مقاله متوسط
رده ناقص
شناسه ارزیابی نشده
نارسا

آیه لا تحزن

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

آیه لا تَحْزَنْ آیه ۴۰ سوره توبه است که خداوند شخصِ همراه پیامبر(ص) در غار ثور را (در ماجرای هجرت به مدینه) دعوت به آرامش می‌کند. بین مفسران مسلمان در این‌باره اختلاف است.

متن و ترجمه آیه

إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّـهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا... ﴿٤٠﴾
اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود.

اختفا در غار ثور قبل از هجرت

نوشتار اصلی: هجرت به مدینه

هجرت به مدینه شبِ پنجشنبه اول ربیع‌الاول سال اول ق (سال ۱۴ بعد از بعثت، ۱۳ سپتامبر ۶۲۲) انجام گرفت. قول مشهور آن است که وقتی پیامبر(ص) از طریق وحی از توطئه قتل خویش آگاه شد، با ابوبکر از مکه خارج شد و از بیراهه به سوی یثرب رفتند تا به غار ثور رسیدند و در آنجا مخفی شدند.[۱]

رویکرد برخی علمای اهل سنت به آیه لا تحزن

برخی از علمای اهل سنت برای همراهی ابوبکر با پیامبر در هجرت به مدینه، به‌ویژه اقامت چند روزه وی در غار، اهمیت بسیار قائل شده‌اند و عبارات «ثانِی اثْنَینِ»، «لاتَحْزَنْ» و «فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ» از آیه ۴۰ سوره توبه را از فضایل ابوبکر شمرده‌اند[۲] و عبارت «ثانِی اثْنَینِ اِذْ هُما فِی الْغارِ» را دلیلی بر صلاحیت وی برای خلافت دانسته‌اند.[۳] برخی نیز عبارت «لاتحزن» را که سخن پیامبر به ابوبکر است، از نوع حُزن پیامبر دانسته‌اند و گفته‌اند بنابر آیاتی چون «وَ لاتَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنینَ: (ای پیامبر) بر آنان (که ایمان نمی‌آورند) غمگین مباش و بال تواضعت را براى مؤمنان فرو گستر»[۴] و آیه «وَلا یحْزُنُکَ قَوْلُهُمْ»[۵] و «لایحْزُنُکَ الَّذینَ یسارِعونَ فِی الْکُفْرِ»[۶]، این نهی‌کردن پیامبر از حزن را نه دلیل بر معصیت ابوبکر، بلکه طاعت پروردگار برشمرده‌اند؛[۷] همچنین ضمیر «ه» در «علیه» را به ابوبکر برگردانده‌اند و «فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ: خدا آرامِ ایمان بر او فرو فرستاد» را توجه و لطف خدا به ابوبکر دانسته‌اند.[۸]

رویکرد مفسران شیعه به آیه لا تحزن

مفسران شیعه و برخی از علمای اهل سنت، معنای عبارت «لاتَحْزَنْ» را همان «بیمناک مباش» دانسته‌اند و در توضیح و تفسیر آن آورده‌اند: وقتی قریش از خروج پیامبر آگاه شدند، به یاری ردیابی زبردست (کرز بن علقمه بن هلال خزاعی) مسیر وی را پی گرفتند، تا اینکه به دم درِ غار رسیدند و در پی یافتن پیامبر و ابوبکر به گفتگو پرداختند؛ به همین دلیل ابوبکر دچار ترس شد و گفت اگر به پشت پای خویش بنگرند، ما را خواهند دید. پیامبر فرمود چه گمان بری درباره دو تن که سومی آنان خداست؟[۹][یادداشت ۱] این مفسران درباره مرجع ضمیرِ «علیه» در «فَاَنْزِلَ اللّهَ سَکینَتَهُ عَلَیهِ» نیز عقیده دارند که مرجع ضمایر قبل و بعد این بخش از آیه، در «تَنْصُروهُ»، «نَصَرَهُ»، «اَخْرَجَهُ»، «یقولُ»، «لِصاحِبِهِ» و «أَیدَهُ»، همه به پیامبر برمی‌گردد؛ بنابراین چگونه ممکن است بی‌هیچ دلیل و جهت و قرینه صریحی، ضمیر «علیه» در میان آنها به کسی دیگر، یعنی ابوبکر بازگردد؟ ضمن آنکه آیه در صدد این است که یاری خداوند به پیامبر و تأیید پیامبر را بیان کند، نه کس دیگری را.[۱۰]

پانویس

  1. ابن هشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۲، ص۱۲۶-۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ۱، ص۲۲۷-۲۲۹.
  2. بخاری، صحیح بخاری، ۱۳۱۵ق، ج۵، ص۲۰۴؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۳۴، ۱۳۸، ۱۳۹؛ نویری، نهایة الارب، دار الکتب، ج۱۹، ص۱۴-۱۵.
  3. نک: ابن سلام، بدء الاسلام، ۱۴۰۶ق، ص۷۰.
  4. سوره حجر، آیه ۸۸
  5. سوره یونس، آیه ۶۵
  6. سوره مائده، آیه ۴۱
  7. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۳۹.
  8. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۳۴، ۱۳۸؛ نویری، نهایة الأرب، دار الکتب، ج۱۹، ص۱۴؛ قس: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۰، ص۹۶.
  9. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۴۸-۴۹؛ طباطبائی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۹۹؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۶۶ش، ص۲۱۸؛ قس: میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۱۳۷-۱۳۸.
  10. رجوع کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۷۵.
  1. طبری در اینجا به خوف و جزع ابوبکر تصریح می‌کند. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۰، ص۹۵

منابع

  • قرآن مجید
  • آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ش.
  • ابن سلام اباضی، لواب، بدءالاسلام و شرائع‌الدین، به کوشش ورنر شوارتز و سالم بن یعقوب، ویسبادن، انتشارات فرانتزشتاینر، ۱۴۰۶ق، ص۱۹۸۶م.
  • ابن سعد، محمد بن منیع البصری، الطبقات الکبرى، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸م.
  • ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، بی‌نا، ۱۳۵۵ق.
  • بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح بخاری، قاهره، بی‌نا، ۱۳۱۵ق.
  • طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • طبرسی، فضل‌ بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل‌الله یزدی، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۸ق، ص۱۹۸۸م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت،‌ دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۱ش.
  • نویری، احمدبن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الأدب، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیة، بی‌تا.