غازانخان
| اولین سلطان مغول مسلمان | |
نگارهای از کتاب جامعالتواریخ از دادخواهی غازانخان در نیشابور | |
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| نام | غازانخان بن ارغون بن آبْقا بن هلاکو |
| تولد | سال ۶۷۰ق، آبْسکُون مازندران |
| مرگ | ۱۵ شوال ۷۰۳ق، حوالی قزوین |
| حکومت | |
| سمت | هفتمین ایلخان |
| سلسله | سلسله ایلخانیان ایران |
| آغاز حکومت | ۱۰ ذیالحجه سال ۶۹۴ق |
| پایان حکومت | ۱۵ شوال سال ۷۰۳ق |
| اقدامات مهم | اولین ایلخان مغول مسلمان • رسمیت دادن به دین اسلام در قلمرو حکومت خود • ضرب سکه با ذکر شهادتین • اجرای قوانین اسلامی • احداث بناهای اسلامی و خیریه • تخریب بناهای غیر اسلامی و الزام غیر مسلمانان به داشتن علامت مخصوص در لباس |
| پیش از | اولجایتو |
| پس از | بایدوخان |
غازانخان (۶۷۰–۷۰۳ق)، هفتمین ایلخان از سلسله ایلخانان ایران و نخستین سلطان مغول بود که اسلام آورد و آن را دین رسمی اعلام کرد. برخی محققان، مسلمانشدن او را ناشی از مصالح سیاسی دانستهاند. غازان به آداب اسلامی توجه داشت و به امامان شیعه و سادات احترام میگذاشت. او به جای نام سلاطین مغول، دستور داد شهادتین بر دو سوی سکهها ضرب شود و دریافت ربا و نوشیدن شراب را ممنوع کرد. همچنین مهریه را ۱۹٫۵ دینار تعیین کرد. در دوره حکومت او بناهایی برای رسیدگی به فقرا و نیازمندان ساخته شد و پس از او ساخت مساجد، مدارس، مقبرهها و گنبدها گسترش یافت.
غازانخان در دوران ۹ ساله حکومت خود دو بار به شام لشکر کشید که در نخستین لشکرکشی پیروز و در دومین شکست خورد. روابط او با برخی کشورهای مسیحی نیز با رفتوآمد سفیران همراه بود. بااینحال، پس از مسلمانشدن، دستور تخریب برخی کلیساها، کنیسهها و معابد دیگر ادیان را صادر کرد و غیرمسلمانان را به پوشیدن نشانههای متمایزکننده ملزم ساخت. جانشینان او نیز به تشیع گرایش یافتند.
زندگینامه
غازان خان بن ارغون بن آباقا بن هلاکو، هفتمین پادشاه ایلخانی و اولین سلطان مسلمان مغول، در سال ۶۷۰ق در آبْسکُون مازندران به دنیا آمد. در دوران حکومت پدرش حاکم خراسان بود. در ۱۰ ذیالحجه سال ۶۹۴ق، پس از کیخاتون و حکومت کوتاه بایدوخان به حکومت رسید.[۱] وی هفتمین ایلخان در حکومت ایلخانیان بود.[۲] مدت زمان حکومت وی نه سال بیان شده است.[۳]
برخی منابع تاریخی، غازان خان را کوتاهقد و زشتصورت، و در عین حال، جنگآور و شجاع دانستهاند که باکی از مرگ نداشته است.[۴]
غازان خان علاوهبر زبان مغولی و فارسی، با زبانهای عربی، چینی، تبتی و لاتینی هم آشنایی اندکی داشته است. یکی از علایق وی، به دست آوردن اطلاعات از آداب و رسوم و اخلاقیات حاکمان، بهویژه پادشاهان معاصر خود دانسته شده و بر اساس منابع تاریخی، او برای آشنایی با تاریخ مغول و آباء و اجداد خود نیز بسیار کوشا بوده و بخشی از کتاب جامع التواریخ، تالیف خواجه رشیدالدین وزیر وی نیز از اطلاعات او نوشته شده است.[۵]
منابع تاریخی از علاقه فراوان غازان به هنر نیز سخن گفتهاند. او همچنین با برخی امور مانند بنایی، نقاشی، آهنگری و اسلحهسازی آشنایی داشته است؛ مدت زمانی نیز به یادگیری کیمیا و رمل و ستارهشناسی و آشنایی با گیاهان عجیب پرداخته است.[۶]
مرگ

غازانخان پس از شکست مرجالصفر، درحالیکه برای تدارک سپاه و حمله مجدد به لشکر مصر به تبریز بازمیگشت، دچار درد چشم شد و پس از چند بار بهبودی و بازگشت بیماری،[۷] ۱۵ شوال ۷۰۳ق در حوالی قزوین، و در ۳۳ سالگی درگذشت و در منارهای که به نام او شناخته میشد، دفن شد.[۸] برخی وفات وی را ۱۱ شوال، و در نزدیکی تبریز دانستهاند.[۹]
| سلاطین | |
|---|---|
| عنوان | دورهٔ سلطنت |
| هلاکوخان | ۶۶۳-۶۵۱ |
| باقاخان | ۶۶۳-۶۸۰ |
| احمد تکودار | ۶۸۳-۶۸۱ |
| ارغون | ۶۹۰-۶۸۳ |
| گیخاتو | ۶۹۴-۶۹۰ |
| بایدو | ۶۹۴-۶۹۴ |
| غازانخان | ۷۰۳-۶۹۴ |
| اولجایتو | ۷۱۶-۷۰۳ |
| ابوسعید | ۷۳۶-۷۱۶ |
| وزرا و امرای سرشناس | |
| خواجه نصیر الدین طوسی | |
| شمس الدین محمد جوینی | |
| خواجه صدرالدین احمد | |
| خواجه رشیدالدین فضل الله | |
| چهرههای سرشناس همعصر | |
| خواجه نصیر الدین طوسی | |
| علامه حلی | |
| ... | |
| رویدادهای مهم | |
| شکست اسماعیلیان | |
| سقوط خلافت عباسی | |
| ... | |
گرایش به اسلام و اهل بیت(ع)
براساس گزارش منابع، غازانخان در سال ۶۹۴ق/۱۲۶۵م، با ترغیب امیر نوروز، سرلشکر سپاهیانش، مسلمان شد. برخی منابع نیز شیخ صدر الدین ابراهیم، فرزند شیخ سعد الدین محمد بن حمویه جوینی، را از مشوقان او دانستهاند. بنابر گزارش منابع، نزدیک به صد هزار نفر نیز به پیروی از او مسلمان شدند و غازان پس از آن «محمود» نامیده شد.[۱۰] او نخستین ایلخان مغول بود که اسلام آورد و آن را دین رسمی حکومت اعلام کرد و اظهار اسلام را بر درباریان و سرداران لشکر واجب ساخت.[۱۱]
برخی پژوهشگران مسلمانشدن غازانخان را متأثر از مصالح سیاسی دانستهاند. با این حال، در منابع از تأثیر آن بر گسترش اسلام و روی کار آمدن حکام مسلمان و نیز توجه بیشتر حکومت به آبادانی شهرهای ایران، از جمله تبریز، یاد شده است. غازان پس از مسلمانشدن در اجرای آداب و احکام اسلامی کوشید و مسلمانشدن لشکریان و کارگزارانی را که همچنان بر دین پیشین خود بودند، دنبال کرد.[۱۲]
برخی منابع، از جمله گزارشهای ابوالقاسم کاشانی و معینالدین نطنزی، غازانخان را پس از بررسی مذاهب اسلامی، متمایل به شیعه دانستهاند.[۱۳] در این گزارشها، از رواج بیشتر مرثیه و اشعار مذهبی در سوگ امام حسین(ع) و برگزاری آشکارتر مراسم عزاداری شیعیان در دوره او یاد شده است. همچنین گزارش شده است که غازانخان در سالهای پایانی حکومت خود، خواجه سعدالدین ساوجی، وزیر شیعه، را در وزارت در کنار خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی قرار داد.[۱۴]
غازانخان در سال ۷۰۲ق، هنگام حرکت به سوی شام، به زیارت امام حسین(ع) رفت و هدایایی به حرم امام حسین(ع) تقدیم کرد.[۱۵] در دوره حکومت او، سادات از احترام بیشتری برخوردار شدند و استفاده از عنوان «سید» رواج یافت.[۱۶] همچنین غازان دستور داد به جای نام سلاطین مغول، شهادتین بر سکهها ضرب شود و نامهها و فرمانهای حکومتی با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شوند.[۱۷]
مقابله با مخالفان تغییر دین
پس از تغییر دین غازان خان، سپاهی از شاهزادگان و امرای بودائی مغول، برای نبرد با غازان، به مرزهای خراسان حمله کردند و تا مازندران پیش رفتند.[۱۸] حمله مذکور با رویارویی امیرنوروز و امیرهرقداق مواجه شد و شاهزادگان، وادار به عقبنشینی شدند.[۱۹]
اجرای قوانین اسلامی
در آغاز حکومت غازانخان بر ایران، قوانینی برای آبادانی شهرها و روستاها وضع شد؛[۲۰] از جمله منع دریافت منفعت پول، منع شراب خواری و بدمستی در ملاعام، انتخاب قضات عادل در عدلیه، تعیین مهریه مشخص به میزان ۱۹/۵ دینار، تعیین و تطبیق سالهای شمسی و قمری.[۲۱] غازان همچنین اقداماتی برای بهتر شدن معیشت مردم انجام داد.[۲۲]
از اقدامات دیگر او، بنای گرمابه و مسجد در تمام شهرها و روستاها ذکر شده است که بخشی از عایدات گرمابه، برای رسیدگی و نگهداری مساجد وقف میشده است.[۲۳] غازان خان همچنین پس از پذیرش اسلام از سوی حکام و منصبداران حکومتی، رعایت عدالت و منع امرا و اکابر از ظلم به زیردستان را به اجرا گذاشت. بر اساس منابع تاریخی، اگر غازان خان از دریافت رشوه توسط ماموران حکومتی مطلع میشد، آنان را به شدت تنبیه و توبیخ مینمود. همچنین وی شخصی کوشا در حفظ موقوفات و ترویج اسلام شناخته شده است.[۲۴] این ویژگی او را منابع متعددی بیان کردهاند.[۲۵]
بناهای اسلامی و خیریه
غازانخان، بناهای بسیاری در ایران ساخته؛ تا آنجا که بیشتر بناها و آثار باقیمانده از دوران مغولی را ساخته وی و پادشاهان بعد از او دانستهاند.
در سال ۶۸۳ق وقتی ارغون خان٬ پدر غازان بر تخت نشست در روستایی نزدیک تبریز به نام شنب یا شام شهری به نام ارغونیه بنا کرد. او که بودایی بود معبدی بسیار بزرگ و باشکوهی نیز احداث کرد. اما چون غازان به جای پدرش نشست همه معابد غیر اسلامی از جمله آن معبد را ویران کرده به جایش مسجد زیبایی بنا کرد. او بناهای متعددی برای امور خیریه ساخت که معروف به ابواب البر شدند. بزرگترین این ابواب بر در شنب غازان تبریز در هسته مرکزی شهر و در اطراف مقبره غازان ساخته شد. [۲۶]
وی برخلاف رسم سلاطین مغول که مقبره خود را مخفی میکردهاند، به دلیل مسلمان شدن و تمایل به داشتن مقبرهای مانند بزرگان مسلمان، در زمان حیات خویش مقبرهای برای خود فراهم کرد.[۲۷] بنای قبه در سال سوم سلطنت غازان شروع و در ۷۰۲ق به پایان رسید.[۲۸] بعد از پایان بنای قبه، غازانخان املاکی را در ایران و عراق برای قبه وقف کرد و خواجه سعدالدین ساوجی و خواجه رشیدالدین فضل الله را متولی آن قرار داد.
غازان همچنین دستور ساخت بناهای مختلفی را در اطراف قبه صادر نمود؛ از جمله مسجد جامع، مدرسه شافعیه، مدرسه حنفیه، خانقاه برای دراویش که هر صبح و شام به فقرا غذا داده میشد و دو مرتبه در ماه برای رقص سماع به صوفیان تعلق داشت. دارالسیاده برای اقامت سادات، رصدخانه، دارالشفاء، بیت الکتب به همراه چند نفر کتابدار، بیت القانون، جهت اجرای قوانین غازانی، بیت المتولی جهت اسکان و اداره و رسیدگی به امور زندگی مردم، حکمتیه جهت اقامت حکما و تعلیم حکمت، بستان و قصر عادلیه، و همچنین حوضخانه و حمام به همراه چندین خادم، از دیگر بناهایی است که در اطراف قبه وی ساخته شد.[۲۹]
پس از او بود که علاوه بر ساختن شهرهای ییلاقی و قشلاقی و همچنین کشیدن حصار به دور شهرها، ساخت بناهای مذهبی، مدارس، و نیز مقبرهها و گنبدها رواج یافت.[۳۰]
رفتار با غیرمسلمانان
غازان خان به رغم آنکه با ادیان و مذاهب مختلف آشنایی داشت،[۳۱] اما پس از آنکه مسلمان شد، دستور تخریب کلیساها و صومعهها و دیگر بناهای غیر اسلامی را صادر کرد. ماموران او در شهرهای مختلف، شروع به ویران کردن کلیساهای مسیحی و کنیسههای یهودی و آتشکدههای زرتشتی و معابد بودائی کردند.[۳۲]
در دوران حکومت او، مسیحیان ملزم بودند با علامت مخصوصی با نام زنار و یا وصلهای بر لباس، در کوچه و بازار رفت و آمد کنند. یهودیان نیز با کلاهی مخصوص در کوچه و خیابان حضور مییافتند. همین حکم درباره مغولان بودایی هم جاری بوده است. در این دوران آزار و اذیت بسیاری بر پیروان این ادیان وارد شد.[۳۳]
بااینحال، غازان خان با خاقان چین و پادشاهان مسیحی دیگر کشورها ارتباط داشت و بین دربار وی و پادشاهان دیگر، سفیرانی در رفت و آمد بودهاند. در سال ۶۹۹ق، دو سفیر از دربار او به دربار تیمور، خاقان چین فرستاده شدند که مورد احترام و تکریم خاقان قرار گرفتند. غازان خان همچنین پس از فتح شام، مورد توجه ویژه پادشاهان مسیحی اروپا و ارامنه قرار گرفت.[۳۴] حکومت ایران در زمان غازان خان، تا روم امتداد داشت.[۳۵]
پانویس
- ↑ زمچی اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، ۱۳۳۸، ج۱، ص۱۹۰؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴، ص۲۶۱.
- ↑ حیدر دوغلات، تاریخ رشیدی، ۱۳۸۳، ج۱، ص۹۷.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۹۱.
- ↑ پیرنیا و اقبال اشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۱۳؛ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۴.
- ↑ پیرنیا و اقبال اشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰، ص۵۱۴؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵.
- ↑ پیرنیا و اقبال اشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۱۴؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵.
- ↑ بدلیسی، شرفنامه، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۲۱-۲۲؛ شاردن، سفرنامه شاردن، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۴۷۷.
- ↑ بدلیسی، شرفنامه، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۲۱-۲۲؛ شاردن، سفرنامه شاردن، ۱۳۷۲، ج۲، ص۴۷۷.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۹۱؛ پیرنیا و اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۱۲.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۶.
- ↑ پیرنیا و اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۰۸.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۶؛ پیرنیا و اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۱۲-۵۱۳.
- ↑ ترکمنی آذر، «موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان»، ۱۳۸۰ش، ص۱۳۶.
- ↑ ترکمنی آذر، «موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان»، ۱۳۸۰ش، ص۱۳۶.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۷.
- ↑ همان، ص۲۵۷.
- ↑ پیرنیا و اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۵۰۷-۵۰۸.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴، ص۲۶۲.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱۱، ص۲۸۹؛ خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۹۳؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۹؛ خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۹۳؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۶.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۹؛ خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۹۳؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۶.
- ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۸۲، ج۵، ص۵۰۱.
- ↑ نخجوانی، دستور الکاتب فی تعیین المراتب، ۱۹۷۹م، ص۱۸۱-۱۸۲.
- ↑ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۵۷۹؛ ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۸۰ش، ص۲۸۹-۲۹۳.
- ↑ بن عمادالدوله ابوالخیر، تاریخ مبارک غازانی، ص۲۰۸
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۳۰۵.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۳۰۵.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۳۰۶.
- ↑ پیرنیا و اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰، ص۵۲۲؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۵۶۴.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵.
- ↑ اقبال اشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۱.
- ↑ اقبال اشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۱.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴، ص۲۸۳.
- ↑ خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۹۳.
منابع
- اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، نشر امیرکبیر، چاپ هشتم، ۱۳۸۴ش.
- بدلیسی، شرف خان، شرفنامه، تحقیق و تصحیح ولادیمیر ولییامینوف، تهران، نشر اساطیر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- پیرنیا، حسن و اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، تهران، نشر خیام، چاپ نهم، ۱۳۸۰ش.
- ترکمنی آذر، «موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان»، درج در پژوهشنامه علوم انسانی، شماره ۳۱، ۱۳۸۰ش.
- حسینی خاتون آبادی، سید عبد الحسین، وقایع السنین و الاعوام، تحقیق محمد باقر بهبودی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۵۲ش.
- حیدر دوغلات، میرزا محمد، تاریخ رشیدی، تحقیق و تصحیح عباس قلی غفاری فرد، تهران، نشر میراث مکتوب، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین، تاریخ حبیب السیر، تهران، نشر خیام، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش.
- راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، انتشارات نگاه، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
- زمچی اسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، تصحیح سید محمد کاظم امام، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۸ش.
- سر جان ملکم، تاریخ کامل ایران، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، تهران، نشر افسون، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
- شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، تهران، نشر توس، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
- مستوفی بافقی، محمد مفید، جامع مفیدی، تحقیق ایرج افشار، تهران، نشر اساطیر، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- مستوفی، حمد الله، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوابی، تهران، نشر امیر کبیر، چاپ سومف ۱۳۶۴ش.
- منشی کرمانی، ناصر الدین، سمط العلی للحضرة العلیا، تحقیق و تصحیح عباس اقبال آشتیانی، تهران، نشر اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش.
- نخجوانی، محمد بن هندوشاه، دستور الکاتب فی تعیین المراتب، تحقیق و تصحیح عبدالکریم علی اوغلی علی زاده، مسکو، فرهنگستان علوم جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، ۱۹۷۶م.