بیان السعادة فی مقامات العبادة (کتاب)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
بیان السعادة فی مقامات العبادة
کتاب بیان السعاده.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: حاج ملا سلطان محمد گنابادی
موضوع: تفسیر
سبک: عرفانی
زبان: عربی
تاریخ نشر: ۱۳۴۴ش
مجموعه: ۴ جلد

بیان السعادة فی مقامات العبادة، تفسیر عرفانی و شیعی قرآن به زبان عربی تألیف سلطان محمد گنابادی است. این کتاب به بیان السعادة مشهور است.

بیان السعادة علاوه بر جنبه عرفانی، جنبه‌های روایی، فقهی، فلسفی، کلامی و ادبی نیز دارد. این کتاب از جنبۀ نقلی و روایی و بحث دربارۀ شأن نزول آیات مباحث کافی دارد و بیشتر اقوال و مطالب منقول در آن مستند به احادیث و اخبار مروی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) است.


معرفی

نام کتاب

بیان السعادة، تفسیر عرفانی و شیعی قرآن به عربی، تألیف حاج ملا سلطان محمد گنابادی (۱۲۵۱ـ۱۳۲۷)، ملقّب به سلطان علیشاه و مشهور به سلطانعلی گنابادی، از اقطاب متأخر سلسلۀ نعمت اللهی است. نام کامل این کتاب بیان السعادة فی مقامات العبادة است. مؤلف آن را به نام مرشد خود، حاج محمدکاظم اصفهانی ملقب به سعادت علیشاه، نوشته است.[۱] اهمیت این تفسیر از آن روست که یگانه تفسیر کامل قرآن به مذاق عرفانی شیعه است که برجای مانده است.

سبب نگارش

سبب نگارش آن، چنانکه در مقدمه‌اش[۲] آمده، جمع آوری لطایف و نکات نغزی بوده که در اشارات قرآن و تلویحاتِ اخبار یافته و پیش از آن نه در کتابی دیده و نه از کسی شنیده بوده است.

سیر کلی

بیان السعاده همچون دیگر آثار سلطان علیشاه، با مقدمه‌ای در حقیقت علم و علائم آن و جهل مرکب و ملازمت علم و عمل آغاز شده؛ سپس مؤلف مطالب جامعی دربارۀ قرآن و فضیلت آن، تفسیر، تنزیل و تأویل قرآن و دیگر مقدمات لازم برای تفسیر قرآن بیان کرده[۳] و آن گاه به تفسیر تمامی آیات پرداخته است. البته گاه نیز، در ضمن تفسیر، به تناسب موضوع، مقالات مستقلی (غالباً عرفانی) تحت عنوان «تحقیق» نوشته است.

محور بودن مفهوم ولایت

مدار بیان السعاده بر حول مفهوم وَلایت به معنای عرفانی و شئون و جوانب مختلف آن است. چنانکه در آن، آیات راجع به کفر و ایمان، به کفر و ایمان نسبت به مقام ولایت تفسیر شده است.[۴] همچنین، مؤلف برای کلمۀ «رب» دو تعبیر به دست می‌دهد: یکی «ربّ مطلق» که مقام الوهیت است، دیگر «ربّ مضاف» که منظور از آن مقام ولایت است که ظهور ربّ مطلق باشد.[۵] از آنجا که مفسّر اساس مذهب شیعه را پیروی از همین اصل می‌داند و به اتحاد ذاتی تصوف حقیقی و تشیع به معنای وَلَوی آن قائل است، کسانی را که از بُعد عرفانی تشیع غافل‌اند، دربارة گرایش این تفسیر، دچار تردید می‌کند؛ چنانکه صاحب التفسیر والمفسّرون[۶] در این که بیان السعادة را در شمار تفاسیر صوفیه ذکر کند یا تفاسیر شیعه، مردد است. تعصّب و جانبداری سختِ حاج ملاسلطان محمد در مذهب تشیع به حدی بود که در چاپ دوم تفسیر، به اجازۀ خود او، قسمت‌هایی که ممکن بود موجب اختلاف میان شیعه و سنی شود، به منظور تقریب و حفظ وحدت مذاهب اسلامی، تعدیل شد.[۷]

عبارتی از تفسیر سوره حمد:
«مالکیته تعالی للأشیاء لیست کمالکیة الملاک لاملاکهم و لا کمالکیة الملوک لممالکهم و لا کمالکیة النّفوس لاعضائها بل کمالکیة النّفوس لقویها و صورها العلمیة الحاصلة الحاضرة عندها یفنی ما شاء منها و یوجد ما شاء و یمحو و یثبت»[۸]
مالکیت خداوند متعال نسبت به اشیاء مانند مالکیت مالکان نسبت به املاک خود یا مالکیت پادشاهان نسبت به سرزمین‌های خود، یا مالکیت نفس نسبت به اعضاء نیست. بلکه مانند مالکیت نفس نسبت به قوا و صور علمی خود است که در نزد او حاضر و حاصل است. هر کدام را بخواهد فانی و هر کدام را بخواهد ایجاد می‌کند و محو و اثبات می‌کند.

سبک کتاب

جنبه‌های گوناگون

بیان السعادة علاوه بر جنبه عرفانی، جنبه‌های روایی، فقهی، فلسفی، کلامی و ادبی نیز دارد. از جنبۀ نقلی و روایی و بحث دربارۀ شأن نزول آیات، مباحث مستوفایی دارد و عمده اقوال و مطالب منقول در آن مستند به احادیث و اخبار مروی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و ائمه اطهار علیهم السلام است. در نقل احادیث، از تفسیر صافی ِ فیض کاشانی و تفسیر برهان سید هاشم بحرانی، استفاده کرده است.[۹]

جمع اقوال

سلطانعلی شاه در خصوص اخبار مختلفی که در تفسیر آیات نقل کرده، مانند اخبار وارده دربارۀ شجره مَنهیه در قصّۀ آدم، به جمع و تطبیق میان آنها مبادرت نموده است، به گونه‌ای که همۀ اقوال در مقام و مرتبۀ خود با یکدیگر سازگارند، مگر در موارد نادری که صحت اخبار مخدوش باشد.[۱۰] با اینکه اساس این تفسیر، اخبار ائمه اطهار علیهم السلام و عرفان مبتنی بر آن است، مشتمل بر اصطلاحات و مباحث فلسفی و حکمی نیز هست، مانند تحقیق در مراتب وجود و تشکیک در حقیقت آن[۱۱] که غالباً به روش استادِ خود، حاج ملا هادی سبزواری، و براساس آرا و اقوال ملا صدرا است و از این حیث به تفاسیر ملا صدرا بر قرآن شباهت دارد. وی آرای فلسفی را با لطایف عرفانی و عقاید کلامی درهم آمیخته و در مسائلی از قبیل معراج، جبر و اختیار، و بداء، که فلاسفه و متکلمان در آنها اختلاف نظر دارند، به جمع و تطبیق آرا پرداخته است.[۱۲]

مباحث ادبی

بیان السعادة، متضمن مباحث ادبی نیز هست و در آن، ضمن تفسیر، نکات ادبی آیات و ترکیب لغات هم، به تناسب موضوع، مطرح شده است. برای مثال، در وجوه محتمل معانی حروف آغازین برخی سوره ها، مثل «الم» در بقره، بحثهای مفصلی آمده است.[۱۳] از دیگر ویژگی‌های این تفسیر، آن است که مؤلف آن با وجود اعتقاد به این که جمع آوری آیات به ترتیب نزول آنها صورت نگرفته، چون معتقد به ارتباط معنوی میان آنها بوده، باتوجه به ترتیب موجود میان آیات و کلمات، به بیان ارتباط معنوی میان آنها پرداخته است.[۱۴]

اجتناب از پرداختن به مسائل فقهی

گر چه مؤلفِ بیان السعادة مجتهد بوده است، در این تفسیر کمتر به مسائل فقهی پرداخته، مگر در موارد معدودی که نظر شخصی خود را، نه به صورت فتوا، اظهار کرده است، از جمله در تفسیر ویسْئَلونَکَ عنِ الخَمْرِ والمیسَر[ بقره–۲۱۹] به حرمت استعمال تریاک[۱۵] رأی داده است.

واکنش‌ها به انتشار این کتاب

علم تفسیر
تفسیرهای مهم

شیعی:

سنی:

گرایش‌های تفسیری
روش‌های تفسیری
شیوه‌های نگارش تفسیر
اصطلاحات علم تفسیر

تمجید از آن

با انتشار بیان السعادة، عده‌ای از علما، از جمله آقا محسن مجتهد عراقی و آخوند ملا محمد کاشانی، در مقام تمجید آن برآمدند و از آن به «تفسیرالسلطان، سلطان التفاسیر» تعبیر کردند. همچنین ادیب نیشابوری، شاگردان خود را به مطالعۀ آن تشویق می‌کرد.[۱۶]

انکار انتساب

برخی، صحت انتساب این تفسیر را به حاج ملاسلطان محمد انکار کردند، اما توجه به این نکات در رفع این شبهه ضرورت دارد:

اولاً، چنانکه کیوان سمیعی (ص ۱۳۵) می‌گوید، مقام عرفانی و علمی و ادبی مؤلف برتر از آن بوده که بتوان نسبت انتحال به وی داد، زیرا او عاجز از تألیف چنین تفسیری نبوده است، و با توجه به تبحّر وی در علم و عرفان چنانچه این تفسیر بدون نام مؤلف نیز چاپ می‌شد، اهل فن می‌توانستند بفهمند که این کتاب از اوست؛

ثانیاً، روش بیان مطالب و جمع نکات عقلی، نقلی و قلبی در این تفسیر با سایر آثار مؤلف مشابهت کامل دارد؛

ثالثاً، معصوم علیشاه، صاحب طرائق الحقائق که در ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ در گناباد نزد مؤلف بوده، از این تفسیر یاد کرده، تصریح می‌کند که در دوران تألیف آن، گاه بخش‌هایی از آن را به درخواست مؤلف ملاحظه می‌کرده است.[۱۷] اصولاً یکی از جهات اشتهار علمی و عرفانی مؤلف در زمان حیات، که غالب مورخان آن دوران ذکر کرده‌اند، تألیف همین کتاب بوده است.[۱۸] اشتباه دیگر دربارۀ تفسیر بیان السعادة را خاورشناس مشهور گلدتسیهر مرتکب شده است؛ وی[۱۹] از تفسیری به نام «بیان السعادة فی مقامات العبادة» نوشتۀ سلطان محمدبن حیدرالبَیدَختی[۲۰] نام برده و آن را کهن‌ترین تفسیر شیعه خوانده و تاریخ اتمامش را ۳۱۱ هجری یاد کرده است. به نظر می‌رسد که اشتباه او ناشی از غلط خواندن تاریخ اتمام این تفسیر (۱۳۱۱ هجری)، بوده است. در ترجمۀ عربی کتاب گلدتسیهر[۲۱] نیز، «حیدر» به «حجر» و «البیدختی» به «البجختی» تصحیف شده است. اما در هیچ یک از منابع متقدم و متأخر شیعه، نشانه‌ای از این تفسیر و مؤلف آن با مشخصاتی که گلدتسیهر ذکر کرده است به چشم نمی‌خورد.

چاپ‌های کتاب

پس از تألیف بیان السعادة، حاج ملا علی نورعلیشاه گنابادی، فرزند و جانشین طریقتی صاحب تفسیر، تقریظی بر این تفسیر مشتمل بر شرح حال مؤلف آن به نام رجوم الشیاطین (چاپ سنگی، تهران ۱۳۱۵) نوشت. بیان السعادة ابتدا در ۱۳۱۴ در دو جلد چاپ سنگی شد. حاج سلطان محمدحسین تابنده گنابادی ملقب به رضاعلیشاه آن را مقابله و تصحیح کرد و با افزودن مقدمه‌ای در ۱۳۴۴ش در چهارمجلد، چاپ کرد که در ۱۴۰۸ در بیروت نیز افست شد.

ترجمه به فارسی

قسمت‌هایی از بیان السعادة را حاج سلطان حسین تابنده گنابادی (رضا علیشاه) تحت این عناوین به فارسی ترجمه و شرح کرده است:

  1. رهنمای سعادت (تهران ۱۳۴۲ش)، ترجمه و تفسیر مقدمه بیان السعادة و شرح تفسیر سوره‌های فاتحه، أعلی، ضحی، انشراح، قدر، نصر و اخلاص ؛
  2. قرآن مجید و سه داستان اسرارآمیز عرفانی (تهران ۱۳۶۵ش)، ترجمه و شرح تفسیر سه داستان اصحاب کهف، موسی و خضر و ذوالقرنین از سوره کهف؛
  3. سه گوهر تابناک از دریای پرفیض کلام الهی (تهران ۱۳۷۶ش)، ترجمه و شرح تفسیر آیة الکرسی، آیات خواتیم سوره بقره و آیه نور.

از تمامی تفسیر بیان السعادة، محمدرضا خانی و حشمت اللّه ریاضی ترجمۀ دیگری با نام ترجمۀ تفسیر بیان السعادة (تهران ۱۳۷۷ش)، انجام داده‌اند که فقط بخشی از آن چاپ شده است.

پانویس

  1. تابنده، ص۱۹۵؛ معصوم علیشاه، ج۳، ص۵۴۰
  2. ج ۱، ص۲
  3. ج ۱، مقدمه، ص۳ـ۲۱
  4. ج۱، ص۲۲۳، مقدمۀ سلطان حسین تابنده، ص ه
  5. ج۱، ص۶۳
  6. ذهبی، ج۲، ص۱۹۲ـ۲۰۳،۲۲۶
  7. ج۱، مقدمۀ سلطان حسین تابنده، ص ید
  8. بیان السعاده فی مقامات العباده،موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج۱، ص۳۰
  9. سمیعی، ص۱۳۵
  10. ج۱، ص۸۱؛ ج۲، ص۱۷۳
  11. همان، ج۱، ص۳۷
  12. ج۱، ص۲۱۸ـ۲۲۰، ج ۲، ص۲۷۶، ۲۷۷، ۴۳۱ـ۴۳۳
  13. ج۱، ص۳۹ـ۴۳
  14. ج۱، ص۲۹۹
  15. همان،ج۱، ص۱۹۶
  16. تابنده،، ص۱۹۵ـ۱۹۶
  17. ج ۳، ص۵۴۰
  18. فرصت شیرازی، ج ۲، ص۸۹۰، پانویس ۲؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ۳، ص۱۸۲؛ تابنده، ص۲۱۰، پانویس ۱
  19. ص ۲۷۹
  20. بیدُختی؛ چاپ تهران، ۱۳۱۴
  21. ص ۳۰۴

منابع

  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • سلطانحسین تابنده، نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم، شرح حال مرحوم حاج ملاسلطانمحمد گنابادی: سلطان علیشاه، تهران ۱۳۵۰ش.
  • محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسّرون، قاهره ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
  • سلطانمحمد بن حیدر سلطانعلیشاه، بیان السعادة فی مقامات العبادة، تهران ۱۳۴۴ش.
  • کیوان سمیعی، رساله ترجمه حال کیوان قزوینی، در دو رساله در تاریخ جدید تصوّف ایران، تهران ۱۳۷۰ش.
  • محمدنصیر بن جعفر فرصت شیرازی، آثار عجم، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ۱۳۷۷ش.
  • ایگناتس گلدتسیهر، مذاهب التفسیر الاسلامی، ترجمه عبدالحلیم نجّار، قاهره ۱۳۷۴/۱۹۵۵.
  • محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹ـ ۱۳۴۵ش.
  • Ignaz Goldziher, Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, Leiden 1970.

پیوند به بیرون