شیخ محمود شبستری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

شیخ محمود بن عبدالکریم ‌بن یحیی شبستری، عارف و شاعر نامدار آذربایجانی در قرن هشتم. مهمترین و مشهورترین اثر وی گلشن راز است.

زندگی‌نامه

دربارۀ زندگی او اطلاعات اندکی در دست است. لقب او سعدالدین بود.[۱] ظاهرا در نیمۀ دوم قرن هفتم در شبستر به دنیا آمد.[۲] برخی محققان متأخر[۳]، در تعیین زمان دقیق ولادت شبستری، از روی تذکره‌هایی که وفات او را در ۷۲۰ق و عمر وی را ۳۳ سال نوشته‌اند، به اشتباه، ولادت او را در ۶۸۷ق دانسته‌اند.

گفته‌اند که شبستری به مصر، شام، حجاز، بغداد، یمن، اندلس و قفقاز سفر کرد.[۴]

همچنین مؤلف ریاض‌ السیاحة[۵] نوشته که او به کرمان رفت و در همانجا ازدواج کرد و صاحب فرزند شد و برخی نوادگان او اهل علم‌اند و به خواجگان شهرت دارند.[۶]

بیشتر تذکره‌نویسان درگذشت شبستری را بین ۷۱۸ق و ۷۲۰ق دانسته‌اند.[۷] از این میان، سال ۷۲۰ق که روی سنگ قبر او هم نوشته شده، مشهورتر است. اما ابوالمجد تبریزی در پایان کتاب سفینه تبریز[۸]، حدیثی مسند از شبستری نقل کرده و پس از نام او عبارت ادام‌الله ایامه را به کاربرده است. چون تاریخ این حدیث ۷۲۵ق است، مسلّما شبستری تا آن تاریخ زنده بوده است. ابن‌ کربلایی[۹]، که تاریخ وفات بهاءالدین یعقوب را در ۷۳۷ق ضبط کرده، نوشته است که شبستری را، به وصیت خودش، پایین پای استادش دفن کردند. بر این اساس، شبستری تا ۷۳۷ زنده بوده است.

ابن‌کربلایی[۱۰]، بدون اشاره به تاریخ وفات شبستری، افزوده که بابا ابی شبستری، که در ۷۴۰ق درگذشته و معاصر شیخ محمود شبستری بوده، در همان سال وفات شیخ محمود درگذشته است.

در سعادت نامه منسوب به شبستری[۱۱] از فردی به نام امین‌الدین به عنوان استاد وی یاد شده است. لاهیجی[۱۲] نیز منظور شبستری را از مرد کار دیده در ابتدای گلشن‌ راز، امین‌الدین دانسته است. تنها صوفی‌ای که در آن دوره به این نام شناخته شده، امین‌الدین حاج بُلَه است.

به نوشتۀ لویزن[۱۳] شاید منظور از امین‌الدین، حاجی امین‌الدین عبدالسلام‌ بن سهلان خُنجی= باشد.

استادان

بهاءالدین یعقوب تبریزی را از استادان شبستری دانسته‌اند.[۱۴] از فردی به نام امین‌الدین به عنوان شاگرد شبستری و شارح گلشن‌ راز یاد شده که زرین‌ کوب[۱۵] احتمال داده نام این فرد با نام استاد او خلط شده باشد.

مذهب

در سعادت نامه منسوب به شبستری[۱۶]، به سنّی بودن وی و پیروی او در فروع از اشعری تصریح شده، اما ظاهرا هیچ منبع دیگری دربارۀ مذهب شبستری سخن نگفته است. با وجود این، حاجی خلیفه[۱۷]، به استناد کتاب مرآت‌ المحققین، که منسوب به شبستری است، نوشته که او شیعه است. هانری کوربن[۱۸] نیز علت پدیدآمدن این نظر را وجود تفسیرهای متعدد شیعیان، به‌ویژه اسماعیلیان، بر گلشن‌ راز وی دانسته است.[۱۹]

آثار

شبستری، به تصریح خودش[۲۰]، قبل از سرودن گلشن راز رسائلی نوشته بوده است، اما از آنها اطلاع دقیقی در دست نیست. به طور کلی، آثار وی را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد:

  1. گلشن‌راز، که مسلّما از اوست
  2. آثاری که در صحت انتساب آنها به شبستری تردید وجود دارد و عبارتند از: سعادت‌ نامه، حق‌الیقین و مرآت‌ المحققین.
  3. آثاری که قطعآ از او نیستند و عبارت‌اند از: مراتب‌ العارفین، ترجمه منهاج العابدین غزالی، رساله شاهد، کنزالحقایق، انسان کامل، تفسیر سورةالفاتحة، رساله معراجیه، غایةالامکان فی معرفة الزمان و المکان، جام‌جهان نما، رساله احدیت، و شرح و تفسیر اسماءالله.[۲۱]

سعادت نامه

ابن‌ کربلایی[۲۲]، هدایت[۲۳] و بغدادی[۲۴] سعادت‌نامه را جزو آثار شبستری ضبط کرده‌اند. این کتابِ کلامی -عرفانی، به نظم و شامل چهار باب دربارۀ معرفت ذات واجب الوجود و صفات و اسماء و افعال اوست.

قابل توجه اینکه شبستری سعادت‌نامه بسیار مغایر با شبستری گلشن‌راز است. سعادت‌نامه مبتنی بر نگاهی شریعت‌مدارانه به توحید است و در آن از منظر متکلمی متعصب به طرد و رد فرقه‌ها و مسالک منحرف پرداخته شده است[۲۵]؛ اما گلشن‌راز بر پایۀ ذوق و حال است. حتی اگر سعادت‌نامه از شبستری باشد، از بیت ۳۳۴ تا ۳۵۱ آن[۲۶] الحاقی به نظر میرسد، زیرا این ۱۸بیت، که وصف‌الحال شاعر است، با ابیات دیگر ابواب هیچ سنخیتی ندارد، و نیز اگر شاعر می‌خواست شرح حال خود را بدهد چرا به جای مقدمۀ کتاب، آن را در فصل دوم، که دربارۀ توحید است، گنجانده با توجه به اینکه شاعر در این ۱۸ بیت به شاگردی خود در مکتب ابن‌عربی تصریح کرده است، اگر صحت انتساب سعادت‌نامه به شبستری محرز شود، معلوم می‌شود که او از مکتب ابن‌ عربی متأثر بوده و از منظر این مکتب به سرودن گلشن‌راز پرداخته است.

حق الیقین

ابن‌کربلایی، رضاقلی خان هدایت و اسماعیل پاشا بغدادی[۲۷] حق‌الیقین را نیز از شبستری دانسته‌اند. این کتاب شامل ۸ باب و دربارۀ عرفان نظری است. با اینکه قدیمی‌ترین نسخه‌های حق‌الیقین متعلق به قرن یازدهم است[۲۸] و در ابتدا و انتهای کتاب، مؤلف به نام خود اشاره نکرده و تنها در ابتدای کتاب، کاتب، آن را از تصنیفات شبستری شمرده است[۲۹]، اما زرین‌کوب[۳۰] و لویزن[۳۱] معتقدند که این اثر در صورت و محتوا شبیه گلشن‌راز است و نویسندۀ آن شبستری است.

مرآت المحققین

حاجی خلیفه[۳۲] و نفیسی[۳۳] مرآت المحققین را به شبستری نسبت داده‌اند. این کتاب مشتمل بر ۷باب و دربارۀ معرفت نفس و خداست. مرآت را به ابن سینا، نجم‌الدین شیرازی، نصیرالدین طوسی و شیخ احمد جامی نیز منسوب کرده‌اند.[۳۴] افزون بر این، مؤلف نه در ابتدا و نه در انتهای کتاب، نام خود را ذکر نکرده و فقط کاتب، در پایان کتاب، آن را به شبستری نسبت داده است.[۳۵] با وجود این، زرین‌کوب[۳۶] در صحت انتساب آن به شبستری اطمینان دارد.[۳۷]

پانویس

  1. رجوع کنید به سفینه تبریز، ص۷۳۳؛ ابن‌کربلایی، ج ۲، ص۸۸؛ قس حاجی خلیفه، ج ۲، ستون ۱۵۰۵، که گفته لقب او نجم‌الدین بوده است
  2. رجوع کنید به شیروانی، ص۸۹؛ هدایت، ۱۳۴۴ش، ص۲۲۱
  3. مشحون، ص۱۲؛ زرین‌کوب، ص۳۱۸
  4. شبستری؛ مشحون، همانجاها؛ دولت‌آبادی، ص۱۵۲؛ قس براون، ص۱۸۷، که می‌نویسد او همه عمر خود را در تبریز به سر برد
  5. ص ۹۰
  6. نیز رجوع کنید به دولت‌آبادی، همانجا؛ قس لویزن، ص۱۲، که گفته شبستری فرزندی نداشته است
  7. برای نمونه رجوع کنید به: هدایت، ۱۳۸۲ش، ج ۴، ص۹۹؛ دولت آبادی، ص۱۵۳
  8. ص۷۳۳
  9. ج۲، ص۸۸
  10. ص ۹۱=۹۲
  11. ۱۳۷۱ش، ص۱۶۸
  12. ص ۳۴
  13. ص ۲۱
  14. ابن‌کربلایی، ج ۲، ص۹۱؛ هدایت، ۱۳۴۴ش، ص۲۲۱
  15. ص ۴۱۴
  16. مجموعه آثار شیخ‌محمود شبستری، ص۱۵۰
  17. ج ۲، ستون ۱۶۴۹؛ و نیز آقا بزرگ طهرانی، ج ۱۸، ص۲۲۶
  18. ص ۱۳۴
  19. نیز رجوع کنید به «بعضی از تأویلات گلشن‌راز»، ص۱۳۲-۱۶۱
  20. گلشن‌راز، ص۶۸
  21. رجوع کنید به هدایت، همانجا؛ زرین‌کوب، ص۳۵۳؛ شبستری، همان، مقدمه موحد، ص۱۱-۱۲
  22. ج ۲، ص۸۸
  23. ۱۳۴۴ش، ص۲۲۱
  24. ج ۲، ستون ۴۰۷
  25. رجوع کنید به شبستری، همان، ص۱۷۰۱۷۲
  26. شبستری، همان، ص۱۶۸
  27. ج ۲، ص۸۸
  28. شبستری، همان، مقدمه موحد، ص۲۸۳؛ همو، ۱۳۸۰ش، مقدمه اشرف‌زاده، ص۲۲۲۳
  29. رجوع کنید به شبستری، ۱۳۸۱ش، مقدمه اشرف‌زاده، ص۲۵، ۲۷
  30. ص ۳۲۰
  31. ص ۶۰
  32. ج ۲، ستون ۱۶۴۹
  33. ج ۱، ص۱۷۰
  34. منزوی، ج ۶، ص۲۲۹
  35. رجوع کنید به شبستری، ۱۳۷۱ش، ص۳۷۷
  36. رجوع کنید به شبستری، ۱۳۷۱ش، ص۳۷۷
  37. برای چاپهای متعدد این سه کتاب رجوع کنید به مشار، ج ۶، ستون ۵۵-۵۶؛ و نیز تهران ۱۳۶۵ش، ۱۳۸۰ش

منابع

  • آقابزرگ طهرانی.
  • حافظ حسین ابن‌کربلایی، روضات الجنان و جنات‌الجنان، چاپ جعفر سلطان‌القرایی، تهران، ۱۳۴۹ش.
  • «بعضی از تأویلات گلشن راز»، در ایران و یمن یعنی سه رساله اسماعیلی، چاپ هانری کربن، تهران، ۱۳۴۰ش/۱۹۶۱م.
  • ادوارد براون، از سعدی تا جامی، ترجمه علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۵۷ش.
  • اسماعیل‌پاشا بغدادی، هدیةالعارفین من اسماء المؤلفین و آثار المصنفین من کشف الظنون، استانبول، ۱۹۵۵م.
  • حاجی‌خلیفه.
  • عزیز دولت‌آبادی، سخنوران آذربایجان، تبریز، ۱۳۵۵ش.
  • امین‌ احمد رازی، هفت اقلیم، چاپ جواد فاضل، تهران، انتشارات علمی، بی‌تا.
  • عبدالحسین زرین‌کوب، جستجو در تصوف، تهران، ۱۳۵۷ش.
  • سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد تبریزی، چاپ عکسی، تهران، ۱۳۸۱ش.
  • شیخ‌محمود شبستری، مجموعه آثار شیخ‌محمود شبستری، چاپ صمد موحد، تهران ۱۳۷۱ش.
  • شیخ‌محمود شبستری، حق‌الیقین فی معرفة رب‌العالمین، چاپ رضا اشرف‌زاده، تهران، ۱۳۸۰ش.
  • زین‌العابدین شیروانی، ریاض‌السیاحة، چاپ اصغرحامد ربانی، تهران، ۱۳۳۹ش.
  • هانری کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسداللّه مبشری، تهران، ۱۳۶۱ش.
  • شمس‌الدین محمد لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، چاپ محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • لئونارد لویزن، فراسوی ایمان و کفر، ترجمه مجدالدین کیوانی، تهران ۱۳۷۹ش.
  • خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز چاپ تاکنون، تهران، ۱۳۴۴ش.
  • حسن مشحون، شرح حال و نمونه آثار شیخ‌محمود شبستری، شیراز، ۱۳۱۵ش.
  • احمد منزوی، فهرست‌واره کتاب‌های فارسی، تهران، ۱۳۸۱ش.
  • سعید نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، ج۱، تهران، ۱۳۴۴ش.
  • رضاقلی‌خان هدایت، ریاض‌العارفین، چاپ مهرعلی گرکانی، تهران، ۱۳۴۴ش.
  • رضاقلی‌خان هدایت، مجمع‌الفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ۱۳۸۲ش.

پیوند به بیرون

منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام