می‌دانستند[۱۸] در تفسیر مجمع البیان گفته شده زجاج (ابواسحاق، ابراهیم بن سری صاحب کتاب اعراب القرآن)[۱۹] معتقد است با این آیه مشخص می‌شود، اگر کسی پس از جنگ اسلام آورد، به اکراه اسلام نیاورده است.[۲۰] بیضاوی نیز در تفسیر این آیه گفته است با توجه به این آیه خیری در الزام افراد به دین نیست[۲۱]

دسته چهارم مفسرانی که معتقدند مقصود از دین، تشیع است و «لااکراه» اشاره به عدم اجبار بر پذیرش ولایت امام عادل دارد.[۲۲]

در تفاسیر دیگر مانند تفسیر نورالثقلین با توجه به اینکه این عبارت قرآنی بخشی از آیة الکرسی است، به ثواب و آثار قرائت آیة الکرسی اشاره نموده و چگونگی نزول آن را با روایات مختلف بررسی نموده است.[۲۳]

کاربرد فقهی

برخی از مفسران در آثار خود به کاربرد فقهی آیه لا اکراه فی الدین اشاره نموده‌اند.[۲۴] علامه طباطبایی معتقد است بی‌قید و شرط بودن آیه، نشان می‌دهد همه انسان‌ها از جمله کفرپیشگان نیز نمی‌بایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه به ممنوعیت شرعی (حکم انشائی تشریعی) اشاره دارد و جمله بعدی «قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.[۲۵]

بسیاری از مفسران نیز معتقدند این آیه درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.[۲۶] فخر رازی هم در تفسیر کبیر خود معتقد است این آیه صراحتا دین بر مبنای اجبار را نمی‌پذیرد و مبنای دین را پذیرش از روی اختیار دانسته است؛ چرا که اگر پذیرش دین اجباری بود، دیگر امکان امتحان و آزمایش وجود نداشت.[۲۷]

علامه حلی محتوای آیه را در احکام نیز جاری دانسته و در تکلیف نداشتن مکلف در مواردی که از توان او خارج است (تکلیف به مالایطاق)، به این آیه استدلال می‌کند.[۲۸]

دیدگاه متکلمان

گفته شده مطالبی که امامان شیعه(ع) در تفسیر این آیه بیان کرده‌اند، بحث آزادی تکوینی انسان در انتخاب عقیده بوده است و این مطلب جزو اولین مباحث کلامی است که در میان مسلمانان رایج شده است.[۲۹] متکلمان موضوعات مختلفی را با استناد به آیه لا اکراه فی الدین بررسی کرده‌اند:

  • اختیار در عصمت پیامبران(ع): علامه حلی معتقد است بر اساس این آیه، عصمت پیامبران(ع) که از ضروریات ابلاغ پیام است، از روی اختیار و بدون اجبار می‌باشد. کلمه دین در این برداشت تفسیری به معنای پرهیز از گناه است.[۳۰]
  • انکار جبر: متکلمانی که ادعای مجبور بودن انسان در رفتار(افعال) را رد می‌کنند، از جمله دلایل آنها استناد به آیه لا اکراه فی الدین است.[۳۱]
  • امتحان خداوندی: برخی متکلمان معتقدند دنیا ظرفی برای امتحان انسان است و کسی امتحان می‌شود که دارای اختیار باشد و به همین دلیل خداوند انسان را دارای اختیار آفریده است.[۳۲]
  • آزادی عقیده: گروهی از متکلمان نظیر آیت‌الله سبحانی بر اساس این آیه نتیجه گرفته‌اند که در اسلام فکر و عقیده آزاد است و هیچ کس نمی‌تواند دیگری را مجبور به پذیرش اعتقاد خود کند و وظیفه پیامبران نیز تنها تذکر و ارشاد بوده است. آزادی‌های پیروان ادیان دیگر در اسلام نیز با همین مبنا دانسته شده است.[۳۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴.
  2. فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴.
  3. امام خمینی، آداب الصلاه، ۱۳۷۸ش، ص۳۷.
  4. موسوی سبزواری، مواهب الرحمان، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۹۸.
  5. معینی، «آیة الکرسی»، ص۱۰۰.
  6. طباطبایی، المیزان،۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۳۷.
  7. غزالی‌، جواهر القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۷۳-۷۵.
  8. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۷.
  9. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۸.
  10. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.
  11. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰و۱۱.
  12. خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۸۰۶.
  13. ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴.
  14. ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۰؛ قمی، تفسیر قمی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۸۴.
  15. صدرای شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۱۹۳؛
  16. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۶، ص۱۰۸.
  17. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۶-۳۴۹.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
  19. ابراهیم بن سری، اعراب القرآن، ۱۳۷۴ش، ص۱.
  20. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.
  21. بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۵۴.
  22. فیض کاشانی، تفسیر الاصفی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۲۱.
  23. حویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۵۸.
  24. ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
  25. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.
  26. ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
  27. فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۱۵.
  28. علامه حلی، الفین الفارق بین الصدق و المین، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۴۱۶و۴۱۷؛ شبر، الاصول الاصلیه، ۱۴۰۴ق، ص۳۰۶و۳۰۷.
  29. فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴و۹۵.
  30. علامه حلی، أجوبة المسائل المهنائیة، ۱۴۰۱ق، ص۷۳و۷۴.
  31. زنجانی، عقائد الإمامیة الأثنی عشریة، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۳.
  32. شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱،‌ ص۴۱۴؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۸-۳۵۰.
  33. سبحانی، مفاهیم القرآن، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۰۴و۴۰۵.

منابع

  • ابراهیم بن سری، زجاج، اعراب القرآن، قم، دارالتفسیر، چاپ سوم، ۱۳۷۴ش.
  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.
  • امام خمینی، روح‌الله الموسوی، آداب الصلاه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار، ۱۳۷۸ش.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التاویل، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • ثقفی تهرانی، میرزا محمد، تفسیر روان جاوید، تهران، نشر برهان، چاپ سوم، ۱۳۸۹ق.
  • حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • خواجه عبدالله انصاری، رشیدالدین میبدی، کشف الاسرار و عده الابرار، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • زنجانی، ابراهیم، عقائد الإمامیة الأثنی عشریة، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، موسسه امام صادق، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • شبر، اصول الاصلیه و القواعد الشرعیه، قم، مکتبة المفید، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق وازهاق الباطل، قم، کتابخانه آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • صدرای شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، محمد بن ابراهیم، قم، نشر بیدار، تفسیر القرآن الکریم، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش،
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • * طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۳۹۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، الفین الفارق بین الصدق و المین، قم، موسسه الاسلامیه للبحوث و المعلومات، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، أجوبة المسائل المهنائیة، قم، نشر خیام، چاپ اول، ۱۴۰۱ق.
  • غزالی‌، محمد بن محمد، جواهر القرآن‌، بیروت،‌ دار إحیاء العلوم، ۱۴۱۱ق.
  • فخررازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر الاصفی، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • فانی، مهدی و محمدحسین رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، فصلنامه تحقیقات کلامی، شماره۵، تابستان ۱۳۹۳ش.
  • قرشی بنابی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دارالکتاب، ۱۳۶۷ش.
  • معینی، محسن، «آیة الکرسی»، در دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۰ش.
  • موسوی سبزواری، عبدالعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه اهل بیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.

پیوند به بیرون