مسجد کبود (مزار شریف)

از ویکی شیعه
مسجد کبود (مزار شریف)
بارگاه منسوب به حضرت علی در مزار شریف.jpg
اطلاعات اوليه
تأسیس ۸۵۵ق
کاربری مرقد، زیارت، حفظ قرآن و اطعام محرومان
مکان مزار شریف
نام‌های دیگر مسجد علی، مسجد شاه مردان، زیارت سخی، مزار سخی
مشخصات
مساحت ۷۰ جریب
امکانات کتاب‌خانه، محل حفظ قرآن، چله‌خانه و آشپزخانه
معماری
سبک تیموری


مسجد کبود یا زیارت سخی در مزار شریف افغانستان، مرقدی منسوب به امام علی(ع)، مشهورترین بنای دینی-تاریخی در افغانستان است. هر سال هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان در آن حضور می‌یابند. قدمت مسجد کبود به قرن ۶ق می‌رسد که در یکی از روستاهای بلخ قرار داشته است.

به‌دستور سلطان سنجر سلجوقی بنایی روی مسجد کبود ساخته شد، اما در حمله چنگیز ویران و متروک شد. سپس در زمان سلطان حسین بایقرا (قرن ۹ق) گنبد و بارگاهی به سبک تیموری روی آن بنیان نهاده شد. به‌مرور توسط حاکمان ازبک و بارکزایی، اوقافی به این مکان اختصاص یافت و کتابخانه، مدرسه علمیه و محل حفظ قرآن به آن افزوده شد و شهرت بیشتری یافت.

برخی از مراسم‌هایی که در این مکان برگزار می‌شود عبارتند از: شمع‌افروزی در شب برات (نیمه شعبان)، برافراشتن عَلَم سخی (علی(ع)) در اول فروردین/حمل و میله گل سرخ. پاره‌ای از حاکمان و عالمان و صوفیان در کنار مرقد دفن شده‌اند.

جایگاه

مرقد منسوب به حضرت علی(ع) در شهر مزار شریف افغانستان، مشهورترین بنای دینی-تاریخی در افغانستان و بزرگترین مسجد در شمال این کشور است. هر سال هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان در مسجد کبود حضور می‌یابند. شهر مزار شریف به‌خاطر این مرقد، به بزرگترین شهر شمال افغانستان و مرکز سیاسی و اجتماعی این ناحیه تبدیل گشت.[نیازمند منبع]

روایات تاریخی درباره انتساب به امام علی(ع)

درباره انتساب قبر موجود در مسجد کبود به علی بن ابیطالب، امام اول شیعیان، روایاتی تاریخی در منابع مختلف ذکر شده که مواردی از آن مربوط به کشف آن در قرن ششم هجری و برخی دیگر مربوط به بازسازی و گسترش آن در قرن دهم هجری است. همچنین نقدهایی بر اصل انتساب قبر مذکور به امام علی(ع) وارد شده است. برخی از روایات تاریخی و نقدهای مذکور عبارتند از:

کشف قبر در دوره سلطان سنجر سلجوقی

بنابر آنچه محمد بن عبدالرحیم غرناطی (۴۷۳-۵۶۵ق)، جهان‌گرد و وقایع‌نگار، در کتاب تحفة الالباب و نخبة الإعجاب، نقل کرده است، قبر منسوب به علی(ع) پس از ۵۳۰ق در قریه «خیر»، در ناحیه بلخ، و با خواب عده‌ای از اهالی روستا آشکار شده است و بر این اساس گرچه فقیهان وقت در این باره تشکیک کرده بوده‌اند، اما سرانجام پس از خوابی دیگر، امیر بلخ در دوره پادشاهی سلطان سنجر سلجوقی به آنجا رفت و قبر مذکور را یافت که در آن نوشته شده بود «این محب پیامبر، علی است».[۱]
بنابر این گزارش، پس از آن بارگاهی بر فراز قبر مذکور ساخته شد.[۲]

در نقلی دیگر، ارمین وامبری (۱۲۱۱-۱۲۹۲ش/۱۸۳۲-۱۹۱۳م) شرق‌شناس مَجار، به نقل از مردم بلخ آورده که چون بلخ، شهر باستانی و دارای خرابه‌های بسیار بود، سنجر سلجوقی به تصور وجود و یافتن گنج، دستور جستجو داده بود و در این میان سنگ قبری سفید و زیبا یافت شد که بر آن نوشته شده بود: «این است مرقد علی پسر ابوطالب، پهلوان شجاع و مونس پیامبر».[۳]

علی بن ابی‌بکر هروی (درگذشت:۶۱۱ق)، تاریخ‌نگار نیز در کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات، ضمن اشاره به قبر مذکور، انتساب آن به امام علی(ع) را نادرست خوانده است.[۴]

بازسازی در دوره سلطان حسین بایقرا

غیاث‌الدین خواندمیر (۸۸۰–۹۴۱ق)، تاریخ‌نگار هراتی، در کتاب حبیب‌السیر فی اخبار افراد البشر، نوشته که سال ۸۸۵ق در زمان سلطان حسین بایقرای تیموری (حکومت:۸۴۱-۹۱۱ق) فردی به‌نام شمس‌الدین محمد، از زیردستان حاکم بلخ و از نوادگان ابویزید بسطامی، نوشته‌ای را یافته که قضیه پیدا شدن قبر منسوب به حضرت علی را در زمان سلطان سنجر نشان می‌داد.[۵] بدین ترتیب حاکم تیموری به همراه وزیرش علی‌شیر نوایی، ضمن بازدید از قبر، قبه‌ای شامل ایوان و چند اتاق بر روی آن ساخت، نهری در کنار آن جاری کرد و نیز بازار و حمامی در نزدیکی آن ساخت.[۶]

تاریخ محلی

مزار شریف، ۱۲۶۹ش/۱۸۹۰م

در منابع تاریخ بلخ که در قرن دهم و بعد آن نوشته شده، روایت آن را از ابومسلم خراسانی(درگذشت:۱۳۷ق)، داعی بنی‌عباس شروع کرده‌اند: ابومسلم نامه‌ای به امام صادق (ع) نوشت و از او برای گرفتن خلافت درخواست کرد و صادق(ع) به او جواب منفی داد و از او خواست پیکر حضرت علی(ع) را -که تا آن زمان مخفی بود- از نجف به جای دیگر ببرد تا مبادا بنی‌امیه یا خوارج آن را پیدا کرده و بی‌احترامی کنند.[۷] یاران ابومسلم نیز تابوت علی بن ابی‌طالب را به ده خَیر، نزدیک بلخ آورده و دفن کردند تا پس از سرنگونی بنی‌امیه، بنا و مرقدی برای آن بسازند. با کشته شدن ابومسلم (۱۳۷ق) توسط منصور عباسی، این قضیه تا زمان سلطان سنجر سلجوقی پنهان ماند.[۸] بخش دیگری که در این منابع آمده، وضعیت مرقد یادشده در زمان حمله چنگیز بود که دو روایت مختلف درباره خرابی آن آورده‌اند: یکی اینکه چنگیز بخاطر مقاومت مردم بلخ، تمام بناهای تاریخی آن را از جمله گنبد ساخته شده بر مزار را ویران ساخت و دیگر اینکه مردم از ترس نابودی قبر به‌دستور چنگیز، بنای روی آن را ویران ساختند تا قبر ایمن بماند.[۹]

نقد

شهاب‌الدین مرعشی (۱۲۷۶-۱۳۶۹ش)، فقیه و نسب‌شناس معاصر ایرانی گفته قبر مذکور، متعلق به فرد علوی بوده که نام و کنیه وی، همان نام و کنیه امام علی(ع) بود و مردم بلخ براساس نوشته قبرش، به اشتباه تصور کردند او، علی است.[۱۰] علی بن حسن معروف به ابوالحسن باخَرزی (درگذشت:۴۸۷ق) ادیب و شاعر، در کتاب دُمیة القصر و عُصرة اهل العصر، نام این شخص را ابوالحسن علی بن ابی‌طالب بلخی ثبت کرده و چند شعر را از او آورده[۱۱] و در کتاب الفخری فی انساب الطالبین (نوشته شده در اواخر قرن ششم)، نام او به‌صورت ابوالحسن علی بن حسن ابی‌طالب آمده که نسبش به امام سجاد(ع) می‌رسیده است.[۱۲]

روند تغییرات

مسجد کبود، ۱۲۹۴ش/۱۹۱۵م

بنایی که سلطان سنجر بر مرقد یافت شده، ساخته بود، در حمله چنگیز (۶۱۸ق) به بلخ ویران شد. این خرابه، تا زمان سلطان حسین بایقرا به تل علی یا تل خواجه خیران معروف بود.[۱۳] در کتاب مجمع الغرایب (نوشته شده در قرن دهم) آمده در ۶۸۶ق، زمان ایلخانان بنایی روی قبر مذکور بوده است.[۱۴] چارچوب امروزی مرقد، همان بنای ساخته شده به‌دستور سلطان حسین بایقرا است که پس از وی، حاکمان و افراد دیگر، تغییراتی در جزییات آن داده‌اند.
نام معمارانِ نخستین این بنا را محمدخان و فرزندش بنایی نوشته‌اند.[۱۵] این دو ابتدا گنبدی روی قبر ساختند و سپس براساس معماری تیموری، باغی دور آن ایجاد کرده و در دروازه جنوبی یک نقارخانه بنیان گذاشتند.[۱۶] در کنار آن، حمام و چند دکان نیز اضافه گردید.[۱۷] هم‌چنین نهری که سنجر سلجوقی از رود بلخ به‌سمت این مرقد جاری و وقف کرده و بسته شده بود، دوباره روان شد.[۱۸]

افزوده‌شده

پس از تسلط حاکمان ازبک بر بلخ،[یادداشت ۱] عبدالمومن‌خان شیبانی، ولیعهد و والی بلخ (حکومت:۹۹۰ ـ ۱۰۰۶ق) و معاصر شاه عباس صفوی، گنبد دومی نیز روی مرقد ساخت.[۱۹] ولی محمد (حکومت:۱۰۰۷ ـ ۱۰۲۰ق)[یادداشت ۲] دستور به ساخت چهار باغ، دارای ۱۸ چمن و مساحت ۱۰۰ جریب، اطراف مرقد داد.[۲۰] او هم‌چنین حوضی در شمال مرقد ساخت و چنارهایی دور آن کاشت و جاده‌ای بین بلخ و این مکان کشید.[۲۱] سبحان قلی‌خان (حکومت:۱۰۹۱ ـ ۱۱۱۴ق) این جاده را ترمیم و بزرگتر کرد و دو طرف آن را درخت کاشت و شفاخانه‌ای بنا نهاد.[۲۲] چهار دروازه نیز در چهار سوی بارگاه ساخته شد که نام آنها قاسم خانی (شرقی)، منظرگاه (غربی)، بهاءالدین (جنوبی)[یادداشت ۳] و چهار باغ (شمالی) با دو گلدسته است.[۲۳] در زمان محمدمقیم، نوه سبحان‌قلی، زلزله، گنبدهای مرقد را خراب کرد و او به بازسازی آنان پرداخت که تا اکنون باقی مانده است.[۲۴]
محمدعَلَم، حاکم بلخ به سفارش شیرعلی خان (حکومت:۱۲۷۸ ـ ۱۲۹۰ق/۱۲۴۰ ـ ۱۲۵۸ش)[یادداشت ۴] دستور داد دو گنبد پوششی روی دو گنبد مرقد ساخته شود و نیز مسجدی در فاصله نزدیک و سمت قبله بنا گردد.[۲۵]
در زمستان ۱۳۹۶ش، مسجد قدیمی مرقد که محل نماز جماعت و جمعه بود، تخریب شد و مسجد بزرگتری با ظرفیت ۸هزار نفر ساخته شد.[۲۶]

کاشی‌کاری

سقف ورودی گنبد اصلی

سلطان حسین بایقرا دستور داده بود هر سال دیوارهای مرقد را با گچ و عطر، سفیدکاری کنند. این کار تا زمان شیرعلی خان انجام می‌شد، سپس او دستور به کاشی کاری دیوارها داد.[۲۷] این‌کار پس از او نیز ادامه یافت.[۲۸]

بخش‌های دیگر

  • کتابخانه: کتاب‌خانه این مرقد بین قبر محمداکبرخان و ورودی گنبد است. اضافه بر کتاب‌های دینی، نسخه‌های متفاوتی از قرآن در آن قرار داشت که چند تای آن را خوش‌نویسان نوشته بودند و اکنون موجود نیست.[۲۹]
  • چله‌خانه: در اطراف گنبد، بیش از ۱۱۰ اتاق (حجره) وجود دارد که در چند اتاق، تعدادی صوفی یا ملا بصورت موقت یا دایم در آن سکونت داشته و به ذکر و عبادت مشغول بوده‌اند.[۳۰]
  • مدرسه حفاظ: این مدرسه در طبقه دوم مرقد قرار دارد و از زمان عبدالرحمن، برای تربیت حافظان قرآن بنیان گذاشته شده است.[۳۱]
  • مدرسه علمیه:تعدادی از اتاق‌های اطراف مرقد محل تدریس چند عالم و ملا بوده‌اند که اکنون فعالیت آنها به خارج از مرقد منتقل شده است.[۳۲]
  • لنگرخانه: عبدالرحمن خان (حکومت:۱۲۵۹ ـ ۱۲۸۰ش)[یادداشت ۵] مکانی را به‌نام لنگرخانه در محوطه مزار درست کرد که در آن هر روز غذا درست می‌کردند و به خادمان و زایران می‌دادند.[۳۳]
    اکنون دو دیگ چدنی از این آشپزخانه در محوطه مرقد دیده می شود.[۳۴]
  • سلام نامه: عبدالرحمن پس از تصرف ترکستان (ولایات شمالی افغانستان فعلی) در ۱۳۰۶ق/۱۲۶۷ش، به مزار شریف آمد و هنگام ورود به گنبد آن، عباراتی را به نام سلام‌نامه خواند و دستور داد آن را بر لوحی نوشته و بر دیوار ورودی مرقد نصب کنند تا زائران بخوانند.[۳۵]

مراسم

برافراشتن عَلَم سخی

پس از برپایی مزار منسوب به علی(ع)، تعدادی از زائران آن، در نخستین روز هر سال (۱ حَمَل/فروردین) به این مکان می‌آمدند و به‌دلیل آب و هوای بهار مزارشریف که نیمه بیابانی است و نیز رویش گل سرخ در دشت‌های اطراف، تا چند روز در این شهر اقامت داشتند. به‌تدریج جمیعت این زیارت‌کنندگان بیشتر شده و روزهای افزونتری در این شهر اقامت می‌کردند. به این اتفاق، «میله گل سرخ» گفته می‌شود.[۳۶][یادداشت ۶] هرسال در صبح اول فروردین، آغاز سال و شروع میله گل سرخ، با عمودکردن لوله آهن بلندی به‌نام عَلَم سخی (سخی، صفت رایج و نماگر علی(ع) در افغانستان است.) اعلام می‌شود. این مراسم، به‌تدریج مشهورتر شده و از زمان ظاهرشاه، آخرین شاه افغانستان تا اکنون، افراد بسیاری مانند سیاست‌مداران و عالمان در آن شرکت می‌کنند.[۳۷]

نیمه‌شعبان

در شب نیمه شعبان که به شب برات معروف است، رسم بود حدود ۴۰۰۰ چراغ گِلی با فتیله نخی تهیه می‌شد و روی دیوار رواق‌ها و اتاق‌های مرقد نصب و روشن می‌گردید.[۳۸]

اوقاف

با تاسیس مزار شریف، زمین‌ها و بناهایی نیز برای آن وقف شد. وسعت و مقدار این اوقاف، به‌مرور زمان گسترش یافت و بخش قابل توجهی از شهر مزار شریف را در برمی‌گرفت ولی قسمتی از آن به تصرف دیگران درآمد.[۳۹] عبدالرحمن خان پس از تصرف مزارشریف در ۱۳۰۶ق/۱۲۶۷ش، همه اسناد وقف را به خزانه مسجد کبود سپرد و اداره آن را زیرنظر خود قرار داد. او نذورات و هدایای نقدی را به تعمیرات، خرید فرش و شمع، تکفین فقیران، خریدن داروهای شفاخانه مرقد و دستمزد متولی و ملاهای مرقد اختصاص داد. هدایای مالی نیز در صندوق مرقد نگه‌داری می‌شدند و کسی حق تملیک و استفاده آنها را نداشت.[۴۰] پس از وی نیز و در طول سالیان، درصد بزرگی از زمین‌های وقفی، فروخته شده یا بین فرزندان متولیان تقسیم و تملیک گردید.[۴۱]

مدفونان

در کنار مرقد منسوب به حضرت علی، چند حاکم، فرزندانش، عالم و صوفی و دیگر مشاهیر دفن شده‌اند:

  • سید عبدالله زربخشی، معروف به خواجه خیران
  • گستنقرا (درگذشت:۹۵۰ق) حاکم بلخ و از خاندان ازبک شیبانی[۴۲]
  • شیرعلی خان (حکومت:۱۲۷۸ ـ ۱۲۹۰ق/۱۲۴۰ ـ ۱۲۵۸ش)
  • وزیر محمداکبر خان (برادر شیرعلی خان) (۱۱۹۵ـ۱۲۲۶ش/۱۸۱۶ـ۱۸۴۷م)
  • سید تاج‌الدین اندخویی (اولین نقیب مزار)[۴۳]

ساختار اداری

اداره مسجد کبود ابتدا زیر نظر وزارت اطلاعات و کلتور (فرهنگ) بود و سپس به وزارت حج و اوقاف منتقل شد. بخش‌های آن به این شرح است: ریاست، مدیریت اداری، مدیریت فنی، مدیریت مالی، مدیریت فرهنگی.[۴۴]

نگارخانه

پانویس

  1. غرناطی، تحفةالالباب و نخبةالاعجاب، ۱۹۹۳م، ص ۱۶۲ـ۱۶۶.
  2. غرناطی، تحفةالالباب و نخبةالاعجاب، ۱۹۹۳م، ص ۱۶۲ـ۱۶۶.
  3. وامبری، سیاحت درویش دروغین، ۱۳۷۰ش، ص۳۰۵و۳۰۶.
  4. هروی، الاشارات الی معرفةالزیارات، ۱۴۲۳ق، ص۶۹.
  5. خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۸۰، ج۴، ص۱۷۲ـ۱۷۴.
  6. خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۸۰، ج۴، ص۱۷۲ـ۱۷۴.
  7. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۲۵-۳۱.
  8. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۲۵ ـ ۳۱.
  9. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵.
  10. مرعشی نجفی، فخری فی انساب الطالبین، ۱۴۰۹ق، پانویس در ص ۶۴.
  11. باخرزی، دمیةالقصر، ۱۴۱۴ق، ص
  12. مروزی، فخری فی انساب الطالبین، ۱۴۰۹ق، ص ۶۴.
  13. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵.
  14. حبیبی، «مجمع الغرایب و مطالب خواندنی آن»، مجله یغما، ۱۳۳۵ش، ص۳۶۳ ـ ۳۶۸.
  15. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۴.
  16. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۵.
  17. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۵.
  18. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۶.
  19. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۶.
  20. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۶.
  21. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۷.
  22. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۷.
  23. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۴و۵.
  24. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۸.
  25. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۴و۵.
  26. «تخریب مسجد روضۀ شریف با واکنش‌های مردم روبه رو شده است»، طلوع نیوز؛ «۹۵ درصد کار اعمار مسجد جامع روضه شریف تکمیل گردیده است»، آواپرس.
  27. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۵۸.
  28. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.
  29. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۹و۱۰.
  30. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۵.
  31. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۹.
  32. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۹و۱۰.
  33. عبدالرحمن، خاطرات، ص ۱۲۸.
  34. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۱۵.
  35. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۴و۶۵.
  36. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.
  37. گوگه‌دی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.
  38. انصاری، انکشاف امروزی مزار شریف، ۱۳۷۳ش، ص۱۵.
  39. صفا و طغیان ساکایی، روضه شاه ولایت‌مآب، ۱۳۸۷ش، ص۱۲ـ۱۵.
  40. صفا و طغیان ساکایی، روضه شاه ولایت‌مآب، ۱۳۸۷ش، ص۱۲ـ۱۵.
  41. صفا و طغیان ساکایی، روضه شاه ولایت‌مآب، ۱۳۸۷ش، ص۱۲ـ۱۵.
  42. گوگه‌دی، تاریخ مزار شاه اولیاء، ص۱۰۱.
  43. گوگه‌دی، تاریخ مزار شاه اولیاء، ص۱۰۲.
  44. صفا و طغیان ساکایی، روضه شاه ولایت‌مآب، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.
  1. این حاکمان ابتدا در سمرقند و بخار و اورگنج مستقر بودند و سپس با ضعف تیموریان و صفویه، خراسان را نیز تصرف کردند و مذهب آنان سنی و گرایش صوفیانه بود.
  2. ولی محمد از حاکمان ازبک خاندان جانیان یا جانی بود.
  3. محمدبن محمد بخاری (۷۱۸-۷۹۱ق‌/۱۳۱۸-۱۳۸۹م)،عارف نامدار ومؤسس سلسلۀ نقشبندیه‌
  4. شیرعلی از خاندان بارَکزَی و قوم پشتون و سنی مذهب بود. بارکزی پس از خاندان احمد ابدالی به حکومت رسیدند.
  5. عبدالرحمن از خاندان بارَکزَی و قوم پشتون و سنی مذهب بود. بارکزی پس از خاندان احمد ابدالی به حکومت رسیدند.
  6. میله به معنای اقامت تفریحی در جای خوش آب و هواست.

منابع