تفسیر کلامی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
علم تفسیر
تفسیرهای مهم

شیعی:

سنی:

گرایش‌های تفسیری
روش‌های تفسیری
شیوه‌های نگارش تفسیر
اصطلاحات علم تفسیر

تفسیر کلامی، از شاخه‌هاى تفسير عقلى و اجتهادى قرآن کریم است. در گرايش كلامى، مفسر از آيات قرآن براى دفاع از باورهاى مذهبى يا پاسخ به شبهات مخالفان استفاده مى‌كند و در اين راه از استدلال‌هاى عقلى و كلامى بهره مى‌گيرد.

التبیان فی تفسیر القرآن.jpg

تفاسیر صحابه عمدتاً تهی از مجادلات کلامی و عقیدتی بود. نخستین نشانه‌های مجادلات کلامی را به طور محدود می‌توان در عصر تابعین مشاهده کرد. این مجادلات در پیدایش تفاسیر کلامی نقش داشت.

مساله خلافت و جانشینی پیامبر، مسئله ایمان و حکم مرتکب گناه کبیره، مسئله جبر و اختیار در افعال انسان، حادث یا قدیم بودن کلام الهی، صفات خبری خداوند و عدل الهی، مهمترین مسائل اختلافی میان مفسران در تفسیر کلامی است.


گستره و اهمیت تفسیر کلامی

بخش مهمی از آیات قرآن، آیات اعتقادی است. توجه ویژه به این آیات، تفسیر کلامی را شکل می‌دهد. این آیات دو دسته‌اند:

  1. آیاتی که افکار و عقاید غیرملسمانان را نقل می‌کند و با استدلال‌ به نقد آنها می‌پردازد، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) در احتجاج با پرستشگران خورشید، ماه و ستاره[۱] و نقد اندیشه‌های دهریان[۲].
  2. آیات بیانگر اصول اعتقادی اسلام، مانند توحید، نبوت، معاد و همچنین آیات دربردارنده مباحثی نظیر جبر و اختیار، قضا و قدر، صفات الهی، رؤیت، عصمت و ایمان.

تفسیر کلامی مصطلح، بر دستهٔ دوم تأکید دارد و از این آیات برای اثبات عقاید کلامی خود بهره می‌گیرد. هر چند در کتب متقدمان، به تفسیر کلامی به معنای نخست و دفاع از مبانی دین اسلام در برابر ادیان دیگر به تفصیل بیشتری پرداخته شده است[۳].

پیشینه تاریخی

در دوران پیامبر

فهم مسلمانان زمان پیامبر از قرآن، بسیط و ساده و به دور از مجادلات عقلی بود. آنان به دلیل عربی بودن زبان قرآن، عمدتاً به فهم خویش از آیات اکتفا می‌کردند. تبیین پیامبر (ص) از آیات و احیاناً منابع اندک دیگر هم به آنها کمک می‌کرد[۴]، اما برخی از صحابه، فهمی عمیق‌تر از آیات و رویکرد عقلی و اجتهادی متفاوتی در تفسیر آیات داشتند[۵]؛ چنانکه سرآمد مفسران، علی (ع)[۶] به اعتراف ذهبی، اقیانوسی از دانش و شخصیتی توانمند در مقام استدلال بود و در مقام استنباط، ذوقی سرشار، عقلی رشید و بصیرتی نافذ داشت[۷]. در مراتب نازلتری می‌توان به رویکرد اجتهادی کسانی چون عبدالله بن عباس و عبدالله بن مسعود اشاره کرد. هر چند اینان نیز دانش خویش را مدیون علی (ع) می‌دانسته‌اند[۸].

پس از رحلت پیامبر

پس از رحلت پیامبر و وقوع برخی رخدادها در جامعه اسلامی مانند منع تدوین حدیث، مطرح شدن شعار «‌حسبنا کتاب الله‌» و خانه‌نشین شدن امام علی (ع)، دو رویکرد متمایز در فهم قرآن و سایر معارف دینی ایجاد شد:

  1. رویکرد اجتهادگریز و روایت‌گرا که طرفداران آن هیچگونه اجتهاد و اعمال نظر را جایز نمی‌دانستند و حتی بر منع تفسیر قرآن تأکید می‌ورزیدند.
  2. رویکرد اجتهادگرا که بر کتاب الله و سنت نبوی تأکید داشته و ژرف‌نگری و عقل‌گرایی در فهم آیات را جایز بلکه لازم می‌شمردند[۹].

اهل حدیث و اهل رأی

این دو رویکرد، مبنای شکل‌گیری مکاتب تفسیری در اواخر عصر صحابه و اوایل دوره تابعین شد و سرانجام دو گرایش کلی اهل حدیث و اهل رأی پدید آمد. جهت‌گیری فکری مکاتب تفسیری، متأثر از صحابه‌ای بود که پیشوایی آن مدرسه را بر عهده داشتند؛ چنانکه مدرسه تفسیری عراق به پیشوایی عبدالله بن مسعود رویکردی عقلانی داشت و مدرسه تفسیری مدینه به پیشوایی اُبی بن کعْب و جمعی دیگر از صحابه، رویکرد سنّتی و عقل‌گریز داشتند[۱۰].

تفسیر صحابه عمدتا تهی از مجادلات کلامی و عقیدتی بود، اما شاگردان این مکاتب در دوره‌های بعدی نقشی مهم در روند تفسیر کلامی داشتند. نخستین نشانه‌های مجادلات کلامی را به طور محدود می‌توان در عصر تابعین مشاهده کرد، در حالی که کسانی چون سعید بن مسیب (م. ۹۵ق)[۱۱] از مدرسه تفسیری مدینه، احتیاط شدیدی در تفسیر قرآن داشتند و بیش از نقل و روایت چیزی نمی‌گفتند[۱۲].

مجاهد بن جبر (م. ۱۰۴ق)[۱۳] رویکردی عقلانی و آزاداندیش به تفسیر قرآن داشت، چنان که «‌ناظِرَه‌» را در آیه وُجوهٌ یومَئِذ ناضِرَة * اِلی رَبِّها ناظِرَة‌[ قیامت–۲۲ - ۲۳] ، به «‌منتظر دریافت ثواب از سوی خداوند‌» تفسیر کرد که مبتنی بر عقیده محال بودن رؤیت خدا در قیامت است[۱۴]، همچنین در تفسیر آیه فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَ‌دَةً خَاسِئِينَ[ بقره–۶۵] معتقد بود که آنان حقیقتا بوزینه نشدند، بلکه آیه بیانگر مَثَلی برای قساوت قلب آنهاست[۱۵]. بر اساس چنین دیدگاهی، تفسیر مجاهد را زیربنایی برای شکل‌گیری روش معتزلی دانسته‌اند[۱۶].

درباره حسن بصری از شاگردان مدرسه تفسیری عراق، گفته‌اند که وی در برابر اعتقاد جبری‌مسلکان معتقد به قَدَر و عدل الهی بود[۱۷]. مجادلات کلامی عمدتا متأثر از تحولات و رخدادهای جدید جامعه اسلامی بود و نقش حکومت‌ها و عوامل سیاسی را در قوت و ضعف اندیشه‌های کلامی تفسیری نمی‌توان نادیده گرفت. یکی از این رخدادها جنگ میان علی (ع) و معاویه بود که تردید گروهی را در حقانیت طرفین و بحث از کفر و ایمان آنان به همراه داشت، به طوری که مجادلات فراوانی درباره ایمان و مفهوم و گستره آن مطرح شد. گروه‌های مرجئه و خوارج در رأس این مجادلات بودند[۱۸]. همچنین بحث جبر و اختیار، رابطه مستقیمی با ظهور حکومت امویان و ترویج عقیده حاکمیت تقدیر بر افعال انسان‌ها و قول به جبر داشت.

در مقابل جَهْمیه که آیات قرآن را بر جبر آدمی حمل می‌کردند[۱۹]، عده‌ای از تابعان از جمله معبد بن خالد الجَهْنی (م. ۸۰ق) و غیلان دمشقی (م. ۱۲۵ق) و حسن بصری (م. ۱۱۰ق) به انکار جبر پرداخته و آدمی را در افعال خود مختار می‌دانستند[۲۰].

اگرچه دوران قدریه، جهمیه و مرجئه دیری نپایید، اما در دوره‌های بعد مذاهب سلفیه، اشاعره و معتزله متأثر از آنها به پی‌ریزی عقاید خویش پرداختند.

نهضت ترجمه

فتوحات اسلامی، گسترش ارتباط با اقوام و ادیان دیگر، ورود طیف گسترده‌ای از پیروان ادیان و عالمان آنان به اسلام، و پدیدار شدن نهضت ترجمه متون غیراسلامی به ویژه یونانی، ورود زنادقه به میان مسلمانان و طرح مسائل و شبهات عقیدتی، از عوامل دیگری بودند که به گسترش مجادلات کلامی در قرن دوم انجامیدند. پاسخگویی به شبهات فلسفی حاصل از نهضت ترجمه، برخی مسلمانان به ویژه معتزلیان را بر آن می‌داشت تا به سلاح مخالفان مسلح شوند و با نیروی عقل و فلسفه به تحکیم مبانی دینی و ردّ شبهات مخالفان بپردازند؛ چنانکه درباره نظّام و ابوالهذیل علاف گفته شده است[۲۱].

اوج اثرگذاری این عوامل را در تاریخ تفکر مسلمانان، می‌توان عصر عباسی و قرون سوم و چهارم دانست. در این عصر که عصر تدوین علوم نامیده شده، مذاهب کلامی رسما شکل گرفتند و از آنجا که هر یک از فرقه‌ها عقاید خویش را به آیات قرآن مستند می‌ساختند و با توجه به تفاوت رویکرد آنان در فهم قرآن، طبعا تفسیر کلامی مدوّن گردید[۲۲].

خاستگاه تفسیرهای کلامی گوناگون از آیات در چنین اوضاعی روح کلی حاکم بر آیات قرآن بود؛ قرآن مسلمانان را به تفکر و تعقل تشویق کرده، از سخن گفتن بدون دلیل و بر اساس ظن و گمان پرهیز می‌دهد و تقلید کورکورانه را نکوهش می‌کند[۲۳].

اشتمال قرآن بر معارف عقلی و استدلال‌های متنوع در راستای تبیین مبانی دینی و نقد استدلالی باورهای مشرکان و تبیین انحرافات رخ نموده در ساحت ادیان پیشین [۲۴]، اشتمال آن بر آیات متشابهی که جمود بر ظواهر آنها بحث‌برانگیز است و به ظاهر متعارضند [۲۵]، روح و فکر مسلمانان را روحی پرسشگر پرورش داد[۲۶] و موجب شد در مواجهه با اندیشه‌ها و نحله‌های گوناگون به قرآن رجوع کنند و از آیات آن برای حقانیت خویش استدلال کنند.

مهمترین مسائل تفسیر کلامی

تفسیر مجمع البیان.jpg

خلافت و جانشینی پیامبر

خلافت و جانشینی پیامبر[۲۷] که نخستین و مهمترین محور اختلاف کلامی بود و مسلمانان را به دو شاخه بزرگ شیعه و سنی تقسیم کرد و منشأ اختلافات و نحله‌های دیگر شد. شیعیان با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه وآله که ولایت را از آنِ علی علیه‌السلام و اهل بیت ایشان می‌دانند بر منصوص بودن امر امامت تأکید می‌کردند.[۲۸]


مسئله ایمان و حکم مرتکب گناه کبیره

کفر مرتکب گناه کبیره

خوارج که پس از رخداد حکمیت در جنگ صفین (۳۷ق) به صورت یک حزب سیاسی ظاهر شدند رفته رفته با استدلال به آیات و احادیث رنگ کلامی به خود گرفتند[۲۹] و به صورت فرقه‌ای مذهبی درآمدند. اینان برای توجیه رفتارشان در رخداد حکمیت، معتقد به «‌کافر بودن مرتکب گناه کبیره در صورت عدم توبه» شدند.[۳۰] از جمله مستندات قرآنی آنان آیه ۲ تغابن بود: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ‌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ[ تغابن–۲] ، با این استدلال که هرکسی مؤمن نباشد کافر است و فاسق مؤمن نیست، پس کافر است.[۳۱] خوارج به فرقه هایی گوناگون تقسیم[۳۲] و خیلی زود منقرض شدند و جز فرقه اباضیه از آن‌ها، نام و نشانی نماند و اثر ارزشمند تفسیری از خود بر جای نگذاشتند.

جدایی عمل از ایمان

در مقابل افراط خوارج درباره حکم مرتکب گناه کبیره، فرقه مرجئه پدیدار شدند و با رویکرد تساهلی در امر دین عمل را از ایمان جدا ساختند[۳۳] و ایمان را تنها معرفت قلبی یا اقرار زبانی یا آمیزه‌ای از معرفت قلبی و اقرار زبانی دانستند که اختلاف در تفسیر ایمان ناشی از اختلاف گروه‌های مختلف مرجئه است.[۳۴]

منزلة بین المنزلتین

در برابر این دو نظریه، معتزله به پیشوایی واصل بن عطاء (م. ۱۳۱ق) درباره این موضوع راه میانه را برگزیدند و معتقد شدند که مرتکب کبیره نه مؤمن است و نه کافر، بلکه جایگاه او میان کفر و ایمان است (منزلة بین المنزلتین).[۳۵] عقاید معتزله برخلاف این دو فرقه در مسئله ایمان محدود نمی‌شود، بلکه آنان اندیشه کلامی گسترده‌ای را مبتنی بر حاکمیت عقل بنیان نهادند که نقش مهمی در تاریخ اندیشه اسلامی به ویژه تفسیر کلامی قرآن داشت.

مسئله جبر و اختیار در افعال انسان

قرآن گاه فعل آدمیان را به خودشان نسبت می‌دهد؛ [۳۶] و‌گاه آن را به خداوند مستند می‌سازد[۳۷] که در چگونگی تفسیر آیات میان فرقه‌ها اختلاف است.

حادث یا قدیم بودن کلام الهی

قرآن به صراحت خداوند را متکلم معرفی می‌کند: مِنهُم مَن کلَّمَ اللّهُ‌[ بقره–۲۵۳] ، و کلَّمَ اللّهُ موسی تَکلیما[ نساء–۱۶۴] درباره حقیقت کلام الهی و چگونگی آن، مناقشات سختی به ویژه میان اهل حدیث و معتزله درگرفت که در این میان دخالت حکومت‌ها و خلفا، معاشرت با اهل کتاب وتأثیر فلسفه یونانی در گسترش آن مؤثر بوده‌اند.[۳۸]

صفات خبری خداوند

نوشتار اصلی: صفات خبری

در قرآن آیاتی است که ظواهر آن‌ها داشتن چشم،[۳۹] دست،[۴۰] وجه و صورت،[۴۱] تخت [۴۲] و... را به خدا نسبت می‌دهد که پذیرش آن‌ها مستلزم تجسیم و تشبیه خداوند به غیر اوست. فِرَق اسلامی بر اساس مبانی خود به تفسیر این آیات پرداخته‌اند.[۴۳] بحث از رؤیت خداوند نیز با توجه به ظواهر آیاتی مانند ۲۲ - ۲۳ قیامت زمینه ساز مجادلاتی شده است.

عدل الهی

مبنای این مسئله در عقلی یا شرعی بودن حسن و قبح است که پذیرش هریک از این دو به برداشت خاصی از مسئله عدل می‌انجامد.[۴۴]

تصویر کتاب روض الجنان.jpg

شاخه‌های تفسیر کلامی

تفاسیر کلامی شیعه امامیه

شیعه امامیه معتقدان به امامت بلافصل و منصوص امیرمؤمنان علی علیه‌السلام و ۱۱ امام معصوم پس از ایشان‌اند.[۴۵]

در اندیشه کلامی شیعه و بر اساس حدیث متواتر ثقلین و سایر ادله‌ای که مرجعیت فکری و سیاسی معصومان علیهم السلام را ثابت می‌کنند چنگ زدن به قرآن و عترت علیهم السلام مایه نجات از گمراهی است،[۴۶] بر این اساس مفسر امامی اصول و روش‌های فهم قرآن را که معصومان علیهم السلام عرضه کرده‌اند در تفسیر خویش به کار می‌بندد[۴۷] و خطوط کلی اعتقادی وی نیز بر اساس چنین اصولی از قرآن استخراج می‌شود. شیوه معصومان علیهم السلام در تفسیر آیات به ویژه آیات اعتقادی و متشابه ارجاع متشابهات قرآن به محکمات آن است. برخلاف تأویل‌گرایانی که برای عقلانی کردن مفاهیم آیات به توجیهاتی متوسل می‌شوند که با ظواهر آیات سازگاری ندارند و به انکار پاره‌ای از حقایق دینی می‌انجامند و نیز برخلاف فرقه‌هایی که لوازم تشبیه را از آیات متشابه حذف کرده‌ امّا به اثبات حقیقت آیه نپرداخته‌اند و علم به آن را به خدا وامی گذارند، اهل بیت علیهم السلام به شیوه نفی و اثبات در تفسیر آیات به ویژه آیات ناظر به صفات خدا معتقد بودند. بر اساس این شیوه آیات بیانگر اسما و صفات و افعال خدا و... را به آیات محکم ارجاع می‌دهند و آنچه را که آیات محکم از خدا نفی می‌کنند از مدلول آیات متشابه حذف می‌کنند و اصل معنا را گرفته، شوائب نقص و امکان را که ظاهر آیات متشابه متضمن آن است حذف می‌کنند، بر این اساس همه آیات صفات خبری، جبر و اختیار، رؤیت خداوند در قیامت و... تفسیر می‌شوند؛ به طور مثال استوای خداوند بر عرش در آیه اَلرَّحمـنُ عَلَی العَرشِ استَوی‌[ طه–۵] و عرش عظیم داشتن خداوند: رَبُّ العَرشِ العَظیم‌[ مؤمنون–۸۶] در آغاز موهم تجسیم خداوند می‌شوند؛ ولی آیات لَیسَ کمِثلِهِ شَیءٌ‌[ شوری–۱۱] و سُبحـنَ اللّهِ عَمّا یصِفون‌[ صافّات–۱۵۹] هرگونه شائبه همانندی خدا با دیگران را می‌زدایند، از این رو از معنای آیه چنین برمی آید که عرش الهی جایگاه مادی نیست، بلکه مقامی است که احکام جاری در نظام خلقت از آن مقام سر می‌زند و مرتبه‌ای از علم الهی است.[۴۸]

مهم‌ترین تفاسیر کلامی امامیه عبارت‌اند از:

تفاسیر اهل حدیث و سلفیان

اهل حدیث که امروزه به «‌سلفیه» نامبردارند در اصول و فروع مسائل دینی به ظواهر کتاب و سنت استناد می‌کنند و عقل را در این قلمرو دخالت نمی‌دهند. پیشوای آنان احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق) است که اصول این مکتب را پی ریزی کرد.

سطحی نگری در آیات و روایات، مقدم دانستن ظواهر آیات و روایات در تعارضشان با حکم قطعی عقل، اعتقاد به حاکمیت روایات نسبت به کتاب خدا نه بالعکس، رد «‌احادیث عرض‌» که شناخت صحت و سقم روایات را در گرو عرضه آن‌ها بر قرآن می‌داند و نیز تساهل در شروط پذیرش روایات از ویژگی‌های معرفتی اهل حدیث اولیه‌اند.[۶۹]

تفسیر فخر رازی.jpg

تفاسیر کلامی اشاعره

پیروان ابوالحسن اشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق) اشاعره نام دارند که در برابر عقل‌گرایی معتزله و ظاهرگرایی حنابله در پی یافتن راهی میانه بودند. ابوالحسن اشعری ابتدا از مدافعان اندیشه اعتزالی بود که به یکباره از اعتزال روی برتافت[۸۱] و با سلاح عقل‌گرایی معتزله کوشید تا اندیشه‌های اهل حدیث را بر اساس مبانی معرفتی خویش پالایش کرده، آن‌ها را قابل دفاع عقلانی سازد.[۸۲]

اشعری در کتاب تفسیری و عقیدتی الابانة وفاداری خود را به روش احمد بن حنبل ابراز می‌دارد و در دو کتاب اللمع و استحسان الخوض فی علم الکلام این عقاید را در قالب عقلی ریخته است؛ برای مثال اشعری برای حل تعارض عقیده جبری حنابله با مسئله اختیار و نقش انسان در سرنوشت خویش به طرح نظریه کسب پرداخت، بر این اساس وی با استناد به آیات واللّهُ خَلَقَکم وما تَعمَلون‌[ صافّات–۹۶] ، هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ‌ اللَّـهِ[ فاطر–۳] ، لا یخلُقونَ شیــًا وهُم یخلَقونَ‌[ فرقان–۳] همه افعال و اراده‌ها را اعم از نیک و بد به اراده الهی می‌داند و نسبت دادن بدی‌ها را به غیر خدا در حکم ثنویت و شرک می‌شمارد؛[۸۳] لیکن معتقد است خدا فاعل حقیقی عمل و انسان مکتسب آن است؛ امّا در عین حال خود کسب را نیز بر اساس آیه واللّهُ خَلَقَکم وما تَعمَلون‌[ صافّات–۹۶] مخلوق خدا می‌داند.[۸۴] پس از اشعری، متکلمان تفاسیر دیگری را نیز از کسب ارائه کردند؛[۸۵] امّا عده‌ای از دانشمندان اشعری آن را مستلزم جبر دانسته، به چالش کشیدند.[۸۶]

تفاسیر کلامی ماتریدیه

همزمان با مکتب اشعری در اوایل قرن چهارم هجری، نهضت کلامی دیگری در برابر معتزله شکل گرفت که بنیانگذار آن ابومنصور ماتریدی (م. ۳۳۳ق) بود. وی خطوط فکری مشترک و نیز متفاوتی با اشعری دارد. گستره تأثیر نهضت ماتریدی نسبت به مکتب اشعری در جهان اسلام کمتر بود؛ امّا رویکرد عقلانی وی نسبت به عقاید دینی از اشاعره عمیق‌تر است.[۱۰۷] ارائه تفسیر عقلی از حسن و قبح افعال[۱۰۸] و عدم پذیرش تکلیف مالایطاق از سوی خداوند از جمله ممیزات کلامی وی نسبت به اشاعره است.

تفاسیر کلامی معتزله

منشأ پیدایش معتزله را کناره گیری واصل بن عطاء از استاد خویش حسن بصری در پی اختلاف درباره ایمان مرتکب گناه کبیره دانسته‌اند.[۱۱۵] عقاید معتزله که محور تفسیر کلامی آنان‌اند در ۵ محور خلاصه می‌شوند: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلت بین المنزلتین، امر به معروف و نهی از منکر.[۱۱۶]

اعتقاد به برخی از این اصول ویژه معتزله نیست و در پاره‌ای از اصول با دیگران از جمله شیعه مشترک‌اند، بنابراین، عقیده به همه آن‌ها ملاک انتساب به اعتزال است.[۱۱۷]

تفاسیر کلامی اباضیه

اباضیه فرقه‌ای منتسب به عبدالله بن اباض (م. ۸۶ق) [۱۴۶] یا جابربن العمّانی (م. ۹۳ق) هستند.[۱۴۷] هرچند کتب ملل و نحل آنان را از فرقه‌های معتدل خوارج می‌دانند، ولی دانشمندان کنونی اباضیه هرگونه نسبتی را با خوارج انکار می‌کنند. [۱۴۸] اباضیه هم اکنون عمدتاً در کشور عمان فعالیت دارند و دارای آثار علمی و تفسیری بوده و داعیه دار وحدت و انسجام امت اسلامی‌اند.[۱۴۹]

تفاسیر کلامی زیدیه

زیدیه فرقه‌ای شیعی‌اند که پس از امام سجاد علیه‌السلام به امامت فرزندش زید قائل[۱۵۶] و بر این باورند که پس از زید هر عالم شجاع فاطمی که در برابر ظلم قیام کند امام واجب الطاعه است.[۱۵۷] محققان امامیه بر اساس روایات معتقدند زید خود مدعی امامت نبوده[۱۵۸] و پیروانش او را امام پنداشته و فرقه‌ای منسوب به او را متأثر از عقاید کلامی شیعه و معتزله پدید آورده‌اند.[۱۵۹]

تفاسیر کلامی اسماعیلیان

اسماعیلیان فرقه‌ای از شیعه و منسوب به اسماعیل فرزند امام صادق‌اند که پس از امام صادق به امامت وی اعتقاد داشته و امامت امام کاظم و امامان بعدی را نپذیرفتند. اسماعیلیان که به باطنیه نیز نامبردارند[۱۷۳] و در عرصه پژوهش قرآنی بیشتر به این نام شناخته می‌شوند برای آیات قرآن و احکام دین معتقد به ظاهر و باطن‌اند و مراد اصلی آیات قرآن را اسرار و باطن آن می‌دانند. از منظر اسماعیلیان زبان قرآن زبان رمز است[۱۷۴] و رسیدن به باطن آیات نیز جز از طریق امامان از جمله امامان اسماعیلی ممکن نیست.[۱۷۵] گرچه در آثار نگارندگان اسماعیلی مذهب از حفظ ظاهر و باطن شریعت هر دو، سخن به میان آمده است، [۱۷۶] آنان عمدتاً باطن را لبّ کتاب و منشأ رستگاری نفس[۱۷۷] و احکام شریعت را چون غل و زنجیری می‌دانند که در زمان ظهور قائم برداشته می‌شود.[۱۷۸]

پانویس

  1. انعام، ۷۶ - ۸۱
  2. جاثیه، ۲۴ - ۲۷
  3. نک: التبیان، ج۴، ص۱۷۸ - ۱۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۴۶ - ۵۶
  4. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۹۷ - ۹۸؛ تطور تفسیر القرآن، ص۳۳
  5. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۳۴ - ۳۶؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۱، ص۳۰۷ - ۳۰۹
  6. البرهان، ج۱، ص۳۸؛ بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۰۵
  7. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۸۹
  8. بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۰۴ - ۱۰۶؛ سعد السعود، ص۲۸۵ - ۲۸۶
  9. فجر الاسلام، ص۲۰۰، ۲۴۳ - ۲۴۴
  10. التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۱، ص۳۱۵ - ۳۱۹؛ تطور تفسیر القرآن، ص۳۴ - ۳۸
  11. وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۳۷۵
  12. الطبقات، ج۵، ص۱۳۷؛ فضایل القرآن، ص۲۲۸
  13. میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۳۹ ـ ۴۴۰
  14. جامع البیان، ج ۲۹، ص ۲۳۹
  15. مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۴۲؛ جامع البیان، ج ۱، ص ۴۷۲؛ تفسیر مجاهد، ص ۲۰۵؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج ۱، ص ۳۳۷ - ۳۳۸
  16. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص ۱۰۶
  17. امالی، ج ۱، ص ۱۵۳؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج ۱، ص ۴۷؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج ۱، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۵
  18. تاریخ سیاسی اسلام، ج ۱، ص ۲۸۲ - ۲۹۸؛ تطور تفسیر القرآن، ص ۹۹ - ۱۰۱
  19. مقالات الاسلامیین، ص ۲۷۹ - ۲۸۰؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج ۱، ص ۸۶
  20. نشأة الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج ۱، ص ۳۱۴؛ تطور تفسیر القرآن، ص ۱۰۱
  21. تاریخ الجدل، ص ۶۰ - ۸۰؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ ضحی الاسلام، ج ۳، ص ۸؛ اثر التطور الفکری فی التفسیر، ص ۳۴ - ۳۶
  22. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۴۶ - ۱۴۸؛ اثر التطور الفکری فی التفسیر، ص۳۴ - ۴۰
  23. ص/۳۸، ۲۹؛ محمد/۴۷، ۲۴؛ نساء/۴، ۱۵۷؛ یونس/۱۰، ۷۸
  24. بقره/۲، ۱۱۱؛ انعام/۶، ۷۷
  25. نساء/۴، ۱۶۴، قیامت/۷۵، ۲۲ - ۲۳
  26. تاریخ الجدل، ص ۵۹ - ۷۵؛ تطور تفسیر القرآن، ص ۹۸
  27. الملل و النحل، شهرستانی، ج ۱، ص ۲۴؛ فجرالا سلام، ص ۲۵۲
  28. مجمع البیان، ج۳، ص۱۰۰؛ البرهان، ص۲۰ - ۳۱؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۷۲ - ۱۷۳؛ المستدرک، ج۳، ص۱۱۰
  29. شرح الاصول الخمسه، ۴۸۶ - ۴۹۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۱۱۵ - ۱۱۸ - ۱۱۳
  30. مقالات الاسلامیین، ص۸۶؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۳۲
  31. شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۱۱۳ - ۱۱۸
  32. ر. ک: الملل و النحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۳۱ - ۱۶۱؛ مقالات الاسلامیین ص۸۶ - ۱۳۱
  33. مقالات الاسلامیین، ص۱۳۱ - ۱۵۴؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۳۹
  34. مقالات الاسلامیین، ص۱۳۲ - ۱۳۳؛ الملل و النحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۴۰ - ۱۴۶
  35. اوائل المقالات، ص۴۷ - ۴۸؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۴۸؛ شرح الاصول الخمسه، ص۸۶
  36. کهف/ ۲۹، فصّلت/ ۴۰
  37. مائده/ ۱۳، انفال / ۱۷
  38. تاریخ المذاهب الاسلامیه، ص۱۵۱ - ۱۵۶؛ البیان، ص۴۰۵
  39. قمر/۱۴، هود/ ۳۷
  40. فتح/ ۱۰، مائده/ ۶۴
  41. قصص / ۸۸، الرحمن/ ۲۷
  42. طه/ ۵
  43. المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۲، ص۵۱۹ به بعد؛ المیزان، ج۱۴، ص۱۲۹ - ۱۳۴
  44. اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۶؛ شرح الاصول الخمسه، ص۸۲، ۲۰۳ - ۲۱۰؛ تمهید الاصول، ص۹۷
  45. الملل و النحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۶۹؛ فرق الشیعه، ص۱۰۸؛ اوائل المقالات، ص۴۰ - ۴۱
  46. معجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۵؛ احقاق الحق، ج۹، ص۳۲۰؛ المستدرک، ج۳، ص۱۴۸ - ۱۴۹؛ کنزالعمال، ج۱، ص۱۷۲ - ۱۷۳
  47. التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۱، ص۴۵۸ - ۴۶۹
  48. المیزان، ج۱۴، ص۱۲۸ - ۱۳۳
  49. الکافی، ج۱، ص۱۶۰
  50. فصّلت/ ۴۶؛ کهف/ ۲۹؛ انفال/ ۱۷
  51. الشیخ الطوسی مفسراً، ص۲۷۶ - ۲۸۰؛ التبیان، ج۴، ص۱۴۱ - ۱۴۲، ج۵، ص۹۳، ۳۸۳؛ المیزان، ج۱، ص۱۰۰؛ ج۱۹، ص۴۸
  52. رسالة التوحید، ص۳۱ - ۳۵؛ تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۲۳۱؛ الالهیات، ج۲، ص۳۶۰ - ۳۶۱
  53. معانی الاخبار، ص۱۱
  54. التوحید، صدوق، ص۱۳۹؛ نهج البلاغه، خطبه ۱؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۱۰۰ - ۱۰۱
  55. التوحید، صدوق، ص۳۶۱ - ۳۶۵؛ بحارالانوار، ج۵، ص۵۱، ۱۱۶؛ الاحتجاج، ج۲، ص۲۵۳
  56. تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۳۶۸؛ التوحید، صدوق، ص۲۴۸
  57. اصول کافی، ج۱، ص۹۵، ۱۲۲؛ التوحید، صدوق، ص۱۰۷؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۷، ۱۷۴، ۱۸۰؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۸۲
  58. تمهید الاصول، ص۹۷؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۱۰۴ - ۱۰۸
  59. بقره/ ۱۲۴
  60. مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۰؛ التبیان، ج۱، ص۴۴۹
  61. الصافی، ج۱، ص۴۶۲ - ۴۶۴؛ ج۲، ص۵۲ - ۷۰؛ مجمع البیان، ج۳، ص۱۰۰، ۳۲۶، ۳۴۴، ج۶، ۵۵۹ - ۵۶۰
  62. بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۱۸؛ التوحید، صدوق، ص۲۲۴ - ۲۲۷
  63. مجمع البیان، ج۱، ص۲۲۳ - ۲۲۴؛ الصافی، ج۱، ص۱۲۸
  64. همان، ج۱، ص۲۱۳ - ۲۱۴؛ ج۹، ص۳۷
  65. مجمع البیان، ج۱، ص۱۲۱ - ۱۲۲، ۲۴۲، ۷۳۰؛ الصافی؛ ج۱، ص۳۵؛ المیزان، ج۱۱، ص۳۸۰ - ۳۸۱؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۱، ص۵۴۷ - ۵۶۶
  66. الاحتجاج، ج۲، ص۲۵۳
  67. نهج البلاغه، خطبه ۱؛ الکافی، ج۱، ص۱۲۹ - ۱۳۲
  68. عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۲۸ - ۳۱۵، ۳۹۶ - ۴۱۸
  69. فجرالاسلام، ص۲۴۳؛ الملل والنحل، سبحانی، ج۱، ص۱۲۹ - ۱۳۰
  70. الملل والنحل، سبحانی، ج۱، ص۳۲۳ - ۳۳۶
  71. المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۱، ص۵۰۲ - ۵۰۸
  72. المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۱، ص۴۳۰ - ۴۴۵
  73. همان، ص۳۶۵ - ۳۶۹
  74. همان
  75. صحیح البخاری، ج۱، ص۱۵۶؛ صحیح مسلم، ج۶، ص۵۱۱؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۲، ص۵۵۶، ۵۷۹
  76. ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۱، ص۴۷۸ - ۵۰۱
  77. همان، ج۱، ص۳۵۸ - ۳۶۰
  78. تطور تفسیر القرآن، ص۹۳ - ۹۵؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۰۲، ۶۴۸
  79. المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۲، ص۵۴۸، ۵۵۳، ۵۷۹، ۵۸۴، ۶۱۵ - ۶۱۸؛ التفسیرالواضح، ج۸، ص۶۳
  80. المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۴۲، ۱۳۸، ۳۹۵؛ ر. ک: المفسرون بین التأویل والإثبات، ج۲، ص۵۱۹ - ۷۰۵
  81. الفهرست، ص۲۳۱؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۸۵
  82. الملل والنحل، سبحانی، ج۲، ص۲۶ - ۲۸؛ بحوث مع اهل السنّه، ص۱۵۷
  83. الابانة عن اصول الدّیانه، ص۹؛ اللّمع فی الرّد علی اهل الزیغ والبدع، ص۶۹ - ۸۰
  84. اللمع، ص۷۳
  85. الملل والنحل، سبحانی، ج۲، ص۱۲۶ - ۱۳۶
  86. همان، ص۱۴۰ - ۱۵۶
  87. اللمع، ص۱۱۴ - ۱۱۶؛ شرح المواقف الایجی، ج۸، ص۱۸۱ - ۱۸۴
  88. اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۳
  89. تطور تفسیرالقرآن، ص۱۲۲؛ الملل والنحل، سبحانی، ج۲، ص۲۶ ـ ۲۷
  90. التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۲۴ - ۱۳۲؛ روح البیان، ج۳، ص۱۰۲؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۳، ص۱۲۶۴
  91. التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۵ - ۶
  92. الابانه عن اصول الدیانه، ص۹
  93. التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۵ - ۶
  94. همان، ج۴، ص۲۲ - ۲۴
  95. تفسیر البیضاوی، ج۱، ص۴۹۳
  96. التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۷۷ - ۱۷۸؛ الرازی مفسّراً، ص۱۶۰
  97. الملل والنحل، سبحانی، ج۲، ص۱۴۰ - ۱۵۶
  98. الرازی مفسراً، ص۱۶۹؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۶۵۵ - ۶۵۶
  99. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۲۸۸، ۲۸۹، ۳۶۳؛ مناهل العرفان، ج۲، ص۴۲ ـ ۴۳
  100. التفسیرالکبیر، ج۱۳، ص۱۴۱؛ الرازی من خلال تفسیره، ص۸۸ - ۸۹)؛ الرازی مفسّراً، ص۱۶۲
  101. التفسیر الکبیر، ج۵، ص۲۳۶
  102. همان، ج۷، ص۱۲؛ الرازی مفسراً، ص۱۶۲
  103. الدیباج المذهب، ج۲، ص۹۵
  104. تبیین کذب المفتری فیما نسب الی الامام ابی الحسن الاشعری، ص۱۳۶ - ۱۳۹؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۶۴۹ - ۶۵۰
  105. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۲۸۹ - ۳۶۰؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۱۲۶، ۱۵۸، ۱۷۸، ۴۸۰، ۴۹۶، ۵۲۴، ۶۲۳، ۶۳۴، ۶۵۰
  106. ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج۳، ص۱۳۳۷ - ۱۵۱۱
  107. الملل والنحل، سبحانی، ج۳، ص۲۰ ـ ۲۱؛ تاریخ المذاهب الاسلامیه، ج۱، ص۱۷۹ ـ ۱۸۲، ۱۹۹؛ اثر التطور الفکری فی التفسیر، ص۳۰۳
  108. التوحید، ماتریدی، ص۲۲۱
  109. تاریخ المذاهب الاسلامیه، ص۱۷۹ - ۱۸۲؛ تطور تفسیر القرآن، ص۱۲۶
  110. التوحید، ماتریدی، ص۷۴، ۷۷؛ الملل والنحل، سبحانی، ج۳، ص۴۱ - ۴۵
  111. المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۲۲۳ - ۲۲۷
  112. تأویلات اهل السنه، ص۲۹، ۴۱، ۴۲ - ۷۵
  113. همان، ص۴۲
  114. همان، ص۷۳
  115. المقالات والفرق، ص۱۳۸؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۴۸
  116. شرح الاصول الخمسه، ص۹۵ - ۵۰۳
  117. شرح الاصول الخمسه، ص۷۷؛ تاریخ الجدل، ص۲۰۸؛ الملل والنحل، سبحانی، ج۳، ص۲۰۶
  118. شرح الاصول الخمسه، ص۸۴، ۴۴۴، ۴۵۸؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۴۷
  119. شرح الاصول الخمسه، ص۴۷۱؛ الکشاف، ج۲، ص۶۵۱؛ منهج الزمخشری فی تفسیر القرآن، ص۱۲۷ - ۱۲۹
  120. شرح الاصول الخمسه، ص۹۰ - ۹۴، ۵۰۳
  121. همان، ص۹۰، ۹۳؛ الکشاف، ج۴، ص۳۶۵
  122. مذاهب الاسلامی، ص۱۳۵ - ۱۳۷؛ منهج الزمخشری فی القرآن، ۹۳ - ۹۵؛ الکشاف، ج۲، ص۶۵۳؛ تطور تفسیر القرآن، ص۱۱۰ - ۱۱۱
  123. المغنی، ج۴، ص۲۲۵
  124. همان؛ تطور تفسیر القرآن، ص۱۱۱
  125. المغنی، ج۴، ص۲۲۴ - ۲۳۳؛ الکشاف، ج۴، ص۶۶۲
  126. الکشاف، ج۱، ص۱۳۶؛ منهج الزمخشری فی تفسیر القرآن، ص۱۴۱؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۲، ص۴۸۰ - ۴۹۳
  127. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۳۷۶
  128. الکشاف، ج۲، ص۱۷۶؛ ج۱، ص۳۰۱؛ مذاهب الاسلامی، ص۱۳۰ - ۱۳۴
  129. الکشاف، ج۴، ص۱۴۲ - ۱۴۳
  130. تفسیر صدرالمتألهین، ج۴، ص۱۵۸
  131. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۳۸۳، ۴۴۷ - ۴۵۴
  132. الفهرست، ص۲۱۵؛ لسان المیزان، ج۳، ص۲۰۳
  133. التبیان، ج۱، ص۱، ۱۰۲؛ ج۲، ص۱۲؛ ج۵، ص۶
  134. دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۶۴۹
  135. الفهرست، ص۲۱۹
  136. سعد السعود، ص۳۷۳ - ۳۷۴
  137. التبیان، ج۵، ص۲۷ - ۲۹
  138. الفهرست، ص۱۵۱؛ معجم الادباء، ج۶، ص۲۴۳۸
  139. دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۶۴۹
  140. التبیان، ج۱، ص۱، «‌مقدمه »؛ سعد السعود، ص۴۸۷ - ۴۸۸
  141. دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۶۴۹
  142. مناهل العرفان، ج۲، ص۶۲ - ۶۳؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۳۹۱ - ۴۰۳
  143. التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۳۵؛ کشف الظنون، ج۱، ص۶۳۴
  144. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۴۳۳ - ۴۴۳؛ التفسیر والمفسرون، معرفت، ج۲، ص۴۸۰
  145. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۱، ص۴۲۹ و ۴۳۳
  146. مقالات الاسلامیین، ص۱۰۱؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۳۴
  147. محمد بن یوسف اطفیش، ص۲۰
  148. اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۱، ص۲۸۱ - ۲۸۲؛ محمد بن یوسف اطفیش، ص۴۱
  149. الحق الدامغ، ص۶ - ۱۶؛ اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۱، ص۲۸۲؛ محمد بن یوسف اطفیش، ص۳۱ - ۳۲
  150. الحق الدامغ، ص۲۱؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۳۱۹ - ۳۲۷؛ اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۱، ص۲۸۳ - ۲۹۴
  151. الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۳۴ - ۱۳۵؛ محمدبن یوسف اطفیش، ص۱۳۷ - ۱۳۸
  152. همیان الزاد، ج۲، ص۴۶، ۴۷؛ ج۵، ص۲۳۴
  153. ر. ک: التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۳۲۶ - ۳۲۷؛ اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۱، ص۳۳۱ - ۳۴۸؛ الحق الدامغ، ص۲۷ - ۲۲۳
  154. محمدبن یوسف اطفیش، ص۱۵۸ - ۱۶۲؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۳۱۵ - ۳۱۶؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۴۷، ۳۸۶، ۷۷۴
  155. جواهرالتفسیر انوار من بیان التنزیل، ج۲، ص۲۶، ۲۵۲ - ۲۵۵؛ ج۳، ص۵۰۳ - ۵۱۳
  156. فرق الشیعه، ص۲۱؛ المقالات والفرق، ص۱۸؛ مقالات الاسلامیین، ص۶۵ - ۷۵
  157. اوایل المقالات، ص۳۹؛ الملل والنحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۵۴ - ۱۵۵
  158. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۶۹؛ عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۴۸ - ۲۵۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۸
  159. الملل والنحل، شهرستانی، ج۷، ص۱۷۵ - ۱۸۸، ۱۹۶
  160. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۸۲ - ۲۸۴
  161. همان، ص۲۸۲
  162. همان؛ الفهرست، ص۲۲۷؛ تاریخ القرآن والتفسیر، ص۱۹۲
  163. الحاکم الجشمی، ص۸۰ - ۸۵، ۱۷۵ - ۱۹۵
  164. همان، ص۸۴ - ۸۵
  165. همان، ص۱۸۶
  166. همان، ص۱۸۷
  167. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۸۵؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۵۴۰
  168. الملل والنحل، سبحانی، ج۷، ص۱۶۳، ۴۴۲ - ۴۴۳؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۸۶ - ۲۹۹
  169. فتح القدیر، ج۲، ص۲۱۱؛ ج۱، ص۲۷۳؛ الامام شوکانی مفسراً، ص۱۸۰
  170. فتح القدیر، ج۲، ص۲۴۳؛ ج۵، ص۳۴۰؛ الامام شوکانی مفسراً، ص۱۸۴ - ۱۹۰
  171. فتح القدیر، ج۲، ص۲۰۶؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۹۶
  172. فتح القدیر، ج۴، ص۴۷۰؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۹۸
  173. فرق الشیعه، ص۶۷ - ۶۸؛ المقالات والفرق، ص۸۰؛ مقالات الاسلامیین، ص۲۶ - ۲۷
  174. رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۳۴۲ - ۳۴۳؛ وجه دین، ص۱۸۰
  175. دعایم الاسلام، ج۱، ص۲۵ - ۲۷ - ۳۱
  176. وجه دین، ص۱۸۰؛ اساس التأویل، ۲۵ - ۲۷
  177. وجه دین، ص۳۵، ۶۷؛ خوان الاخوان، ص۲۵۷ - ۲۵۹
  178. خوان الاخوان، ص۲۸۰ - ۲۸۵
  179. التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج۲، ص۲۳۹
  180. المجالس والمسایرات
  181. ر. ک: المجالس المؤیدیه؛ وجه دین، ص۸۶، ۸۸؛ اساس التأویل، ص۴۲ - ۴۷
  182. وجه دین، ص۸۶، ۸۸
  183. لسان المیزان، ج۵، ص۲۶۳؛ پژوهشهای قرآنی، ش ۲۱ - ۲۲، ص۳۵۴ - ۳۸۳، «‌گرایش مذهبی شهرستانی‌»
  184. دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۶۵۱

منابع

  • ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ق)، شرح نهج البلاغه، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۵ق؛
  • ابن الندیم (م. ۴۳۸ق)، الفهرست، تهران، مروی، ۱۳۹۳ق؛
  • ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق)، لسان المیزان، بیروت، الاعلمی، ۱۳۹۰ق.
  • ابن خلکان (م. ۶۸۱ ق.)، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، دار صادر؛
  • ابن سعد (م. ۲۳۰ق)، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر؛
  • ابن سلاّم الهروی (م. ۲۲۴ق)، فضائل القرآن، به کوشش وهبی سلیمان، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق؛
  • ابن طاوس (م. ۶۶۴ ق.)، سعدالسعود، به کوشش تبریزیان، قم، دلیل، ۱۴۲۱ق؛
  • ابن عساکر (م. ۵۷۱ق)، تبیین کذب المفتری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰ ق؛
  • ابن فرهون مالکی، الدیباج المذهب، به کوشش محمد احمدی، قاهرة، دارالتراث؛
  • ابوالحسن علی بن اسماعیل الاشعری (م. ۶۰ - ۳۳۰ق)، الابانة عن اصول الدیانه، بغداد، مکتب تعز، ۱۹۸۹ م؛
  • ابومنصور الطبرسی (م. ۵۲۰ق)، الاحتجاج، به کوشش سید محمد باقر، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق؛
  • اجنتس جولد تسهر، المذاهب الاسلامیة فی تفسیر القرآن، ترجمه: علی حسن، مطبعة العلوم، ۱۳۶۳ش؛
  • احمد امین، ضحی الاسلام، مصر، النهضة المصریه؛
  • احمد امین، فجر الاسلام، قاهرة، النهضة المصریة، ۱۹۶۴م؛
  • احمد بن حمد الخلیلی، جواهر التفسیر، عمان، مکتبة الاستقامة، ۱۴۰۴ق؛
  • احمدبن خلیلی، الحق الدامغ، مسقط، النهضة، ۱۴۰۹ق؛
  • الاشعری (م. ۳۳۰ق)، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ والبدع، به کوشش حموده غرابة، المکتبة الازهریة للتراث؛
  • الالهیات، محاضرات السبحانی، به کوشش حسن محمد، قم، مؤسسه امام صادق۱۴۱۷ق؛
  • آدم متز، الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری، ترجمه: عبدالهادی، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۹۶۷م؛
  • البحرانی (م. ۱۱۰۷ق)، البرهان فی تفسیر القرآن، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۹ق؛
  • البخاری (م. ۲۵۶ق)، صحیح البخاری، به کوشش بن باز، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۸ق؛
  • بروسوی (م. ۱۱۳۷ق)، تفسیر روح البیان، بیروت، دارالفکر؛
  • بکیربن سعید، محمد بن یوسف اطفیش حیاته و آثاره الفکریه، عمان، مکتبة الضامری؛
  • البیضاوی (م. ۶۸۵ق)، انوار التنزیل، به کوشش عبدالقادر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۶ق؛
  • پژوهشهای قرآنی (فصلنامه)، مشهد، دفتر تبلیغات؛
  • حاجی خلیفه (م. ۱۰۶۷ق)، کشف الظنون، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۳ق؛
  • الحاکم النیشابوری (م. ۴۰۵ق)، المستدرک علی الصحیحین، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ق؛
  • حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه: پاینده، شرکة تضامنی علمی مهر؛
  • حسین عطوان، فرقه‌های اسلامی در سرزمین شام، ترجمه: شیخی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱ش؛
  • حکمت بشیر یاسین، مرویات الامام احمد بن حنبل فی التفسیر، ریاض، مکتبة المؤید، ۱۴۱۴ق؛
  • خضیر جعفر، الشیخ الطوسی مفسراً، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش؛
  • الخوئی (م. ۱۴۱۳ق)، البیان فی تفسیر القرآن، انوارالهدی، ۱۴۰۱ق؛
  • الخوئی (م. ۱۴۱۳ق)، معجم رجال الحدیث، بیروت، ۱۴۰۹ق؛
  • دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر حداد عادل و دیگران، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۷۸ش؛
  • الذهبی (م. ۷۴۸ق)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، به کوشش البجاوی، بیروت، الدارالمعرفة، ۱۳۸۲ق؛
  • رسائل اخوان الصفا، المقدسی، الزنجانی، المهرجانی، العوفی، بیروت، الدار الاسلامیة، ۱۴۱۲ق؛
  • الزرقانی، مناهل العرفان، به کوشش فواز احمد، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۷ق؛
  • الزمخشری (م. ۵۳۸ق)، الکشاف، به کوشش محمد عبدالسلام، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق؛
  • السبحانی، بحوث فی الملل والنحل، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۰ق؛
  • سعد بن عبدالله الاشعری، المقالات والفرق، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۶۱ش؛
  • السید المرتضی (م. ۴۳۶ق)، امالی، به کوشش حلبی، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۳ق؛
  • سید محسن الامین (م. ۱۳۷۱ق)، کشف الارتیاب، به کوشش امین، مکتبة الحریس، ۱۳۸۲ق؛
  • سید محمد علی ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۴ق؛
  • سید مهدی حسینی، بحوث مع اهل السنة والسلفیه، المکتبة الاسلامیة، ۱۳۹۹ق؛
  • السیوطی (م. ۹۱۱ق)، الدرالمنثور، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق؛
  • الشوکانی (م. ۱۲۵۰ق)، فتح القدیر، بیروت، دارالمعرفه؛
  • الشهرستانی (م. ۵۴۸ق)، الملل والنحل، به کوشش سید گیلانی، بیروت، دارالمعرفه؛
  • صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ق؛
  • صدرالمتالهین (م. ۱۰۵۰ق)، تفسیر القرآن الکریم، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ش؛
  • الصدوق (م. ۳۸۱ ق)، عیون اخبار الرضا، به کوشش و ترجمه مستفید و غفاری، تهران، صدوق، ۱۳۷۲ش؛
  • الصدوق (م. ۳۸۱ق)، التوحید، به کوشش حسینی تهرانی، قم، جامعه مدرسین؛
  • الصدوق (م. ۳۸۱ق)، معانی الاخبار، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ش؛
  • الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ق)، المیزان، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ق؛
  • الطبرانی (م. ۳۶۰ق)، المعجم الصغیر، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
  • الطبرسی (م. ۵۴۸ق)، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق؛
  • الطبری (م. ۳۱۰ق)، جامع البیان، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق؛
  • الطوسی (م. ۴۶۰ق)، التبیان، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • الطوسی (م. ۴۶۰ق)، تمهید الاصول فی علم الکلام، به کوشش مشکوة الدین، دانشگاه، ۱۳۶۲ش؛
  • عبدالجبار الاسدآبادی (م. ۴۱۵ق)، المغنی فی ابواب التوحید والعدل، به کوشش محمود محمد؛
  • عبدالجبار الاسدآبادی (م. ۴۱۵ق)، شرح الاصول الخمسه، به کوشش سمیر مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ق؛
  • عبدالعزیز مجدوب، الرازی من خلال تفسیره، لیبیا ـ تونس، الدارالعربیة، ۱۹۸۰م؛
  • عبدالکریم رافعی قزوینی (م. ۶۲۳ق)، تدوین فی اخبار قزوین، به کوشش عطاردی، عطارد، ۱۳۷۶ش؛
  • عبدالله محمود شحاته، تاریخ القرآن، الهیئة المصریة العامة، ۱۳۹۲ق؛
  • عدنان زرزور، الحاکم الجشمی و منهجه فی تفسیر القرآن، الرساله؛
  • العروسی الحویزی (م. ۱۱۱۲ق)، تفسیر نورالثقلین، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛
  • العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق)، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، به کوشش نجمی، قم، ۱۳۶۳ش؛
  • علی بن اسماعیل (م. ۳۳۰ق)، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • علی بن محمد الجرجانی (م. ۸۱۶ق)، شرح المواقف الایجی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۲۵ق؛
  • علی سامی نشار، نشأة الفکر الفلسفی فی الاسلام، مصر، دارالمعارف، ۱۹۷۵م؛
  • الفخر الرازی (م. ۶۰۶ق)، التفسیر الکبیر، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق؛
  • فهد بن عبدالرحمن الرومی، اتجاهات التفسیر، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۸ق؛
  • الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ق)، تفسیر الصافی، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۲ق؛
  • الکلینی (م. ۳۲۹ق)، الکافی، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ش.
  • المتقی الهندی (م. ۹۷۵ق)، کنزالعمال، به کوشش صفوة السقاء، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۳ق؛
  • مجاهد (م. ۱۰۲ق)، تفسیر مجاهد، به کوشش محمد عبدالسلام، دارالفکر الاسلامی الحدیثة، ۱۴۱۰ق؛
  • المجلسی (م. ۱۱۱۰ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛
  • محسن عبدالحمید، الرازی مفسراً، بغداد، دارالحریة، ۱۳۹۴ق؛
  • محمد ابوزهرة، تاریخ الجدل، قاهرة، دارالفکر العربی؛
  • محمد ابوزهرة، تاریخ المذاهب الاسلامیه، قاهرة، دارالفکر العربی؛
  • محمد المغراوی، المفسرون بین التأویل والاثبات، بیروت، الرسالة، ۱۴۲۰ ق؛
  • محمد بن خزیمه (م. ۳۱۱ق)، التوحید، به کوشش عبدالعزیز، ریاض، مکتبة الرشید، ۱۹۹۴م؛
  • محمد بن محمد ماتریدی (م. ۳۳۳ق)، التوحید، فتح الله خلیف، دارالجامعات المصریه؛
  • محمد بن محمد ماتریدی (م. ۳۳۳ق)، تأویلات اهل السنه، به کوشش محمد و جاسم، بغداد، الارشاد، ۱۴۰۴ق؛
  • محمد بن یوسف اباضی، همیان الزاد، عمان، وزاره التراث القومی والثقافة، ۱۴۱۳ق؛
  • محمد حسن الغماری، الامام الشوکانی مفسرا، جده، دارالشروق، ۱۴۰۱ق؛
  • محمد حسین الذهبی، التفسیر والمفسرون، قاهرة، دارالکتب الحدیثة، ۱۳۹۶ ق؛
  • محمد عبدالحمید، تطور تفسیر القرآن، بغداد، وزارة التعلیم العالی، ۱۴۰۸ق؛
  • محمد عبده، رسالة التوحید، دارالکتاب العربی، ۱۹۶۶م؛
  • محمد محمود حجازی، التفسیر الواضح، بیروت، دارالجیل، ۱۳۸۹ق؛
  • محمود شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، تهران، التقریب بین المذاهب، ۱۴۲۱ق؛
  • مساعد مسلم آل جعفر، اثر التطور الفکری فی التفسیر، بیروت، الرسالة، ۱۴۰۵ق؛
  • مسلم (م. ۲۶۱ق)، صحیح مسلم با شرح سنوسی، به کوشش محمد سالم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق؛
  • مصطفی صاوی، منهج الزمخشری، جوینی، قاهرة، دارالمعارف، ۱۹۵۹م؛
  • معرفت، التفسیر والمفسرون، مشهد، الجامعة الرضویة، ۱۴۱۸ق؛
  • المفید (م. ۴۱۳ق)، اوائل المقالات، به کوشش الانصاری، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق؛
  • ناصر خسرو (م. ۴۸۱ق)، خوان الاخوان، به کوشش قویمی، تهران، کتابخانه بارانی، ۱۳۳۸ش؛
  • ناصر خسرو، وجه دین، به کوشش اعوانی، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۹۷ق؛
  • النعمان المغربی (م. ۳۶۳ ق)، دعائم الاسلام، به کوشش فیضی، قاهرة، دارالمعارف، ۱۳۸۳ق؛
  • النعمان المغربی (م. ۳۶۳ق)، اساس التأویل، به کوشش عارف تامر، بیروت، دارالثقافه؛
  • النعمان المغربی (م. ۳۶۳ق)، المجالس والمسایرات، به کوشش یعلاوی و دیگران، بیروت، دارالمغرب الاسلامی، ۱۹۹۷م؛
  • النوبختی (م. ۳۱۰ق)، فرق الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۴ق؛
  • نورالله الحسینی الشوشتری (م. ۱۰۱۹ق)، احقاق الحق، تعلیقات شهاب الدین نجفی، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۶ق؛
  • هبة الله شیرازی (م. ۴۷۰ق)، المجالس المؤیدیه، به کوشش مصطفی، بیروت، دارالاندلس؛
  • یاقوت الحموی (م. ۶۲۶ق)، معجم الادباء، بیروت، دارالمغرب الاسلامی، ۱۹۹۳م.

پیوند به بیرون

منبع مقاله: دائرة المعارف قرآن کریم، ج۸