پرش به محتوا

شاه عباس اول

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از شاه عباس صفوی)


شاه عباس اول
تصویر منسوب به شاه عباس اول
تصویر منسوب به شاه عباس اول
اطلاعات شخصی
نامعباس میرزا
لقبشاه عباس اول
پدرشاه محمد خدابنده صفوی
فرزندانمحمد میرزا، اسماعیل میرزا، محمدباقر، امام قلی میرزا
دیناسلام (شیعه)
محل دفنامامزاده حبیب بن موسی در کاشان
حکومت
سمتشاه صفوی
سلسلهصفویان
آغاز حکومت۹۹۶ قمری
پایان حکومت۱۰۳۸ قمری
اقدامات مهمتشکیل سپاه دائمی، متمرکز کردن حکومت، گسترش و حمایت از مذهب شیعه
پیش ازشاه صفی
پس ازشاه محمد خدابنده


صفویان
شاهان
عنوان دورهٔ سلطنت
شاه اسماعیل اول ۹۰۷- ۹۳۰
شاه طهماسب اول ۹۳۰- ۹۸۴
شاه اسماعیل دوم ۹۸۴- ۹۸۵
شاه محمد خدابنده ۹۸۵- ۹۹۶
شاه عباس اول ۹۹۶- ۱۰۳۸
شاه صفی ۱۰۳۸- ۱۰۵۲
شاه عباس دوم ۱۰۵۲- ۱۰۷۷
شاه سلیمان ۱۰۷۷- ۱۱۰۵
شاه سلطان حسین ۱۱۰۵- ۱۱۳۵
چهره‌های سرشناس هم‌عصر
مقدس اردبیلیمیرداماد میرفندرسکیمحمدتقی مجلسیمحمدباقر مجلسیمحقق کرکیشیخ بهائیشیخ حر عاملیسید نعمت‌الله جزایریملاصدرا
مهم
جنگ چالدرانصلح آماسیهمعاهده زهابحمله افغان‌ها

شاه عباس اول (حکومت: ۹۹۶-۱۰۳۸ق) پنجمین پادشاه صفویان بود که بیش از چهل سال در ایران حکومت کرد و نقش فراوانی در قدرت‌گیری مجدد دولت صفویه داشت. به گزارش تاریخ‌نویسان، تشیع و ارادت مردم به شاه به‌عنوان «مرشد کامل» عامل اصلی یکپارچگی سپاه صفویه بود. تبلیغات گسترده شیعی و سفرهای زیارتی شاه به مشهد، با وجود تبلیغات ضد صفوی عثمانیان در نجف و کربلا، به تحکیم این وحدت کمک کرد. براساس گزارشات تاریخی، در دوره شاه عباس، اولویت اصلی بر تقویت قدرت نظامی بود تا جنبه‌های اداری و مذهبی. اگرچه برخی اعمال خلاف شرع مانند شراب‌خواری تا سال ۱۰۲۹ق به‌صورت علنی رواج داشت و فرمانی که برای منع آن صادر شد تنها یک سال اعتبار داشت، اما صفویان با تکیه بر مذهب تشیع، نقش مهمی در گسترش این مذهب و تربیت عالمان شیعه ایفا کردند. خصومت شدید امپراتوری سنی‌مذهب عثمانی با شیعیان، منجر به حملات و غارت‌های متعددی به ایران شد و شاه عباس را مجبور به اقداماتی برای مقابله با این تهدید و تقویت توان نظامی کشور کرد.

شاه عباس با تمرکز قدرت، مانع دخالت علما در سیاست شد، اما از آنان برای تأیید مشروعیت دینی حکومت و تشویق مردم به پرداخت مالیات و شرکت در جنگ بهره می‌برد. با وجود سپردن مناصبی چون شیخ‌الاسلام و صدر به علما و استفاده از فتاوای آنان برای حمایت از دولت، شاه عباس با تعیین مستقیم مسئولان مناصب مذهبی، کنترل کامل این نهادها را در دست داشت و وابستگی آنان به دربار را تضمین می‌کرد. هرچند در ابتدا به این مناصب توجه چندانی نداشت، اما با ظهور شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی و میرداماد، جایگاه این مناصب ارتقا یافت.

به گفته پژوهشگران، شاه عباس اول با اتخاذ سیاست‌های قاطع، ایران را از حملات ویرانگر ازبکان و عثمانی در امان نگه داشت. او با اصلاحات ارضی، تمرکزگرایی حکومت، انتقال پایتخت به اصفهان و تشکیل ارتش دائمی و مجهز متشکل از غلامان، قدرت نظامی و سیاسی ایران را افزایش داد.

شاه عباس با بهره‌گیری از زاینده‌رود، اصفهان را با بناهایی چون نقش جهان و چهارباغ آباد کرد و پلی زیبا به نام سی‌وسه پل بر آن ساخت، به‌طوری که اصفهان به «یادبود شاه عباس» شهرت یافت. او پس از ۴۲ سال حکومت در شصت‌سالگی در مازندران درگذشت و در امامزاده حبیب بن موسی شهر کاشان به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه

نقشه ایران در زمان حکومت شاه عباس اول

عباس میرزا در رمضان ۹۷۸ق در هرات متولد شد. پدرش، محمدشاه خدابنده، او را از کودکی حاکم هرات کرد و به‌دلیل سن کم، یک قزلباش به‌عنوان سرپرست او منصوب شد. در سال ۹۹۶ق، پس از ۱۲ سال ناآرامی که کشور را پس از مرگ شاه طهماسب فرا گرفت، محمدشاه خدابنده توسط قزلباشان عزل شد و شاه عباس در ۱۸ سالگی به سلطنت رسید.[۱]

طی ۱۲ سال حکومت شاه اسماعیل دوم (حدود یک سال) و محمدشاه خدابنده، سران قزلباش اطاعت خود را از شاه صفوی از دست دادند. در نتیجه، ازبکان حملات خود را به خراسان افزایش دادند، هرات محاصره شد و امپراتوری عثمانی بخش‌های مهمی از غرب ایران از جمله تبریز را تصرف کرد.[۲]

شاه عباس ابتدا پدرش، محمد شاه خدابنده، و برادرش، ابوطالب میرزا، را در قلعه ورامین زندانی کرد.[۳] سپس، قدرت قزلباشان را محدود کرده و برخی از سران آن‌ها مانند مهدی‌قلی‌خان (حاکم شیراز)[۴] و مرشدقلی‌خان (وکیل دیوان عالی) را که در به قدرت رسیدن شاه عباس نقش داشت و در حکومت دخالت می‌کرد، به قتل رساند.[۵] شاه عباس همچنین وزیرش، میرزا محمد، را به قتل رساند[۶] و شورش‌های داخلی مانند شورش گیلان را سرکوب کرد و به تدریج همه را مطیع خود ساخت.

تثبیت حکومت، مقابله با تهدیدات و گسترش فتوحات

در دوران شاه عباس اول، ازبکان حملات ویرانگری به خراسان، به ویژه مشهد، ترتیب دادند.[۷] این حملات شامل قتل عام گسترده، اسارت زنان، غارت اموال و حتی هتک حرمت به حرم امام رضا(ع) و جسد شاه طهماسب بود.[۸] ازبکان در مسیر یزد توسط حاکم آنجا شکست خوردند[۹] و شاه عباس نیز برای حفظ امنیت خود، موقتاً به حرم شاه عبدالعظیم در ری پناه برد.[۱۰] در نهایت، شاه عباس اول توانست با اعزام لشکر به هرات، ازبکان را در سال ۱۰۰۷ق در یک جنگ سخت شکست دهد.[۱۱] او برای تحکیم قدرت خود، فرمانده سپاهی را که در نبرد با ازبکان شکست خورده بود، اعدام کرد که این اقدام موجب اطاعت کامل قزلباشان شد.[۱۲]

در سال ۹۹۹ق، شاه عباس اول برای تثبیت حکومت خود، طی معاهده‌ای با عثمانی، اراضی وسیعی را واگذار کرد و تعهد داد از لعن خلفای سه‌گانه دست بردارد.[۱۳] این قرارداد که به او دوازده سال فرصت داد تا بر امور داخلی تمرکز کند، به محکم شدن پایه‌های حکومت او کمک شایانی نمود.[۱۴] او همچنین با تشکیل سپاهی دائمی از قزلباشان، غلامان و تاجیک‌ها، توان نظامی ایران را افزایش داد و ارتش ایران را در مقایسه با عثمانی، مجهزتر و کارآمدتر ساخت.[۱۵]

در سال ۱۰۱۰ق، شاه عباس پس از ایجاد آرامش داخلی، به سوی غرب لشکر کشید و با استقبال مردم، تبریز را فتح کرد. سپس با پیشروی در ارمنستان و شکست سرداران عثمانی، تا بغداد پیش رفت و در نهایت با پیروزی در نزدیکی تبریز، عثمانی‌ها را از خاک ایران بیرون راند.[۱۶] با وجود اینکه متحدان اروپایی به تعهدات خود در یاری رساندن به شاه عباس در جنگ با عثمانی عمل نکردند، اما قدرت فزاینده شاه عباس و گسترش متصرفات او، هراس زیادی در دل سرداران عثمانی و حتی کلیسای مقدس انداخته بود. جنگ با عثمانی تا پایان عمر شاه عباس ادامه داشت.[۱۷]

نقش مذهب شیعه در یکپارچگی سپاه صفویه

شاه عباس با جایگزینی قزلباشان متمرد با غلامان تازه‌مسلمان (چرکس، گرجی، ارمنی)[۱۸] ارتش دائمی حدوداً ۴۰ هزار نفره‌ای ساخت[۱۹] که مطیع کامل او بودند.[۲۰] این اقدام، هرچند قدرت نظامی ایران را افزایش داد و با وارد کردن توپخانه و راه‌اندازی کارگاه سلاح‌سازی، ارتش را مدرن کرد، اما در بلندمدت با تبدیل املاک ممالک به خالصه شاه، به دلیل ظلم به مردم و تضعیف نظامی،[۲۱] یکی از عوامل سقوط صفویه تلقی می‌شود.[۲۲]

شاه عباس با تمرکزگرایی حکومت، انتقال پایتخت به اصفهان و اصلاحات اداری (حذف مناصب قزلباشی و تقویت مقام وزیر)، نظام ملوک‌الطوایفی را پایان داد و ایران را یکپارچه ساخت.[۲۳] او با تکیه بر غلامان خاص و سرداران وفادار (مانند الله وردیخان و امام قلی خان)، ارتش را سازماندهی کرد و بر تجارت خلیج فارس اشراف یافت.[۲۴] این اقدامات، ایران را از نظر سیاسی و نظامی به دوران ساسانیان نزدیک کرد.[۲۵]

به گفته پژوهشگران، تشیع و ارادت مردم به شاه به‌عنوان «مرشد کامل» عامل اصلی یکپارچگی سپاه صفویه بود. تبلیغات گسترده شیعی و سفرهای زیارتی شاه به مشهد، با وجود تبلیغات ضد صفوی عثمانیان در نجف و کربلا، به تحکیم این وحدت کمک کرد.[۲۶]

مهر شاه عباس با نقش «بنده ولایت، شاه عباس»

گسترش و حمایت از مذهب تشیع

در دوران اولیه صفویه، به ویژه در زمان شاه عباس، تمرکز اصلی بر قدرت نظامی بود و جنبه‌های اداری و مذهبی در اولویت پایین‌تری قرار داشتند. حتی برخی از امور شرعی به ظاهر رعایت نمی‌شد، چنانکه تا سال ۱۰۲۹ق، شراب‌خواری به صورت علنی رواج داشت. هرچند شاه عباس حکمی مبنی بر منع شراب‌خواری صادر کرد، اما این حکم تنها یک سال اعتبار داشت. همچنین به دستور شاه عباس رساله‌ای درباره شراب، با نام «جام جهان نمای عباسی» نگاشته شد.[۲۷]

به گفته پژوهشگران، صفویان با پایه‌گذاری حکومت بر مبنای تشیع، عامل اصلی گسترش و استقرار این مذهب و پرورش علمای شیعه در ایران شدند. سید علی خامنه‌ای با رد دیدگاه‌های منفی درباره صفویه، تأکید می‌کند که این سلسله بزرگ‌ترین حق را بر دانش فقاهت و کلام شیعی دارد، زیرا راه را برای پرورش گسترده عالمان شیعه گشود.[۲۸]

پایه دولت صفویه بر تشیع بود و رقیب اصلی آن، امپراتوری عثمانیِ سنی‌مذهب، خود را خلیفه مسلمانان می‌دانست و با شیعیان دشمنی شدید داشت. این دشمنی تا جایی پیش رفت که در عثمانی رساله‌هایی برای جواز قتل شیعیان نوشته شد و کشتن یک شیعه ایرانی را برتر از قتل هفتاد کافر دانستند.[۲۹] در نتیجه، حملات و غارت‌های گسترده به ایران رخ داد و شاه عباس ناچار شد برای مقابله با خطر بزرگ عثمانی اقدام کند.

ارتباط با علماء و دانشمندان دینی

شاه عباس با تمرکز قدرت، از دخالت علما در سیاست جلوگیری کرد و در عین حال از آنان برای تأیید مشروعیت دینی حکومت و تشویق مردم به پرداخت خراج و شرکت در جنگ بهره گرفت.[۳۰] در این چارچوب، هرچند شاه عباس مانند اغلب شاهان صفوی ظاهراً به علما احترام می‌گذاشت و مناصبی چون شیخ‌الاسلام، صدر، قاضی و ملاباشی را به آنان می‌سپرد[۳۱] و علما نیز با رساله‌ها و فتاوایی مانند رساله محقق کرکی درباره حلیت اخذ خراج[۳۲] مردم را به پرداخت خراج، شرکت در جنگ و یاری دولت تشویق می‌کردند، اما حجم نگارش کتب و رسائل علمای مشهور در عصر او نسبت به دوره‌های دیگر، به‌ویژه اواخر صفویه، کمتر بود و او در ابتدا چندان به مناصب شیخ‌الاسلام و صدر توجهی نداشت تا زمانی که شیخ بهایی آمد و جایگاه شیخ‌الاسلامی را ارتقا داد و پس از او میرداماد مرجع صدور فتوا شد.[۳۳]

بااین‌حال، شاه عباس با تعیین مستقیم مسئولان مناصب مذهبی، از جمله قضات، و در دست داشتن نظارت و تعیین آنان، قدرت خود را تثبیت کرد و وابستگی کامل این مناصب به دربار صفوی را تضمین نمود.[۳۴]

اقدامات عمرانی

شاه عباس با بهره‌گیری از رود زاینده‌رود، اصفهان را با ساخت بناهایی چون نقش جهان و چهارباغ آباد کرد. الله‌وردی خان نیز پلی زیبا بر زاینده‌رود ساخت که به سی و سه پل معروف شد.[۳۵] این شکوه باعث شد تا ویلفرد بلانت اصفهان را «یادبود شاه عباس» بنامد.[۳۶]

نقش سیاست‌های شاه عباس در قدرت‌یابی و سقوط صفویان

شاه عباس با کنار گذاشتن پدرش و زندانی کردن او، قدرت را به دست گرفت و برای حفظ آن، همواره مراقب شاهزادگان بود. او با کشتن پسران و نوه‌هایش، از جمله محمد باقر[۳۷]، امام قلی میرزا[۳۸] و دیگر شاهزادگان،[۳۹] از ترس شورش، زمینه را برای حکومت نالایق جانشینان فراهم کرد. حتی نوادگان دختری او نیز توسط شاه صفی کور شدند.[۴۰] این اقدامات او، با وجود نجات ایران، از عوامل سقوط صفویان محسوب می‌شود.[۴۱]

شاهان ایران به جای پول، زمین‌های حاصلخیز را به فرماندهان می‌دادند و این زمین‌ها موروثی می‌شد و در دست امرا می‌ماند. شاه عباس فهمید این کار قدرت و درآمد را از دست حکومت خارج کرده، بنابراین زمین‌های تیولیِ امرا[یادداشت ۱] را گرفت و به املاک سلطنتی تبدیل کرد. با درآمد همین زمین‌ها، حقوق سپاه دائمی را مستقیماً از طرف دولت پرداخت کرد؛ در نتیجه قدرت فرماندهان کم شد، سپاهیان وابسته شاه شدند، شورش‌ها کاهش یافت و اقتدار مرکزی صفویه بالا رفت، هرچند در پایان دوره صفوی، حکومت از درون ضعیف شده بود.[۴۲]

قبر شاه عباس اول در امامزاده حبیب بن موسی در کاشان

وفات

شاه عباس در شب پنج‌شنبه، چهارم جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ق، پس از حدود ۴۲ سال حکومت، در مازندران و در شصت‌سالگی درگذشت.[۴۳] پیکر او را از مازندران به کاشان منتقل کردند و نوه و جانشینش، شاه صفی، در بیست‌وسوم جمادی‌الثانی، او را در امامزاده حبیب بن موسی شهر کاشان به خاک سپرد.[۴۴]

پانویس

  1. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.
  2. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.
  3. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص۶۸.
  4. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج‌۲، ص۳۸۱-۳۸۴؛ لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص۶۷.
  5. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج‌۲، ص۴۰۱.
  6. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج‌۲، ص۴۰۴.
  7. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۱۳.
  8. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۲۹۶.
  9. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۶.
  10. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۱۴.
  11. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص۱۲۲.
  12. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص ۱۲۴.
  13. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص ۸۴.
  14. طاهری، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۰ش، ص۳۷۲.
  15. جان کارت رایت، سفرنامه، ج ۱، ص ۷۳۹.
  16. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۸۳.
  17. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.
  18. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۷۶.
  19. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص ۱۰۴.
  20. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص ۸۷ و ۸۹.
  21. طاهری، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۰ش، ص۳۷۱-۳۷۳.
  22. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص ۷۷.
  23. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۶.
  24. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۸۹.
  25. طاهری، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۰ش، ص۳۷۶ به نقل از سفرنامه آدام اولئاریوس، کتاب ششم، ج۱، ص۲۶۴.
  26. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۸۲.
  27. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۳۸۱ و ۳۸۲.
  28. روزنامه همشهری،ش ۹۹۸، پنج شنبه ۳۱ خرداد۱۳۷۵.
  29. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۸۷.
  30. منصوربخت، قباد، «جایگاه علما در دستگاه قدرت دوره صفویه» در پایگاه مجلات تخصصی نور،بهار ۱۳۸۹، شماره ۶۴. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/60560/139/text
  31. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۱۹۳.
  32. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۱۶۵.
  33. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۲۱۶-۲۱۷.
  34. جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ص۲۰۹.
  35. لوئی بلان، زندگی شاه عباس، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۵-۱۱۶.
  36. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۱ به نقل از کتاب Isfahan: pearl of pershia
  37. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۸.
  38. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۳.
  39. سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۵ش، ص۹۱ و ۹۲.
  40. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۸.
  41. طاهری، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۴ به نقل از کتاب کشیشان کرملی، ج۱، ص۲۸۸.
  42. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۹.
  43. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.
  44. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.

یادداشت

  1. واگذاری زمین و ملک به کسی از طرف پادشاه که آن شخص از طریق مالیات آن ملک برای خود درآمدی فراهم می‌آورد.

منابع

  • اسکندربیک، ترکمان منشی و محمد یوسف مورخ، ذیل تاریخ عالم آرای عباسی، به تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۱۷ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
  • روزنامه همشهری، ش ۹۹۸، پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۷۵ش.
  • سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۵ش.
  • طاهری، ابوالقاسم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران: از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
  • قزوینی، میرزا محمد طاهر وحید، تاریخ جهان آرای عباسی، مقدمه و تعلیقات سعید میر محمد صادق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • لوئی بلان، لوسین، زندگی شاه عباس، ترجمه دکتر ولی الله شادان، تهران، نشر اساطیر، ۱۳۷۵ش.

پیوند به بیرون