مقاله متوسط
رده ناقص
شناسه ارزیابی نشده

آیه نور

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
مُرَقّعی از آیه نور به خط میرزا احمد نیریزی، موجود در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی

آیه نور، آیه ۳۵ سوره نور است که خداوند را نور آسمان‌ها و زمین معرفی می‌کند و در قالب مثالی به تبیین چگونگی درخشش این نور بر آسمان و زمین و نقش آن در هدایت مؤمنان پرداخته است.

مفسران کلمه نور در این آیه را به هدایت‌کننده، هستی‌بخش، روشن‌کننده و زینت‌بخش تفسیر کرده و مصادیقی از جمله قرآن، ایمان، هدایت الهی، پیامبر اسلام(ص) و امامان شیعه برای آن بیان کرده‌اند.
در برخی از تفاسیر و روایات این آیه بر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) تطبیق داده شده است.

متن و ترجمه آیه

اللَّـهُ نُورُ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۚ مَثَلُ نُورِ‌هِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّ‌يٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَ‌ةٍ مُّبَارَ‌كَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْ‌قِيَّةٍ وَلَا غَرْ‌بِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ‌ ۚ نُّورٌ‌ عَلَىٰ نُورٍ‌ ۗ يَهْدِي اللَّـهُ لِنُورِ‌هِ مَن يَشَاءُ ۚ وَيَضْرِ‌بُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿٣٥﴾
خدا نور آسمانها و زمين است. مَثَل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشه‌اى است. آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‌شود. نزديك است كه روغنش -هر چند بدان آتشى نرسيده باشد- روشنى بخشد. روشنىِ بر روى روشنى است. خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‌كند، و اين مَثَلها را خدا براى مردم مى‌زند و خدا به هر چيزى داناست. (۱۲)

محتوای آیه

ابتدای آیه نور به خط ثلث

در آیات قبل از آیه نور، از احکام و شرایع به ویژه از عفت و مبارزه با فحشا سخن گفته شده است. آیه نور نیز در پیوند با این آیات نازل شده است؛[۱] زیرا ضامن اجرای همه احکام خدا مخصوصاً خویشتن‌داری جنسی، ایمان است و از این رو در آیه نور، از نور هدایت الهی یاد شده است.[۲] آیه نور همراه با آیات بعدی، در مقام مقایسه میان مؤمنان (که به وسیله نور خداوند هدایت یافته‌اند) و کافران (که دچار ظلمت‌های متراکم گشته‌اند) است.[۳] مفسران درباره مفهوم آیه نور و معنای کلمات آن، مصادیق و مظاهر نور الاهی و نیز چگونگی اتصاف مفاد آیه به خداوند دیدگاه‌های گوناگونی ارائه داده‌ا‌ند. علامه طباطبایی بر اساس معنای اولیه و معروف کلمه نور، آن را چيزى می‌داند كه اجسام دیگر به وسيله آن ظاهر می‌‏شوند ولى خودش در ذاتش روشن و هويداست و چيز ديگرى آن را ظاهر نمی‌كند؛ یعنی نور ظاهر بالذات و مظهِر غير است. و نور در معنای ثانویه، بر هر چیزی اطلاق می‌شود که محسوسات را آشکار می‌کند؛ به همین دلیل حواس ظاهری انسان مانند شنوایی، بویایی و بساوایی، و نیز غیرمحسوساتی مانند عقل که معقولات را ظاهر می‌کند، نور خوانده‌ شده‌اند.[۴]

مفسران کلمه «نور» را در ابتدای آیه (اللَّـهُ نُورُ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ)، به هدایت‌کننده،[۵] روشن‌کننده، زینت‌بخش[۶] و هستی‌بخش[۷] تفسیر کرده‌اند و با توجه به دیگر آیات و روایات، قرآن،[۸] ایمان،[۹] هدایت الهی،[۱۰] پیامبر اسلام(ص)،[۱۱] امامان شیعه[۱۲] و علم[۱۳] را از مصادیق و مظاهر آیه نور شمرده‌اند.[۱۴]

در این آیه بعد از بیان این حقیقت که خدا نور آسمان و زمین است، نور خداوند را در قالب مثال بیان می‌کند. در این مثال، نور خداوند به چراغ‌دانی تشبیه شده است که چراغی در آن است و آن چراغ در حبابی شفاف و درخشنده مانند یک ستاره قرار گرفته و با روغنی صاف و خالص از درخت پربرکت زیتون که نه شرقی و نه غربی است، افروخته شده است.[۱۵] مفسران در شرح و بیان این مثال، دیدگاه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند. بعضی منظور از این تشبیه را نور هدایت و معرفت الهی که در قلوب مؤمنان افروخته شده است می‌دانند و برخی آن را به معنای قرآن که درون قلب آدمی را نورافشان می‌کند تفسیر کرده‌اند. عده‌ای این تشبیه را اشاره به شخص پیامبر اسلام(ص) می‌دانند و گروهی نیز آن را به روح اطاعت و تقوا که مایه خیر و سعادت است بر می‌گردانند.[۱۶]

به نظر علامه طباطبایی منظور از آیه نور این است که خداوند کسانی را که در کمال ایمان باشند و نه کافران را، به سوی نور خود هدایت می‌کند. و منظور از آیه این نیست که بعضی را به سوی نورش هدایت و برخی را محروم می‌کند.[۱۷]

تطبیق آیه بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)

در برخی از تفاسیر با استناد به روایات، آیه نور را بر اهل بیت پیامبر تطبیق داده‌اند. در این تفاسیر مشکات را بر قلب محمد(ص) یا بر حضرت فاطمه(س)، زجاجه را بر امام علی(ع) و قلب او و عبارت «نور علی نور» را بر امامان شیعه که یکی بعد از دیگری می‌آمدند و مؤید به نور علم و حکمت بودند، تطبیق کرده‌اند.[۱۸]
صدوق در کتاب توحید خود روایتی از امام صادق(ع)‏ نقل می‌کند که خداوند آیه نور را مثالی برای اشاره به اهل بیت قرار داده است. در این روایت پیامبر(ص) و ائمه(ع) از ادله و آیات خدا معرفی شده‌اند، آیاتی که مردم به وسیله آن به سوی توحید و مصالح دین و شرایع اسلام و سنن و فرائض خدا هدایت می‌‏شوند.[۱۹] علامه طباطبائی این روایت را از قبیل اشاره به بعضی از مصادیق و به عبارتی اشاره به افضل مصادیق آن که رسول خدا(ص) و اهل بیت اویند، می‌داند؛ و گرنه آیه شریفه شامل غیر اهل بیت(ع) مانند انبیاء، اوصیاء و اولیاء نیز می‌شود.[۲۰]

تک‌نگاری‌ها

آثاری به شرح و تفسیر آیه نور پرداخته‌اند تفسیر آیه نور اثر ملاصدرای شیرازی و مشکاة الانوار غزالی از جمله آنهاست.

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۲۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۴۷۰.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۴۷۰.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۲۰.
  4. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۲۲.
  5. طبرانی، تفسير القرآن العظيم‏، ۲۰۰۸م، ج۴، ص۴۳۳؛ بحرانی،‌ البرهان‏، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۶۶.
  6. فحر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۳، ص۳۷۹.
  7. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۲۲-۱۲۳.
  8. سوره مائده، آیه ۱۵؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
  9. سوره بقره، آیه ۲۵۷.
  10. سوره انعام، آیه ۱۲۲.
  11. سوره احزاب، آیه ۴۶.
  12. صدوق، من لا يحضره الفقيه‏، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۳، ۶۱۵.
  13. ابن حیون، دعائم الإسلام‏، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۴۱۹.
  14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۴۷۱-۴۷۲.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۴۷۵-۴۷۶.
  16. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۲۲۵ـ۲۲۷؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۳، ص۳۸۶ـ۳۸۷.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۲۶.
  18. حویزی، نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۶۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۳، ص۳۰۶.
  19. صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۵۷.
  20. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۴۱.

منابع

  • ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الاسلام، مصحح آصف‏ فيضى، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۳۸۵ق.
  • بحرانى، سيد هاشم بن سليمان‏، البرهان في تفسير القرآن‏، قم، مؤسسه بعثه‏، ۱۳۷۴ش.
  • حويزى، عبدعلى بن جمعه‏، تفسیر نور الثقلین، مصحح هاشم‏ رسولى، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، مصحح هاشم‏ حسينى، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، مصحح على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۳۹۰ق.
  • طبرانى، سليمان بن احمد، تفسير القرآن العظيم‏، اردن، دار الكتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن‏، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فحر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.