کسر اصنام الجاهلیة (کتاب)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
کسر اصنام الجاهلیة
کسر اصنام الجاهلیه (کتاب).jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: ملاصدرا (متوفای ۱۰۵۰ ق)
موضوع: عرفان، تصوف
سبک: استدلالی
زبان: عربی
ناشر: مؤسسة التاریخ العربی
تاریخ نشر: ۲۰۰۷م
مجموعه: ۱ جلد

کسرُ أصنامِ الجاهلیة اثر ملاصدرا در رد تصوف خانقاهی. ملاصدرا انگیزه خود از نوشتن این اثر را مشخص کردن عارفان حقیقی از عارفان دروغین و عارف نما بیان کرده است. سرفصل‌های این کتاب عبارت است از: شناخت خدا، هدف از عبادت، جایگاه مقربان و مذمت دنیا. در این کتاب، تلاش شده است تا با بیان ویژگی‌های عارفان حقیقی، نادرستی ادعای مدعیان دروغین عرفان تبیین شود. این کتاب با نام «عرفان و عارف‌نمایان» به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

نام کتاب

کسر اصنام الجاهلیة، کتابی است به زبان عربی از صدرالدین شیرازی در رد تصوف دروغین. برخی نام آن را کسر الاصنام الجاهلیة فی کفر جماعة الصوفیة دانسته‌اند.[۱] با این حال خود مؤلف در دیباچۀ کتاب، آن را کسر الاصنام الجاهلیة نامیده است.[۲]

مؤلف کتاب

نوشتار اصلی: ملا صدرا

مؤلف این کتاب، صدرالمتألهین شیرازی است. او که در علوم عقلی و نقلی، تخصص و تبحّر داشت، در سال ۹۷۹ق به‌دنیا آمد و پس از تحصیل مباحث مقدماتی علوم دینی، در اصفهان به درس بهاءالدین محمد عاملی حاضر و در درس فقه و اصول وی شرکت کرد. پس از آن، در درس سید محمدباقر استرآبادی حاضر شد و مباحث فلسفی را به صورت تخصصی از وی فرا گرفت.[۳] ملاصدرا که در فلسفه به آخوند مشهور است، در کنار تحصیل علوم دینی و فلسفه، به پایه ریزی نظامی فلسفی به نام حمکت متعالیه همت گماشت؛ فلسفه‌ای که از عقل، نقل و شهود استفاده می‌کند.

انگیزه نگارش کتاب

انگیزۀ ملاصدرا از تألیف این کتاب، دفاع از دین در برابر ورود عقاید باطل و آگاه ساختن مردم از حیله‌گری عده‌ای است که به دروغ خود را در جایگاه اولیاء نشانده‌اند. خود در این باره گفته است:

وقتی که دیدم در این دوران-که تیرگی‌های نادانی و کوری سرزمین‌ها را فرا گرفته است-عده‌ای با تمام توان بر همراهی با نادانی و نافهمی در باورها و گفته‌های خود اصرار می‌ورزند و در کارهای خود، کناره‌گیری و فساد اختیار کرده‌اند و چون دیدم که خاستگاه این نادانی و بیهودگی در گفتار و رفتار اینان امری است که ظرافت آن پوشیده، فتنه‌اش بزرگ، آفتش شدید و مصیبتش همه جه پراکنده است و چنین دریافتم که ضرر آن در بیشتر طبائع مأنوس رسوخ کرده و شر آن بر فطرت‌های عامی و عقول عادی زیاد گشته است؛ چرا که حیله‌گری شیطان خیال را منتهی درجه دریافت‌های صاحبان کمال پنداشته‌اند.... چون چنین دیدم و دریافتم که برطرف ساختن این شر مسئله‌ای مهم برای دین بوده، از میان برداشتن این شبهه و زدودن آن از دل‌های متعلمین و مبتدئین برای رهایی بخشیدن آنان از وسوسه‌های شیطان جایگاهی والا دارد، از خداوند طلب خیر کرده، با تقرب به او و توسل به اولیاء حقیقی شریعت و رؤسای عصمت و هدایت -صلوات الله علیهم اجمعین-دست به کار شدم تا وسوسه‌های آنان را بزدایم و شبهه‌هایشان را برطرف کنم و سفاهتشان را باطل کنم و گره‌های آنان را باز کنم، و فریب‌کاری‌های آنها و گمراهی‌هایشان را ویران سازم و بت‌های خیالی آنها را بشکنم و رگ‌های خیالی آنها را ببرم و رؤیاهایشان را ریشه‌کن سازم. پس این رساله را نگاشته، آن را "کسر الاصنام الجاهلیة" نامیدم.[۴]

محتوای کتاب

این کتاب مشتمل است بر یک مقدمه، چهار فصل و یک خاتمه.

مقدمه

مقدمه این کتاب «درباره اموری است که برای شناختنِ افرادی که کرامت و فضیلتی افزون بر سایر مردم دارند، آگاهی یافتن از آنها واجب است».[۵] در این جهت، ملا صدرا با بیان دوبعدی بودن انسان و نیاز انسان به علم و عمل برای دست‌یابی به کمال، چنین می‌نویسد که علمی که انسان را به کمال مخصوص خود می‌رساند، هر علمی نیست، بلکه معرفت خداوند و صفات و افعال او و نیز معرفت آخرت و نفس انسان است. همچنین عملی که برای به کمال رساندن انسان ضروری است هر عملی نیست، بلکه ریاضات و مجاهده‌های شرعی و حِکمی است که شرایطی ویژه دارد.[۶] مؤلف کتاب در ادامه این مقدمه به طور مفصل شرایط استکمال نفس و موانع آن را به بحث می‌گذارد. در فقرات پایانی این مقدمه چنین آمده است:

بزرگ‌ترین حجاب نفس نسبت به پروردگار، نشناختن جوهر خود، عالَم خود و مبدأ و معاد خود است. این نادانی، از زنگار و سرشتی است که به دلیل رفتارهای زشت و ناپسند و اخلاق پست با ذات او درآمیخته و در جوهر او نفوذ کرده است. چنان که در این آیه شریفه بدان استشهاد شده است: کلَّا بَلْ رَانَ عَلَیٰ قُلُوبِهِم مَّا کانُوا یکسِبُونَ (ترجمه: نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب می‌شدند زنگار بر دلهایشان بسته است.)[ مطففین–۱۴] اما انحراف آن به دلیل آراء فاسد است، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ (ترجمه: پس چون [از حق‌] برگشتند، خدا دلهایشان را برگردانید.)[ صف–۵]
و بدان که تا زمانی که نفس از این شهوت‌های دنیوی و لذت‌های حیوانی دوری نگزیند، ذات نورانی خود را نمی‌بیند و درهای آسمان به روی آن گشوده نمی‌شود و در ذات خود اشیاء شریف، لطیف و مطلوبی را که در عالم اوست و نیز تصاویر نیکو و لذت‌های نورانی و اخروی را مشاهده نمی‌کند. اموری را که خداوند در توصیفشان فرموده است: وَ فِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (ترجمه: و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست‌] و شما در آن جاودانید.)[ زخرف–۷۱] و نیز فرموده است: فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِی لَهُم مِّن قُرَّ‌ةِ أَعْینٍ جَزَاءً بِمَا کانُوا یعْمَلُونَ (ترجمه: هیچ کس نمی‌داند چه چیز از آنچه روشنی‌بخش دیدگان است به [پاداش‌] آنچه انجام می‌دادند برای آنان پنهان کرده‌ام.)[ سجده–۱۷] [۷]

فصل اول: اهمیت شناخت خدا

فصل اول در این باره است که «نزد خدا هیچ مقامی برتر از شناخت ذات، صفات و افعال خدا نیست و عارف همان عالم ربانی است و آن که داناتر است، عارف‌تر در نزد خدا مقرّب‌تر است».[۸] مطالب زیر در این فصل آمده است:

  • هرکس قبل از کامل کردن معرفت خود ریاضت را آغاز کند گمراه و گمراه‌کننده است.
  • بسیاری از افرادی که متولی ارشاد گشته‌اند، راه‌های شناخت و هدایت را نمی‌شناسند.
  • ابطال شطحیات صوفی‌نمایان و ضرر آن شطحیات برای مسلمانان.
  • دیدن حقائق اشیاء تنها برای کسی جایز است که به نفس خود ریاضت داده و عقلش را تهذیب کرده است.
  • جاهل به نشانه‌های خدا را نمی‌توان صوفی، فقیه یا حکیم نامید.[۹]

فصل دوم: هدف از عبادت

فصل دوم در این باره است که «هدف نهایی در عبادت‌های بدنی و ریاضت‌های نفسانی انسان، تحصیل معارف و به دست آوردن علوم است. البته نه هر معرفت و علمی، بلکه معارف الاهی و علوم ربانی».[۱۰] در این فصل این مباحث مطرح شده است:

  • تبیین معارفی که غایت حقیقی وجود انسان است.
  • بسیاری از افرادی که متولی ارشاد گشته‌اند، راه‌های شناخت و هدایت را نمی‌شناسند.
  • فائده هر صفت کمالی برای نفس، آماده‌سازی نفس برای تطهیر خود و فیضان معارف است.
  • اثبات تفاوت بین علوم مربوط به مکاشفه؛ برترین و شریف‌ترینِ آنها شناخت خداست.
  • بیان تفاوت بین احوال.
  • سبب بدی عاقبت.
  • بیان علامت‌ها و ویژگی‌های دوست‌داران خدا.[۱۱]

فصل سوم:جایگاه مقربان

فصل سوم «بیان ویژگی‌های نیکوکاران و اهل عمل است که رتبه آنان پایین‌تر از رتبه مقربان است».[۱۲] مطالب مطرح شده در این فصل بدین قرار است:

  • راه رسیدن به منازل آنان.
  • ویژگی عشق و شوق.
  • شرح این سخن که منشأ کارهای شایسته در انسان عشق خدا و شوق به دیدار اوست.
  • تنها عارف حقیقی در این عالم به عبادت خدا می‌پردازد.
  • اثر عبادات جلب فواید روحانی و درمان بیماری‌های نفسانی است.
  • وجه هماهنگی در سلامتی و مرض بین ظاهر و باطن.
  • بیان غرض از رفتارهای انسان و غایت طاعات و عبادات شرعی.
  • رفتارهای زشت سبب شقاوت اخروی.
  • سبب نشناختن تفاوت بین خوبان و بدان، و سفیهان و عاقلان، و نادانان و دانایان.[۱۳]
کسر اصنام-ترجمه.jpg

فصل چهارم: مذمت دنیا

فصل چهارم «اندرزهایی حکیمانه و نصیحت‌هایی عقلی است در مذمت دنیا و اهل آن».[۱۴] در این فصل بدین مطالب پرداخته شده است:

  • سفارش‌های پیامبران و اولیاء برای ترک دنیا.
  • سفارش‌های فیثاغورس.
  • سفارش‌های حکیمان.[۱۵]

خاتمه

در خاتمه کتاب، ملاصدرا به این نکته توجه داده است که مطالب مطرح شده در این کتاب برای توبیخ فردی خاص نیست؛ بلکه هدف، توجه دادن به فساد دوران و انحراف بیشتر مردم و شیوع بیماری گمراهی در دل‌ها و ذهن‌هاست. تا حدی که تعطیل کردن امور راجع به دین و قیامت، نهایت مرتبه تقرب به خداوند دانسته می‌شود و وسوسه‌های شیطانی و تسلط خیالات فاسد، الهام حق و اشاراتی از عالم ملکوت به شمار می‌آید.[۱۶] پس از آن ملاصدرا یک جمع‌بندی از مطالب مطرح شده در کتاب ارائه می‌کند.

ترجمه کتاب

این کتاب توسط محسن بیدارفر با عنوان «عرفان و عارف‌نمایان» به فارسی ترجمه شده و از سوی انتشارات الزهرا منتشر شده است.

پانویس

  1. خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۱۰۰؛ بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون، ج۴، ص۳۵۳.
  2. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۴۸.
  3. بیدارفر، عرفان و عارف‌نمایان، ۱۳۷۱ش، ص۱۷-۱۸.
  4. صدرالمتألهین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ص۳۶-۴۸؛ ترجمه آزاد.
  5. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۴۹.
  6. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۴۹.
  7. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۵۸-۵۹.
  8. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۶۱.
  9. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۶۱-۸۶.
  10. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۸۷.
  11. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۸۷-۱۲۹.
  12. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۱۳۱.
  13. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۱۳۱-۱۵۹.
  14. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۱۶۱.
  15. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۱۶۱-۱۸۵.
  16. صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیة، ۱۴۲۵ق، ص۱۸۶.

منابع

  • صدرالدین الشیرازی، محمد بن ابراهیم، کسر اصنام الجاهلیة، تصحیح حسین الطقش، بیروت، معهد المعارف الحکمیة، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م.
  • صدرالدین الشیرازی، محمد بن ابراهیم، کسر اصنام الجاهلیة، تصحیح دکتر محسن جهانگیری، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، ۲۰۰۷م.
  • بیدارفر، محسن، عرفان و عارف‌نمایان، تهران، الزهراء، ۱۳۷۱ش.
  • آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت،‌ دار الاضواء، بی‌تا.
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تحقیق اسدالله اسماعیلیان، قم، بی‌تا.
  • بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون، بیروت، ۱۹۸۲م.